واكنش كاپيتان، بازيكنان و مربي پرسپوليس به يك خبر:
حرف خانهات را هم بيرون ميبردي؟
گمانهزنيها براي پيدا كردن سوراخ خبري تيم از همان روز آغاز شد. مديريت تيم به بازيكناني ترديد داشت كه در طيف مخالفان بودند. اما كدام مخالف و كدام منتقد؟ اين تيم را عباس انصاريفرد براساس علايق شخصياش و بدون احتساب نظر يك مربي بسته بود. جداشدن علي كريمي، خود نشانه دقيقي است از تلاش اين مدير براي ساختن تيمي كه هيچ مخالفي در آن نيست.
کد خبر: ۶۵۸۲۱
| | 1703 بازدید
يك روز پس از فريادي كه كريم باقري در رختكن سر داد، روزنامهها متن كاملي از درگيري كاپيتان خوش اخلاق پرسپوليس با مهاجم تازهوارد را روي جلد بردند. هنوز گلوي كاپيتان باقري از فريادش التيام نيافته بود كه جوهر چاپ روي جلد روزنامهها نقش بست. باقري خطاب به زارع گفته بود روزي او را از پرسپوليس بيرون خواهد كرد! آيا راويان رختكن واقعيتها را به زبان آورده بودند؟ آيا چاشني شيطنت در گفتار خبرچيناني كه براي جا انداختن خود در دل بازيكنان تلاش ميكنند، نقش نداشت؟به نوشته جام جم؛ عباس انصاريفرد كه روزهاي قبل از اين اتفاق را به تعقيب و گريز با بازيكنان و مربيان گذرانده بود و براي خلاصي از دست بازيكناني كه دنبال وصول طلبهاي گذشته خود بودند در انظار آنها آفتابي نميشد، بلافاصله 2 بازيكن را خواست. شايد خوب ميدانست براي صحبت با باقري نبايد با نگاهي از بالا و چشمهايي برافروخته و كلامي تند استفاده كند. شايد خوب ميدانست بازيكني كه روبهروي او نشسته است تا همين چند روز قبل در پي نقد شدن مطالبات خود ميدويد. همان بازيكني كه وقتي صداي اعتراضش روي جلد روزنامهها رفت، حيرت همگان را برانگيخت. قرار بود بين كاپيتان و مديرعامل پرسپوليس چه بگذرد؟!
پيش از اين كه مديرعامل بخواهد واكنش خود را مقابل كنش خصوصي 2 بازيكن تيمش قرار دهد، باقري بازيكنان را در رختكن جمع كرد: «دوست دارم بدانم كدام يكي از شما، حرفهاي رختكن را بيرون برديد؟»! به يقين ميدانست خبرچين تيم داوطلبانه دست خود را بالا نميبرد و خودش را معرفي نميكند!
او كه لااقل ميدانست بين بازيكنان تيمش مقبوليت و محبوبيت لازم را دارد، بدون اين كه بخواهد نمايش و فيلمي بازي كند، جملاتش را تندتر كرد: «من فكر ميكنم همه ما سر سفره خانوادههايمان بزرگ شدهايم. براي همين فكر نميكنم كسي حرفهاي خصوصي بين خانوادهاش را از خانه بيرون ببرد. من دوست دارم بدانم كسي كه تيم را خانواده خودش نميداند، پس چطور اينجا زندگي ميكند. من فكر ميكردم كنار هم يك تيم هستيم. ولي واقعا اين جور اتفاقات مرا به اين نتيجه ميرساند كه بين ما هيچ رابطهاي نيست»!
فضاي سنگيني در جمع حاكم ميشود. جوي كه انگار روي شانه و گردن همه بازيكنان سنگيني ميكند. كاپيتان ايستاده و به همبازياني نگاه ميكند كه همگي سرشان را پايين انداختهاند. آيا چنين احساس گناهي بين بازيكنان تا اين حد معقول بود؟ وقتي باقري تمام بازيكنان را خطاب قرار داد، انگار كه تمام بازيكنان با هم احساس گناه كردند، هرچند شايد همه منهاي يكي بيگناه بودند!
***
تمرين و شوخي و خنده، مثل قطرههاي باراني بود كه روي خاكستر ميريخت. خاكستري كه زيرش هنوز گرماي آتش پنهان را ميتوان حس كرد. كرانچار به بازيكنانش اولتيماتوم داده بود كه اگر يك بار ديگر اخبار باشگاه به بيرون درز پيدا كند و هر صحبت در رختكن روي جلد روزنامهها نقش ببندد، تمامي بازيكنان را جريمه ميكند؛ اما انگار بازيكنان تيم، خودشان ميخواستند آستينها را بالا بزنند.
هر وقت كسي تلفن همراهش زنگ ميخورد، نگاهها به سوي او برميگشت و گوشها تيز ميشد. وقتي يكي از بازيكنان صدايش را در زمان مكالمه تلفني پايين ميآورد، اين آغاز تلاش بازيكنان بود كه ميخواستند مهمترين عامل بي اعتمادي خود را در رختكن تيم پيدا كنند.
از روزي كه باقري خطاب به بازيكنان نطق كرد، بازار تكذيبها آغاز شد. زارع كه به نظر ميرسيد خطاب باقري بوده، حالا ادعا ميكند ميان او و كاپيتان هيچ چيزي نگذشته و البته چنين ميگويد: «من حرف درشتي نزدم كه آقا كريم بخواهد چنين جوابي به من بدهد؛ ولي به هرحال من خوب ميدانم آقا كريم بزرگتر اين تيم است. اگر هم روزي خواست مرا از تيم بيرون بيندازد، حتما حق با اوست.»
بعد وقتي به سراغ سپهر حيدري ميرويم، او همان حرفهاي كاپيتان را به شكلي جديتر تكرار ميكند: «من چيزي نديدم و نشنيدم؛ ولي كسي كه حرفهاي رختكن را بيرون ميبرد، حتما پيش از اين دعواي پدر و مادرش را هم براي همسايهها و فك و فاميل تعريف ميكرده! به نظر من چنين آدمي لياقت زندگي كردن كنار يك تيم آن هم تيمي مثل پرسپوليس را ندارد»!
***
اما گمانهزنيها براي پيدا كردن سوراخ خبري تيم از همان روز آغاز شد. مديريت تيم به بازيكناني ترديد داشت كه در طيف مخالفان بودند. اما كدام مخالف و كدام منتقد؟ اين تيم را عباس انصاريفرد براساس علايق شخصياش و بدون احتساب نظر يك مربي بسته بود. جداشدن علي كريمي، خود نشانه دقيقي است از تلاش اين مدير براي ساختن تيمي كه هيچ مخالفي در آن نيست.
عباس انصاريفرد نميتوانست نسبت به هيچ بازيكني واكنش نشان دهد، اما كرانچار خود دست به كار شد. او در اولين بازي بعد، شيث رضايي را باز هم در تركيب تيم خود قرار نداد و از حسين بادامكي كه يكي از بازيكنان محبوب خود بود، حتي در فهرست 18 نفره هم سود نبرد.
او اما بدون اين كه به قطعيت از گناهكاري مظنونان خود برسد، به بازيكنانش چنين گفت: «كساني در تيم من بازي ميكنند كه از لحاظ فني و اخلاقي صلاحيت داشته باشند...» و او بعد يك مثال مناسب براي ادعاي خود آورد: «روزي كه وين روني به منچستر رفت، همه از الكس فرگوسن انتقاد كردند كه تو ديگر نميخواهي به اخلاق بازيكنانت توجهي كني، ولي خب سر الكس جواب جالبي داد. او مدعي شد وقتي روني بازي ميكند كه رفتار دلخواه مرا داشته باشد. حالا من از شما ميپرسم... آيا فكر ميكنيد به لحاظ فني لياقتي بيشتر از وين روني داريد؟»
اين اولتيماتوم كرانچار شايد براي معرفي مظنونان خيالي او كافي بود. مردي كه ميداند حتي از سوي مديران باشگاه هم بخوبي مورد حمايت قرار نميگيرد. او كه پس از تساوي مقابل شاهين بوشهر در همان كنفرانس خبري از زبان خبرنگاران شنيد مديرعامل تيم چند دقيقه بعد از پايان بازي گفته كرانچار فقط 2 هفته ديگر زمان خواهد داشت،
با تعجب جواب داد: «من نميدانم آيا واقعا اين حرف از زبان مديرعامل بيرون آمده يا نه، چون بهتر بود وي پيش از اين كه با خبرنگاران صحبت كند، با من حرف بزند. من تعجب ميكنم كه چرا اين حرفها بايد مقابل گوش همه مردم به زبان آيد... اينها مشكلات داخلي ماست و ميتوان اين مسائل را در باشگاه حل كرد! به هرحال من اگر ترسي از اخراج شدن داشتم اصلا به تهران نميآمدم و مربي تيمي نميشدم كه يك هفته تا بازيها فاصله داشت.»
***
شايد جواب كرانچار را بتوان به يك ضربالمثل قديمي پارسي نسبت داد: از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


