گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۶۰۱۰۵
| | 5198 بازدید
جمهوري اسلامي
«جنگ 33 روزه و تغيير معادلات منطقه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در سومين سالگرد پيروزي رزمندگان مقاومت اسلامي لبنان بر ارتش صهيونيستي در جنگ 33 روزه دبيركل حزب الله لبنان تاكيد كرد تمامي مناطق اشغالي در تيررس موشكهاي حزب الله قرار دارد. سيدحسن نصرالله در تشريح شرايط سياسي كنوني منطقه و تهديدهاي رژيم صهيونيستي اين تهديدها را ناشي از ترس و وحشتي خواند كه صهيونيستها را پس از جنگ 33 روزه احاطه كرده است.
نصرالله در عين حال كه اين تهديدات را پوچ توصيف كرد ولي تاكيد نمود حزب الله اكنون قوي تر از جنگ 33 روزه هر گونه ماجراجويي صهيونيستها را با انبوهي از موشكها كه سرتاسر فلسطين اشغالي را در تير رس دارند درهم خواهد كوبيد.
اعتماد
«خروس بي محل» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم احمد پورنجاتي است كه در آن ميخوانيد:
روزنامه «اعتماد ملي» توقيف شد. حالا ديگر انگار توقيف، تعطيل و لغو امتياز خبر غيرمنتظرهاي نيست، تعجب کسي را برنميانگيزد. در اين چند سال از بس که خبر توقيف روزنامه شنيده ايم حساب کار از دستمان خارج شده است. حتي ديگر کسي انگيزه و حال و حوصله بحث و احتجاج حقوقي در مباني و مستندات قانوني توقيف را ندارد. ديگر کسي وقت شريف خود را براي بازتاباندن پيامدهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي مرگ يک نشريه تلف نمي کند. گويي ديگر اين گونه واکنش ها مقتضي اوضاع و احوال کنوني ما - يا شايد بعضي ها - نيست.
مظفر الدين شاه در فيلم «کمال الملک» مرحوم علي حاتمي، آنگاه که مي گفت؛ «استاد نقاش باشي، ما همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد» آيا نقل حکايت امروز ما مي کرد؟، مگر يک روزنامه مستقل، اصلاح طلب و غيردولتي چه مي کند؟ مگر کارگزاران، هم ميهن، شرق ، آينده نو، ياس نو، نوروز، شهروند امروز و بسياري از اين دست چه مي کردند که تقدير توقيف براي آنان رقم خورد؟ توجيهات به ظاهر حقوقي مقامات دولتي و قضايي از فرط شباهت و تکرار، کليشه ذهن افکار عمومي شده اند حتي اگر حرفي از اين کليشه به ميان نيايد که البته درباره «اعتماد ملي» آمده است؛ «شکايت هاي شاکيان خصوصي، تکرار تخلفات و بي توجهي به تذکرات، عدم رعايت مصالح امنيت ملي و...». بسيار خب، اگر اينها به واقع دلايل توقيف يک روزنامه هستند پس چرا تا کنون کسي به آن روزنامه جنجالي، بي پروا، حد و مرز ناشناس و رويين تن و البته متکي به بيت المال حتي نازکتر از گل نگفته است؟ توقيف و تعطيل موقت پيشکش، چرا شکايت خيل عظيم شاکيان حقيقي و حقوقي آن روزنامه در اين 20 سال هرگز به جايي نرسيده است
رسالت
«عدالت و لبخند» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
فرشته عدالت با لبخند زيبا تر است.
1 - ديروز در مراسم معارفه رئيس جديد قوه قضائيه صحنه هاي خوشايندي پيش آمد که همه کساني را که دلشان براي اين نظام و انقلاب مي تپد، خوشحال کرد. براي اولين بار پس از انتخابات لبخند دکتر احمدي نژاد به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام آيت الله هاشمي رفسنجاني در کنار حضور کليه مسئولان نظام از هر گرايش و سليقه اي در اين مراسم، همه دلسوزان نظام را به وجد و نشاط درآورد. بازتاب اين نشست صميمانه در افکار عمومي نمادي از وحدت و همگرايي مسئولان نظام در تبعيت از منويات رهبر معظم انقلاب بود. جلسه اي که به حرمت عدالت و به منظور پاسداشت از گوهر عدالتخواهي ملت ايران تشکيل شده بود.امروز عدالت و عدالتخواهي در کشور به يک گفتمان عمومي تبديل شده است. پاسخ به اين مطالبه عظيم اجتماعي اعتماد شهروندان را افزايش مي دهد.
كيهان
«آن روي سكه آشوب» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
دادگاه محاكمه عوامل آشوب اگرچه در آغاز راه است و تا رسيدگي به اتهامات همه عناصر آشوب -اعم از طراحان، فرماندهان و آشوبگران- راه زيادي در پيش دارد ولي در همين سه جلسه واجد حقايق و نكات تكان دهنده اي بود كه در ذيل فقط به بعضي از آنها اشاره مي شود.
1-آشوب روزهاي 23خرداد تا سوم تيرماه داراي سه ضلع است؛ رهبران پنهان، رهبران مياني و ميداني و عوامل اجرايي آشوب ها و اغتشاشات. از اظهارنظرهاي دسته سوم بخوبي فهميده مي شود كه بسياري از آنان اساسا هيچ شناختي از رهبران پنهان نداشته و تنها با- تعدادي- از عوامل مياني و ميداني مرتبط بوده اند و به هيچ وجه گمان نمي كرده اند كه در پشت اعتراض به نتيجه انتخابات و شعار ابطال انتخابات طرح پيچيده و سرنوشت سازي وجود داشته است. آنان گمان مي كردند رهبران مياني- كه گاهي آنان را رهبران اصلي مي پنداشته اند- به دنبال مدل بهتري براي اداره جامعه بوده و به دليل برخورداري از سابقه سياسي، بيش از آنان به آنچه دنبال مي شود اعتقاد داشته و پاي آن مي ايستند ولي وقتي در دادگاه اول مشاهده كردند كه بعضي از آنان اساسا راه آمده را غلط مي دانند و از پيشگاه ملت و رهبري عذر تقصير مي طلبند، تعجب كرده و تازه متوجه شده اند كه چه كلاه گشادي سرشان رفته است.
دنياي اقتصاد
«خصوصيسازي ناعادلانه» عنوان سرمقاله روزنانه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق الحسيني است كه در آن ميخوانيد:
خصوصيسازي خصوصا از دهه 60 در آلمان و سپس در دهه 70 که در انگليس با موفقيت چشمگيري روبهرو شد بسيار مورد توجه قرار گرفت و عملا هم اکنون در دنياي اقتصاد امروز کمتر اقتصادداني را ميتوان يافت که با اتکا به دانش اقتصادي خود از دولتي بودن موسسات و شرکتهاي توليدي خدماتي و بهطور خلاصه بخش غيرحاکميتي دفاع کند.
دراين مسير، تمام کشورهاي توسعه يافته و کشورهاي صنعتي شده، تازه صنعتي شده(NICS) و پسا تازه صنعتي شده (NNICS)اين سياست را از سالها قبل در راس سياست اقتصادي خود قرار داده و به آن اهتمام ورزيدهاند و هم اکنون اقتصادهايي خصوصي شده و دولتهايي به نسبت کوچک دارند.
سرمايه
«دولت بنگاه دار يا خدمت رسان» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم فرهاد محمودي است كه در آن ميخوانيد:
دولت ها طبق وظايف حاکميتي خود، مهمترين خدمات و توليدي که بايد ارائه دهند، ارائه خدمات عمومي نظير آموزش و پرورش، رفاه عمومي و بهداشت است. همچنين در جايي که بخش خصوصي سرمايه گذاري نمي کند و وارد نمي شود مانند راه آهن، فرودگاه و... دولت وارد مي شود و سرمايه گذاري مي کند.
اما دولتها بايد تلاش کنند تا جايي که ممکن است بخش خصوصي خدمات عمومي را نيز عرضه و توليد کند زيرا بخش خصوصي کارايي بيشتري دارد و هزينه کمتري براي کار ارائه شده صرف مي کند.
به عنوان مثال در کشورهاي پيشرفته جهان، حتي امنيت و پليس نيز خصوصي شده و مردم از طريق ماليات هاي خود، پليس خصوصي را حمايت مي کنند اما در اقتصاد ايران که پول نفت در اختيار دولت است دولت به جاي خدمات عمومي، وارد فعاليت هاي اقتصادي و بنگاه داري شده و حتي بانکداري، شرکت داري، توليد نفت، توليد فولاد، سيمان، کالاهاي معيشتي و... نيز توسط دولت انجام مي شود.
«جنگ 33 روزه و تغيير معادلات منطقه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در سومين سالگرد پيروزي رزمندگان مقاومت اسلامي لبنان بر ارتش صهيونيستي در جنگ 33 روزه دبيركل حزب الله لبنان تاكيد كرد تمامي مناطق اشغالي در تيررس موشكهاي حزب الله قرار دارد. سيدحسن نصرالله در تشريح شرايط سياسي كنوني منطقه و تهديدهاي رژيم صهيونيستي اين تهديدها را ناشي از ترس و وحشتي خواند كه صهيونيستها را پس از جنگ 33 روزه احاطه كرده است.
نصرالله در عين حال كه اين تهديدات را پوچ توصيف كرد ولي تاكيد نمود حزب الله اكنون قوي تر از جنگ 33 روزه هر گونه ماجراجويي صهيونيستها را با انبوهي از موشكها كه سرتاسر فلسطين اشغالي را در تير رس دارند درهم خواهد كوبيد.
اعتماد
«خروس بي محل» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم احمد پورنجاتي است كه در آن ميخوانيد:
روزنامه «اعتماد ملي» توقيف شد. حالا ديگر انگار توقيف، تعطيل و لغو امتياز خبر غيرمنتظرهاي نيست، تعجب کسي را برنميانگيزد. در اين چند سال از بس که خبر توقيف روزنامه شنيده ايم حساب کار از دستمان خارج شده است. حتي ديگر کسي انگيزه و حال و حوصله بحث و احتجاج حقوقي در مباني و مستندات قانوني توقيف را ندارد. ديگر کسي وقت شريف خود را براي بازتاباندن پيامدهاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي مرگ يک نشريه تلف نمي کند. گويي ديگر اين گونه واکنش ها مقتضي اوضاع و احوال کنوني ما - يا شايد بعضي ها - نيست.
مظفر الدين شاه در فيلم «کمال الملک» مرحوم علي حاتمي، آنگاه که مي گفت؛ «استاد نقاش باشي، ما همه چيزمان بايد به همه چيزمان بيايد» آيا نقل حکايت امروز ما مي کرد؟، مگر يک روزنامه مستقل، اصلاح طلب و غيردولتي چه مي کند؟ مگر کارگزاران، هم ميهن، شرق ، آينده نو، ياس نو، نوروز، شهروند امروز و بسياري از اين دست چه مي کردند که تقدير توقيف براي آنان رقم خورد؟ توجيهات به ظاهر حقوقي مقامات دولتي و قضايي از فرط شباهت و تکرار، کليشه ذهن افکار عمومي شده اند حتي اگر حرفي از اين کليشه به ميان نيايد که البته درباره «اعتماد ملي» آمده است؛ «شکايت هاي شاکيان خصوصي، تکرار تخلفات و بي توجهي به تذکرات، عدم رعايت مصالح امنيت ملي و...». بسيار خب، اگر اينها به واقع دلايل توقيف يک روزنامه هستند پس چرا تا کنون کسي به آن روزنامه جنجالي، بي پروا، حد و مرز ناشناس و رويين تن و البته متکي به بيت المال حتي نازکتر از گل نگفته است؟ توقيف و تعطيل موقت پيشکش، چرا شکايت خيل عظيم شاکيان حقيقي و حقوقي آن روزنامه در اين 20 سال هرگز به جايي نرسيده است
رسالت
«عدالت و لبخند» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
فرشته عدالت با لبخند زيبا تر است.
1 - ديروز در مراسم معارفه رئيس جديد قوه قضائيه صحنه هاي خوشايندي پيش آمد که همه کساني را که دلشان براي اين نظام و انقلاب مي تپد، خوشحال کرد. براي اولين بار پس از انتخابات لبخند دکتر احمدي نژاد به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام آيت الله هاشمي رفسنجاني در کنار حضور کليه مسئولان نظام از هر گرايش و سليقه اي در اين مراسم، همه دلسوزان نظام را به وجد و نشاط درآورد. بازتاب اين نشست صميمانه در افکار عمومي نمادي از وحدت و همگرايي مسئولان نظام در تبعيت از منويات رهبر معظم انقلاب بود. جلسه اي که به حرمت عدالت و به منظور پاسداشت از گوهر عدالتخواهي ملت ايران تشکيل شده بود.امروز عدالت و عدالتخواهي در کشور به يک گفتمان عمومي تبديل شده است. پاسخ به اين مطالبه عظيم اجتماعي اعتماد شهروندان را افزايش مي دهد.
كيهان
«آن روي سكه آشوب» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
دادگاه محاكمه عوامل آشوب اگرچه در آغاز راه است و تا رسيدگي به اتهامات همه عناصر آشوب -اعم از طراحان، فرماندهان و آشوبگران- راه زيادي در پيش دارد ولي در همين سه جلسه واجد حقايق و نكات تكان دهنده اي بود كه در ذيل فقط به بعضي از آنها اشاره مي شود.
1-آشوب روزهاي 23خرداد تا سوم تيرماه داراي سه ضلع است؛ رهبران پنهان، رهبران مياني و ميداني و عوامل اجرايي آشوب ها و اغتشاشات. از اظهارنظرهاي دسته سوم بخوبي فهميده مي شود كه بسياري از آنان اساسا هيچ شناختي از رهبران پنهان نداشته و تنها با- تعدادي- از عوامل مياني و ميداني مرتبط بوده اند و به هيچ وجه گمان نمي كرده اند كه در پشت اعتراض به نتيجه انتخابات و شعار ابطال انتخابات طرح پيچيده و سرنوشت سازي وجود داشته است. آنان گمان مي كردند رهبران مياني- كه گاهي آنان را رهبران اصلي مي پنداشته اند- به دنبال مدل بهتري براي اداره جامعه بوده و به دليل برخورداري از سابقه سياسي، بيش از آنان به آنچه دنبال مي شود اعتقاد داشته و پاي آن مي ايستند ولي وقتي در دادگاه اول مشاهده كردند كه بعضي از آنان اساسا راه آمده را غلط مي دانند و از پيشگاه ملت و رهبري عذر تقصير مي طلبند، تعجب كرده و تازه متوجه شده اند كه چه كلاه گشادي سرشان رفته است.
دنياي اقتصاد
«خصوصيسازي ناعادلانه» عنوان سرمقاله روزنانه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق الحسيني است كه در آن ميخوانيد:
خصوصيسازي خصوصا از دهه 60 در آلمان و سپس در دهه 70 که در انگليس با موفقيت چشمگيري روبهرو شد بسيار مورد توجه قرار گرفت و عملا هم اکنون در دنياي اقتصاد امروز کمتر اقتصادداني را ميتوان يافت که با اتکا به دانش اقتصادي خود از دولتي بودن موسسات و شرکتهاي توليدي خدماتي و بهطور خلاصه بخش غيرحاکميتي دفاع کند.
دراين مسير، تمام کشورهاي توسعه يافته و کشورهاي صنعتي شده، تازه صنعتي شده(NICS) و پسا تازه صنعتي شده (NNICS)اين سياست را از سالها قبل در راس سياست اقتصادي خود قرار داده و به آن اهتمام ورزيدهاند و هم اکنون اقتصادهايي خصوصي شده و دولتهايي به نسبت کوچک دارند.
سرمايه
«دولت بنگاه دار يا خدمت رسان» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم فرهاد محمودي است كه در آن ميخوانيد:
دولت ها طبق وظايف حاکميتي خود، مهمترين خدمات و توليدي که بايد ارائه دهند، ارائه خدمات عمومي نظير آموزش و پرورش، رفاه عمومي و بهداشت است. همچنين در جايي که بخش خصوصي سرمايه گذاري نمي کند و وارد نمي شود مانند راه آهن، فرودگاه و... دولت وارد مي شود و سرمايه گذاري مي کند.
اما دولتها بايد تلاش کنند تا جايي که ممکن است بخش خصوصي خدمات عمومي را نيز عرضه و توليد کند زيرا بخش خصوصي کارايي بيشتري دارد و هزينه کمتري براي کار ارائه شده صرف مي کند.
به عنوان مثال در کشورهاي پيشرفته جهان، حتي امنيت و پليس نيز خصوصي شده و مردم از طريق ماليات هاي خود، پليس خصوصي را حمايت مي کنند اما در اقتصاد ايران که پول نفت در اختيار دولت است دولت به جاي خدمات عمومي، وارد فعاليت هاي اقتصادي و بنگاه داري شده و حتي بانکداري، شرکت داري، توليد نفت، توليد فولاد، سيمان، کالاهاي معيشتي و... نيز توسط دولت انجام مي شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


