بگذار روحت هلال شوال را بوسه بزند
سرویس فرهنگی «تابناک»ـ در روزهاي پایاني ماه مبارک رمضان بوده و به عید سعید فطر نزدیک شدهایم. حال و هوایی عرفانی و زلال بر دلها حاکم شده است. بسیاری در این روزها در مساجد با خدای خود خلوت کرده و راز و نیاز میکنند تا بهرهای بیشتر و توشهای افزونتر از این میهمانی الهی برگیرند، اما باید اعتراف کرد که شهرهایمان چون گذشته روزهدار نیستند، در شهرهای کوچک نیز بسیاری از رسوم ویژه این ماه عزیز کنار گذاشته و یا کمرنگ شده است.
نزدیک غروب که میشود، پخش ادعیه از رادیو و تلویزیون و به دنبال آن، از بلندگوهای مساجد خبر از اذان مغرب و افطار میدهد. پس از اقامه نماز، ماییم و سفرههای افطاری که جلوی تلویزیونها پهن میشود. چند سالی میشود که با تلویزیون و سریالهایش افطار میکنیم. هر چند بهره بردن از برنامههای تلویزیون و برنامههای مذهبی آن، یک کار خوب و آگاهی بخش به شمار میرود، اما افراط در این باره، فضای خاص افطارها و شبهای رمضانمان را تغییر داده است.
چقدر پس از افطار به دلهایمان رجوع کردهایم؟ چقدر با اعضای خانواده و افرادی که با آنها هستیم، از برکات روزه و رمضان گفتهایم؟ راستی، چشم و گوشی که در این دقایق در اختیار تلویزیون است، میتواند فرصتی برای اندیشیدن و تعمق (در این لحظات) داشته باشد؟
روی یکی از ستونهای مسجد بلال در نزدیک بوستان مطهری کرمان نوشته شده بود: «در هنگام ارتباط با خدا، وسایل ارتباطی خود با مخلوق را خاموش کنید.» جمله زیبا و پر معنایی است... .
یک افطار مسافر شویم. از زیر سقفها و داخل ساختمانها و هیاهوی شهرها رها و راهی طبیعت شویم. همه جای طبیعت برای یک افطار عارفانه و گذراندن یک شب معنوی مناسب است؛ اما کویر جای دیگری است. کویر، جایی که غروب خورشید هیچ مانعی، حصاری، دیواری، صدایی و رسانهای برای ندیدن این آیت بزرگ الهی وجود ندارد، چنان مجذوبت میکند که خدا را خوبتر در کویر حس میکنی... .
خورشید غروب میکند. این مغرب را خودت اذان بگو، دل و جانت خوب میشنوند و هیچ مانع و اختلالی در راه رساندن پیام الهی در گوش جان و دل نیست. فاصلهای بین فرستاده پیام حق و گیرنده آن نیست. تمام وجودت پذیرای معنویت میشود.
چه حالی دارد اقامه عشق در زیر نور ستارگانی که بیشتر و درخشندهتر از همیشه به تو چشمک میزنند. باور کن در این لحظات، آسمان دلت از همه آسمانها نورانیتر است... .
و صبح که باران نور، کویر را روشن میکند به دور و برت نگاه میکنی و میگویی، اینجا آنجایی نیست که آمدهای....
متن كامل اين نوشتار را در ستون سمت راست بخوانيد.


