فدراسيونی كه ادای ناجا را درميآورد!
1 - روزگار، روزگار مهارت و تخصصگرايي است. امروز اداره پهنه جهان چنان به حوزههاي مختلف تخصصي واگذار شده كه معاينه و معالجه عضوي به كوچكي چشم، چيزي حدود 10متخصص ريز و درشت دارد.
به نوشته گل؛ در دنياي كنوني، حتي استفاده از انبردست و پيچگوشتي هم به صاحبان تخصص ويژهاش حواله داده شده و كسي سرك به حوزههاي مجاور و غريبه نميكشد.
دنياي جامعالعلومها و جامعالاطرافها،ديري است كه به پايان رسيده و اينك، اين تخصص است كه حرف اول و آخر را ميزند. با اين همه، گويا هنوز هستند آدمها و گروههايي كه چنين تقسيمبنديهايي را به رسميت نميشناسند!
2 - در خبرها داشتيم كه پس از فاش شدن ماجراي روزهخواري برخي از بازيكنان فوتبال در ليگبرتر، موضوع ابعاد پيچيدهتري به خودش گرفته و حتي ردپاي مجلس شوراي اسلامي هم در بحث پيدا شده است. نخست آنكه اصولا برگزاري يك مسابقه فوتبال، يك ساعت بعد از اذان مغرب به اين نيت كه انشاءا... ستارهها شكمشان را گرسنه نگه داشتهاند و لب از طعام و شراب فرو بستهاند، خيالي خام است كه بيشتر پهلو به پهلوي «كلاه شرعي» هاي معروف ميزند؛ چه اينكه اساسا كساني كه اندك قرابتي با مسابقات رسمي فوتبال دارند، ميدانند كه كاروان باشگاههاي درگير مسابقه، ساعاتي قبل از بازي به سمت ورزشگاه حركت ميكند و بازيكنان دقايقي طولاني پيش از دميده شدن سوت داور، وارد زمين اصلي شده و به گرم كردن ميپردازند.
در چنين شرايطي اصولا تصور اينكه اعضاي تيم توانسته باشند به راحتي روزه بگيرند، اندكي دشوار است و تيم ميهمان هم كه عذرشرعي دارد چون خارج از شهر خودش است از اين كه بگذريم، به نكته دوم و مهمتر ميرسيم. پرسش اين است؛ آيا تحقيق و تفحص در اينكه يك فوتباليست –يك شهروند –روزه گرفته يا نه، صحيح و شرعي است؟
در روزگاري كه رستورانهاي واقع در سطح شهر نيز از عرضه وعده ناهار به هموطناني كه نميتوانند يا حتي نميخواهند روزه بگيرند منع نشدهاند، عجيب است كه تجسس در احوالات زندگي شخصي فوتباليستها به آنجا رسيده است كه برخلاف همه اصول پذيرفته شده،اكنون روزهگيري يا روزهخواري آنان نيز محل بحث و جدل و احيانا «اقدام لازم!» شده است.
3 - اما نكته ديگري نيز وجود دارد.گيريم كه روزهخواري فوتباليستها يا حتي دستور گرفتن آنها از كادرفنيشان براي مبادرت به چنين اقدامي، يك امر مذموم و قابل بررسي باشد. آيا آنطور كه عنوان شده، ارزيابي و واكاوي چنين موردي برعهده نهادي همچون مجلس شوراي اسلامي است؟!
آيا تخصص وكلاي مردم در مجلس ايجاب ميكند به چرايي روزهخواري برخي فوتباليستها بپردازند؟ آيا چنين كاري،در ايامي كه پارلمان كشور آماده راي اعتماد دادن به كابينه پيشنهادي دولت دهم ميشود، شان اين نهاد را تقليل نميدهد؟!
نگاهمان به همان بحث تخصص گرايي است كه در ابتداي مطلب گفتيم. مايه افسوس و تامل است كه فدراسيون فوتبال، به عنوان اصليترين متولي اين رشته ورزشي در جاي آنكه به بررسي مسايلي از اين دست كه اين روزها خبرساز شده بپردازد،پا در كفش ناجا(!) كرده و تردد يك بازيكن با موتورسيكلتي خاص را شماتت ميكند، اما در نقطه مقابل مجلس شوراي اسلامي مامور بررسي خرده بزهكاريهاي برخي فوتباليستها ميشود!
به نظر ميرسد اگر قرار است روزهخواري بعضي از اعضاي تيمهاي فوتبال محل اشكال باشد، مجموعهاي نظير فدراسيون اين رشته ورزشي وظيفه دارد به موضوع مزبور بپردازد و اصولا بهتر است آقايان به جاي پرداختن به آرايش موی فوتباليستها يا اندازه ناخن آنها(!) به رتق و فتق چنين مسايلي بپردازند تا اعضاي مجلس شوراي اسلامي يا حداقل يك فراكسيون آن – با فراغ بال بيشتري ذهن خود را معطوف به بحثهاي كلان جاري كشور، از جمله اعتماد به وزراي مطروحه كنند!



