صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
ناگفته‎های داوودی شمسی سومین رئیس سازمان ورزش:

به ورزشكاران گفتم راه‌هاي خروج از كشور را مي‌گويم اما در مسابقات پناهنده نشويد

من گفتم كه كمي صبر كنيد. بعد خبرش در بيرون درز كرد، فردا تيتر زدند وااسلاما مي‌خواهند دوباره بوكس را احيا كنند. با وجود مخالفت‌هاي زياد، بنده ورزش بانوان را در حد يك كميته يا اداره كل احيا كردم. گفتم كه شما خوب كار كنيد تا معاونت ارتقا پيدا كند.
کد خبر: ۶۴۸۵۹
| |
3575 بازدید

سومين رئيس سازمان تربيت‌بدني بعد از انقلاب اسلامي ورود خود را به ورزش به دليل ارائه يك گزارش به نخست‌وزير مي‌داند. اسماعيل داوودي‌شمسي در روزهايي كه معاونت نهادهاي نخست‌وزيري را تشكيل داده و مشغول خدمت در آن بود به دليل ورود سازمان تربيت‌بدني به يكي از كارگروه‌هاي فرعي معاونت نهادها گزارشي از ضعف ورزش كشور و دلايل آن را به نخست‌وزير ميرحسين موسوي ارائه داد.

اين گزارش سرنوشت او را تغيير داد و وي را از ساختمان پاستور به جنب پارك‌شهر تهران كشاند تا مسئوليت ورزش را برعهده گيرد. اسماعيل داوودي‌شمسي از گروه مهندسان ورزش است كه سرمنشا ورود صنعتي‌ها به ورزش نيز شد. او مصطفي هاشمي‌طبا، حسن غفوري‌فرد و بسياري ديگر از مديران صنعتي را براي در اختيار گرفتن پست‌هاي ورزشي كانديدا كرد.

البته او خود را ناشناخته با ورزش نمي‌داند چه آنكه مي‌گويد در دوران دبيرستان و دانشگاه ورزش مي‌‌كرده و پيش از انقلاب در كنفرانس‌هاي مرتبط با ورزش حضور داشته است. داوودي‌شمسي در گفت‌وگو با مثلث از روحيات انقلابي ورزش كشور و موانع كار خود سخن مي‌گويد. او مي‌گويد در ابتداي انقلاب ورزش بيشتر از آنكه انقلابي باشد رويكردهاي انقلابي داشت.

******
آقاي داوودي چگونه به ورزش ورود پيدا كرديد؟ پيشينه شما بيشتر در سپاه پاسداران و دفتر نخست‌وزيري بود.
من آن موقع معاون نهادهاي انقلاب نخست‌وزير ميرحسين موسوي بودم. در ابتداي انقلاب نهادهاي انقلابي بسيار زيادي با فرمان حضرت امام(ره) تشكيل شده بود كه دولت براي سازماندهي آنها دفتري را تشكيل داده بود كه آقاي موسوي پس از مشورت با امام(ره) بنده را به‌عنوان مسئول نهادهاي انقلاب منصوب كردند.

ما آن موقع در نهادهاي انقلاب چهار كارگروه داشتيم كه يكي از آنها كارگروه فرهنگي بود. كارگروه فرهنگي كارش سازماندهي امور تربيتي، سازمان‌هاي پيشاهنگي و كاخ جوانان قبل از انقلاب بود. در اين كارگروه مسائلي مثل اردوهاي دانش‌آموزي كه عمدتا در تفرجگاه‌ها و اماكن ورزشي برگزار مي‌شد مطرح بود.

در همان زمان به واسطه يك اتفاق آقاي مصطفي داوودي در يكي از اين جلسات دعوت شدند و موضوعات مختلف را مطرح كردند. در آن زمان ما در بازي‌هاي آسيايي هند نيز نتايج بسيار بدي گرفته بوديم.

محصول اين جلسه گزارشي بود كه بنده به آقاي نخست‌وزير ارائه دادم. به هر حال بحث ملي بود و اينكه ورزشكاران ما در بازي‌هاي آسيايي هند نتوانسته بودند بخشي از باورهاي مردم را در شرايط بسيار سخت جنگ شكل بدهند. آقاي نخست‌وزير بعد از ارائه اين گزارش به من گفتند كه شما بحث ورزش را جمع كنيد. در دولت انگار تغيير در سازمان تربيت بدني تصويب شده بود، اما كسي مسئوليت ورزش را قبول نمي‌كرد.

چرا؟
به هرحال زمان جنگ بود و دوستان مشغوليات زيادي داشتند. 20 تا 25 نفر كانديدا بودند كه يا آنها قبول نمي‌كردند يا اينكه آقاي موسوي آنها را نمي‌پذيرفت. يادم هست در زمان تعطيلات عيد سال 62 در جلسه‌ هيات دولت آقاي هاشمي‌طبا و غفوري‌فرد كه بعدها روساي سازمان تربيت‌بدني شدند به من گفتند كه چرا تو مسئوليت ورزش را قبول نمي‌كني، ما هم كمك مي‌كنيم. در نتيجه اينكه آقاي موسوي هم بنده را انتخاب كردند و مسئول سازمان تربيت‌بدني شدم.

پيش از اين چه آشنايي با ورزش داشتيد؟
به هر حال در زمان سربازي كه البته بنده در دانشگاه بودم يكسري سمينارها و همايش‌هايي مطرح شده بود كه يكي از آنها راجع به ساخت‌وساز اماكن ورزشي مخصوصا استاديوم آزادي بود كه خصوصا در مورد ضرورت توجه به ورزش در آن بحث شده بود.

بنده اين سخنان را يادداشت كرده بودم و موقعي كه مسئوليت ورزش را گرفتم به آنها رجوع كردم. ضمن اينكه با بسياري از پيشكسوتان و معلمان ورزش نيز مشورت كردم. البته بنده در دبيرستان بسكتبال بازي مي‌كردم و در دانشگاه هم تنيس روي ميز. از ورزش دور نبودم اما اولويت كار خودم را مشورت با پيشكسوتان گذاشته بودم.

اولويت كاري شما در سازمان تربيت بدني چه بود؟
من مهمترين موضوع ورزش را سازماندهي مي‌ديدم. به هرحال با توجه به فضاهاي اوايل انقلاب ورزش كشور از سازماندهي منسجمي برخوردار نبود. چه بسا بسياري از اماكن ورزشي را نهادهاي انقلابي در اختيار گرفته بودند.

يادم هست آن موقع كه بنده در شوراي فرماندهي سپاه بودم شهيد رجايي نسبت به در اختيار گرفتن ورزشگاه‌ها توسط سپاه و كميته موضوعاتي را مطرح كرد كه بنده با آقاي رفيق‌دوست در اين مورد مذاكراتي را داشتم كه نبايد سپاه اماكن ورزشي را در اختيار بگيرد. با شهيد رجايي نيز صحبت كردم و اطمينان دادم كه اين اتفاق رخ نمي‌دهد. در همان زمان در شوراي فرماندهي سپاه تصويب شد كه اماكن ورزشي را آزاد بگذاريم.

به هرحال انقلاب بود و ادبيات انقلابي حاكم بود. يكي ديگر از اولويت‌هاي كاري من در ورزش نهادسازي در ورزش بود به اين صورت كه بسياري از ورزش‌ها اداره كل نداشت و ما تشكيلاتمان در ورزش كم بود، به عنوان مثال در ورزشگاه آزادي كارمندهاي بسياري زيادي از زمان بازي‌هاي آسيايي تهران حضور داشتند. تعدادشان خيلي زياد بود. ما برخي از پست‌ها را حذف كرديم. اما كسي را اخراج نكرديم. به كار يك سروساماني داديم يا مي‌گفتند ورزشكاراني كه در سالروز تولد شاه در چهار آبان شركت مي‌كردند نبايد باشند.

من مي‌گفتم طبق فرمان 8 ماده‌اي امام(ره) ميزان، حال افراد است. بگذاريد آنها بيايند. ورزشكاران ما آن موقع به خاطر قهرماني‌هايشان مورد رجوع دولت بودند. بسياري از آنها الان در جنگ يا كميته‌ها حضور دارند. مثلا علي پروين با تمام اصحابش مي‌رفت دوكوهه و ورزشكاران نيز در جنگ حضور داشتند. بنده سعي كردم از همه ظرفيت‌هاي ورزش استفاده كنم.

شما گفتيد كه از پيشكسوتان در ورزش استفاده كرديد. باتوجه به شرايط آن روزها اين چطور ممكن شد؟
خيلي سخت بود. گاهي وقت‌ها بسياري از پيشكسوتان را در زمين‌هاي ورزشي راه نمي‌‌دادند. همين آقاي امامعلي حبيبي در سالني كه به اسم خودش بود اجازه ورود نداشت. نمي‌توانستند رئيس فدراسيون باشند.

مثلا آقاي نخست‌وزير به من مي‌گفت صنعت‌‌كاران نباشد. يا فلان پيشكسوت به خاطر حضورش پيش شاه نباشد. نمي‌توانستم به آنها پست بدهم اما مشورت مي‌كردم. حضور ذهن ندارم كه چه كساني رئيس فدراسيون بودند اما عمدتا آنها را آقاي داوودي از آموزش و پرورش آورده بود. كارمندهاي رسمي تربيت‌بدني مدير ورزش نبودند. همين آقاي تقدس‌نژاد را من به ورزش آوردم.

بودجه ورزش چقدر بود؟
چيزي حدود 250 ميليون تومان. خيلي كم بود. آن موقع حتي اجازه نمي‌دادند كه در ورزشگاه‌ها بليت‌فروشي شود. من گفتم كه بايد اين كار براي درآمدزايي صورت گيرد. ادارات تربيت بدني ما ماشين نداشت. كميته و سپاه بسياري از اموال آنها را مصادره كرده بود. به ورزشكاران گفتم اگر مدال بياوريد به شما پيكان مي‌دهم. براي اداره كل تربيت‌بدني نيز از وزارت صنايع ماشين گرفتم.

در زمان شما موضوع شركت در المپيك لس‌آنجلس به وجود آمد كه ايران آن را تحريم كرد.
نمي‌توانستيم به المپيك برويم. يادم مي‌آيد آن موقع كه آمدم يك سال و نيم تا المپيك مانده بود. توان شركت در المپيك را نداشتيم. بنده مصاحبه‌اي كردم گفتم شايد به المپيك برويم. آقاي جواد منصوري كه آن موقع معاون وزير امور خارجه بودند به من گفتند چرا اين حرف را زديد. ما داريم عليه آمريكا و شوروي شعار مي‌دهيم و آن وقت در المپيك شركت كنيم.

رئيس كميته ملي المپيك چه كسي بود؟
اول آقاي داوودي و بعد آقاي غفوري‌فرد.

باتوجه به فضاي آن موقع شما موانعي براي شركت در مسابقات ورزشي داشتيد.
اين خيلي سخت بود. اول اينكه پول كافي نداشتيم، دوم اينكه به ما مي‌گفتند چرا هزينه بيخود مي‌كنيد. چه دليلي دارد در زماني كه همه كشور درگير جنگ است شما در مسابقات پول هدر دهيد. يك بخشي از آن درست بود ولي به‌هرحال ورزش نيز روحيه ملي را ايجاد مي‌كرد. در يك مسابقه ملي در استاديوم آزادي بيش از 100 هزار نفر شركت مي‌كردند.

يك موضوع ديگر كه ما داشتيم اين بود كه ورزشكاران پيش از ما در كشورهايي كه مسابقه مي‌دادند پناهنده مي‌شدند. اين كار را سخت كرده بود. من به ورزشكاران مي‌گفتم راه‌هاي خروج از كشور را به شما مي‌گويم اما در مسابقات پناهنده نشويد.

شما تغييرات زيادي را در رشته‌هاي ورزشي داشتيد؟
بله تغييرات زياد بود. كشتي و فوتبال جاهايي بود كه تغيير داديم. آقاي مهندس موسوي به من مي‌گفت فوتبال را ول كنيد و ورزش زورخانه‌اي و پهلواني بپردازيد. ما در ابتداي كار موافق بوديم اما ديديم كه نمي‌شود.

موافقان و مخالفان زيادي در ورزش وجود داشتند. مثلا روزنامه كيهان ورزشي با من مخالف بود و عليه من مي‌نوشت. من هم در ابتدا پاسخ آنها را تند مي‌دادم. مثلا مي‌گفتم كه شما انقلابي نيستيد. به‌هرحال فضاي غالب در آن مرزبندي ايجاد مي‌كرد.

مخالفان شما، شما را متهم به دوري از ارزش‌ها مي‌كردند.
بله. همين آقايان رضوي و سجادي، نشريه‌اي را در مي‌آوردند به نام ورزش و ارزش كه مخالف من بودند. مي‌گفتند كه با اقدامات ما ورزش از بين مي‌رود. يادم هست آقاي احمد ناطق‌نوري مي‌خواست فدراسيون بوكس را احيا كند.

من گفتم كه كمي صبر كنيد. بعد خبرش در بيرون درز كرد، فردا تيتر زدند وااسلاما مي‌خواهند دوباره بوكس را احيا كنند. با وجود مخالفت‌هاي زياد، بنده ورزش بانوان را در حد يك كميته يا اداره كل احيا كردم. گفتم كه شما خوب كار كنيد تا معاونت ارتقا پيدا كند.

چه شد كه از ورزش رفتيد؟
بنده دو سال و نيم در ورزش بودم. انتقاد مي‌كردند كه تو در ورزش داري از بين مي‌روي. خيلي از دوستان مي‌گفتند كه مي‌خواهند زيرپايت پوست خربزه بگذارند. زمان انتخابات مجلس بود. آيت‌الله خاتمي امام جمعه يزد به نخست‌وزير نامه‌اي نوشتند و گفتند كه داوودي شمسي را خلاص كنيد تا بيايد و نماينده شود.

پدرم هم مي‌گفت به جاي معاونت نخست‌وزير بيا نماينده مردم باش. اين شد كه آقاي موسوي قبول كرد كه بنده از ورزش بروم. بعد از من آقاي درگاهي رئيس سازمان شدند و مسابقات سئول تيم ايران به نسبت مسابقات قبلي نتيجه خوبي گرفت.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار