صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
واعظي آشتياني:

رييس فدراسيون فوتبال هيچ اختياري ندارد!

چگونه مي‌شود در حضور رييس، نواب رييس هم كار مي‌كنند. اين مغاير با مقررات است. طبق ماده 40 ذيل بند 1-10 به اين نكته اشاره شده است. چگونه است كه امروز عده‌اي از زير مجموعه فدراسيون كارهايي را انجام مي‌دهند كه ايجاد تنش مي كنند ولي رييس بايد پاسخگوي كارهاي آنها باشد. آيا اين ظلم به رييس فدراسيون نيست؟ رييس هر كس مي‌خواهد باشد. قصد دفاع از شخص خاصي را ندارم اما، مي‌گويم از اساسنامه‌اي كه برطبق حداقل الگوي پيشنهادي فيفا تنظيم شده بيش از اين انتظار نمي‌رود.
کد خبر: ۶۳۶۴۴
| |
1613 بازدید

بحث درباره فدراسيون به يكي از بحث‌هاي معمول در فوتبال ما تبديل شده است. به ويژه اينكه تغيير در راس سازمان تربيت بدني تنور اين بحث‌ها را هم داغ‌تر كرده است. گروهي از لزوم تغييرات در فدراسيون فوتبال حرف مي‌زنند و عده‌اي هم در حمايت از مديريت فعلي فدراسيون فوتبال برخاسته‌اند. در اين ميان گروه سومي هم به وجود آمده كه در راس آنها اميررضا واعظي آشتياني است. كسي كه با انتقادهايش به هيات رييسه فدراسيون فوتبال و اساس نامه فوتبال موج جديدي را در فوتبال ايران به راه خواهد انداخت.

مديرعامل باشگاه استقلال در گفت‌وگو با ايسنا، انتقادهايي را به اساس‌نامه و هيات رييسه فدراسيون فوتبال وارد كرد:

* برخي معتقدند كه بايد تغييراتي در مديريت فدراسيون فوتبال ايجاد شود و اين در شرايطي است كه برخي ديگر معتقدند بايد به مديريت فعلي اعتماد كرد.

- مي‌خواهم فارغ از اينكه كفاشيان چه عملكردي داشته و بدون اينكه دوران مديريت كفاشيان را از ابتدا تاكنون مورد ارزيابي قرار دهم، به اين سوال پاسخ بدهم. ما از چه رييسي گزارش عملكرد مي‌خواهيم؟ نبايد از رييسي كه به لحاظ اساسنامه فدراسيون اختيار نداشته، گزارش عملكرد بخواهيم.

* شما در شرايطي چنين صحبتي را مطرح مي‌كنيد كه به هر حال رييس فدراسيون بايد پاسخگو باشد.

- برداشت من اين است، كار گروهي كه براي تدوين اساسنامه شكل گرفت، كارگروهي نبود كه با مطالعه دقيق اساسنامه را تدوين كند. اين كارگروه مطالعه دقيقي هم روي اساسنامه الگويي فيفا نداشت و با توجه به شرايط خاص تنها اساسنامه‌اي را براي رفع تكليف تهيه كرد. باورم اين است كه اين اساسنامه به خوبي تعريف و تدوين نشده است.

* اما همان زمان هم مي‌گفتند كه طبق اساس‌نامه فيفا، اساس‌نامه فدراسيون فوتبال ايران تهيه شده است؟

- فيفا اساس‌نامه‌اي را به عنوان اساس نامه الگو به 208 كشور عضو ارايه كرد اما، اساسنامه فدراسيون فوتبال ايران از اساسنامه فيفا الگو نگرفت و تنها از روي آن اساس‌نامه كپي برداري كرد. در اساس‌نامه‌اي هم كه دوستان ارايه كردند، وقت لازم گذاشته نشد و در نهايت اساس‌نامه‌اي تهيه نشد كه بتواند تا سال‌ها در آينده توسعه فوتبال ايران مورد استفاده قرار گيرد. اين اساس‌نامه صرفا رفع تكليفي بود كه از سوي آن كارگروه انجام گرفت و در آن هيچ اختياري را براي رييس فدراسيون قائل نشده است. در ماده 40 اساسنامه 10 بند در خصوص شرح وظايف فدراسيون ديده شده كه تمامي آنها با اجازه هيات رئيسه امكان پذير است!

* در آن زمان، آن گروه مي‌گفتند اساسنامه طوري نوشته شده كه فدراسيون به صورت مشورتي اداره شود.

- اگر تمام بندهاي اساسنامه را مطالعه كنيد، مي‌بينيد كه رييس فدراسيون هيچ اختياري از خود ندارد. رييس فدراسيون بايد براي تصميم‌هايش مصوبه هيات رييسه را بگيرد. براي انتخاب روساي كميته‌ها طبق ماده 40 بند 1-8 و انتخاب دبير كل بند 1-6 بايد آنها را به هيات رييسه پيشنهاد دهد و اگر بخواهد رييس كميته‌اي را بردارد بايد اجازه اين كار را از هيات رييسه بگيرد. معتقدم گزارش عملكرد دو ساله فدراسيون فوتبال را نبايد از كفاشيان سوال كرد. بلكه بايد هيات رييسه پاسخگوي كارهاي انجام شده در فدراسيون فوتبال باشد. وقتي رييس كميته‌اي با جسارت كامل در گفت‌وگويي تلويزيوني مي‌گويد كه هيات رييسه من را انتخاب كرده و هيات رييسه هم بايد من را كنار بگذارد، ديگر چه توقعي مي‌توان از رييس فدراسيون داشت.

* يعني شما معتقديد كه فرقي نمي‌كند چه كسي رييس باشد؟

- شما فكر كنيد كه قوي‌ترين مدير، رييس فدراسيون فوتبال باشد. آيا با اين اساسنامه اين فرد مي‌تواند كارايي بهتري از كفاشيان داشته باشد؟ وقتي رييس فدراسيون هيچ اختياري ندارد، آيا اسم اين مدير را مي‌توان رييس گذاشت؟ مگر مي‌شود دست و پاي يك نفر را بست و آن فرد را به استخر انداخت و انتظار داشت كه آن فرد شنا كند. متاسفانه اساس‌نامه كنوني ايستا است كه نه مي‌تواند پويا باشد و نه مي‌تواند شرايط را براي پيشرفت فوتبال هموار كند. ما ايرادهاي بسياري نسبت به اين اساس‌نامه داريم. بنده به عنوان كسي كه رييس فدراسيون بوده‌ام و با قوانين و مقررات اداره فدراسيون‌ها آشنايي دارم، مي‌دانم كه وقتي رييس فدراسيون هست حضور و فعاليت نواب رييس بي‌معني است. چگونه مي‌شود در حضور رييس، نواب رييس هم كار مي‌كنند. اين مغاير با مقررات است. طبق ماده 40 ذيل بند 1-10 به اين نكته اشاره شده است. چگونه است كه امروز عده‌اي از زير مجموعه فدراسيون كارهايي را انجام مي‌دهند كه ايجاد تنش مي كنند ولي رييس بايد پاسخگوي كارهاي آنها باشد. آيا اين ظلم به رييس فدراسيون نيست؟ رييس هر كس مي‌خواهد باشد. قصد دفاع از شخص خاصي را ندارم اما، مي‌گويم از اساسنامه‌اي كه برطبق حداقل الگوي پيشنهادي فيفا تنظيم شده بيش از اين انتظار نمي‌رود.

* به لحاظ محتوايي هم نسبت به اساسنامه انتقادي داريد؟

- به اعتقاد من مواردي در اساسنامه گنجانده شده كه ناقض حاكميت ملي كشور است. در ماده 24 بند 1-10 اشاره مي كنم. به عنوان نمونه در اساسنامه آمده سرمربي تيم قهرمان و آقاي گل ليگ برتر به عنوان اعضاي مجمع حضور خواهند داشت. آيا اگر آقاي گل بازيكن خارجي بود يا سرمربي تيم قهرمان يك خارجي بود، او را بايد در مجمع عمومي فدراسيون فوتبال وارد كنيم؟ چه بسا كه اين اتفاق دو سال قبل افتاد و اولروم و بوناچيچ در مجمع صاحب راي بودند. همچنين ما در اين اساس‌نامه هيچ جايي را به عنوان كميته فني نمي‌بينيم. كميته‌اي كه بايد به عنوان قلب فدراسيون فوتبال كار كند، سهمي در اساسنامه ندارد و در فدراسيون كميته‌اي تشكيل شده به نام كميته آموزش. كميته‌اي كه هيچ جايي در اساسنامه الگويي فيفا ندارد. در ماده چهار اساسنامه اهداف تعيين شده و در بخش ديگري وظايف تعريف شده است. وقتي اهداف و وظايف را مي‌خوانيم، مي‌بينيم كه هر دو يكسان نوشته شده‌اند. اين نشانه‌اي از عجله و بي‌دقتي در تدوين اساسنامه است. همان طور كه مي‌دانيم تدوين مقررات نمي‌تواند هدف باشد اما، در بحث اهداف يكي از موارد، تدوين مقررات ذكر شده است. اين يكي از بندهايي است كه جاي تعجب دارد.

* در شرايطي شما از بي‌اختيار بودن رييس در فدراسيون فوتبال صحبت مي‌كنيد كه موردي را ذكر نكرده‌ايد.

- در بخش اختيارات رييس فدراسيون كه ماده 40 است در بند 8/1 آمده كه رييس فدراسيون فوتبال بايد پيشنهاد انتصاب و انفصال روساي كميته‌ها را ارايه دهد. يا در بند 9/1همان ماده آمده كه رييس مي‌تواند براي انتصاب يا انفصال روسا، معاونين و اعضاي ركن قضايي پيشنهاد بدهد. همچنين در پايان اختيارات ماده 40 مي‌بينيد كه در بند دو مي‌گويد كه اگر رييس غايب باشد يا به طور دائم يا موقت از انجام وظايف خود سرباز زند، ‌نايب رييس اول عهده‌دار وظايف وي تا زمان رفع غيبت يا مجمع بعدي خواهد بود و در صورت غيبت يا خودداري نايب رييس اول، وظايف به نواب رييس بعدي محول مي‌شود. در چنين وضعي مي‌بينيد كه در فدراسيون فوتبال سه نايب رييس به صورت همزمان كار مي‌كنند. من بحث حقوقي مي‌كنم و بهتر است آقايان به اين بحث‌ها پاسخ بدهند. يك مساله ديگر هم وجود دارد. در 13 كميته‌اي كه بايد تشكيل شود كميته‌اي به نام كميته فني و توسعه وجود دارد اما، بايد پرسيد اين كميته تاكنون چه كرده است. اعتقاد دارم امروز كساني كه به فدراسيون انتقاد دارند بايد نقدشان را متوجه هيات رييسه كنند و بايد در تمامي زمينه‌ها هيات رييسه پاسخگو باشد . ( طبق اساسنامه).

* چنين حرف‌هايي قطعا واكنش‌هايي به همراه خواهد داشت اما، شما بايد به تنهايي مقابل واكنش‌ها بايستيد چون از اعضاي مجمع كسي چنين نقدهايي را وارد نكرده است؟

- متاسفم كه برخي از اعضاي مجمع هنوز جايگاه خودشان را نمي‌شناسند و هنوز نمي‌دانند كه چه اختياراتي دارند. مجمع بالاترين مرجع تصميم‌گير در فدراسيون است و اگر اعضاي مجمع جايگاه خودشان را شناخته بودند، تصميمات بهتري هم براي فوتبال مي‌گرفتند. اما، به دليل همين عدم آگاهي شاهديم كه در اين دو سال مجمع فدراسيون فوتبال بدون هيچ سروصدا و واكنش برگزار شده و به پايان رسيده است. يكي از بحث‌هاي مطروحه درباره سازمان ليگ است. براساس ماده 73 فدراسيون فوتبال مي‌تواند اختيار برگزاري مسابقات را به سازمان ليگ و هيات‌ها واگذار كند و نماينده خود را جهت نظارت معرفي كند. در اين ماده به سازمان ليگ اشاره شده اما در اساسنامه، تعريفي از سازمان ليگ مشاهده نمي‌كنيم. با اين حال فرض را بر اين مي‌گذاريم كه تعريفي هم ارايه شده است. وقتي مي‌گوييم اين اساسنامه براي توسعه فوتبال مصوب نشده بي‌راهه نرفته‌ايم. در كجاي اساسنامه، فيفا ايجاد چنين تشكيلاتي را در دل فدراسيون تعريف كرده كه خود فدراسيون متولي برگزاري كامل مسابقات از جمله اسپانسر، بليت فروشي و... باشد. تمامي اين شرايط فضايي را ايجاد مي‌كند كه من مي‌گويم اين اساسنامه پويا و مبتني بر توسعه فوتبال نيست و بايد مجمع عمومي فدراسيون به فكر باشد و سريعا نسبت به اصلاح اساسنامه اقدام كند.

* انتقادهايي كه شما به سازمان ليگ وارد مي‌كنيد اين شائبه را ايجاد مي‌كند كه به دليل مشكلات اخير چنين صحبت‌هايي را مطرح كرده‌ايد؟

- چنين نيست. مي‌گويم هم اكنون سازمان ليگ نقش يك پيمانكار را برعهده گرفته كه اين رويه به هيچ وجه حرفه‌اي و در جهت رشد فوتبال نيست. البته اگر ما اصلاح اساسنامه را در دستور كار قرار دهيم كار بسيار خوب و مثمرثمري خواهد بود اما مشروط بر اين كه نگاه‌ها نو و همراه با توسعه باشد، اگر قرار باشد مديران و عوامل اجرايي كه فكر و رفتارشان تغييري نكرده همچنان برسر كار باشند باز تغييري ايجاد نخواهد شد. كدام عقل سليمي مي‌گويد، افرادي كه نگاه و تجربه‌شان در حوزه آماتوري است، بمانند تا كار حرفه‌اي را پيش ببرند. آيا فكر نمي‌كنيد درجا زدن فوتبال ما به خاطر نگاه چنين افرادي است؟ به اعتقاد من بايد مديران بخش فوتبال از من گرفته تا ديگران نگاه تحول گرا داشته باشند، افرادي بر سر كار بيايند كه نگاه حرفه‌اي و توسعه‌اي به فوتبال داشته باشند. امروز فوتبال ما تبديل به گروه‌هاي قبيله‌اي، قوميتي و رفاقتي شده كه هيچ كس اين جسارت را نشان نمي‌دهد كه فارغ از مسايل رفاقتي، قوميتي و قبيله‌اي صحبتي را مطرح كرده و انتقادي داشته باشد. اگر ما به دنبال اصلاح شرايط هستيم، فقط بايد به دنبال دگرگوني در مجموعه‌ي مديران باشيم. در فدراسيون فوتبال، بخشي به اسم سازمان ليگ تشكيل شده كه اين سازمان مساله‌اي را به نام منشور اخلاقي مطرح مي‌كند. اين يك اصل پذيرفته شده است كه در تمامي دنيا فوتبال شرافتمندانه و جوانمردانه توصيه شده و شاهديم كه در تيم‌هاي حرفه‌اي اگر بازيكني كوچكترين خطايي را مرتكب شود با او برخورد انضباطي مي‌شود. من خودم موافق رعايت منشور اخلاقي هستم اما، اينكه سازمان ليگي كه مجموعه‌اش از نظر اساسنامه به طور جدي مبهم است، خودسرانه حكمي صادر كند، درست نيست. جالب اينكه با نهايت بي‌تدبيري و صرفا به دليل جايگاهي كه براي خود تعريف كرده‌اند، خودسرانه كارت بازيكن يا مربي را صادر نمي‌كنند. اينجاست كه مي‌گويم رييس فدراسيون هيچ كاره است. در كجاي فوتبال حرفه‌اي با يكدندگي بازيكن يا مربي‌اي را بدون اينكه حكمي قضايي صادر شود، محروم مي‌كنند ؟ و هيات رييسه هم سكوت مي‌كند؟ هر چند دليل سكوت هيات رييسه را مي‌دانم! و اينجا ركن قضايي فدراسيون فوتبال كه كميته‌ي انضباطي است، ناديده گرفته مي‌شود. كجاي اين فوتبال حرفه‌اي است؟ كجاي اين كار اخلاقي و كجاي اين كار قانوني است؟ اگر اين حرف‌ها را مي‌زنم نه به جهت اينكه برخي تصور كنند، بنده با آنها مشكل دارم، بلكه مي خواهم بدون تعارف حرفهايم را از سر دلسوزي و تحقيقي كه كرده ام، زده باشم.

* شما يكي از اعضاي مجمع هستيد و انتقادهايي را هم به اساسنامه وارد مي‌دانيد. چه كار عملي براي اصلاح اساسنامه انجام داده‌ايد؟

- وقتي مي‌گويم كه فوتبال ما به گروه‌هاي قوميتي، قبيله‌اي و رفاقتي تبديل شده همين است. اگر مديران ما از نگاه حرفه‌اي برخوردار باشند، نيازي به رفتارهاي غير متعارف در جهت اخذ نظرات نيست. اگر مديران خودشان در چارچوب وظايفي كه دارند، جلسات متعدد خصوصي در جهت استيفاي حقوق باشگاه‌ها برگزار كنند، بسياري از مسايل روشن مي‌شود. وقتي در مجمع گذشته مي‌بينيد، گزارش عملكرد مالي فدراسيون بدون هيچ‌گونه سوالي تصويب مي‌شود، جاي سوال باقي نمي‌گذارد؟!

* يعني مي‌خواهيد اين را هم به ناآشنايي برخي از اعضاي مجمع به حدود اختيارات خود مرتبط كنيد؟

- در مجمع گذشته يكي از افراد آمد و گفت كه اين گزارش مالي محرمانه است. اين نشان از عدم آگاهي اين فرد مي‌دهد. كجا محرم‌تر از مجمع وجود دارد؟ شما ديديد در مجمع گذشته رييس فدراسيون گفت كه گزارش مالي را يك ساعت پيش دريافت كرده، در صورتي كه براساس ماده 31 بند 1 و پيش از برگزاري مجمع اين گزارش بايد در اختيار اعضا قرار گيرد. اگر بخواهيم به لحاظ قانوني بررسي كنيم، آن مجمع وجاهت قانوني نداشت. درست است كه نرفتن به جام جهاني براي هواداران فوتبال ناراحت كننده بود اما، به نظرم اگر كسي قرار است مواخذه شود اين هيات رييسه فدراسيون است. مگر نمي‌گوييم كه فدراسيون يك جزيره‌ي جدا از تمامي سيستم‌هاي ديگر كشور است؟ پس چرا نوك حمله‌ي خود را به سمت سازمان تربيت بدني و يك فرد مي‌بريم. خوب است كه دوستان به خودشان زحمت بدهند و يك بار هم كه شده با دقت به لحاظ حقوقي اساسنامه را مطالعه كنند. اين ضعف فوتبال ماست كه هيات رييسه فدراسيون فوتبال مورد همه كاره است اما سوال قرار نمي‌گيرد!

* پيشنهاد شما به مجمع چيست؟

- در چنين فضاي قوميتي و رفاقتي نمي‌توان براي مذاكره ورود كرد و نمي‌توان در چنين فضايي مباحث كارشناسي را مطرح كرد. ما بايد علت افت فوتبال‌مان را جستجو كنيم. به چه دلايلي فوتبال ما به اينجا رسيده است؟ 9 سال است كه ليگ حرفه‌اي برگزار مي‌كنيم اما، به لحاظ كيفي نسبت به گذشته پيشرفت قابل توجهي نداشته‌ايم و به تعبيري فقط در جا زده ايم. همه‌ي كارشناسان مي‌پذيرند كه فوتبال ما دچار استحاله شده است. به اعتقاد من دليل اصلي اين اتفاق باشگاه‌ها هستند. وقتي باشگاه‌هاي ما سازندگي و توسعه را در برنامه كاريشان ندارند و نگاه حرفه‌اي براي توسعه و پيشرفت ندارند، نمي‌توان انتظار رشد داشت. بايد اين را هم بگويم كه باشگاه‌ها بايد بازيكنان را در اختيار تيم ملي قرار دهند. تيم ملي جايي نيست كه بتوان به بازيكنان كارهاي تكنيكي و آموزش‌هاي ابتدايي داد. ريشه‌ي مشكلات فوتبال‌ ايران مفاسدي است كه وجود دارد. از جمله اين مفاسد، تملق ، دروغگويي، حمايتهاي بي دليل، چاپلوسي و ... و اما از سويي ديگر متاسفانه بعضي از دوستان ما در فدراسيون فوتبال هنوز فرق حمايت و دخالت را نمي‌دانند. وقتي يك تيم دولتي در جهت استيفاي حقوقش با مجمع‌اش هماهنگ مي‌شود، همان دوستان در فدراسيون مي‌گويند كه دولت قصد دخالت دارد!، كنفدراسيون فوتبال آسيا و فيفا با ايران برخورد خواهند كرد! براي من جاي تعجب است كه چطور دوستان هنوز فرق حمايت و دخالت را نمي‌دانند. در تركيه و ژاپن تا وقتي كه دولت به فوتبال ورود نكرد، فوتبال حرفه‌اي به وجود نيامد. من يك سوال دارم؛ اگر دولت تيم‌هاي خودش را از ليگ برتر كنار بكشد چند تيم در ليگ برتر باقي مي‌ماند؟ متاسفانه چنين اظهارنظرهايي كه كارشناسي نيستند، فوتبال‌مان را با چالش‌هاي جدي روبرو كرده است. وقتي مي‌گويم مديران ما بايد متحول شوند يا تغيير كنند تا نگاه توسعه‌اي به فوتبال داشته باشند به خاطر همين است. اميدوارم چنين نقدي كه به مسايل فوتبال ايران دارم به منزله‌ي يك نگاه دوستانه و صميمي تلقي شود.

* شما در يكي از صحبت‌هايتان از تشكيل يك شركت تجاري توسط فدراسيون گلايه كرده بوديد. آيا اين خلاف مقررات است؟

- اگر اساسنامه را مطالعه كنيد، مي‌بينيد كه مجمع عمومي فدراسيون تنها اين حق را براي مجموعه فدراسيون قائل شده كه در چارچوب اساسنامه تصميم‌گيري كند. شما در اختيارات فدراسيون نمي‌بينيد كه اين حق را داشته باشد تا براي خود شركت تجاري ايجاد كند. ماده‌ي 25 اختيارات مجمع شامل 15 بند است. در هيچ يك از اين بندها نيامده كه فدراسيون اجازه دارد، براي فعاليت‌هاي درآمدزا شركت تجاري ايجاد كند. شايد دوستان بگويند اين شركت زيرنظر فدراسيون است. اما، باز هم اين خلاف است. و اگر چنين موردي در اساسنامه وجود داشته باشد مغايرت با اهداف فيفا دارد، فيفا تمام تلاش خود را معطوف به درآمدزايي فدراسيون‌ها تبيين كرده است. كدام فدراسيون را در دنياي فوتبال حرفه‌اي مي‌بينيد كه خودش با تاسيس شركت به دنبال درآمدزايي باشد؟ و جلوي حقوق باشگاهها را براي درآمدزايي سد كند؟

* انتقادهايي كه شما به اساسنامه وارد مي‌كنيد، شايد بيش از همه متوجه كساني باشد كه توسط فيفا و سازمان تربيت بدني براي حضور در كميته‌ي انتقالي انتخاب شدند.

- به نظرم نمايندگان فيفا توانستند حداقل‌ها را در اساسنامه وارد كنند! و به اعتقاد من نمايندگان سازمان تربيت بدني به دليل عدم آشنايي نسبت به حداقل‌ها و حداكثرها از اساسنامه‌ي الگويي فيفا، حداقل‌ها را پذيرفتند. شما در هيچ فدراسيوني نمي‌بينيد كه رييس فدراسيون نتواند دبيركل را انتخاب كند. در تمامي فدراسيون‌ها انتخاب دبيركل و روساي كميته‌ها با رييس فدراسيون است. دوستان بايد اساسنامه فيفا را الگو قرار مي دادند. رييس فيفا شخصا دبيركل و روساي كميته‌ها را انتخاب مي‌كند. نبايد از كسي كه هيچ اختياري ندارد، گزارش عملكرد بخواهيم. من اگر به جاي كفاشيان بودم نقاط ضعف را شناسايي مي‌كردم و درخواست تشكيل مجمع را مي‌دادم تا نسبت به رفع نواقص اقدام شود. فدراسيون فوتبال مي‌تواند، منابع زياد مالي داشته باشد. به عنوان نمونه چرا فدراسيون حق عضويت را از اعضاي مجمع عمومي نمي گيرند ؟ در گزارش مالي فدراسيون در مجمع اخير چيزي به اسم گرفتن حق عضويت وجود نداشت. اين مي‌تواند يكي از منابع مالي فدراسيون فوتبال باشد.

* ريشه‌ي اين مشكلات را در كجا مي‌بينيد؟

- همان طور كه گفتم به اعتقاد من كل مشكل فوتبال ايران مربوط به اين مي‌شود كه رييس فدراسيون از خود هيچ اختياري ندارد. خبر دارم كه در هيات رييسه فدراسيون برخي‌ها با هم هستند و برخي‌ ديگر ...

من تعجب مي كنم كه چرا اعضاي مجمع تشكيل جلسه نمي دهند و هيئت رئيسه را مؤاخذه نمي كنند و در عين حال هيات رئيسه نظارت‌گر حملات همه جانبه بر عليه رئيس فدراسيون هستند، در صورتي كه آنها بايد پاسخگوي معضلات پيش آمده فوتبال باشند متاسفانه رييس فدراسيون بايد براي كوچكترين كار از هيات رييسه اجازه بگيرد. كجاي اين كار به معناي مشاركت و همفكري است. اكنون يكي از بحث‌هايي كه مطرح است، به بليت فروشي مربوط مي‌شود. مي‌خواهم بپرسم كه نماينده‌ي باشگاه‌ها در هيات رييسه چه اقدامي كرده است. همين جا است كه مي‌گويم برخي ها حرفي نمي زنند كه به مذاق ديگري بد نيايد. وقتي ما در چنين جايگاهي قرار گرفته‌ايم، نبايد براي خوش آمدن يا بد نيامدن به مذاق كسي حرفي را نزنيم.

* شايد كساني كه اساسنامه را تهيه كرده‌اند به دليل رفتارهاي رييس قبلي چنين اختيارات كمي را براي رييس قائل شده‌اند تا شايد كارها در فدراسيون مشورتي پيش برود.

- مي‌پذيرم كه در دوره‌ي گذشته نقش هيات رييسه كمرنگ بوده است اما، بايد حداقل اختيارات را براي رييس قائل مي‌شدند. نبايد چون يك رييس مشاوره پذير نيست، ساير روسا را هم مورد حمله قرار دهيم. تاكيد فيفا اين است كه تمامي عزل و نصب‌ها بايد در اختيار رييس فدراسيون فوتبال باشد. اما، در اساسنامه‌ي فدراسيون فوتبال ايران آمده كه اين كار جزو وظايف هيات رييسه است. ما نبايد به خاطر اينكه يك فرد سابقه‌ي مشورت پذيري نداشته است، كليه‌ي مقررات را تحت الشعاع قرار دهيم. مجمع فردي را براي رياست انتخاب مي‌كند كه فرد شناخته شده‌اي باشد و سوابق مديريتي روشني داشته باشد. وقتي مجمع چنين فردي را انتخاب مي‌كند بايد تمامي معيارها را هم در نظر بگيرد. البته مي‌پذيرم كه بخشي از اساسنامه به خاطر همين موضوعي است كه شما به آن اشاره كرديد. اين اساسنامه ضعيف بسته شده تا روساي بعدي فدراسيون ذليل شوند. رييس فدراسيون واقعا با اين سيستم، ناكارآمد است. بايد شرايط را براي اصلاح آن فراهم كنيم و بعد به مديراني امثال كفاشيان بگوييم، فدراسيون را مديريت كن. اين بي‌انصافي است كه اين چنين به كفاشيان تاخت و تاز مي‌كنند. به اعتقاد من حمله به كفاشيان حمله‌اي سياسي و هدفمند است و بعضي‌ها افرادي را در كنار خود مي‌بينند كه مي‌خواهند آنها را جانشين كفاشيان كنند. فكر نمي‌كنم اين انتقادها از روي خيرخواهي باشد. من به كفاشيان انتقاد دارم اما، اينكه بي‌مهابا و بدون اينكه اساسنامه را مطالعه كنيم به كفاشيان حمله كنيم، بي‌انصافي است. پيشنهادم اين است كه ميزگردي در يكي از خبرگزاري‌ها يا صداوسيما برگزار شود تا صاحب نظران درباره‌ي اساسنامه صحبت كنند. يكي ديگر از نكاتي كه بايد به آن بار ديگر تاكيد كنم اين است كه چطور نواب رييس براي خود جايگاه ديگري تعريف كردند. كجاي فدراسيون‌هاي فوتبال دنيا يكي از نايب رييس‌ها، رييس سازمان ليگ مي‌شود و يكي ديگر از نواب رييس، رييس كميته‌ي تيم‌هاي ملي. اين يكي از اشكالاتي است كه من به اساسنامه وارد مي‌دانم. معتقدم اساسنامه با بي‌اشتياقي نوشته شده است. اگر در نزد، كارگروه تدوين اساسنامه اشتياق و علاقه‌ي جدي‌اي وجود داشت اين اساسنامه خيلي پرمحتواتر بسته مي‌شد. با اين حال طبق ماده‌ي 32 مي‌توان اساسنامه را اصلاح كرد. هم اكنون كه اين نواقص رخ خود را عيان كرده است، پيشنهاد مي‌كنم هيات رييسه و رييس فدراسيون فوتبال نواقص را مكتوب كرده و پيشنهاد تشكيل مجمع بدهد. اگر اين مشكلات برطرف نشود، فدراسيون فوتبال با مشكلات فعلي همچنان دست و پنجه نرم مي‌كند و هيچ كس هم پاسخگو نخواهد بود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار