آيتالهي: سنتي و خسته کننده نيستم
آيت الهي سال هاست که در سطح اول ورزش استان فارس نقش محوري دارد. او همچنين از سال 79 تاکنون رياست هيأت فوتبال استان را نيز برعهده دارد اما در تمام اين سال ها همواره منتقديني بودهاند که باور دارند وي مديري سنتي است.
محمد هادي آيتاللهي در گفت وگو با ايسنا، پاسخ همه منتقدانش را داد. چه آنهايي که او را سنتي ميخوانند و چه آنهايي که از چند شغله بودن اين مدير انتقاد ميکنند. آيت الهي معتقد است در مديريت امروز حضور فيزيکي معنايي ندارد، به همين دليل در طول هفته 7 يا 8 ساعت را به فوتبال اختصاص ميدهد و مابقي وقتش را به ديگر حوزه هاي ورزشي شيراز ميپردازد.
او همچنين گفت كه در 24 سالگي سرپرست کاروان ورزشي ايران در بازي هاي آسيايي دهلي نو بوده، اتفاقي که شايد ديگر هرگز تکرار نشود چه اينکه سال هاست به هيچ جواني مسئوليت هاي بسيار کوچکتر هم سپرده نميشود.
صحبت با آيتالهي البته آنقدر به درازا کشيد تا او هم بتواند دفاع محکمي از 2 تيم بزرگ پايتخت کند و هم از رفتارهاي مربياني چون فيروز کريمي و اکبر ميثاقيان انتقاد!
آيتالهي همچنين از رابطهاش با سياست سخن گفت و عنوان کرد که نه تنها از طريق سازگارنژاد وارد تشکيلات فوتبال نشده بلکه سازگارنژاد و عظيمي نمايندگان سابق شيراز در مجلس شوراي اسلامي بودهاند که از شخصيت اجتماعي او نيز سود بردهاند!
وي همچنين در بخش ديگري از سخنانش مدعي شد حافظيه تنها زمين استاندارد کشور است و در پايان هم هشدار داد که اگر ورزش فارس به همين شکل پيش برود و حمايت نشود ديگر نه از مقاومت سپاسي خبري خواهد بود، نه از تيم بسکتبال لوله آ.اس و نه از قهرماني کشتي فرنگي.
متن كامل اين گفتوگو به شرح ذيل است:
* تصور خيليها بر اين است که آيت الهي سابقه ورزشي ندارد، عدهاي معتقدند شما بدون اين سابقه از ابتدا و در واقع با استفاده از لابي و رابطه وارد اين حوزه شديد دوست داريم ابتدا سابقه ورزشي خود را بازگو کنيد؟
- ورود من از سال 1344 درست زماني که در آستانه يک سالگي بودم، شکل گرفت. از دبستان مهذب شيراز با مديريت حاج خيرا... کشتکاران که از پيشکسوتان ورزش و بنيانگذاران فوتبال فارس بود. ايشان به دليل مسئوليتي که داشت نفرات مستعد را جمع آوري و پرورش مي داد. به هر حال زماني که به فوتبال وارد شدم شخصيت هايي مثل آيت ا... سيد محمد مهدي دستغيب توليت آستان احمدي و محمدي (شاهچراغ (ع)) به عنوان يکي از چهره هاي شاخص مجموعه اي بود که کشتکاران در آن کار مي کرد و به صورت مداوم هفته اي 3 روز در تمرينات ورود پيدا ميکرد. از سال 46 به مسابقات شهرستان شيراز ورود پيدا کردم و در طول دوران ورزشي خود در تيم هاي مختلف توپ زدم و فعاليت کردم که از آن جمله مي توان به تيم هايي مثل متحد، کاتر پيلار، پيام، پاس، شهرباني، آرشام و شيراز جوان اشاره کرده که در تيم هاي پيام، شيراز جوان و پاس مربي گري کرده ام.
* دوره خاصي هم براي مربي گري گذرانده بوديد يا اينکه از راه زمين فوتبال روي نيمکت مربي گري نشستيد؟
- در سال 53 به عنوان جوانترين عضوي که کارت مربي گري را گرفت در کلاس داود نصيري شرکت کردم، سال 56 مربي گري درجه 2 و سال 58 مربي گري فدراسيون را گذراندم، به هر حال نه تنها در ورزش فوتبال سابقه زيادي دارم که در دوچرخه سواري هم کارت مربي گري و داوري را دارم و سال ها در اين رشته فعاليت کردم.
* همه اين صحبت ها مؤيد اين نکته بود که شما سابقه ورزشي داريد بحث بعدي ميتواند اين باشد که آيت الهي با اين سابقه ورزشي سابقه مديريت در حوزه ورزش و به خصوص فوتبال را هم داشته يا اينکه بدون هيچ پيش زمينه اي رئيس هيأت فوتبال و تربيت بدني شيراز شده است؟
- در سال 1359 به عنوان رئيس شوراي فوتبال استان فارس انتخاب شدم. در مجمعي که بعد از انتخاب نوآموز به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال صورت گرفت. آن زمان هنرپرداز مدير کل تربيت بدني دقت نظرش بر اين بود که شورايي را با نام شوراي فوتبال استان تشکيل دهد و در نهايت من به عنوان رياست اين شورا انتخاب شدم. آن زمان همکاران من اکبر کيا و مهدي آصف بودند و مي شود گفت اولين مسئوليت را پس از انقلاب من در هيأت فوتبال استان داشتم و مسابقات فوتبال استان را آن زمان ساماندهي کردم کاري که الآن هم دارم انجام مي دهم، به هر حال اين مسئوليت ادامه داشت تا ارديبهشت ماه 63 که به عنوان مدير کل تربيت بدني کهگيلويه و بويراحمد انتخاب شدم. البته يادآوري مي کنم که در آن موقع محل خدمت من سپاه بود و ورزش سپاه را در همان سال هاي اوليه نيز ساماندهي کردم. (سپاه منطقه 9)
* گفته مي شود چون شما از يک خانواده روحاني بوديد و رابطه خوبي نيز با خانواده آيت ا... شيرازي داشتيد همواره نگاه ويژه به شما شده است و گرنه ديگراني هم بودند که سابقه ورزشي داشته باشند اما، مسئوليتها را فقط به شما ميدادند؟!
- معتقدم اگر عاشق نباشي نمي تواني به خواسته هايت برسي در هر کاري که ورود کردم دليل آن سابقه ورزشي و توانمندي خودم بوده است. همهي مسئوليتهاي من هم ورزشي نيست مسئوليت هاي اجتماعي هم دارم. بله من از يک خانواده روحاني هستم که جايگاه خاص خودش را دارد اما از خانواده روحاني خود سوء استفاده نکردم. من در 24 سالگي سرپرست بزرگترين کاروان ورزشي کشور را در بازي هاي آسيايي دهلي بر عهده داشتم. اين در حالي بود که حدود 4 سال در هيچ مسابقهاي خارج از کشور شرکت نکرده بودم. علاوه بر آن در اوج جواني به عنوان مدير کل مجموعه آزادي کار کردم و هنگامي که در سال 60 از بازي هاي آسيايي دهلي برگشتيم يک سال بعد يکي سال 61 و در سن 25 سالگي به عنوان معاون تربيت بدني فارس منصوب شدم و در سال 63 هم به عنوان مدير کل تربيت بدني کهگيلويه و بويراحمد منصوب شدم. در سال 64 نيز به عنوان سرپرست تيم هاي کشتي آزاد و فرنگي به ژاپن رفتم و در هر 2رشته با کسب 14 مدال طلا قهرمان شديم. در سال 69 به عنوان مشاور و مسئول جهاد ورزشي استان فارس مشغول به فعاليت شدم و در سال 70 به عنوان نماينده ورزش استان با اعتباري که استاندار وقت (دانش منفرد) در اختيار گذاشت 2 سال پياپي به عنوان نماينده استان و نيز نماينده آموزش و پرورش به چين سفر کردم و خريدهاي ورزشي براي استان و نهاد آموزش و پرورش انجام دادم. در سال 73 به عنوان مسئول اداره امور ورزش استان و نيز مسئول اداره نظارت تربيت بدني منصوب و تا سال 81 در اين پست مشغول به اين کار شدم. در سال 81 مسئوليت تربيت بدني شيراز را به عهده گرفتم که تا الان دراين سمت مشغول به کار هستم. البته لازم به توضيح مي دانم که در دهه 70 علاوه بر مسئوليت هايي که داشتم مسئول هيأت دوچرخه سواري استان هم بودم و مسئوليت هيأت ناشنوايان فارس را هم داشتم!
* پس سابقه چند شغله بودن شما مربوط به الآن نيست اين قصه گويا ريشه در گذشته دارد؟
- آنها که ميگويند آيت الهي چند شغله است، بايد بگويم اين ها افتخار است، شغل نيست من همانطور که قبلاً هم گفتم مسئوليت هاي اجتماعي ديگري دارم که اگر به اينها اضافه شود شايد به 20 مسئوليت برسد! اين مسئوليت ها را يا به دليل اعتقادات و يا شايستگي به من سپردهاند، من با مردم زندگي ميکنم و براي آنها از جان مايه ميگذارم.
* اما به هر حال قبول کنيد که اگر نيروي توانمندي هستيد وقتي تمام توانايي خود را معطوف به يک مسأله کنيد نتيجه بهتري خواهيد گرفت، الآن حضور توأمان شما در هيأت فوتبال استان و تربيت بدني شيراز حواس شما را درگير چند مسأله مي کند.
- قرار نيست آيت الهي حضور فيزيکي در فوتبال داشته باشد شايد در هفته 7 يا 8 ساعت بيشتر صرف فوتبال نکنم، مسئوليت ها را ريز کرديم و يک کار نظارتي در فوتبال انجام مي دهيم به هر حال شغل من تربيت بدني است و فوتبال يکي از کارهاي من است.
* شايد به همين دليل است که منتقدان شما معتقدند آيت الهي يک آدم سنتي است، امروزي ها اين نوع نگاه را يک نگاه سنتي به مسئوليت ها مي دانند!
- شما برويد کارهايي را که ما در حيطه ورزش سامان داديم بررسي کنيد، فارس و اصفهان را در يک چارچوب تشکيلاتي بررسي کنيد، فارس را با خوزستان هم مقايسه کنيد. براي اين بررسي هم يک معيار و سنجش منطقي داشته باشيد. آيا بودن با مردم و سپردن کار به خود مردم يک تصميم سنتي است؟! اگر سنتي است من افتخار مي کنم سنتي هستم.
آيت الهي در حالي که زمين چمن مصنوعي روبروي اتاقش را از پنجره نشان مي دهد، ميگويد: در اين زمين چمن مسابقات فوتبال زير 11 -12 و 13 سال را برگزار ميکنيم. اينجا يک مرکز است. براي بچه اي که در طول سال 36 بازي گذاشته ميشود اين يک غنيمت است. بحث آموزش نخبگان اين رشته است. اين ها سرمايه هايي هستند که 5 سال ديگر در فوتبال مملکت جواب خواهند داد و آن وقت شما به اين کار مي گوييد سنتي!
* من نمي گويم منتقدان شما ميگويند، آنها حتي معتقدند آيت الهي تحصيلاتش حوزوي است او را چه به کار آکادميک؟
- کلاس هايي که من گذرانده ام هيچ کدام از آقايان مدعي نگذراندهاند. کلاسهايي را که با مديران ارشد ورزش کشور گذراندهام مديراني مثل اميرحسين رضوي، علي کفاشيان، عليرضا رحيمي (رئيس فدراسيون هندبال) و احمد درگاهي رئيس سازمان ورزش. من اولين کلاس مديريت ورزش را که زيرنظر کميته بين المللي المپيک تشکيل شد شرکت کردم. در اغلب کلاس هاي مديريت ورزشي در اين 3 دهه شرکت کردم. اگر تحصيلات آکادميک از برگزاري يک کلاس مدارس فوتبال عاجر هستند پس بگذاريد من که يک آدم سنتي و به قول شما با تحصيلات حوزوي هستم اين کار را انجام دهم! وقتي مي گويم قرار نيست آيت الهي حضور فيزيکي در فوتبال داشته باشد اين نوع نگاه سنتي نيست اين اتفاقاً بحث روز و همان بحث من با کساني است که مرا سنتي مي خوانند. با همين نگاه است که الآن طرح ويژن فوتبال فارس در آسيا برترين است و دبير کل کنفدراسيون آسيا عنوان مي کند ويژن فارس سوپر ويژن آسيا است بحثي که مجمع کنفدراسيون فوتبال آسيا هم آن را تأييد کرد. پس اگر ما سوپر ويژن فوتبال آسيا مي شويم دليل بر آن نيست که همه وقت خود را براي فوتبال گذاشتهايم، مديريت امروز دنيا يک مديريت نظارتي است.
* با اين توصيف برخلاف تصور رايج شما بايد مشاوران خوبي داشته باشيد؟
- مطمئناً اين گونه است، تربيت بدني شيراز حوزه اجرايي تربيت بدني استان است. با توجه به اينکه ما بيشترين تعداد ورزشکار استان را در درون خود داريم پس کلان اجرايي کار استان مربوط به شيراز است. اما همه کارها را با همفکري و هم انديشي در راستاي سياست هاي اداره کل تربيت بدني جلو مي بريم. ممکن است ضعف هايي هم باشد اما تأثيرگذار نيست. بالاخره در ورزش استان تنها يار بازمانده از دوران انقلاب بنده هستم، ممکن است اين چهره ديگر براي خيلي ها خسته کننده باشد.
* اتفاقاً همين طور است! برخي مي گويند آيت الهي هرچه داشته رو کرده است.
- پس چرا ويژن برتر آسيا شديم؟ اينکه ما الان معين استان هايي چون مازندران، خوزستان و کرمان با آن همه توانمندي که در اين استان ها وجود دارد، هستيم نشان مي دهد که هنوز نو و خلاق هستيم. اينکه ما به عنوان نماينده ويژن آسيا بايد استان هاي ديگر را آموزش بدهيم نشان از پويايي ما است.
* بگذاريد بحث را کمي عوض کنيم، شخصيت شما تا چه اندازه سياسي است؟ عدهاي ميگويند آيت الهي به همان اندازه که با اصلاح طلباني چون جليل سازگارنژاد همراهي ميكند به همان اندازه با اصولگرايي چون ابراهيم عزيزي فرماندار فعلي شيراز صبحانه ميخورد؟
- در رابطه با ورزش هميشه به يک اصل توجه دارم و آن سلامت جامعه است. در واقع مسئوليت من به عنوان متولي ورزش تربيت و سلامت جامعه است. من بايد دلمشغوليهاي قشر جوان و انرژي انباشته شده در او را از بين ببرم. ممکن است نظرات سياسي هم داشته باشم اما، در کارم هيچ وقت آن را دخيل نمي دهم. هر مسئولي در نظام جمهوري اسلامي ايران در هر زمان و مکان که تحت لواي نظام مسئوليت بپذيرد و ولايت مدار باشد، با علم به اينکه تنفيذ حکم او به دست ولي فقيه بوده بايد وي را همراهي کرد.
* شما از سال 79 مسئوليت هيأت فوتبال استان را برعهده داريد، قبل از آن و در زمان مديريت تربيتبدني فارس توسط سازگارنژاد با ايشان همکاري داشتيد بعد در جريان انتخابات مجلس ششم نيز با ستاد انتخاباتي وي همکاري داشتيد، گفته مي شود مسئوليت هيأت فوتبال استان را با حمايت سازگارنژاد برعهده گرفتيد؟
- در سئوال قبلي شما هم گفتم در ورزش اعتقادي ندارم که سياسي رفتار کنم. سابقه من در ورزش در اين پست بود، شايد نمايندگاني که شما اسم برديد از من بيشتر بهره برداري کردند تا من از آنها. از موقعيت اجتماعي من بيشتر بهره برداري شد تا اينکه من از آنها بهره برداري کنم.
* پس با اين تفاصيل مي شود گفت به توصيه شما بوده که سازگارنژاد در آن سال ها عضو هيأت رئيسه فدراسيون فوتبال شد؟
- نه ايشان از سال 67 تا 70 مدير کل تربيت بدني استان بود و اتفاقاً مدير کل نمونه معرفي شد اگر هم به هيأت رئيسه رفته به دليل توانائي ها و ارتباطات خودش بوده است.
* بگذريم، شما در مقطعي از افشين قطبي به علت اينکه براي هوادارانش در حافظيه دست تکان داد شکايت کرديد، اين شکايت براي خيلي ها عجيب بود تا جايي که برخي اعتقاد داشتند آيت الهي خواست با اين کار سر زبان ها بيفتد!
- اصلاً شکايتي از قطبي نبود. سال دوم مربي گري قطبي در پرسپوليس، بعد از گلي که تيمش خورد در 15 دقيقه پاياني بازي عکس العمل هاي ايشان نسبت به داور و برگشت وي به سمت تماشاچيان باعث اعتراض هاي متعدد شد که باعث گشت اشياء زيادي در جريان بازي به وسيله تماشاگران به پيست پرتاب شود، با اين وجود من شکايتي نکردم.
* اما ايشان به کميته انضباطي احضار شد و چون شما به عنوان شاکي در کميته حضور پيدا نکرد قطبي تبرئه شد.
- نه من خودم خواستم ايشان تبرئه شوند!
* اما قطبي از اين قضيه بعدها که از ايران رفت با دلخوري ياد کرد.
- من چنين استنباطي ندارم. شما توجه کنيد که افشين قطبي خود يک فرهنگ و ادبيات خاصي را به فوتبال ايران آورد و يک تحولي را در درون مجموعه خود شکل داد، او اگر در دور دوم مربي گري خود تا آخر با پرسپوليس مي ماند آن ادبيات فراموش مي شد، در واقع نهايتاً و ناچاراً به اين سمت کشيده مي شد!
* با اين توصيف يک جاي فوتبال ما ضعف دارد؟
- بله اسم فوتبال ماه حرفه اي است اما رفتارهاي مربيان آن که بايد براي بازيکنان الگو باشند کاملاً غير اخلاقي و غيرحرفه اي است. شما کجاي دنيا ديديد که مربي بيايد انتقادهاي آن چناني کند آن هم با ادبياتي غيرقابل قبول. مربياني مثل فيروز کريمي و ميثاقيان لحن و نوع ادبياتشان متناسب با فوتبال حرفه اي نيست. به شخص حقيقي اين ها کار ندارم بلکه شخصيت حقوقي آنها کار دارم، اگر قرار است حرفه اي باشيم بايد از رأس حرم تفکر حرفه اي را حاکم کنيم.
* اما قبول کنيد که نورافکن هاي حافظيه مشکل داشت کاري به جمله معروف کريمي ندارم که عنوان کرد « در حافظيه دنبال چراغ قوه بودم » اما مشکل نور واقعاً وجود داشت.
- ممکن است نورافکن هاي حافظيه در آن مقطع ضعف داشت اما در شرايط فعلي از وضعيت خوبي برخورداريم. اما يک نکته را فراموش نکنيد تا زماني که باشگاههاي ما صاحب امکانات اختصاصي نباشند اين کار عملياتي نمي شود، با امکانات دولتي نميشود اولدترافورد يا نيوکمپ و يا حتي ورزشگاه هاي حوزه خليج فارس ساخت. در حال حاضر نگين ورزشگاه هاي ما آزادي است اما آيا شرايط ورود و خروج تماشاگران، رختکن، سرويس بهداشتي و... شرايط خوبي است؟ نه. حتي مجموعه هاي جديد صباي قم، کرمان و يا همدان هم داراي ضعف هايي است که با هيچ کدام با شرايط حرفه اي سازگار نيست.
* فکر مي کنيد بهتر نيست به جاي ساختن مجموعه هاي جديد ورزش همان ها را که داشتيم تکميل و بازسازي مي کرديم؟
- چرا اما رديف اعتباري ندارد، بايد حتماً يک اتفاقي مثل آن بارندگي هاي بازي هاي باشگاه هاي آسيا در زمان صفايي فراهاني بيفتد تا اعتبار اختصاص بدهيم.
* براي نوسازي حافظيه چقدر اعتبار نياز داريد؟
- 3 ميليارد تومان نياز داريد تا حافظيه را استاندارد کنيم.
* اين استاندارد شامل زمين حافظيه هم مي شود؟ منظورم طول و عرض زمين است که همواره مربيان فوتبال به ويژه غلامحسين پيرواني از آن ايراد مي گيرند؟
- من اصلاً اين حرف را قبول ندارم. تنها زميني که در سطح استاندارد فيفا است حافظيه است يعني 105 در 68. اين آخرين استانداردي است که فيفا ابلاغ کرده و تنها زمين استاندارد کشور را نيز حافظيه دارد.
* اما چمن ورزشگاه حافظيه را قبول کنيد که در فصل بارندگي مشکل زياد دارد؟
- چمن حافظيه به نوعي است که در اواخر فصل پائيز رنگ آن بر مي گردد. اين چمن نوعي چمن آفريقايي است که سرما رنگ آن را بر مي گرداند، اگر تيم ها از ما تمرين نخواهند با گرم نگه داشتن آن مي توانيم رنگ آن را ثابت نگه داريم.
* اما فقط بحث رنگ چمن نيست، بارندگي واقعاً شرايط آن را نامطلوب ميکند؟
- باور کنيد فشاري که روي چمن حافظيه است بيشتر از آزادي است. در سال گذشته تيم هاي فوتبال برق، مقاومت بسيج، مقاومت سپاسي و پيام مخابرات هم در حافظيه بازي داشتند و هم تمرين، با اين شرايط زنده نگه داشتن اين چمن شاهکار بوده است.
* چه اصراري داريد که همه بازي هاي در حافظيه باشد؟
- اتفاقاً اين سئوال ما از همين باشگاه ها است، اگر بگوييم نه برويد يک مجموعه پيدا کنيد بلافاصله جريانات فشار را بر ما حاکم خواهند کرده اتفاقاً من معتقدم اگر پيام از ليگ 2 به ليگ يک صعود کرد اين بود که درزمين خوب سعادت شهر بازي مي کرد و تماشاچي خاص خود را پيدا کرد. لذا من از اينکه همه ي تيم هاي استان در ليگ يک و برتر در حافظيه بازي داشته باشند خوشحال نيستم.
* يکي ديگر از مشکلات ورزشگاه حافظيه سرويس هاي بهداشتي اين مجموعه است خيالي براي افزايش کمي و بهبود کيفيت آن ندارد؟
- مشکل ما در اين خصوص مشکل رديف اعتباري بود. خوشبختانه در دولت نهم آن قدر فضاهاي ورزشي گسترش پيدا کرده که فرصتي براي ترميم ورزشگاه حافظيه به وجود نيامد. مگر در سفر دوم رياست جمهوري که از مصوبات اين سفر اعتبارات خوبي براي تعمير و تجهيز ورزشگاه ها در نظر گرفته شده که البته از سال 89 اعتبارات آن پرداخت مي شود که ضعف هاي حافظيه را تا حد قابل توجهي جبران مي کند. البته درهمين سال جاري هم که هنوز اعتباراتش ابلاغ نشده پيش بيني شده که در قسمت جنوب شرقي استاديوم سرويس هاي بهداشتي ساخته شود چون در شمال غربي و جنوب غربي و قسمت مرکزي استاديوم سرويس بهداشتي داريم. پيش بيني مي کنم در 3 يا 4 ماه آينده اين کار عملياتي مي شود و به بهره برداري مي رسد.
* زماني عادل فردوسي پور در يک برنامه اي اعلام کرد ورزشگاه چلسي بيش از 2 هزار سرويس بهداشتي دارد؟
- مي خواهم به فردوسي پور بگويم ببخشيد شما که بچه کرمان هستيد و در کرمان زاده شديد استاديوم هاي کرمان را با مجموعه هاي ورزشي ديگر کشور بسنجيد نه اينکه معيار را روي ورزشگاه هاي نيوکمپ يا ورزشگاه اختصاصي چلسي بگذاريد. زماني که براي بازي هاي جام جهاني در آلمان بودم براي رفتن به دستشويي هاي آنجا بايد يک يورو پرداخت مي کرديم البته در قبال آن يک يورو خدمات در اختيار شما مي گذاشتند. آقاي فردوسي پور هم نبايد معيار سنجش خود را چلسي و استقلال و منچستر و پرسپوليس بگذارد آنها در بورس هستند اما پرسپوليس و استقلال چه؟ تماشاگران اين تيم ها در بيرون از باشگاه براي شال گردني و يا کلاه آرم دار باشگاه يک يورو مي پردازند وقتي هم به باشگاه مي روند براي کمک به باشگاه وقتي مي خواهند محصولي خريد کنند 7 برابر قيمت آن را مي پردازند. اما باشگاهي مثل پرسپوليس براي برگزاري يک اردوي يک روزه اش در تهران هر هفته از اين هتل به آن هتل مي رود!
* جالب است که يک شهرستاني بالاخره براي اين دو تيم دل مي سوزاند. معمولاً شهرستاني ها مي خواهند سر به تن استقلال و پرسپوليس نباشد!
- اعتقاد دارم اين 2 باشگاه اگر بزرگ بمانند و به عنوان يک بزرگ به آنها نگاه شود فوتبال ما پيشرفت خواهد کرد. در آلمان بايرن مونيخ اگر آخر هم بشود بايرن مونيخ است. همين طور در ايتاليا ميلان و اينتر و يوونتوس و يا در اسپانيا رئال و بارسلونا، در انگليس هم منچستر، ليورپول، چلسي و آرسنال حتي در برزيل هنوز که هنوز است سانتوزرا به عنوان يک مجموعه اي مي شناسند که روزي مرواريد سياه را در پيشاني حمله خود داشت. لذا زماني مي توانيم بگوييم فوتبال خوبي داريم که باشگاهي مثل پرسپوليس و استقلال در آسيا آقايي ميکنند البته باشگاه هاي بزرگ ديگري هم مثل سپاهان و ذوب آهن و يا مقاومت شهيد سپاسي هستند که نبايد از کنار آن ها بگذريم همان طور که از تيم هاي ريشه دار ديگر شهرستان ها. در نهايت معتقدم اگر کسي بخواهد 2 تيم بزرگ پايتخت را کوچک جلوه بدهد به هيچ وجه کوچک نمي شود چرا که سکوها شاهد بر اين مسأله هستند البته بايد نسبت به تيم هاي شهر خود هم حس ناسيوناليستي داشته باشيم و در کنار تيم هاي معروف پايتخت بزرگي کنيم اما بايد قبول کرد که بدون قرمز و آبي بزرگ نخواهيم بود. متأسفانه اين تفکر در دهه اول انقلاب شکل گرفت و هنوز که هنوز است در برخي افراد اين تفکر وجود دارد.
* اشاره به حسن ناسيوناليستي تماشاگران داشتيد، اخيراً و در جريان ديدار تيم هاي تراکتورسازي تبريز و ذوهب آهن اصفهان 60 هزار تماشاگر متعصب تبريزي از اين بازي ديدن کردند اتفاقي که هرگز در فوتبال فارس نخواهد افتاد.
- اتفاقي که در تبريز افتاد به دليل 9 سال دوري تيم هاي تبريزي در ليگ برتر بود. آذربايجان يکي از قطب هاي فوتبال اين مملکت بوده و هنوز که هنوز است از نتايج آن داريم بهره مي بريم به طوري که باقري و خطيبي هنوز در ميادين فوتبال حضور دارند و چهره هستند. به هر حال بعد از افت 2 باشگاه معروف تراکتورسازي و ماشين سازي تبريز هزينه هاي ميلياردي صورت گرفت تا تيم به جايگاه اصلي خود برگردد، حالا که برگشته مردم مشتاق هستند که تيم بماند، اما مطمئن باشيد اگر تراکتورسازي نتيجه نگرفت مردم خانه نشين مي شوند.
* اما اين اتفاق در آبادان هم صورت مي گيرد و يا حتي در انزلي و اخيراً در اصفهان.
- فوتبال آبادان هميشه به فوتبال ملي ما کمک کرده، در دهه 40 بود که پورجانکي، برمکي و دهداري ظهور کردند و در عرصه ملي کار کردند، آباداني که زماني صادرکننده بازيکن بود حالا وارد کننده است. آباداني که برزگري، ساليا و فيروزي را داشت پس از جنگ فقط با خاطراتش زندگي کرد؟ چرا بايد ساليا با اين همه تربيت بازيکن پشت ماشين خود سکته کند؟ الان جمشيد مجد و جمشيد بشاگردي کجا هستند؟ مي خواهم بگويم که عوامل متعددي در جذب تماشاگر تأثير دارد که بايد بر روي آن کار شود اگر گذشته فوتبالي يک شهر پر افتخار است بايد آن را حفظ کرد. در خصوص شيراز نيز بايد بگويم اگر سکوهاي ما خالي است دليلش اين است که تيم را براي حداقل ماندن مي بنديم نه براي يک ارتقاء نسبي. اين مدير از روز اول که تيم را به او داديم فقط مي تواند تيم را براي ماندن ببندد، اگر شما مي گوييد تماشاگر اصفهاني زياد شده، دليلش اين است که تيمي مثل سپاهان که پشتوانه صنعتي دارد. الان يک تيم ملي است. رقم 4 بازيکن سپاهان به اندازه پولي است که سپاه هزينه مجموعه سپاسي مي کند. اين مسائل نمي تواند در خالي بودن سکوها بي تأثير باشد.
* پس فقر صنعت در فارس را بي تأثيردر رشد فوتبال استان نمي بينيد؟
- صد در صد استاني هستيم که تکيه آن بر روي کشاورزي است که با يک خشکسالي مشکلات اقتصادي گريبان همه را مي گيرد. استاني هستيم که در جذب سرمايه ملي در رديف آخر قرار داريم. لذا برعهده مسئولين استان است. که براي فرار از اين گردابي که ورزش در آن گير افتاده تلاش کنند تا تيم هاي ليگي ما در سطوح مختلف منتفع شوند. مي شود با استفاده از معادن و تشکيل تعاوني ورزش سرمايه هايي را که هزينه مي شود به ورزش تزريق کرد، در غير اين صورت هميشه در حالت کما باقي خواهيم ماند و سرمايه هاي ما در تيم هاي ديگر آقايي مي کنند و اگر به اين وضعيت رسيدگي نشود متأسف هستم که بگويم تا الان برادران ما جذب تيم هاي ديگر مي شدند اما الان زمزمه هايي مبني بر پيوستن خواهران قهرمان ما به تيم هاي شهرهاي ديگر است و اين براي ورزش فارس يک فاجعه است لذا تا وقتي مسئولين به عنوان يک ضرورت به ورزش نگاه نکنند ما در اين حوزه به بن بست خواهيم خورد.در حال حاضر 200 هزار ورزشکار سازمان يافته و 400 هزار ورزشکار سازمان نيافته داريم که اين خود بالاتر از 15 درصد جمعيت استان را در خود جمع کرده است که اگر فکر اساسي براي اين مسأله نشود در سال هاي آتي نه خبري از فجر و يا مقاومت شهيد سپاسي هست، نه از لوله آ. اس و نه از قهرماني تيم کشتي فرنگي ما در سطح کشور اين در حالي است که در اداره کل تربيت بدني براي اولين بار برنامه راهبردي را در ورزش مملکت پياده مي کنند و تازه هيأت هاي ما ياد گرفته اند که برنامه راهبردي و هدف گذاري چيست، علمي کردن ورزش چيست اما با دست هاي خالي نمي شود به مقابله اين همه برنامه رفت.


