چه کسی حرف آخر را در فدراسیون فوتبال میزند؟
فدراسیون فوتبال کشورمان در حالی روزهای پس از ناکامی جام جهانی آلمان را سپری میکند که این بار نوع عملکرد این فدراسیون در حوزه بینالملل و حواشی که هر روز به این حوزه تزریق میشود، به چالش جدید این فدراسیون مبدل شده است و پرسشهای بیپاسخی را نزد افکار عمومی پدیدار ساخته که اهالی فدراسیون با کلیگویی از کنار آنها میگذرند اما تناقضات موجود میان کلیگوییهای مسئولان و همچنین جزئیات ناقص بیان شده توسط ایشان در ضمن کلیات، باعث طرح پرسش تازهای شد.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ در شرایطی ضعف عملکرد فدراسیون فوتبال در حوزه روابط بینالملل هرچه میگذرد بیش از پیش مشخص میشود و فشار از این ناحیه به فدراسیون فوتبال در هفتههای اخیر به اوج خود نزدیک رسیدهاست، آرامش و خونسردی مسئولان این فدراسیون در جای خود قابل تامل است.
نخستین شکست فدراسیون همزمان با جام جهانی به وقوع پیوست که ایران پذیرش درخواست فدراسیون فوتبال آمریکا را منوط به مشخص شدن وضعیت صعود تیم ملی به جام جهانی اعلام کرد و البته این فرصت به سادگی از دست رفت تا در پیگیریهای بعدی، این بار نوبت به فدراسیون فوتبال آمریکا برای شرط گذاشتن برسد و این فدراسیون اعلام کند برگزاری این دیدار صرفاً در صورت صعود مستقیم تیم ملی آمریکا انجام خواهد شد و دست آخر کفاشیان در گفت و گو با سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا، برگزاری این دیدار را منتفی اعلام کند.
اما پس از دست رفتن این فرصت که نه ابتدای انفعال در دیپلماسی فوتبال بود و نه انتهای آن، نوبت به ماجرای سفر افشین قطبی به انگلیس رسید که در زمان وقوع هیچکس نمیدانست علت این سفر چیست اما به یک باره پس از آنکه مدیر برنامه قطبی به خاطر آورد، این سفر در راستای هماهنگی برای دیدار تدارکاتی بوده، مسئولان فدراسیون فوتبال نیز محوریت این سفر را یک به یک به یاد آوردند تا مشخص شود؛ قطبی به مرخصی نرفته، بلکه این یک ماموریت کاری بوده است و شاید با این شرایط به وی حق ماموریت و پاداش نیز تعلق بگیرد.

در این میان حتی برخی رسانهها که قصد سرپوش گذاشتن بر عملکرد قطبی را دارند، مدعی شدند او برای مربیگری با آرسنال گفت و گو نکرده بود، بلکه برای برگزاری دیدار تدارکاتی با ایران مذاکره کرده بوده است؛ حال آنکه در آن زمانی قطبی اصلاً سرمربی تیم ملی نبود که بخواهد در فکر برگزاری بازیهای تدارکاتی برای تیم ملی باشد و از سویی دیگر خود وی مدعی شده بود برای مربیگری از وی درخواست همکاری شده است اما جالبتر از همه نفس مذاکره افشین قطبی بود که جای تعجب دارد.
آیا جای همه چیز در ساختمان سئول فدراسیون فوتبال تغییر پیدا کرده و هرکس تکلیف دیگری دارد یا این تنها سرپوشی بر سفر قطبی بود که یادآور سفرهای مکررش در زمان حضور در پرسپولیس است؟ اگر واقعاً باور کنیم او براي مذاكره با چند تيم اروپايي جهت بازيهاي دوستانه با تیم ملی به اروپا سفر كرده، باید پرسید پس وظیفه کمیته روابط بینالملل و کمیته تیمهای ملی چیست؟! آیا اشخاصی همچون تاج و عظیمزاده در فدراسیون فوتبال مسئولیت ندارند یا این یک عرف است و سرمربیان تیمهای ملی آلمان، انگلیس و فرانسه نیز با خانواده راهی سفر خارجی میشوند؟
البته علیالظاهر در فدراسیون فوتبال این مسائل طبیعی است، چون پس از آن نوبت به انتصاب شخصی به نام هوشنگ مقدس به عنوان مشاور بینالملل این فدراسیون رسید تا مشخص شود، کاملاً استراتژی برای توسعه ورزش در حوزه بینالملل وجود ندارد. اين فرد که به عنوان يکي از دوستان نزديک داريوش مصطفوي دبيرکل سابق فدراسيون شناخته میشود و در دوره دبيرکلي و رياست مصطفوي در فدراسيون فوتبال چندين بار متهم شد در امور مالي و اداري فدراسيون به صورت مستقيم يا غيرمستقيم با مصطفوي همکاري مي کند، به دلایل نامعلوم مشاورت بینالملل رئیس فدراسیون فوتبال را گرفت و این پرسش را چنین انتصابی در پی داشت که انتخاب یک تاجر دوبینشین چه کارایی برای فدراسیون خواهد داشت؟
حال باید پرسید اصولاً پروسه تصمیمسازی و تصمیمگیری در فدراسیون فوتبال چگونه طی میشود که چنین تصمیمات بیمنطق و خارج از عرفی اتخاذ میشود و با چه رویهای به اجرا در میآید که مسئولان فدراسیون در خصوص جزئیات وقوع موضوعات کلیدی که چند نمونه از آنها اشاره شد، با تناقضات آشکار گفتاری به توجیه میپردازند و حتی هماهنگیشان نیز مشهود نیست؟!
شاید بهتر باشد پرسشی مقدماتیتر در انتها طرح شود که چه کسی در امور حساس فدراسیون فوتبال و من باب مثال روابط بینالملل حرف آخر را میزند و میتواند هرآنچه اراده میکند در این بخش به اجرا بگذارد؛ کفاشیان، تاج، نبی، عظیمزاده، قطبی یا هوشنگ مقدس؟! البته شاید گزینه مورد تایید دوستان جز اینها و همان هیات رئیسه فدراسیون فوتبال باشد، اما آیا وجداناً تمامی اعضاء هیات رئیسه فدراسیون در جریان روند پیگیری و لغو دیدار ایران و آمریکا، سفرهای قطبی و همچنین انتصاب مقدس قرار داشتند و یا به عبارت روانتر لزومی دیده شد که در جریان قرار گیرد؟



