تیموریان:میخواهم از این جهنم فرار کنم
زندگی در لندن برای آندو سخت و سختتر میشود؛ او امیدوار بود که این فصل جایی در ترکیب اصلی فولام داشته باشد اما نه تنها چنین اتفاقی رخ نداد، که اوضاع بدتر هم شد.
به گزارش ایران؛ آندو که از ابتدای دوران بدنسازی با فولام همراه بود و در اردوی استرالیا هم بسیار خوب و آماده به نظر میرسید، با آغاز فصل جدید دوباره به سکوها تبعید شد تا به قول خودش نقش تماشاگر ویژه هفته را داشته باشد. آندو این روزها از زندگی در لندن اصلال راضی نیست؛ روزها را با تنهایی و غربت سر میکند و بازی نکردن و سکونشینی، بزرگترین دغدغه او محسوب میشود.
آندو معمولا پس آرامی است؛ کمتر با کسی درگیر میشود و مشاجره میکند اما ظاهرا فشار و بیتوجهی روی هاجسون او را به ستوه آورده تا بعد از سالها از کروه در برود و با مربی جر و بحث کند.
آندو این طور داستان را شرح میدهد: «تمرین که تمام شد، رفتم سراغ دستیار هاجسون؛ خیلی عصبانی بودم. با صدای بلند گفتم که چرا باید هر هفته روی سکوها باشم. جواب داد خب مصدومی و نمیتوانی بازی کنی. گفتم هفته قبل که مصدوم نبودم. جوابی نداشت. مثل هاجسون که هیچ وقت جوابی ندارد. شانههایش را بالا انداخت و با بیتفاوتی، سرمربی تیم را به من نشان داد. منظورش این بود که به من ربطی ندارد و برو مشکلات را با هاجسون حل کن. میخواستم خرخرهاش را بگیرم. از عصبانیت داشتم منفجر میشدم.»
اما چرا آندو سراغ دستیار هاجسون رفته است؛ بهتر نبود که یک راست میرفت سراغ سرمربی و حرفهایش را به او میزد. آندو جواب نسبتا قانعکنندهای دارد: «دستیار هاجسون از همان اول که وارد باشگاه شدم، زیرآبم را زد. کلا آدم دو به هم زنی است. سه سال پیش، زیرآب سئول – بازیکن تیم ملی کره- را زده بود. سئول از دست هاجسون عصبانی بوده و توی رختکن بد و بیراهی به هاجسون گفته که این دستیاره شنیده و صاف گذاشته کف دست هاجسون. از آن به بعد، سئول هم رفت تو لیست سیاه و به سکوها تبعید شدو حتی مجبورش کردن که قرضی به الهلال عربستان برود. خلاصه نمیدانم دستیار هاجسون چه پدرکشتگی با من دارد و چه حرفی از من برده و به هاجسون زده که رابطه ما اینجوری شده؛ هر نچی میکشم از دستیار هاجسون میکشم.»
آندو وقتی این حرفها را میزند، انگار تخلیه میشود و احساس آرامش پیدا میکند. او دنبال یک همدم میگردد تا از تنهاییاش بگوید. آندو تاکید میکند که این حرفها را بنویسم: «همه حرفهایم را توی روزنامه بنویسید... میخواهم همه بدانند که با مربی تیم جر و بحث کردم... میخواهم همه بدانند از نیمکتنشینی ناراضیام و دلم میخواهد فولام را ترک کنم. زندگی اینجا برایم سخت شده. زمان نقل و انتقالات هم به پایان رسیده و چارهای جز تحمل این شرایط ندارم اما اگر با خودم بود، یک لحظه هم مکث نمیکردم و از فولام جدا میشدم. حالا باید تا ژانویه صبر کنم و ببینم که چطور میشود. دلم را صابون زده بودم که برای بازی با تیم ملی به ایران میآیم و از این جهنم خلاص میشوم اما حیف که مصدوم شدم باید بسازم و بسوزم ولی آرزویم این است که هر چه زودتر از این جهنم فرار کنم.»


