آنتونيو والنسيا؛ ستاره پنهان
وقتي اوايل تابستان امسال آنتونيو والنسيا هافبك مهاجم اكوادوري در ازاي 17 ميليون پوند از تيم ويگان خريداري شد، مقامهاي منچستر و بويژه شخص الكس فرگوسن ابراز اميدواري كردند كه او قسمتي عمده از كارهاي درخشان رونالدو در اولدترافورد را انجام بدهد و به گونهاي باشد كه مردم مدام از آثار مضر انتقال خبرساز رونالدو به رئال مادريد نگويند.
به نوشته جام جم و به نقل از دیلی تلگراف؛ كمتر از يك ماه بعد از شروع فصل تازه و در حالي كه يونايتد جام خيريه ابتداي فصل را نيز با ضربات پنالتي به رقيب درجه اول خود چلسي سپرده است، بيش از پيش به نظر ميرسد كه وظايف در نظر گرفته شده براي والنسيا بزرگتر و بيش از آني است كه از عهده وي برآيد و مظروف، اصلا به اندازه ظرف نيست.
سرمربي اسكاتلندي و تمام نشدني شياطين سرخ از سال2006 كه والنسيا در مسابقه ويگان با منچستريها، فقط در 20 دقيقه آخر به ميدان آمد و در همان مدت اندك مدافعان منچستر را كاملا سردرگم كرد، در پي او بوده و علاقه به جذب وي داشته است.
از آغاز
البته همگان از آغاز ميدانستند كه والنسيا توان ويژه كريس رونالدو را در گلزني ندارد و اگر مهاجم سابق اسپورتينگ ليسبون در 2 فصل گذشته مجموعا 72 گل براي ياران گيگز و اسكولز به ثمر رسانده بود، والنسيا در دو فصل گذشته از 7 بار گلزني در 89 ديدار رسمياش براي ويگان فراتر نرفته بود. با اين اوصاف، اين نكته كه والنسيا در منچستر چندان به چشم نيامده و ستارهاي پنهان مانده بوده، نبايد تعجببرانگيز باشد، اما اين كه حتي نتوانسته است قواي ديناميك خود را به بازي يونايتد بيفزايد، اسباب تعجب شده است.
فرگوسن، مايكل اوون پرتجربه را نيز به عنوان بازيكن آزاد از نيوكاسل خريده تا قسمتي از گلهايي را كه رونالدو براي يونايتد ميزد به ثمر برساند، اما او نيز در 3 هفته نخست فصل جديد درخششي را كه در مسابقههاي تداركاتي «پيش فصل» در شرق آسيا داشت، تكرار نكرده است.
با وجود اين ايراد اصلي در كار يونايتد نه عملكرد اوون و نه حتي شيوه كار وين روني، بلكه عدم تحرك و كمبود خلاقيت در خط مياني يونايتد تشخيص داده شده، به طوري كه توپ و موقعيتهاي خطرناك به اندازه كافي براي برباتوف و اوون ساخته نشده و لابد يكي از مقصران ماجرا آنتونيو والنسياست كه در ساختن موقعيتهاي گل، كوتاهي داشته است.
در اين ميان كسي به اين نكته توجه نداشته كه فرگوسن بازيهاي زيادي به والنسيا نداده و او در دقايق اندك حضورش در ميدان نتوانسته است ريتم لازم را بيابد و در جريان بازي قرار گيرد و هر موقع هم كه جذب مسابقه شده، وجود آدمهايي مثل روني، گيگز و اسكولز موقعيت بازيسازي را از او گرفته و صحنهگرداني به اين آدمها اختصاص داشته است.
ركوردي تازه؟
شايد نيز همه اينها نتيجه سرگرداني سنتي و عادي يونايتد در ابتداي فصل باشد كه هر سال مسابقهها را بد شروع ميكند و امتياز از دست ميدهد، اما به آرامي به همان منچستر تهاجمي و كوبنده تبديل ميشود و اگر اين گونه به ماجرا نگاه كنيم، اينها فقط مقدمات چهارمين قهرماني متوالي منچستريونايتد در ليگ برتر انگليس است كه ركورد تازهاي براي اين مسابقهها خواهد بود.
حقيقت امر هرچه باشد، اميدهاي فرگوسن به بارور شدن والنسيا اصلا كاهش نيافته و او هنوز شكوفايي وي را در ادامه فصل، انتظار ميكشد.
سرمربي پيشين آبردين ميگويد: «حسن بزرگ والنسيا اين است كه چون طي 2 سال پيشين در ليگ انگليس توپ زده، كاملا با شرايط موجود آشناست و نيازي به وفق يافتن با محيط ندارد. شايد در ابتداي فصل براي ما ندرخشيده باشد، اما مطمئنم كه در تيم ما جا خواهد افتاد. كافي است او را در فضاهاي آزاد موجود به راه اندازيم و از مشاركت او در بازيسازي كم كنيم و در يكسوم انتهايي زمين فعالتر كنيم. نكته كليدي قرار دادن او در جاهايي است كه قادر به ضربه زدن به حريفان در آن نقاط باشد. اين را ميدانم كه او به لحاظ گلزني و آمار آن در سطح بالايي نيست و نميتوان از وي همان انتظاري را در اين زمينه داشت كه مثلا از برباتوف داريم. در نقطه مقابل بررسي شكل بازي او به ما ميگويد كه توان جسماني و ميزان مشاركت و قوه پاسوري او در درجاتي بالا و به شكلي است كه ميتواند ما را به مقاصد و شماري از اهدافمان برساند.»
چرا؟
فرگوسن حتي در ته فكرش به اين ميانديشد كه كاري كند تا والنسيا قابليتهاي پنهان مانده و كمتر استفاده شدهاش در زمينه گلزني را فعالتر و عيانتر سازد و به گونهاي باشد كه تاكنون كمتر از وي مشاهده شده است. فرگي ميگويد: «يك سوال موجود اين است كه اگر والنسيا تا به حال كمتر گل زده، به چه سبب بوده و آن سبب را بيابيم و در پي رفع مشكل باشيم تا او در آينده بيش از اين گل بزند.»
حتي اگر طرح و فكر فوق ثمر ندهد و والنسيا از آمار گلزني قبلياش فراتر نرود. او اوجگيري خود و راهيابياش به منچستريونايتد را مديون تلاش فراوانش ظرف 3 - 2 سال اخير و پيرو موجي ميداند كه از جانب بازيكنان آمريكاي جنوبي در بريتانيا به راه افتاده است. تا 4 - 3 سال پيش بريتانيا و ليگهاي آن جولانگاه خوبي براي بازيكنان آمريكاي جنوبي نبود و اين اروپاييها بودند كه در ليگ انگليس ميدرخشيدند، اما حالا مردان ظاهرا درجه دوم آمريكاي لاتين شامل برزيل، آرژانتين، پاراگوئه و البته اكوادور با وفق يافتن با فوتبال بريتانيا توانستهاند حرفهاي رساتري براي گفتن داشته باشند.
والنسيا در منطقه لاگو ارگيو در دل جنگلهاي اكوادور به دنيا آمد و به خاطر دشواريهاي زيست در چنان محيطي قبل از 10 ساله شدن هرگز حتي يك ضربه به توپ نزده بود. با اين حال او چنان شروع ديرهنگامي را به بهترين شكل جبران كرده است و اينك گرانترين بازيكن اكوادور به شمار ميآيد و شماري از هموطنانش را نيز در موقعيتهايي اميدبخش ميبيند. يكي از آنها كريستين بنيتز است كه در ازاي 8 ميليون پوند به تيم بيرمنگام پيوسته كه مربيگري آن با يك اسكاتلندي ديگر همچون الكس مكليش است.
فقدان محسوس
با اين حال اينك نگاهها به والنسياست. مردي كه اگر انتظارها را برآورده نكند، همسو با اوجگيري مجدد چلسي و قوي ماندن ليورپول ميتواند به سقوط شياطين سرخ در فصلي منجر شود كه فقدان كريس رونالدو و كارلوس تهوز در بازيشان محسوس بوده ولي فرصت براي جبران در آن هنوز زياد است.


