صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

حلقه‌هاي المپيك در شلوغي‌های دانشگاه گم شد!

مي‌توان حكم به ناآگاهي قشر تحصيل كرده كشورمان درباره‌ بازي‌هاي المپيك داد. اين نتايج بر لزوم توسعه‌ي آموزش المپيك از طرق گوناگون تاكيد كرد. چنين كاري در كشور چين از طيق وب سايت‌ها و انتشار كتاب‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد. هر چند فرآيند تبديل بازي‌هاي المپيك به ابزاري اقتصادي، كماكان سرعت قابل توجهي دارد، در بسياري از كشورها به اين نتيجه رسيده‌اند كه آموزش المپيك ابزاري تربيتي نيز هست.
کد خبر: ۶۰۲۷۷
| |
1840 بازدید

"دانشگاه‌هاي ما حتي نمي‌توانند براي دانشجويان رشته‌ي تربيت بدني اطلاعات مربوط به المپيزم و فلسفه‌ي آن را تامين يا حتي تكميل كنند. وقتي متخصصان تربيت بدني كشورمان اطلاعات كمي از مباني بازي‌هاي المپيك داشته باشند، ديگر نمي‌توان انتظار داشت كه دانشجويان ديگر رشته المپيك را بشناسند."

به گزارش ايسنا، «بررسي و مقايسه‌ي نگرش و آگاهي دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار درمورد المپيزم» توسط بهمن ميرزايي، فرزاد غفوري، محسن عزيزي و افشار هنرور مورد بررسي قرار گرفت.

در اين تحقيق آمده است:

المپيزم عبارت است از فلسفه‌اي كه به مدد آن جسم و اراده و فكر و زندگي انسان به صورتي متعادل و هماهنگ تعالي مي‌يابند. المپيزم با درآميختن ورزش و فرهنگ و آموزش درصدد است انسان را به طريقي كه مبتني بر تلاش و تعالي ارزش‌هاي آموزش و پاسداري از مباني اخلاقي جسماني است، رهنمون سازد.

المپيزم مورد نظر كوبرتن به تمام مردم صرف‌نظر از شغل، سن‌، نژاد، مليت يا عقيده اشاره دارد. ويژگي عمومي آن اجتماع همه‌ي افرادي است كه در راه اهداف انساني تلاش مي‌كنند. لنك معتقد است المپيزم نوعي بردباري است كه هيچ تفاوت ايدئولوژيكي نمي‌تواند آن را برهم زند. آشنايي با سياست‌ و سياستمداران و دست كشيدن از ايده‌ي زندگي ساده‌ي نظامي، كوبرتن را بر آن داشت كه پس از مطالعات بسيار، زندگي خود را فداي وظيفه‌ي دشوار اصلاحات آموزشي در كشور خود كند.

آموزش المپيك آموزشي جهاني است كه به منظور توسعه‌ي كل وجود آدمي تلاش مي‌كند. اين نوع آموزش در تلاش است كه با استفاده از اصول و قواعد كلي و آرمان مربوط به المپيك بر عده‌ي كثيري از افراد جوان تاثير بگذارد. المپيزم را گاهي مكتب فلسفي، مذهب و ابزار قوي تربيتي مي‌دانند.

تفكر المپيزم با مفاهيمي از قبيل مشاركت همه جانبه، فراهم آوردن زمينه‌هاي تربيت و مفاهيم انساني شناخته مي‌شود. اين تفكر از زمان بروز و ظهور آن دستخوش تغييرات ظاهري شده اما، هرگز اساس آن روحيه‌ي ورزشكاري، تبادل فرهنگي، تفاهم بين‌المللي، برتري جويي، صلح، عدالت، دوستي و... كه توسعه‌ي دوستي و تفاهم بين جهانيان است تغيير نمي‌يابد.

امروزه هر چند بسياري از مردم مي‌دانند جنبش المپيك ايدئولوژي جهاني با اهداف مترقي و مقاصد عالي انساني است، اما مباني فكري آن هنوز بر تعداد بي‌شماري از آنها پوشيده مانده است. اين ناآگاهي نه تنها در بين عوام بلكه در ميان افراد فرهيخته و خواص نيز گسترده شده است. مطالعات انجام شده نشان مي‌دهند در دانشگاه‌هاي كشور درصد بالايي از دانشجويان نسبت به اصول اساسي المپيزم از آگاهي پاييني برخوردارند.

جامعه‌ي آماري اين پژوهش را تمامي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه‌هاي دولتي و غير دولتي سراسر كشور تشكيل دادند. از بين جامعه‌ي پژوهش، تعداد ‌٢٠٠٠ نفر انتخاب و پرسش نامه‌ها بين آنان توزيع و جمع‌آوري شد.

روش پژوهش، توصيفي – تحليلي بود و به طريق ميداني اجرا شد.

در بخش آمار استنباطي نيز با استفاده از روش مجذور خي دو و آزمون‌هاي كالموگراف اسميرنف براي تعيين طبيعي بودن توزيع داده‌ها و انتخاب روش آماري مناسب (پارامتريك و غير پارامتريك) استفاده شد.

نتايج پژوهش حاضر نشان داد كه ورزشكاران مطالعه‌ي بيشتري درباره‌ي بازي‌هاي المپيك در قالب جزوه يا كتاب نسبت به غير ورزشكاران داشتند، كه اين تفاوت از لحاظ آماري معنادار بود. اين نشان مي‌دهد كه ورزشكاران (دانشجويان تربيت بدني) به دليل قرارگيري در محيط هاي ورزشي يا گذراندن دروسي مانند تاريخ تربيت بدني و اصول و مباني تربيت بدني علاقه‌ي بيشتري به مطالعه درمورد المپيك از خود نشان دادند و اطلاعات بيشتري در اين زمينه نسبت به غير ورزشكاران دارند.

همچنين درمورد ميزان آشنايي دانشجويان با واژه‌هاي المپيك، نتايج پژوهش نشان داد كه اكثر دانشجويان با واژه‌هايي مانند حلقه‌هاي المپيك، مدال المپيك و پرچم المپيك آشنايي دارند. اما، فقط ‌٢/١٤ درصد از غير ورزشكاران و ‌٤/٢٧ درصد از ورزشكاران با واژه‌ي منشور المپيك آشنايي داشتند. اگرچه آشنايي ورزشكاران با واژه‌هاي المپيك بيشتر از غير ورزشكاران بود، اما برخلاف انتظار از لحاظ آماري تفاوت معناداري بين دو گروه مشاهده نشد.

نتايج پژوهش نشان داد كه دانشجويان بين بازي‌هاي المپيك و ساير پديده‌هاي اجتماعي تفكيك قايل نبودند. در واقع فقط ‌٩/٨ درصد از ورزشكاران و‌٢/١ درصد از غير ورزشكاران معتقد به جدايي المپيك از پديده‌هاي اجتماعي ديگر بودند و تفاوت معناداري در پاسخ به اين پرسش در بين دو گروه مشاهده شد. هر چند در بخش ديگري، ‌٦/٨٠ درصد از ورزشكاران و ‌٨/٦٨ درصد از غير ورزشكاران بازي‌هاي المپيك را در دوستي و اتحاد ملت‌ها و تعميق روابط موثر دانسته‌اند.

در بخش ديگري از پرسش‌هاي مربوط به اقتصاد و المپيك، دانشجويان از ورزش به عنوان ابزار توسعه اقتصادي نام برده‌اند، و در حدود ‌٢/٤٧ درصد از ورزشكاران و ‌١/٤٢ درصد از غير ورزشكاران معتقد بودند كه بازي‌هاي المپيك موجب رونق اقتصادي مي‌شود و تفاوت معناداري بين دو گروه در اين رابطه مشاهده شد.

درمورد هدف از بازي‌هاي المپيك نتايج پژوهش نشان داد كه ‌٤/٢٣ درصد از ورزشكاران و ‌٢/٣٦ درصد از غير ورزشكاران از اهداف برگزاري بازي‌هاي المپيك باستان اظهار بي‌اطلاعي كردند و جالب اينكه ‌١/٣٥ درصد از ورزشكاران و ‌٧/٢٤ درصد از غير ورزشكاران هدف بازي‌هاي المپيك را نمايش قدرت ملت‌ها مي‌دانستند. علاوه بر اين، ‌٣/٥٩ درصد از ورزشكاران و ‌٢/٦٨ درصد از غير ورزشكاران از زمان برگزاري بازي‌هاي المپيك مدرن هيچ‌گونه اطلاعاتي نداشتند و فقط ‌٢/٢٨ درصد از ورزشكاران و ‌١/١٧ درصد از غير ورزشكاران به درستي از آن آگاهي داشتند و سال ‌١٨٩٦ ميلادي را سال شروع برگزاري بازي‌هاي المپيك مدرن انتخاب كردند.

بنابراين مي‌توان حكم به ناآگاهي قشر تحصيل كرده كشورمان درباره‌ بازي‌هاي المپيك داد. اين نتايج بر لزوم توسعه‌ي آموزش المپيك از طرق گوناگون تاكيد كرد. چنين كاري در كشور چين از طيق وب سايت‌ها و انتشار كتاب‌هاي مختلف صورت مي‌گيرد. هر چند فرآيند تبديل بازي‌هاي المپيك به ابزاري اقتصادي، كماكان سرعت قابل توجهي دارد، در بسياري از كشورها به اين نتيجه رسيده‌اند كه آموزش المپيك ابزاري تربيتي نيز هست.

نتايج پژوهش نشان داد درمورد بازي‌هاي المپيك آتن، نمونه‌هاي پژوهش اطلاعات دقيق‌تري داشتند. ‌٨/٦٩ درصد از ورزشكاران و ‌٧/٥٤ درصد از غير ورزشكاران شهر محل برگزاري آخرين دوره‌ي بازي‌هاي المپيك را مي‌دانستند و آتن را شهر محل بر گزاري آخرين دوره‌ي بازي‌هاي المپيك انتخاب كردند. تفاوت معناداري بين دو گروه در پاسخ به اين پرسش مشاهده نشد. اين در حالي اسيت كه يافته‌هاي ما نشان داد ‌٨/٤٤ درصد از ورزشكاران و ‌٩/٥٢ درصد از غير ورزشكاران از جايگاه ايران در آخرين دوره‌ي بازي‌هاي المپيك بي‌اطلاع بودند. تقريبا همين تعداد (‌٥/٤١ درصد از ورزشكاران و‌٤/٥٦ درصد از غير ورزشكاران) درباره‌ي زمان و مكان بازي‌هاي المپياد دانشجويان داخل اطلاعاتي نداشتند. در هر دو مورد تفاوت معناداري بين دو گروه مشاهده نشد. اطلاع داشتن دانشجويان از محل برگزاري آخرين دوره‌ي‌ بازي‌هاي المپيك مدرن، بر نقش رسانه‌ها در پوشش خبر و افزايش آگاهي مردم نسبت به بازي‌ها تاكيد دارند هر چند نقش رسانه‌ها در تبليغات و منافع مالي پررنگ‌تر مي‌نمايد.

علي‌رغم نداشتن اطلاعات و آگاهي كافي در مورد المپيك، نتايج پژوهش نشان داد كه ‌٣/٥٩ درصد از ورزشكاران و ‌٩/٣٨ درصد از غير ورزشكاران علاقه‌مند به همكاري داوطلبانه در برگزاري رويدادهاي المپيك بودند. همچنين، اطلاعات حاصل از علاقه‌مندي دانشجويان (‌٧٥ درصد از ورزشكاران و ‌٤/٥١ درصد از غير ورزشكاران) جهت شركت مستقيم در بازي‌هاي المپيك به عنوان تماشاچي يا ورزشكار، نشان دهنده‌ي علاقه قشر دانشجو به اين رويداد بين‌المللي است. مسووليت اصلي، متوجه سيستم آموزشي ماست كه بايد اين گروه را از آگاهي‌هاي ضروري بهره‌مند سازد. دستيابي به اين هدف، بدون گنجاندن مفاهيم فوق در برنامه‌هاي آموزش مدارس ناممكن است.

شايان ذكر است كه دانشجويان در زمينه‌ي روح بازي‌هاي المپيك، مباني اخلاق، صلح و دوستي و تلاش براي پيروزي عقايد جالب و قابل قبولي داشتند و تقريبا بر همه‌ي مفاهيم ا نساني بازي‌هاي المپيك تاكيد داشتند.

نتايج پژوهش نشان داد كه اگرچه در اكثر موارد ميزان نگرش و آگاهي ورزشكاران از غير ورزشكاران بالاتر بود اما، به جز در برخي موارد تفاوت معناداري بين دو گروه در نگرش و آگاهي نسبت به المپيك وجود نداشت. اين اطلاعات نشان مي‌دهند دانشگاه‌هاي ما حتي براي دانشجويان ورزشكار (رشته‌ي تربيت بدني) نمي‌تواند اطلاعات مربوط به المپيزم و فلسفه‌ي آن را تامين يا حتي تكميل كند. البته وقتي متخصصان تربيت بدني كشورمان اطلاعات كمي از مباني بازي‌هاي المپيك داشته باشند، ديگر نمي‌توان انتظار داشت كه دانشجويان ديدگاه متفاوتي كسب كنند.

باز هم به نظر مي‌رسد، با وجود اينكه ميزان آگاهي دانشجويان نسبت به دهه‌هاي گذشته چندان تغيير نكرده و تفاوت آن چناني با پژوهش‌هاي ا نجام شده قبلي در كشور ندارد، اما نگرش آنان تغيير قابل توجهي داشته است. دليل اين امر را بايد در نقش انكارناپذير وسايل ارتباط جمعي، همچنين فرآيند جهاني‌سازي جستجو كرد. جوانان از جمله دانشجويان اينك در سطح گسترده‌اي به اطلاعات جهاني دسترسي دارند و با توجه به وسعت موضوع المپيك كه به طور مثال نشان المپيك، پس از صليب سرخ شناخته شده‌ترين نشانه‌ي جهاني است، قرار گرفتن اطلاعات بيشتر در اختيار اين گروه، كاملا طبيعي مي‌نمايد. شايد به همين دليل است كه اغ لب كشورها به ويژه ايالات متحده انگلستان، چين، يونان و مالزي مدت‌هاست برنامه‌ي آموزش المپيك را در مراكز آموزشي خود آغاز كرده‌اند. دانشگاه‌ها و موسسات علمي – ورزشي لازم است در برنامه‌هاي درسي، همچنين سياست‌هاي خود، موضوعات مربوط به افزايش آگاهي و آموزش المپيك را بگنجانند.

با توجه به اينكه نتايج تحقيق حاضر نشان داد دانشجويان آگاهي كافي در مورد المپيك و مباني آن ندارند، لذا پيشنهاد مي‌شود كه كميته‌ِ ملي المپيك وارد فعاليت مشترك با دانشگاه‌ها شود و اقدام به انتشار كتاب، نوار، لوح فشرده، پوستر، بروشور، جزوه و منابع آموزشي و توزيع در ميان دانشجويان كند. همچنين، برنامه‌هاي آموزشي دوره‌اي براي آشناسازي دانشجويان در دانشگاه‌هاي سراسر كشور با آرمان‌ها و اهداف المپيزم طراحي و به طور منظم اجرا گردد. علاوه بر اين، برنامه‌هاي تلويزيوني و راديويي و حتي ايستگاه راديويي اختصاصي كه در برخي كشورها با موفقيت اجرا شده است براي امر آموزش المپيك راه‌اندازي شود. اميد است با اجراي اين برنامه‌ها و نگرش‌ و آگاهي دانشجويان نسبت به المپيك و مباني آن افزايش يابد.

متن كامل اين تحقيق در فصل نامه المپيك، سال هفدهم، شماره سه (پياپي ‌٤٧) پاييز ‌٨٨ آمده است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟