اگر اهل زد و بند بودم...
باور اين مساله كه پيكان در صدر جدول ليگبرتر قرار گرفته كمي سخت است. تيمي كه در بحران مالي و مديريتي شديدي به سر ميبرد اكنون توانسته 12 امتياز از شش بازي را بگيرد و سهم عمدهاي از اين امتيازات را بايد به حساب حميد درخشان نوشت كه بدون ستارهها توانسته تيمي محكم و موفقي بسازد.
به نوشته تهران امروز؛ او در نبرد با حميد استيلي پيروز از ميدان خارج شد تا استيلآذين را از دستيابي به پله اول جدول بازدارد. دوئل دو مربي كه هر دو معتقدند بايد مربيگري پرسپوليس به آنها ميرسيد حالا به سود درخشان تمام شده است.
پيكان در اوج به سر ميبرد و دو هفته ديگر قرار است رودرروي پرسپوليس بايستد. گرچه بخشي از ذهن درخشان معطوف مشكلات فعلي باشگاه پيكان و مسائل مربوط به شهر قزوين است اما بيترديد او براي بازي حيثيتي در مقابل پرسپوليس برنامههاي ويژهاي دارد.
در اولين هفته ليگ وقتي به مقاومت 0 – 2 باختيد بعضي از تماشاگران دوباره اسم اصغر مديرروستا را به زبان آوردند. آن موقع فكر ميكرديد كه در هفته ششم صدرنشين جدول شويد؟
البته فكر نميكردم صدرنشين ميشويم اما ميدانستم كه براي رسيدن به هدفهايمان بايد تلاش كنم. قرار نبود با يك باخت همه چيز تمام شود. در آن بازي هم واقعيت اين است كه ما به اتفاقات فوتبال باختيم، نبايد ميباختيم. اگر در هفتههاي آينده هم شكست بخوريم باز هم دليل ندارد كه از هدفمان دور شويم.
اين هدفي كه از آن صحبت ميكنيد چيست؟
خب، هدف اصلي ما اين است كه در ردههاي بالاي جدول باشيم. قصد داريم آرامآرام به سمتي برويم كه آخر فصل جزو چهار تيم اول باشيم. اين جايگاه شايستهاي براي ماست.
البته پيكان فصل قبل هم با مديرروستا يكي، دو هفته صدرنشيني را تجربه كرد.
بله، درست است. منتها بايد اين موفقيتها دوام داشته باشد. اميدوارم تيم پشتيباني پيكان ما را خوب حمايت كند البته رابطه من با مديران باشگاه خوب است و ميدانم كه ما را حمايت ميكنند.
پيكان از نظر مهره تيم متوسطي است و بازيكنان خيلي بزرگي ندارد. دوست داريد با ستارهها كار كنيد يا بازيكنان معمولي؟
قطعا آرزوي هر مربي فوتبالي اين است كه بازيكن خوب و ستاره داشته باشد. اينجور بازيكنان معمولا در شرايط سخت به داد تيمشان ميرسند و به مربي كمك ميكنند. دست مربي هم معمولا باز است. با اين حال من در پيكان بازيكنان باانگيزهاي دارم كه حسابي حرفشنوي دارند. رمز موفقيت ما هم همين است.
قبل از اينكه سرمربي پيكان شويد كارتان با پرسپوليس تمام شده به نظر ميرسيد. چه شد كه با پرسپوليس كار نكرديد؟
بله، واقعا كارم تمام شده بود اما يكي دو نفر از اعضاي هيات مديره با حضور من مخالفت، كردند.
نميتوانستيد مذاكره كنيد و مسائل را حل كنيد.
من اهل زد و بند و لابي نيستم. ترجيح دادم كارم را در جاي ديگري دنبال كنم.
در پرسپوليس مديران بيشتر دنبال مربي خارجي هستند در حالي كه استقلال بيشتر دنبال مربي داخلي است. فكر ميكنيد چرا در پرسپوليس چنين وضعيتي است؟
به نظر من بهتر است مديران پرسپوليس به داشتههاي اين باشگاه بزرگ اعتماد كنند. متاسفانه تمام مديران چند سال اخير از جمله انصاريفرد به امثال من اعتماد نكردند. اگر اعتماد ميكردند قطعا نتايج خوبي ميگرفتند.
خب، هزينه زيادي هم بابت اين عدم اطمينان پرداخت شده.
بله، اگر انتخاب مربيان با بررسي بيشتري انجام ميشد قطعا هزينه كمتري روي دست باشگاه ميگذاشت. آگاهي بيشتر با خسارت كمتر همراه خواهد بود.
هنوز عضو كميته فني پرسپوليس هستيد؟
نه، نيستم. راستش فرصت ندارم. نميرسم.
شما سال 73 هم اين شانس را داشتيد كه مربي پرسپوليس باشيد. به گمان بعضيها اين پست براي آن موقع كمي زود بود. شايد اگر از تيمهاي ديگري شروع ميكرديد الان به پرسپوليس رسيده بوديد.
نه، به نظر من آن موقع مربيگري پرسپوليس براي من زود نبود. مگر آن سال با پرسپوليس بد نتيجه گرفتيم. ما پرسپوليس را قهرمان كرديم، سه گل به استقلال زديم و ذوبآهن را هم شش گله كرديم. در يك بازي هم يادم هست كه 10 گل به شاهين بوشهر زديم. همه اين نتايج نشان ميدهد مربيگري پرسپوليس براي من زود نبود. منتهي بعضي از دوستان نسبت به من بدبين بودند. اين گروه دنبال حواشي فوتبالي بودند و واقعيت را نديدند. من تواناييام را با شكست استقلال ثابت كردم. اما آنها اين نتيجه ثبت شده در تاريخ را زود از ياد بردند.
بعدها سراغ تيمملي نوجوانان رفتيد كه آنجا هم حرف و حديثهايي به وجود آمد. فكر نميكنيد درخشان به خاطر همان ماجرا بود كه مدتي به انزوا رفت؟
يك عدهاي نشستند و براي من داستان درست كردند، در حالي كه از قديم هم اتفاقات مشابهي افتاده بود. در واليبال هم مسائل مشابهي بود اما كسي اين چيزها را به زبان نياورد. در اصل يك عده با من دشمني كردند، آن ماجرا هم فرصت خوبي براي تسويهحساب شخصي بود.
فكر نميكنيد در انتخاب بعضي تيمها اشتباه كرديد؟
نه، من سرخپوشان را تا پاي پليآف بردم. در هما هم كارمان را خوب شروع كرديم اما به مرور ديدم كه به حرف من گوش نميكنند. من هم جدا شدم. سال 82 هم مربي راهآهن شدم كه تيم پنج تا باخت داشت اما من اين تيم را در ليگ يك نگه داشتم. بعد از من هم فيروز كريمي تيم را برد ليگبرتر...
فكر ميكنيد با پيكان به حقتان ميرسيد؟
من دارم زحمت ميكشم كه حقم را از فوتبال بگيرم. حق من بيش از اينهاست اما به من اجازه ندادند. اين هم از كملطفي دوستان است. من چيز زيادي نميخواهم. ميخواهم حق فوتباليام را بگيرم. در اين راه هم نه پارتي دارم و نه كسي كه سفارشم را بكند. فقط زحمت ميكشم.
دو هفته ديگر با پرسپوليس بازي داريد. در مورد اين بازي چه چيزي ميتوان گفت؟
خب، پرسپوليس تيم بزرگي است و مربي و كادر فني خوبي دارد. اما من هم تلاش ميكنم. اين بازي براي ما مثل بقيه بازيهاست و طبيعتا نتيجه اثر هم همانقدر براي ما اهميت دارد. البته ميدانم كه بازي سختتري است. من يك عده بازيكن عادي دارم اما پرسپوليس پر از ستاره است. اما من به تيم پيكان اعتقاد دارم و مطمئنم كه اين بازي خوبي از آب درخواهد آمد.
مثل اينكه برخلاف بازي استيلآذين نميخواهيد وارد رجزخواني شويد؟
نه، اينطور نيست. به هر حال آرزوي هر مربياي اين است كه بازيهاي بزرگ را ببرد. اما ترجيح ميدهم در زمين مسابقه حرفم را بزنم.
بردن پرسپوليس ميتواند سكوي پرتاب حميد درخشان باشد، اينطور نيست؟
من همه بازيها را به چشم سكوي پرتاب ميبينم. امسال همه بازيهاي پيكان اينطوري است. فقط اميدوارم از اين بازي سربلند بيرون بيايم. اگر هم نتيجه خوبي نگيريم اتفاق خاصي نميافتد همانطور كه اگر ما پرسپوليس را ببريم اما پرسپوليس قهرمان شود از شايستگي اين تيم كم نخواهد شد.



