بيتالمقدس از ديروز تا امروز؛ گذری بر تاريخ فلسطين
اسدالله افشار
کد خبر: ۶۰۰۰۱
| | 5678 بازدید
بيتالمقدس در دست مسلمانان
... پس از فتح مسالمت آميز «اورسالم» يا «ايلپا» به وسيله نيروهاي اسلامي، به حكم قداستي كه قرآن مجيد درباره اين سرزمين قائل شده و آنجا را پر بركت ناميده بود و به علت آنكه نخستين قبله مسلمانان در آنجا قرار داشت، مسلمانان نام آن شهر را «بيتالمقدس» گذاشتند.
هنگامي كه مسلمانان امور بيتالمقدس را در دست گرفتند، اين شهر ويرانهاي بيش نبود. ايرانيان در طول تصرف آن از 614 تا 728 ميلادي، ويرانيهايي در سراسر شهر به وجود آوردند و حتي معابد و كليساهاي مسيحيان نيز از خرابي بينصيب نماندند، ولي با ورود مسلمانان، آبادي كامل شهر آغاز گشت و بر روي ويرانههاي يك معبد قديمي كه صدها سال بود به حالت زبالهداني در آمده بود، مسجد كوچكي ساخته شد كه بعدها تجديد ساختمان گرديد.
مسيحيان هم كه از آزاديهاي همه جانبه در سايه حكومت اسلامي برخوردار شده بودند، همدوش مسلمانان به تعمير خرابيهاي «كليساي قيامت» و «كليساي عذرا» پرداختند و بدين ترتيب ميتوان بيتالمقدس را يك شهر تجديد بنا شده در دوران اسلامي ناميد.
در سال 75 هجري، خليفه وقت ساختمان مسجد اقصي را تجديد و تكميل نمود و تا آنجا با مسيحيان خوشرفتاري كرد كه آنان را در ساختمان مسجد شركت داد.
«عبدالله طاهر» نماينده حكومت «مامون» در شام و مصر، به تزئين مسجدالسخره اقدام نمود و حتي كتيبههاي مربوط به آن دوران، هنوز در ديوارها و سقف آنجا جلوهگر است. در آن دوران، بيتالمقدس به عنوان جزئي از قلمرو شام و فلسطين در اختيار «عباسيان» بود تا آنكه «فاطميان» بر آنجا چيره شدند.
بعد از اين مدت «آلب ارسلان سلجوقي» بر فلسطين مستولي شد و تقريبا پس از چهار قرن و نيم، بار ديگر بيتالمقدس به دست ايرانيان افتاد، ولي طولي نكشيد كه در اثر سوء سياست فرمانداران سلجوقي، ساكنان بيتالمقدس همراه ديگر مردم شام و فلسطين به «فاطميان» مصر پناه آوردند.
فاطميها كه اختياردار بيتالمقدس شده بودند، به علت ضعف و انحطاط داخلي، نتوانستند در مقابل تجاوز خارجي مقاومت به خرج دهند، «پاپ اوربن سوم» با مساعدت معنوي «پترس» راهب «جنگ مقدسي» را بر ضد مسلمانان برانگيخت و در ماه ژانويه 1099 ميلادي، لشكركشي از «غرب» مسيحي به سوي بيت المقدس آغاز گرديد.
جنگهاي صليبي
«آلبرماله» و «ژوال ايزاك» در تاريخ عمومي خود مينويسند: مقصود از اردوكشيهاي مسيحيان در طي قرون 11 و 12 و 13 نجات بيتالمقدس و تربت عيسي از دست مسلمانان بود. پاپ اوربن دوم با حضور جمع كثيري از روحانيون و امناي دين! نصاري را دعوت نمود كه اسلحه بردارند و تربت عيسي را نجات دهند. پاپ در مركز و جنوب فرانسه به گردش پرداخته مردم را به جنگ ترغيب ميكرد و ضمنا به همه اسقفها نامه نوشت و آنها را دعوت نمود كه براي جنگ «صليب» به وعظ پردازند و ديگران را نيز به وعظ وادارند و وعده داد كه هر كس در اردوكشي شركت كند، آمرزيده خواهد شد.
روز حركت قشون صليب به حكم پاپ اعلام گرديد. گويي تمام اروپا از جا كنده شد. عده افراد قشون به يك ميليون نفر ميرسيد ولي مرد جنگي بيش از سيصد هزار نفر نبود. قشون صليب سه سال بعد از تاريخ حركت به بيتالمقدس رسيد. در اين موقع بيش از چهل هزار نفر از افراد قشون باقي نمانده و بقيه در راه تلف شده بودند.
تشنگي باقيمانده افراد را تهديد ميكرد؛ بنابراين ديوانهوار حمله كردند، وارد شهر شدند و خونريزي سختي برپا كردند. گودفرو آدوبويون، به پاپ نوشت: «اگر ميخواهيد بدانيد با دشمناني كه در بيتالمقدس به دست ما افتادند چه معامله شد، همين قدر بدانيد كه كسان ما، در رواق سليمان و در معبد، در لجهاي از خون مسلمانان ميتاختند و خون تا زانوي مركب ميرسيده فقط ده هزار مسلمان در معبد 4 قتل عام شد و هر كس در آنجا راه ميرفت تا بندپايش را خون ميگرفت ... از كفار (مراد مسلمانان است) هيچ كس جان سالم به در نبرد و حتي زنان و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند. پس از كشتار نوبت به غارت رسيد و كسان ما چون از خونريزي سير شدند، به خانهها ريختند و هر چه به دستشان افتاد غارت كردند ...» (1)
پس از يك ماه محاصره، صليبيها توانستند بيتالمقدس را اشغال كنند (492 هجري ـ ژوئيه 1099 م) و پس از اشغال آن، چنان كه از قول مورخان غربي خوانديد، به وحشيانهترين اعمال دست زدند.
در اين جنگ مقدس !!! كه به دستور مستقيم پاپ و پدران روحاني بر پا شده بود، صدها هزار مسيحي ساده دل در طول راه از تشنگي و گرسنگي تلف شدند، و 70 هزار مسلمان مقيم شهر قتل عام گشتند و يهوديان، نيز از كشتار و آزار و آتش مسيحيان بيبهره نماندند و تنها عامل اين بدبختيها در آن تاريخ، اين بود كه زمامداران كشورهاي اسلامي به علت اختلافات داخلي و انحطاط اخلاقي، نتوانستند در مقابل هجوم نيروهاي متجاوز، واكنش مناسبي از خود نشان دهند (2.)
مدتي تسلط جابرانه مسيحيان ادامه يافت و در اين مدت، نه مسلمانان و نه يهوديان از هيچ گونه آزادي برخوردار نبودند تا آنكه در ماه جمادي الثاني سال 583 هـ. (1187 م) صلاح الدين ايوبي براي نجات بيتالمقدس اردوكشي نمود و آنجا را به محاصره در آورد و درست پس از يك هفته محاصره، بيتالمقدس را تصرف نمود. اما او مانند صليبيها رفتار نكرد و از هرگونه اعمال خشونت آميز و كشت و كشتاري خودداري نمود و به مسيحيان اجازه داد كه يا به شهرهاي خود برگردند و يا آزادانه در آنجا زندگي كنند. او به مسلمانان اجازه نداد كه به معابد مسيحيان اهانتي روا بدارند، ولي مساجدي را كه صليبيان تغييرشان داده بودند، به صورت نخستين درآورد.
اشغال دوباره بيتالمقدس
«فردريك دوم» امپراتور آلمان به دستور پاپ «هونوريوس سوم» به نيروهاي مسيحيان بسيج داد تا بيتالمقدس را از نو از دست مسلمانان خارج سازند، زيرا پس از مرگ صلاح الدين، اختلافات موجود در بلاد اسلامي پيروزي صليبيها را ممكن ساخته بود.
در سال 625 هـ. (سپتامبر 1228 م) فردريك دوم به سوي مصر رهسپار شد و «كامل» پادشاه مصر، در قراردادي كه با امپراتور آلمان بست، بيتالمقدس را به صليبيها تحويل داد، به شرط آنكه مسجد اقصي و قبة السخره، در دست مسلمانان باقي بماند و فرماندار دهات اطراف از مسلمانان انتخاب گردد.
اين سازش مورد رضايت مسلمانان و صليبيها قرار نگرفت و در زمان حكومت صالح ايوبي پسر «كامل ايوبي» صليبيها نيروهاي جديدي براي اشغال كامل و همهجانبه بيتالمقدس فرستادند ولي نيروهاي مسلمانان مردانه جنگيدند و در سال 642 هـ. (1244 م) بيتالمقدس را از سيطره صليبيها خارج ساختند و به ساكنان آن اجازه دادند كه در كمال آزادي، در كنار مردم مسلمان زندگي كنند.
... از سال 1517 ميلادي بيتالمقدس تحت اداره حكومت عثماني درآمد و همچنان در دست آنان قرار داشت تا آنكه در 1917 ميلادي 1337 هجري، امپرياليسم انگليس با همكاري نيروهاي متفقين و سربازان «انقلاب عربي» آنجا را تصرف كردند.
بدين ترتيب از سال 15 تا 1337 هجري، جز در مدت تقريبا يك قرن، مدت دوازده قرن و نيم اداره بيتالمقدس با مسلمانان بود و پيروان مذاهب گوناگون از آزادي زيارت و رفت و آمد در آن شهر، برخوردار بودند.
... پس از فتح مسالمت آميز «اورسالم» يا «ايلپا» به وسيله نيروهاي اسلامي، به حكم قداستي كه قرآن مجيد درباره اين سرزمين قائل شده و آنجا را پر بركت ناميده بود و به علت آنكه نخستين قبله مسلمانان در آنجا قرار داشت، مسلمانان نام آن شهر را «بيتالمقدس» گذاشتند.
هنگامي كه مسلمانان امور بيتالمقدس را در دست گرفتند، اين شهر ويرانهاي بيش نبود. ايرانيان در طول تصرف آن از 614 تا 728 ميلادي، ويرانيهايي در سراسر شهر به وجود آوردند و حتي معابد و كليساهاي مسيحيان نيز از خرابي بينصيب نماندند، ولي با ورود مسلمانان، آبادي كامل شهر آغاز گشت و بر روي ويرانههاي يك معبد قديمي كه صدها سال بود به حالت زبالهداني در آمده بود، مسجد كوچكي ساخته شد كه بعدها تجديد ساختمان گرديد.
مسيحيان هم كه از آزاديهاي همه جانبه در سايه حكومت اسلامي برخوردار شده بودند، همدوش مسلمانان به تعمير خرابيهاي «كليساي قيامت» و «كليساي عذرا» پرداختند و بدين ترتيب ميتوان بيتالمقدس را يك شهر تجديد بنا شده در دوران اسلامي ناميد.
در سال 75 هجري، خليفه وقت ساختمان مسجد اقصي را تجديد و تكميل نمود و تا آنجا با مسيحيان خوشرفتاري كرد كه آنان را در ساختمان مسجد شركت داد.
«عبدالله طاهر» نماينده حكومت «مامون» در شام و مصر، به تزئين مسجدالسخره اقدام نمود و حتي كتيبههاي مربوط به آن دوران، هنوز در ديوارها و سقف آنجا جلوهگر است. در آن دوران، بيتالمقدس به عنوان جزئي از قلمرو شام و فلسطين در اختيار «عباسيان» بود تا آنكه «فاطميان» بر آنجا چيره شدند.
بعد از اين مدت «آلب ارسلان سلجوقي» بر فلسطين مستولي شد و تقريبا پس از چهار قرن و نيم، بار ديگر بيتالمقدس به دست ايرانيان افتاد، ولي طولي نكشيد كه در اثر سوء سياست فرمانداران سلجوقي، ساكنان بيتالمقدس همراه ديگر مردم شام و فلسطين به «فاطميان» مصر پناه آوردند.
فاطميها كه اختياردار بيتالمقدس شده بودند، به علت ضعف و انحطاط داخلي، نتوانستند در مقابل تجاوز خارجي مقاومت به خرج دهند، «پاپ اوربن سوم» با مساعدت معنوي «پترس» راهب «جنگ مقدسي» را بر ضد مسلمانان برانگيخت و در ماه ژانويه 1099 ميلادي، لشكركشي از «غرب» مسيحي به سوي بيت المقدس آغاز گرديد.
جنگهاي صليبي
«آلبرماله» و «ژوال ايزاك» در تاريخ عمومي خود مينويسند: مقصود از اردوكشيهاي مسيحيان در طي قرون 11 و 12 و 13 نجات بيتالمقدس و تربت عيسي از دست مسلمانان بود. پاپ اوربن دوم با حضور جمع كثيري از روحانيون و امناي دين! نصاري را دعوت نمود كه اسلحه بردارند و تربت عيسي را نجات دهند. پاپ در مركز و جنوب فرانسه به گردش پرداخته مردم را به جنگ ترغيب ميكرد و ضمنا به همه اسقفها نامه نوشت و آنها را دعوت نمود كه براي جنگ «صليب» به وعظ پردازند و ديگران را نيز به وعظ وادارند و وعده داد كه هر كس در اردوكشي شركت كند، آمرزيده خواهد شد.
روز حركت قشون صليب به حكم پاپ اعلام گرديد. گويي تمام اروپا از جا كنده شد. عده افراد قشون به يك ميليون نفر ميرسيد ولي مرد جنگي بيش از سيصد هزار نفر نبود. قشون صليب سه سال بعد از تاريخ حركت به بيتالمقدس رسيد. در اين موقع بيش از چهل هزار نفر از افراد قشون باقي نمانده و بقيه در راه تلف شده بودند.
تشنگي باقيمانده افراد را تهديد ميكرد؛ بنابراين ديوانهوار حمله كردند، وارد شهر شدند و خونريزي سختي برپا كردند. گودفرو آدوبويون، به پاپ نوشت: «اگر ميخواهيد بدانيد با دشمناني كه در بيتالمقدس به دست ما افتادند چه معامله شد، همين قدر بدانيد كه كسان ما، در رواق سليمان و در معبد، در لجهاي از خون مسلمانان ميتاختند و خون تا زانوي مركب ميرسيده فقط ده هزار مسلمان در معبد 4 قتل عام شد و هر كس در آنجا راه ميرفت تا بندپايش را خون ميگرفت ... از كفار (مراد مسلمانان است) هيچ كس جان سالم به در نبرد و حتي زنان و اطفال خردسال را هم معاف ننمودند. پس از كشتار نوبت به غارت رسيد و كسان ما چون از خونريزي سير شدند، به خانهها ريختند و هر چه به دستشان افتاد غارت كردند ...» (1)
پس از يك ماه محاصره، صليبيها توانستند بيتالمقدس را اشغال كنند (492 هجري ـ ژوئيه 1099 م) و پس از اشغال آن، چنان كه از قول مورخان غربي خوانديد، به وحشيانهترين اعمال دست زدند.
در اين جنگ مقدس !!! كه به دستور مستقيم پاپ و پدران روحاني بر پا شده بود، صدها هزار مسيحي ساده دل در طول راه از تشنگي و گرسنگي تلف شدند، و 70 هزار مسلمان مقيم شهر قتل عام گشتند و يهوديان، نيز از كشتار و آزار و آتش مسيحيان بيبهره نماندند و تنها عامل اين بدبختيها در آن تاريخ، اين بود كه زمامداران كشورهاي اسلامي به علت اختلافات داخلي و انحطاط اخلاقي، نتوانستند در مقابل هجوم نيروهاي متجاوز، واكنش مناسبي از خود نشان دهند (2.)
مدتي تسلط جابرانه مسيحيان ادامه يافت و در اين مدت، نه مسلمانان و نه يهوديان از هيچ گونه آزادي برخوردار نبودند تا آنكه در ماه جمادي الثاني سال 583 هـ. (1187 م) صلاح الدين ايوبي براي نجات بيتالمقدس اردوكشي نمود و آنجا را به محاصره در آورد و درست پس از يك هفته محاصره، بيتالمقدس را تصرف نمود. اما او مانند صليبيها رفتار نكرد و از هرگونه اعمال خشونت آميز و كشت و كشتاري خودداري نمود و به مسيحيان اجازه داد كه يا به شهرهاي خود برگردند و يا آزادانه در آنجا زندگي كنند. او به مسلمانان اجازه نداد كه به معابد مسيحيان اهانتي روا بدارند، ولي مساجدي را كه صليبيان تغييرشان داده بودند، به صورت نخستين درآورد.
اشغال دوباره بيتالمقدس
«فردريك دوم» امپراتور آلمان به دستور پاپ «هونوريوس سوم» به نيروهاي مسيحيان بسيج داد تا بيتالمقدس را از نو از دست مسلمانان خارج سازند، زيرا پس از مرگ صلاح الدين، اختلافات موجود در بلاد اسلامي پيروزي صليبيها را ممكن ساخته بود.
در سال 625 هـ. (سپتامبر 1228 م) فردريك دوم به سوي مصر رهسپار شد و «كامل» پادشاه مصر، در قراردادي كه با امپراتور آلمان بست، بيتالمقدس را به صليبيها تحويل داد، به شرط آنكه مسجد اقصي و قبة السخره، در دست مسلمانان باقي بماند و فرماندار دهات اطراف از مسلمانان انتخاب گردد.
اين سازش مورد رضايت مسلمانان و صليبيها قرار نگرفت و در زمان حكومت صالح ايوبي پسر «كامل ايوبي» صليبيها نيروهاي جديدي براي اشغال كامل و همهجانبه بيتالمقدس فرستادند ولي نيروهاي مسلمانان مردانه جنگيدند و در سال 642 هـ. (1244 م) بيتالمقدس را از سيطره صليبيها خارج ساختند و به ساكنان آن اجازه دادند كه در كمال آزادي، در كنار مردم مسلمان زندگي كنند.
... از سال 1517 ميلادي بيتالمقدس تحت اداره حكومت عثماني درآمد و همچنان در دست آنان قرار داشت تا آنكه در 1917 ميلادي 1337 هجري، امپرياليسم انگليس با همكاري نيروهاي متفقين و سربازان «انقلاب عربي» آنجا را تصرف كردند.
بدين ترتيب از سال 15 تا 1337 هجري، جز در مدت تقريبا يك قرن، مدت دوازده قرن و نيم اداره بيتالمقدس با مسلمانان بود و پيروان مذاهب گوناگون از آزادي زيارت و رفت و آمد در آن شهر، برخوردار بودند.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


