تشييع جنازه يك بزرگ
تصوير آنهايي كه از حدود دقيقه 70 در صفوف منظم و بيصدا به سمت درهاي خروجي سنسيرو ميرفتند، يادآور حاضران در مراسم تشييع جنازه يك شخصيت بزرگ بود؛ شخصيت حقيقي كه نه، شخصيتي حقوقي به بزرگي ميلان.
به نوشته خراسان؛ پايان عصر برتري ميلان بزرگ دهه 90 بر اينتر تحقير شده همان دوران، از چند سال قبل (دقيقا زمان افشاي ماجراي كالچو پولي) اعلام شد اما آخرين ميخ، شنبه اخير توسط چند تازهوارد رقيب آبي و مشكيپوش به تابوت قرمز و مشكي چسبيد.
جريان دقايق ابتدايي، تصور شكل گيري نتيجهاي يكطرفه را ناممكن جلوه داد. در دقايق ابتدايي نستا به روغنسوزي نيفتاده بود، تياگوسيلوا ميتوانست علاوه بر كمك به الساندرو در امور تهاجمي نيز حضور فعالي داشته باشد. گتوسو هم در ميانه ميدان طبق معمول بدون توپ ميجنگيد اما وقتي در دقايق ابتدايي به داور پرخاش كرد، مطمئن شديم اين داربي نيز از نقشآفريني يك دلقك بيبهره نخواهد بود. زمان گذشت.
اينتر گل زد و عقب نكشيد. شايد هم ميلان زور لازم را نداشت و عاقبت كمدي قرن شكل گرفت؛ قرار بود گتوسو دقايقي پس از دريافت كارت زرد و اهداي پنالتي منجر به گل ميليتو، جاي خود را به سيدورف بدهد اما ستاره سوريناميالاصل آن قدر تعلل كرد كه سرانجام تعويض به زمان ديگري موكول شد. رينو بازوبند به دست به قصد جبران اشتباه و بر جاي گذاشتن يك يادگاري مناسب در داربي دويستم ميلان بيدليل روي پاي بازيكن حريف تكل زد و اخراج شد! سيدورف جاي چه كسي به ميدان بيايد؟
تا آغاز نيمه دوم جوابي براي اين سؤال وجود نداشت. قبل از روانه شدن 2 تيم به رختكن مايكون يك كار خوب تيمي را به گل سوم تبديل كرد و براي برزيليهاي روي سكو دست تكان داد. خروج فلاميني، ورود سيدورف و كاپيتان آمبروسيني را در پي داشت؛ با اين حال از سنگيني ميلان كاسته نشد. از بازي قدرتي (با حضور اين 2 بازيكن احتمال انجام بازي فيزيكي از سوي ميلان وجود داشت) هم خبري نبود.
وقتي اتوئو به دليل تماشاي پرچم آفسايد از ادامه شادي گلزني بازماند، خوش اشتهايي اينتر در نيمه دوم هم به اثبات رسيد. وظيفه شليك نهايي برعهده دژان استانكوويچ صرب بود. حالا او در داربي مادونينا نيز به اندازه نبرد همشهريهاي پايتخت ايتاليا گل زده است. اظهار نظرهاي پاياني عجيب به نظر نميرسيد.
لئوناردو گفت: «تا قبل از گل اول حريف مقابل يك سازمان منظم خوب ظاهر شديم و حتي ميتوانم بگويم در زمان تساوي بدون گل به درستي وظايفمان را انجام داديم. متأسفانه در لحظه تعويض، سيدورف آماده نبود. قضاوت پس از 2 بازي احمقانه است، با اين حال نشانههاي مثبتي بروز داديم.»
منتظر اتفاق ديگري بوديد؟
مگر چيز ديگري فكر ميكرديد؟ اصلا مگر ميشد به چيز ديگري فكر كرد؟ سادهلوحانه بود اگر تصور ميكرديد اينتر به واسطه تساوي هفته اول در سن سيرو مقابل باري از پس ميلاني كه در زمين سيهنا پيروز شده بود، برنميآيد. اوضاع اين دو تيم اصلا قابل قياس با هم نبوده و طي اين چند سال اخير ثابت شده كه نراتزوري در وادي ديگري سير ميكند كه فرسنگها از اذهان ديگر خموده و متحجرانه آقاي نخست وزير و دستيار همه كارهاش فاصله دارد.
آنچه شنبهشب در جوزپه مهآتزا ديديم يك قصه حالا ديگر كهنه شده بود، اينتر خيلي راحت از پس ميلان برآمد و دلامادونيناي شماره 200 را به نام خود كرد اما مگر همين كمتر از يك ماه قبل نبود كه در رزبال پاسادناي لسآنجلس روسونري جوابي براي دو گل ديهگو ميليتو نداشت، طعنهآميز بود كه باري به مراتب بيشتر از ميلان دروازه سزار را به خطر انداخت و اگر از تك ضربههاي دستگرمي يان هونتلار بگذريم بايد اعتراف كنيم كه ميلان تيمي در حد ترويسو هم نبود تا جوليوس سزار را حداقل يك بار به دردسر بيندازد.
اينتر يك حسن جديد دارد و آن اينكه رئيس موراتي مثل همتايانش در ميلان از پول خرج كردن نميهراسد و منفعت تيم را بر مصلحت فردي ارجح ميداند، نگاه كنيد به فعاليتهاي دو تيم همشهري در تابستاني كه گذشت.
ميلان با فروش كاكا به رئال صاحب ثروت كلاني شد اما در ازاي آن فقط يان هونتلار را خريد كه اصلا بازيكن درخشاني نيست در مقابل اما تياگو موتا و ديهگو ميليتو و وسلي اسنايدر و لوسيو راهي آپيانو جنتيله شدند چرا كه موراتي جام ميخواست نه جيبي پر پول.
نگاهي به نيمكتها بيندازيد، اينتر پس از مانچو به يك متخصص روي آورد تا جامهاي پيشين را ادامه و روند جامهاي جديد را طراحي كند اما ميلان پس از آنچلوتي، كه در لندن غوغا كرده، به لئوناردويي دل خوش كرده كه در بهترين حالت يك استعدادياب قهار است نه مردي كه روي نيمكت كاريزماتيك باشد، حالا شايد سران روسونري حسرت از دست دادن فن باستن يا ريكارد را بخورند.
در پيروزي اينتر نميتوان به هيچ نكته خاص و ويژهاي رسيد، آنچه همگان منتظرش بودند اتفاق افتاده. به ميلان نميتوان اميدوار بود و اميدوار ماند، تيمي كه براي يك تعويض هم در اوج آنارشي است چرا بايد با تيم خوزه مورينيو نبردي پاياپاي داشته باشد، تياگو موتا و رونالدينيو را در نظر بگيريد، هر دو در بارسلونا رو به احتضار بودند اما اولي حالا در اينتر ميدرخشد و دومي در ميلان هر از چند گاهي يك پاس درست و حسابي ميدهد.


