این همه جار و جنجال، برای سازشکار خواندن دولت چه دلیلی دارد؟ +ویدیو
اینجا ایران است؛ صبح تا شب حاشیه ها هستند که بر متن ها غلبه دارند. جریان های اصلی و اساسی زندگی و جامعه در حاشیه است و حاشیه ها در صدر. همه گویی عادت کرده ایم مانند عادت بچه مدرسه ای هایی که کوچکترین حرکت معلم سخت گیر کلاس، آنان را به سر و صدا می کشاند، به کوچک ترین ها و به حاشیه ترین ها حساس شویم و به مهم ترین ها و اصلی ترین ها بی تفاوت!
به گزارش«تابناک»؛ در دو روز گذشته، بخشی از برنامه «طنز اجتماعی» دورهمی با اجرای مهران مدیری، سر و صدای عجیبی در صفحات مجازی به پا کرده است. اصلاح طلبان و طرفداران دولت به بهانه اینکه مدیری، دولتی ها را به سازشکاری متهم کرده است، مدیری و برنامه اش را مورد هجمه قرار دارند و مخالفان دولت هم از اینکه حرف آنان از زبان مهران مدیری زده شده، احساس رضایت خاطر دارند.
شاید خود مهران مدیری هم تصور نمی کرد، با گفتن یک جمله در تلویزیون، جبهه بندی مخالفان و موافقانش در صفحات مجازی اینقدر دستخوش تغییر و دگرگونی بشود و اصولگرایانی که تا همین یک ماه پیش رفتار او به خاطر سیگار کشیدن در کنفرانس مطبوعاتی اش را به شدت نقد می کردند، بدین گونه طرفدار او شوند و اصلاح طلبانی که شیفته دیالوگ های طلایی وی در نقد حاکمیت بودند، بناگاه شمشیر را از رو برای او ببندند.
اما اینجا ایران است! برای طرفداران دولت تلویزیون باید تریبون خوبی های دولت باشد و برای مخالفان دولت تلویزیون ارگان حزبی مخالفان دولت و این هر دو با شأن ملی بودن تلویزیون بسیار تفاوت دارد.
اما اکنون بیشتر از اصولگراها، روی سخن به طرفداران دولت است. فرض کنید، مهران مدیری آن گونه که برخی شان مدعی هستند، برای تضمین کارش در تلویزیون علیه دولت مطلبی را مطرح کرده است. آیا خللی در کار دنیا پدید آمده است؟ آیا به ساحت قدسی دولت نباید انتقادی وارد شود؟ آیا یک مهران مدیری خوب، مهران مدیری طرفدار دولت است فقط؟ اگر روشنفکران اصلاح طلب، مدت هاست فرایند قبح زدایی از سازشکاری را شروع کرده اند و می خواهند بار ایدئولوژیک سازشکاری را از آن بزدایند و آن را تبدیل به صلح خواهی کنند، این همه جار و جنجال، برای سازشکار خواندن دولت چه دلیلی دارد؟ اصلا معلوم است، اصلاح طلبان و طرفداران دولت چه می خواهند؟
همه صحبت این است که دولتی که خود را در معرض رأی مردم قرار داده، به مردم وعده و برنامه ارائه کرده است، باید بپذیرد در معرض نقد قرار دارد، باید بداند که مسئول است و باید به مردم پاسخگو باشد. اگر نهادهای دیگری در معرض پاسخگویی نیستند یا ممکن است نباشند، این بهانه ای برای ناراحتی و شکایت دولت و طرفدارانش نباید باشد؛ رئیس جمهور انتخاب مستقیم مردم است و ظاهرا نسبت به هر نهادی دیگری، نقد و انتقاد به آن راحت تر است؛ این که باید به فال نیک گرفته شود که آنچه به آن رأی داده اند، در معرض نظارت تر است و پاسخگوتر!
اینکه خود طرفداران دولت فضایی را ایجاد کنند که کسی جرأت نکند از دولت انتقاد کند، اینکه خودش نوع خیلی خطرناک تر دیکتاتوری است، دیکتاتوری که توسط مردم در جامعه ایجاد شود، از دیکتاتوری که هر نهاد حکومتی ایجاد کند، خطرناک تر است!
اجازه بدهید هر کس حرفش را برند. برخی در تلویزیون و برخی در رسانه های دیگر؛ اکنون که دیگر به لطف توسعه ارتباطات، همه رسانه دار هستند؛ همه حرف خود را بزنند! چرا حرف مخالفان را حرف مزدور می نامیم؟ کمی حاشیه ها را رها کنیم تا فرصت بیشتری برای پرداختن به اصل ها فراهم شود! درست است که هر چه انتخابات نزدیک تر می شود، فضا سیاسی تر و انتخاباتی تر می شود؛ اما نعمتی و فضلیتی که در فرصت برای حرف زدن موافق و مخالف هست، در هیچ فعالیت اجتماعی دیگری نیست! تلاش برای بستن دهان و چشم ها، فضیلتی نیست!
کاملا مشخصه که داره به نفع و برای جریانی خاص و نه مردمی کار میکنه.
راستی پسا برجام چه شد؟؟؟؟؟؟
هر وقت بود به دولت وقتش تیکه انداخته و انتقاد کرده فقط ذوره احمدی نژاد راه ندادن بیاد
طنز ببره سر تا پا پر از این تیکه ها
حتی قهوه تلخش تیکه به همه است
طنزای مدیری قدیمی نمیشه چون به آدمها تیکه میندازه نه به یه جریان که سرکار باشه یا قدیمی
الان برین طنزای قیمیش رو ببینین میگین داره به دولت تیکه میندازه
اینطوری نگاه نکنین اگر کسی ناراحته نشون میده در ناخودآگاهش فکر میکرده سازش کرده یا از این میترسه بهش بگن سازش کار
مدیر منم میتونه این فکرو بکنه که منظور مدیری اون بوده چون بخاطر پست و مقامش جلو رئیس خودش نایستاده پس طنزش به دولت نیست به آدمهاس سطح فکرتونو ببرین بالاتر
علیه همه دولت ها هم نقد کرده
ولی چیزی که مشخصه اون حرفش اصلا ربطی به برجام نداشت چرا که قبل ترش از سکوت شان نقد کرد که چرا همه چیرو نمیگن
من فکر می کنم خط دهی می شه
گویی قصد دارد از ایشان نیز در تندروی سبقت بگیرد
واژه بتمرگ تداعی کننده واژه های ممه و لولو و اب رو بریز همونجا و ... اینهاست.
وگر نه آفای مدیری در حدی نبست که ازین انتقاد ها بکنه.
«قهرمانهای خاموش که میتمرگند»
نشان شجاعت فقط متعلق به آن سربازِ از خودگذشته نیست که برای باز کردنِ معبر، قدم در راه بیبازگشت میگذارد. آن سیاستمدار از خود گذشته که تمام بار تقصیر و ذلتِ شکست را بر دوش خود میگذارد و ننگ بدنامی و نفرین شدن در تاریخ را به بهای آبرو میخرد تا ملتاش «احساس» سربلندی کند هم سزاوار تکریم است.
نشان لیاقت فقط از آنِ ناپلئون بوناپارتها نیست که سرمستانه - تا روز شکست - زمین فتح میکنند، پیروزمندانه میتازند و کشورگشایی میکنند. «شارل موریس تالرآن»ها هم که در روز شکست با رقیب به مذاکره مینشینند و «سازش» میکنند تا تمامیت ارضی، هویت و امنیت مردمشان را برای نسلها حفظ کنند هم شایستهٔ افتخارند.
عزت نفس و شجاعت فقط منحصر به عاملان و فاتحان عملیاتهای نظامی نیست. آن فرماندهٔ جنگ که پیشنهاد میدهد قطعنامهٔ آتشبس به نام او امضاء شود و سپس اعداماش کنند تا ذرهای بر غرور «مردم» خدشه وارد نشود هم عزت و شجاعت دارد.
هنر قطعاً این نیست که با تندگویی و شعار و نفسکش طلبیدن از کیسهٔ منافع ملی، امنیت و سلامت مردم برای محبوبیت و کسب چند رای برای خودمان هزینه کنیم. هنر این است که با تدبیر و درایت و صبر از کیسهٔ محبوبیت و آرای خود برای منافع ملی، امنیت و سلامت مردم خرج کنیم.
شجاعترین و دلسوزترین مردان تاریخ الزاماً آنهایی نیستند که از فورومهای بینالمللی - به بهای دهها قطعنامه تحریمی و انزوای سیاسی کشور - بی پروا و بی محاسبه برای ابرقدرتها شاخ و شانه میکشند. شجاعترین و دلسوزترین انسانها کسانی هستند که آب بر آتش تحریم و جنگ میریزند و بعد - آهسته و بی ادعا - در کنج تاریخ میتمرگند!
«شرایط کاملا عادی» نیست آقای مدیری! با انتخاب تندروترین و ضدایرانیترین کابینهٔ آمریکا، عملاً وارد بحرانسازترین و حساسترین فضای بینالمللی در چهار دههٔ گذشته شدهایم. خطر بسیار جدی است! اما شما باز از تریبون چند ده میلیون مخاطبی خود برای تهییج احساسات و تحریک افکار عمومی استفاده کنید تا بر آتش تندروی و شعارزدگی بدمید و فضا را برای عقل و درایت و «رفتار مسئولانه» تنگتر و تنگتر کنید...ما هم باز- اگر مجالی بود - آب بر آتش جنگ و تحریم میریزیم و دوباره میتمرگیم...
جای مردم نطق نکن
بره پاچه خواری دولت رو بکنه خوبه؟
دوزتو بیار پائین
نمک بخورید ولی نمکدان نشکنید.
متاسفم برات!
به مدیر دولتی و غیر دولتی بگه بتمرگ، پاچه خواریه؟
امثال تو اتفاقا پاچه خوارای تیر دولت بنفش رو می پسندند
عجب زمانه ی بی ثباتی !!
اقاي مديري طبق شرايط حرف زده واتفاقا حرف درستي هم زده
آب سنگین دقیقا برای پی خوبه؟ چزا عزت و اقتدار ملی به آب سنگین گره خورده بود؟
اورانیوم 20 درصد به په دردی می خوره؟ اقتدار ملی؟؟
خواهشا مهندسی و فنی توضیح بدید اون چیزهایی که از دست دادیم (موارد فوق) به چه دردی می خوردند؟؟
فقط نمی دونم چرا امریکا و اروپا و الباقی اینقدر بابت این چیزهای بی ارزش به ما باج دادند اونقدر که گفتیم
افتاب تابان ، فتح الفتوح و.........
بتمرگ سرجات زر نزن. (با ادبیات مدیری)
این ادبیات رو دوست داری؟ اون مردی که ادبش این بود رو لوله برد. الام هم مدتهاست آب رو می زیره همونجا که می سوزه.
اینم ادبیات فاخر مطلوب شما
بعدشم این فقط دولت احمدینژاده که باید صدها توهین و تهمت بشنوه



