بازدید 10256
پس از فوتبال و تنیس نوبت به دوچرخه‏سواری رسید؛
در این میان آنچه این اقدام را با سایر حرکت‏های اینچینی متمایز می‏سازد، علاوه بر عدم شاخص و مطرح بودن این ورزشکاران، انگیزه اصلی ایشان است که بر طبق شواهد موجود مسئله‏ای به جز صرفاً حمایت از ورزشکاران است.
کد خبر: ۶۳۰۵۸
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۳:۰۰ 07 September 2009
ورزش در حالی پس از سپری کردن هفته‏های بدون تماشاگر در فوتبال به حالت عادی بازمی‏گردد که همچنان از گوشه و کنار آن حرکت‏های سیاسی نمادین در حال وقوع است و همین امر همچنان حساسیت‏های غیرورزشی را تا حدودی نسبت به این حوزه حفظ کرده و هر اظهارنظر، عمل و یا عکس‏العمل سیاسی در این حوزه بازخورد فراوانی را در پی دارد که همین امر باعث شده در شرایطی که بسیاری از حوزه‏ها از مباحث انتخاباتی فاصله بگیرند، ورزش همچنان دستخوش این مسائل باشد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ تاثیرگذاری مباحث سیاسی در ورزش ایران اگرچه سابقه‏ای به مراتب کمتر از تاثیرپذیری این حوزه از سیاست را دارد اما با این حال عمر این تاثیرگذاری که به دوران پیش از انقلاب اسلامی باز می‏گردد نیز چندان محدود نیست. در جریان انقلاب بود که ورزشگاه‏ها محلی برای شعارهای سیاسی بود که البته رژیم شاه را نشانه رفته بود و نه یک گروه و طیف سیاسی که با گروهی دیگر به عنوان رقیب حضور فعال سیاسی داشته باشند.

اما پس از انقلاب عمده تحرکات سیاسی که در ورزشگاه‏ها صورت می‏پذیرفت به آستانه ادوار مختلف انتخابات ریاست‏جمهوری مرتبط می‏شد. در این زمان بود که عمدتاً بروشورهای تبلیغاتی کف‏پوش معابر منتهی به درب‏های ورودی مجموعه ورزشی آزادی و چند ورزشگاه بزرگ دیگر در سایر کلان‏شهرهای کشور که حجم قابل توجه تماشاچیان برای بازیها در آنها گرد هم می‏آمدند، را سفیدپوش کرده بود.

مشخص شدن تکلیف صعود تیم ملی به جام‏جهانی در آستانه انتخابات ریاست‏جمهوری ورزشگاه‏ها را بیش‏تر تحت‏الشعاع مسائل سیاسی قرار داد و منجر به آن شد که در اغلب اوقات صعود تیم ملی فوتبال کشورمان به جام جهانی میان دولتمردان هر دوره به مراتب با حساسیت بیشتری از اهالی فوتبال مورد پیگیری قرار گیرد و فضاسازی جدی برای نسبت دادن هر صعود به هر جریان صورت پذیرد و همچنین راهکارهایی سریع برای پوشاندن ضعف عدم صعود تیم ملی به جام‏جهانی ارائه شود که راهکار وریدی آن برکناری مسئولان وقت فدراسیون فوتبال بوده است.

در آستانه انتخابات ریاست‏جمهوری دهم فضا به کلی تغییر پیدا کرد و حساسیت‏ها نسبت به تیمی که صعودش به جام جهانی با اما و اگرهای بیشتری همراه بود و بر اثر تصمیمات اشتباه مدیریتی در گزینش کادر فنی کارآمد در خطر حذف از گردون قرار داشت، به مراتب افزایش یافته بود. این حساسیت‏ها به آنجا رسید که طرفداران طیف‏های سیاسی مختلف فعال در انتخابات ریاست‏جمهوری اخیر در ورزشگاه با نمادهای کاندیداهای مختلف که یکی پرچم ایران و دیگری پرچم سبز بود، حاضر شدند و حتی درگیری‏هایی نیز به وقوع پیوست.

با پایان انتخابات تصور عمومی این بود که در فضای ورزش این مسائل به فراموشی سپرده شود اما در بازی سرنوشت‏ساز ایران مقابل کره، شش بازیکن ملی‏پوش ایران با مچ‏بند سبز به میدان رفتند تا همزمان با ناکامی ایران در صعود به جام جهانی، جنجال تازه‏ای برپا شود و در شرایطی که نایب‏رئیس فدراسیون و سرپرست وقت تیم ملی، بستن مچ‏بند سبز را به دلیل نذر می‏دانستند و بازیکنان نیز از انگیزه خود در این رابطه سخنی به میان نمی‏آوردند، رئیس فدراسیون فوتبال در کمال ناباوری این مسئله را سیاسی خواند.

با این حال سه تن از این شش بازیکن بازیکنان به فاصله اندک از فرجام تلخ فوتبال ایران در مسیر جام‏جهانی، از تیم ملی فوتبال خداحافظی کردند و حتی در مراسم اهداء جایزه جهانی ورزش برای صلح به علی کریمی، مهدی مهدوی‌کیا، جواد نکونام، مسعود شجاعی، حسین کعبی و محمد نصرتی برای این حرکتشان شرکت نکردند تا تنها سرگی بوبکا قهرمان نامدار دوومیدانی المپیک و رئیس المپیک جوانان که در پروژه‌های انساندوستانه‌ی عمرانی در میهن خود اوکراین فعال است و از ساختن مدارس ورزشی پشتیبانی مادی و معنوی می‌کند و ادوین موزس قهرمان دو چهارصد متر با مانع المپیک نیز از نظر اجتماعی جزو چهره‏های فعال و متعهد است، حاضرین اصلی در این مراسم باشند.

با این حال پس از این نیز منصور بهرامی تنیس‏باز ایرانی رده دوبل استادان گرانداسلم ویمبلدون که زمانی قرار بود در فدراسیون تنیس فعالیت داشته باشد نیز با مچ‏بند سبز به پیش آمد تا همچنان ورزش شاهد حرکت‏های با این مختصات باشد اما با توجه به آنکه عملاً هیچ ارتباطی میان وی و فدراسیون تنیس ایران برقرار نبود، این حرکت در داخل کشورمان بازتاب چندانی نداشت و حتی روزنامه‏های منتقد دولت نیز حتی به طور گذار نیز به آن نپرداختند.

پس از بهرامی این بار نوبت به دو قهرمان دوچرخه‏سواری رسید که رکابزنی روی جاده سیاست را تجربه کنند و این بار برخلاف تنیسور ایرانی و همچون بازیکنان فوتبال فضای داخلی را نیز تا حدودی تحت تاثیر خود قرار دهند.

امیر حسین احمدی و حسن علیزاده دو دوچرخه‏سوار ایرانی که علی‏الظاهر سوابقی در سطوح ملی و بین‏المللی نیز در کارنامه خود دارند، تصمیم گرفتند در حمایت از موج سبز به حرکتی مشابه دست بزنند و اینگونه بود که فدراسیون دوچرخه‏سواری نیز به نوعی یک گوشه این دردسر تازه نصیبش شد.

این دو قهرمان که مدعی شدند در فاصله شهریور ۷۹ تا آذر ۸۳ دور دنیا را در پنج قاره رکاب زده و ۶۴۰۰۰ کیلومتر را با دوچرخه طی نموده و مطابق بند ۵ دستورالعمل ۱۵۵۱۷/۴مورخه ۶/۱۰/۷۶ حکم قهرمان قهرمانان را از فدراسیون دوچرخه سواری کشور اخذ نمودند، در شرایطی تصمیم گرفتند علاوه بر سفری نمادین به دور آمریکا و چند کشور اروپایی در خصوص وقایع اخیر اطلاع‏رسانی کنند که هیچ‏گاه جزو قهرمانان شاخص دوچرخه‏سواری نبوده‏اند و حکم قهرمانی ایشان برای گردش دور دنیا نیز توسط بسیاری از اشخاص غیرحرفه‏ای و یا رکابزنان نیمه حرفه‏ای نیز انجام می‏شود، صادر شده است.

در این میان آنچه این اقدام را با سایر حرکت‏های اینچینی متمایز می‏سازد، علاوه بر عدم شاخص و مطرح بودن این ورزشکاران، انگیزه اصلی ایشان است که بر طبق شواهد موجود مسئله‏ای به جز صرفاً حمایت از ورزشکاران است.

"همانگونه که در طول تور دور دنیا به جز حمایت سه و نیم میلیون تومانی دانشگاه آزاد، از جایی حمایت نشدیم، پس از اخذ حکم قهرمان قهرمانان نیز از هرگونه حمایتی نظیر بیمه و یا معرفی به صندوق حمایت از قهرمانان و... محروم گردیدیم، بدون آنکه علت آن را بدانیم." این بخشی از نوشته‏های رکابزنان مورد اشاره در وب‏سایتی است که با این هدف راه‏اندازی کرده‏اند؛ موضع‏گیری‏های اینچینی توسط این عده باعث شده تا حتی خارجی‏ها نیز آنچنان بر روی این رکابزنان زوم نکنند.

اینکه دو ورزشکار نه از حب اشخاصی که در حوادث اخیر آسیب‏دیده‏اند، بلکه از بغض مسئولانی که به قول این دو باید خدمات و بیمه ورزشی به ایشان می‏دادند(!)، دست به برگزاری یک تور دوچرخه‏سواری بزنند و دست آخر نیز احتمالاً به دلیل عدم امنیت جانی (!) درخواست پناهندگی به کشورهای اروپایی یا آمریکا را ببرند و در واقع منافع شخصی‏شان را با عنوان "رساندن پیام مظلومیت مردم ایران و توجه جهانیان به خون‏های بی‏گناه ریخته شده جوانان این سرزمین نظیر روح الامینی، کیانوش آسا، ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی و..." همراه کنند، اقدامی غیراخلاقی تلقی می‏شود که باعث شده این حرکت حتی نتواند مقبولیت لازم را نزد مخالفان نیز به همراه بیاورد.

با این حال با وجود عدم اصالت این حرکت و همچنین عدم چهره بودن این دو ورزشکار، چنین اتفاقی در رشته دوچرخه‏سواری انعکاس داشت و اگرچه در سطوح داخلی نیز تلاش شد چندان به آن پرداخته نشود اما حداقل اهالی این رشته در جریان آن قرار گرفتند. در این میان تنها یک پرسش مطرح است و آن اینکه آیا قاعده‏ای وجود دارد که هر شخصی دور دنیا را رکاب بزند، حکم قهرمان قهرمانان را دریافت کند یا مدیران وقت فدراسیون به دلخواه خود و بی‏قاعده چنین احکامی را صادر کرده‏اند؟ آیا تاملی در صدور چنین احکامی صورت پذیرفته و آیا این احکام در سطح بین‏المللی دارای اعتبار است؟
اشتراک گذاری
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
برچسب منتخب
انتخابات مجلس یازدهم آنفولانزا نانسی پلوسی روز دانشجو استیضاح ترامپ مسعود سلیمانی حادثه تالار عروسی سقز سقز فروش صندلی اتوبوس