چند پرسش اساسی درباره معامله مخابرات در بورس
چندی پیش، رئیس سازمان خصوصیسازی کشور، از واگذاری 1400 میلیارد تومانی 27 شرکت در چهار ماهه نخست امسال خبر داد و عنوان کرد که مبلغ نقدی واریز شده آنها به حساب یا خرانه دولت معادل 607 میلیارد تومان بوده است.
به گزارش «تابناک»، سخنان اخیر رئیس سازمان خصوصیسازی و آمار و ارقامی که از سوی ایشان بیان شده، درست همان چالشها و علامت سؤالهایی است که در برابر عرضه بلوک 51 درصدی مخابرات در هفته جاری در اذهان نقش میبندد.
همچنین به گزارش «بورس نیوز»، از همین روی، با نگاهی اجمالی و البته دقیق شاید باور آنکه 1400 میلیارد تومان در چهار ماه از کل سرمایه گذاران در کشور بدست آمده در برابر 1600 میلیارد تومان نقدینگی که بابت 20 درصد پرداخت نقدی معامله بلوک 51 درصدی مخابرات از طریق یک کنسرسیوم باید تأمین شود، کمی دشوار یا غیر واقعی به نظر میرسد.
فراموش نکنیم که این 1400 میلیارد تومان در چهار ماه از کل بازار به دست آمده، اما 1600 میلیارد تومان قرار است در یک واگذاری و تنها از یک کنسرسیوم به دست آید و این موضوع سبب ایجاد برخی پرسشها در بین فعالان بازار میشود که در زیر به اختصار به آنها میپردازیم:
تجربه واگذاریهای گذشته
بلوک 30.5 درصدی فولاد خوزستان نتیجه خوشی را به یاد نمیآورد، چراکه جابریان نمونه بارز بخش خصوصی در اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی بود، ولی آیا واقعاً توانستیم رفتاری نشان دهیم که نه تنها جابریان را پشیمان نکند، بلکه سبب ایجاد انگیزه برای دیگر افراد فعال در بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در بورس شود.
یادمان باشد که مخابرات یک شرکت استراتژیک است که تنها شرکت موجود در زمینه ارایه خدمات ارتباطی و مخابراتی کشور به صورت مادر است، ولی سهام شرکتی همچون فولاد خوزستان استراتژیک نبوده و سهم زیادی در صنعت فولادسازی کشور در مقایسه با شرکتهایی همچون فولاد مبارکه یا حتی ذوب آهن را دارا نیست.
آیا این کنسرسیوم که به عنوان خریدار بلوک 51 درصدی مخابرات از آن یاد میشود از تجربه گذشته درس نگرفته است و یا سیاست دیگری در بین است که ما از آن بی اطلاعیم؟
تناقض خصوصیسازی بلوک مخابرات
مخابرات از جمله شرکتهای استراتژیک کشور است که سهم عمده ای نیز در برقراری مسایل امنیتی کشور بازی میکند؛ حال میخواهیم چنین صنعتی را به بخش خصوصی واگذار کنیم.
اگر کشور زمانی مورد تهدید جدی قرار گرفت، تکلیف چیست؟ آیا میتوان به بخش خصوصی حکمرانی کرد؟ که در این صورت، اطلاق جمله خصوصیسازی و مراجعه به قانون تجارت معنای ندارد و ما به جای خصوصیسازی، تنها خصوصی کاری کردهایم، اما اگر نمیتوان در شرایط یاد شده به این بخش دستور داد و در امورات آن دخالت کرد که باید فاتحه منافع کشور عزیزمان را خواند؛برای نمونه، در درگیریها و اغتشاشات اخیر که پس از انتخابات ریاست جمهوری کشور پدید آمد، سیستم پیام کوتاه برای مدتی به طور کلی قطع شد و همه ارتباطات تنها با مکالمات تلفنی انجام میپذیرفت و اگر مخابرات زیر نظر دولت اداره نمیشد، امکان چنین اقدامی وجود داشت. در این خصوص، نکته قابل توجه بیاطلاعی وزیر ارتباطات از قطعی سیستم پیام کوتاه بود.
به گفته ایشان، این دستور از سوی مقامات بالاتر صادر و اجرا شده بود. آیا میتوان با بخش خصوصی هم این کار را انجام داد؟ در این صورت، منافع سهامداران شرکت چه میشود؟ و اگر بخواهیم به فکر منافع سهامدران باشیم منافع کشور چه میشود؟
این مسأله تناقض اساسی و اصلی در خصوصیسازی بلوک مدیریتی مخابرات است که باید حتماً پیش از واگذاری به آن پاسخ داده شود تا مثل دفعه گذشته که دولت که دولت سهم 40 درصد درآمد خود را از حساب مخابرات برداشت کرده و در حساب شرکت پولی برای پرداخت سود به سهامداران باقی نمانده بود، مشکلات جدید پدید نیاید.
قیاس نقدینگی مورد نیاز برای معامله با مطالبات معوق سیستم بانکی
به یک نکته دیگر توجه کنید: کل مطالبات معوق بانکهای کشور بنا بر اعلام بانک مرکزی در حدود 38 هزار میلیارد تومان است، در صورتی که نقدینگی لازم برای پرداخت 20 درصد بلوک 51 درصدی مخابرات برابر با 1600 میلیارد تومان است؛ یعنی نیم درصد مطالبات معوق کل بانکهای کشور، بدین ترتیب، هماکنون باید این وجه به صورت نقد در کشور موجود باشد.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه کل مبلغ مورد نیاز برای بلوک 51 درصدی مخابرات حدوداً معادل 7 هزار و 900 میلیارد تومان است و باید گفت که این رقم نیز برابر با 20 درصد کل مطالبات معوق بانکهای کشور است. حال این پرسش مطرح است که آیا چنین پولی در بخش خصوصی کشور یافت میشود؛ اگر این گونه است، چطور تاکنون ناشناس مانده است یا این کنسرسیوم بخش خصوصی نبوده و دولتی است که در آن صورت کدام نهاد است که این میزان پول نقد دارد؟
دریافت ضمانتهای لازم توسط بورس
سرانجام با توجه به موارد نامبرده، پیشنهاد میشود که سازمان بورس ضمانتنامه بانکی رابه عنوان تضمین پرداخت وجه 20 درصدی نقدی از این کنسرسیوم پیش از انجام معامله دریافت کند تا در روز معامله با اطمینان خاطر، شاهد حضور این کنسرسیوم در رقابت باشیم و در صورت انجام معامله تضمین برای خرید حتمی آن به وجود آید و طرف خریدار نتواند پس از انجام تشریفات خرید با گذشت چند روز به علت مشکل مالی معامله را فسخ کند و سبب ایجاد جو منفی در بازار شود؛ رخدادی که پیشتر درباره بلوک بانک پارسیان شاهد آن بودیم.
خوبست بجای قیمت پرانی و ابراز خواست درونی ( دارندگان سهم چاغش می کنند و مترصدان ورود بر سرش می کوبند ) یک بر رسی علمی بکنیم ! ! که با توجه به قیمت پایه بلوک ارزش نقدی سهم در روز معامله بلوک چقدر است !
فرضیات من : ( اگر فرضیات با واقعیات و یا فرضیات شما فرق بکند ! باید محاسبات مجدد صورت گیرد )
۱- قیمت پایه هر سهم ۳۴۰۰ریال => ۲۰٪ آن ۶۸۰ ریال می شود و چون ظرف یکماه پرداخت خواهد شد تنزیل آن با نرخ ۱۹٪ برابر ۶۶۹.۴ ریال ریال خواهد شد .
۲- ۸۰٪ مابقی آن برابر ۲۷۲۰ ریال می شود که با فرض سود صنعت و معدن ۱۸٪ و تخفیف ۵۰٪ طبق شرایط اعلانی برابر ۳۷۶۰ ریال خواهد شد . یعنی خریدار باید ۱۶ قسط ۲۳۵ ریالی هر ۶ ماه یکبار برای هر سهم پرداخت کند .
۳- چنانچه اقساط پرداختی را که در طی ۸ سال پرداخت خواهد شد با نرخ ۱۹ ٪ تنزیل کنیم ارزش نقدی جمع پرداختی برای هر سهم به رقم ۱۸۹۴.۶ ریال می رسد .
۴- سال گذشته ۱۳۰ ریال سود نقدی به هر سهم داد و امسال ۱۴۰ ریال . من فرض می کنم طی این ۸ سال هم سالانه یک تومان روی سود پرداختی بگذارد ! در آنصورت متوسط سود پرداختی در ۸ سال آتی ۱۸۵ ریال خواهد بود . و جمع سود ۸ سال آتی ۱۴۸۰ ریال - منتهی این سود هم چون طی سال های آتی دریافت خواهد شد باید تنزیل شود و با تنزیل آن به عدد ۷۳۱.۱۶ ریال خواهیم رسید .
۱۸۳۲۸.۸۴ = ۷۳۱.۱۶ - ۱۸۹۴.۶ + ۶۶۹.۴
یعنی قیمت پایه بلوک در روز انجام معامله برای حقوقی ۱۸۳۳ ریال ارزش دارد .
{ این ارزیابی در روز معامله بلوک فخاس و فخوز در روز معامله آنها که محاسبه می کردم می دیدم کاملا مد نظر قرار می گرفت .
گر 340تومان را 8 ساله با نرخ 19 % تنزیل کنیم و سود های تقسیمی سالهای آتی راسالانه فقط با یک تومان رشد سالانه در نظر بگیریم ! ! ! خریدار خودی بلوک سهم را به قیمت معادل 164 تومان نقدی خریده است .
و اگر 340 تومان را با نرخ تورم 25 % و رشد سود تقسیمی سالانه فقط 2 تومان در سال های آتی در نظر بگیریم ! آنوقت خریدار نا محترم هر سهم را معادل 115 تومان به قیمت الان مفت خری کرده .
و اگر رشد سالانه سود تقسیمی را سالانه سه تومان رشد در نظر بگیریم ! در آنصورت خریدار فقط معادل 675 ریال برای هر سهم پرداخته و اقساط کاملا از سود تقسیمی پرداخت خواهد شد . . . . و اگر رشد سود تقسیمی سالانه بیش از 3 تومان باشد ! سال اول کل هزینه خرید مستهلک خواهد شد .
همانطور که نویسنده محترم در پایان درخواست صدور ضمانتنامه بانکی کرده اند از همان محل تامین میشود واینکه بیائیم وحجم این خرید را با مطالبات بانکی مقایشه کنیم طبیعتا غیر حرفه ایست و به این مقایسه نیازی نیست واگر هم بخواهیم سنجشی انجام دهیم باید حجم نقدینگی در بازار باشد نه مطالبات واحتمالا اعتبارات لا وصول
به سخن اخر اگر میخواهیم بخش خصوصی را فعال کنیم ودولت را کوچک را هش سنگ اندازی نیست
در مساله فولاد خوزستان نیز باید بیشتر به بحران اقتصادی جهانی در سال گذشته وتاثیر ان بر صنعت فولاد کشور مان فکر کنیم البته مقالاتی که در رسانهها همان زمان منتشر شد کافی بود که خریدار را بترساند
سخن اخر ما در خارج کشور توقع سطح بالاتری از نوشته های تابناک داریم تا بتوانیم بدان استناد کنیم مخصوصا در حوزه اقتصاد که کشورمان بشدت دران ضربه پذیر است این مطلب را نه برای چاپ بلکه از دید دلسوزی ارسال میکنم
من 11سال در مخابرات بصورت قراردادی کار می کنم با این زمزمه بخش خصوصی حقوق ما نصف شد ...این هم از اصلاح الگوی مصرف از مردم بگیرن تا خودشون چاق تر بشن بخش خصوصی کیلو چند نویسنده قشنگ گفت خصوصی کاری
سهام شد؟ سودش کجاست پس؟
اگه برمیگزدونند که 500 هزار تومان ان ززمان کچا و جالا کجا؟
اگه این شرکت خصوصی بود چه بلا ها که سرش نمیومد بابت این ودیعه





