از 31 شهریور ماه سال 1359 که صدامیان تجاوز همه
جانبه خود را به مرزهای کشورمان آغاز کردند 371 روز میگذشت و دشمن که
نتوانسته بود هدف متوهمانه فتح ایران در چند ساعت و چند هفته را محقق کند،
تمرکز ویژه خود را به فتح آبادان معطوف کرده بود، اما نمیدانست که ضربه ای
بسیار سهمگین انتظارش را میکشد.
به گزارش
«تابناک»، پنجم مهرماه سالروز اتفاقی در تاریخ هشت ساله دفاع مقدس است که
سرسلسله پیروزی های بزرگ ایران در جنگ تحمیلی بود؛ اتفاقی که امام امت بر
رقم زدنش تاکیدی موکد کرده بود و وقتی رقم خورد، در تلگرامی با این مضمون
که دستور امام خمینی (ره) اجرا شد، مخابره اش کردند.
آبادان
در هشتم آبان ماه سال ۱۳۵۹ یعنی زمانی که ۳۹ روز از حمله رژیم بعث عراق به
ایران میگذشت، با تلاش نیروهای بعثی برای تصرف این شهر روبرو بود. درست
زمانی که حدود یک هفته از تلاش نیروهای بعثی برای تصرف آبادان میگذشت،
حضرت امام خمینی (ره) خطاب به نیروهای مسلح فرمودند که «حصر آبادان باید
شکسته شود.»
عراقیها برای تصرف آبادان در
هشتم آبان ماه ۱۳۵۹ در منطقه ذوالفقاری بر روی رودخانه «بهمنشیر» پل شناور
نصب کردند و با عبور دادن قسمتی از نیروهای خود وارد آبادان شدند. نیروهای
عراقی به این دلیل منطقه «ذوالفقاری» را برای ورود به آبادان انتخاب کرده
بودند که با استفاده از پوشش نخلستانها میتوانستند از دید رزمندگان
اسلام دور بمانند و بهراحتی وارد شهر شوند. با چنین وضعیتی، آبادان در یک
محاصره ۳۳۰ درجهای قرار میگرفت و عبور از رودخانه بهمنشیر میتوانست آن
را با خطر جدی روبهرو کند.
با گذشت از روی
رودخانه بهمنشیر، نیروهای بعثی فکر میکردند که آبادان را برای همیشه از آن
خود کردهاند اما در پی دستور امام (ره) یکی از چهار عملیات بزرگ و برجسته
تاریخ دفاع مقدس رقم خورد؛ عملیات ثامنالائمه که هجوم همه جانبه نیروهای
ایرانی به دشمن بود و اتفاقی تاریخی و فراموش ناشدنی را برای ایرانیان رقم
زد.
این عملیات از این رو حائز اهمیت بود که
برای کوتاه کردن دست صدامیان از هدفِ کوچک شده شان طراحی شده بود. هدفی که
پس از زمینگیر شدن در نقاط مختلف در دستور کارشان قرار گرفته بود و
میتوانست دسترسی ایشان به آبهای نیلگون خلیج فارس را برایشان محقق کرده و
حیثیت برباد رفته شان را تا حدودی احیا نماید.
صدام
حسین امیدوار بود از این رهرو بتواند قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را ملغی اعلام
کرده و بعد از اشغال خرمشهر و آبادان، اروندرود را بهضمیمه خاک عراق
درآورد. اتفاقی که با توجه به اشغال خرمشهر و تسلط بر محورهای حیاتی
منطقه، جاده های مهم اهواز به آبادان و ماهشهر به آبادان، برایشان ممکن به
نظر میرسید. به ویژه آنکه تسلط ایشان بر مناطق اشغال شده و استقرار
پدافند و استحکامات فراوان در نقاط مهم، به صدامیان برتری محسوسی بخشیده
بود.
در چنین وضعیتی بندر چوئبده در ۴۵
کیلومتری جنوب شرقی شهر آبادان تنها مرکز اتصال آبادان در زمان محاصره به
نیروهای پشتیبانی بود و تنها راه برای تأمین اندک مهمات جبهه و جابجایی
مردم و زخمیها، از طریق راه آبی بندر ماهشهر به چوئبده و یا از طریق
بالگردهای هوانیروز بود و بس. آن هم در شرایطی که از پیام تاریخی امام برای
شکستن حصر آبادان مدتها میگذشت.
امام در
این مدت جنگ و دستور به فرماندهان نظامی برای اولین بار صحبت خود را با
«باید» شروع کرده بودند که این ادبیات خاص امام، نشان از اهمیت شکست حصر
آبادان داشت. تا اینکه در آغازین ماههای ۱۳۶۰ شهید یوسف کلاهدوز،
قائممقام وقت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح شکست حصر آبادان
را که توسط شهید حسن باقری طراحی شده بود به شورای عالی دفاع ارائه کرد و
پس از بحث و بررسی زیاد، نهایتاً مشروط به هماهنگی با «لشکر ۷۷» به تصویب
رسید تا یکی از چهار عملیات بزرگ تاریخ دفاع مقدس شکل بگیرد.
طراحی
عملیات شکست حصر آبادان در زمستان سال ۵۹ در سپاه انجام شد اما اجرای آن
به دلیل اعمال نظرهای بنیصدر به تعویق افتاد تا اینکه پس از عزل بنیصدر
این عملیات با مشارکت ارتش انجام و طلیعهای بر پیروزهای بزرگ رزمندگان
اسلام در عملیاتهای بعدی همچون طریقالقدس، فتح المبین و بیتالمقدس شد.
سرانجام
پس از نزدیک به سه ماه فعالیت و انجام مقدمات، عملیات در ساعت یک بامداد
روز پنجم مهر سال ۶۰ در راستای مانور پیشبینیشده در موعد مقرر از سه محور
آغاز شد. نیروهای عملکننده در ساعات اولیه موفق شدند ضمن عبور از موانع،
مواضع دشمن را در جاده ماهشهر-آبادان (در محور شرقی) و شمال نهر شادگان (در
محور شمالی) و خطوط مقدماتی در محور جنوبی به تصرف درآوردند.
ادامه
عملیات از این پس در بعضی از محورها با مشکلاتی مواجه شد. بهطور مثال در
محور جنوبی (جبهه فیاضیه) عملیات از سرعت کافی برخوردار نبود و پل حفار
همچنان به دلیل مقاومتهای دشمن به تصرف درنیامده بود، اما در محور شمالی،
عملیات طبق برنامه پیشبینیشده در جریان بود و پل قصبه در ساعت ۱۰ صبح از
دست دشمن خارج شد.
تا ساعت ۱۱ صبح، بهجز در
محور دارخوین، محمدیه از توفیق چندانی برخوردار نبود. لیکن از این ساعت به
بعد با پیشروی رزمندگان اسلام در محور شمالی به سمت پل حفار، عقبه دشمن
بهطور جدی و اساسی متزلزل شد و این امر موجب کاهش مقاومتهای قوای عراقی
شد. به گونه ای که نیروهای دشمن تدریجاً اقدام به عقبنشینی و فرار کردند و
در ادامه با سقوط پل حفار توسط رزمندگانمان، در ساعت ۱۴ الحاق محور شمالی و
جنوبی در حاشیه رودخانه کارون حاصل شد و نیروهای باقیمانده دشمن به
محاصره کامل درآمدند.
فرجام امر هم رسیدن
قوای رزمنده به ساحل شرقی رود کارون و پاکسازی آن بود؛ یعنی پیروزی
عملیات. عملیاتی که ویژگی های منحصر به فرد زیادی داشت. مثل شکل گیری
سازمان رزم سپاه، تلفیق سازمان کلاسیک ارتش و نیروی پیاده و هجومی سپاه و
همچنین همفکری و هماهنگی این دو نیرو در مراحل مختلف و اتفاقات مبارکی از
این دست.
همه اینها در حالی است که طراحی و
اجرای چنین عملیات وسیعی را میتوان برترین اتفاق رقم خورده در فاصله 371
روز از آغاز تجاوز صدامیان به ایران دانست؛ عملیاتی که به آزادسازی ۱۵۰
کیلومتر مربع از خاک میهنمان از اشغال دشمن، خارج ساختن شهر آبادان از
محاصره قوای عراقی، آزاد ساختن دو جاده استراتژیک اهواز-آبادان و
ماهشهر-آبادان، کسب تجارب جدید در مقابله با دشمن، افزایش روحیه رزمندگان
و... منجر شد و با تقدیم 150 شهید سرافراز و کشتن حدود 1500 تن از نیروهای
دشمن و اسارت شمار بیشتری از ایشان، دست صدامیان را از کسب موفقیت حداقلی
نیز کوتاه کرد و زمینه ساز آزادسازی خونین شهر شد.