فوتبال، كلكل و سانديس
ساعت 4 بعدازظهر جمعه جلوي ساختمان توليد جامجم شلوغ است. تماشاگران برنامه فوتبال برتر از مينيبوس پياده ميشوند تا به استوديوي 14 بروند اما چون هنوز دكور برنامه درست نشده آنها مجبور ميشوند 20 دقيقهاي در راهروهاي ساختمان توليد براي خودشان قدم بزنند.
به گزارش گل؛ داخل استوديو، مهدي هاشمي تهيهكننده برنامه مدام با تلفن همراهش به عوامل برنامه زنگ ميزند تا هرچه زودتر خودشان را به استوديو برسانند. ميهمانان برنامه - سعيد آجورلو، جلال چراغپور و حسين عسگري - در اتاق فرمان گل ميگويند و گل ميشنوند.
پيمان يوسفي موبايل به گوش وارد استوديو ميشود و فوري كت فيلي رنگش را روي تيشرت صورتي رنگش ميپوشد. چراغپور به يوسفي ميگويد: «من 20 سوال آماده كردهام تا اگر تماشاچيان خواستند سوال فني بپرسند، اين سوالها را بپرسند.»
آنها مشغول ديالوگشان هستند كه تماشاچيان برنامه وارد استوديو ميشوند. هر كه زودتر وارد استوديو شود طبيعتا ميتواند جايي بنشيند كه بيشتر جلوي دوربين باشد و به همين دليل صحنههاي جالبي رقم ميخورد. پيمان يوسفي وارد استوديو ميشود و به همه سلام ميكند: «انشاءا... تا آخر برنامه با همه شما رفيق ميشوم.
اگر كسي سوالي داشت قبلش با من هماهنگ كند.» يكي از تماشاچيان بلند ميشود و ميگويد: «آقا پيمان من يك سوال شخصي دارم شما آبي هستيد يا قرمز.» صداي خنده بلند تماشاچيان داخل استوديو ميپيچد. پيمان يوسفي هم خيلي كليشهاي ميگويد كه همه تيمها را دوست دارد.
چند دقيقهاي بيشتر به شروع برنامه باقينمانده و يوسفي مشغول هماهنگ كردن با تصويربرداران است كه چگونه برنامه را شروع كند. پشتسر تصويربرداران، دكور برنامه سلامت باشيد - كه صبحها از استوديوي 14 روي آنتن ميرود - قرار دارد و پشتسر آن هم دكور نيمه ساخته برنامه نود. يك نفر ميگويد: «چون نود ميخواهد در مورد علل ناكامي تيمملي در راه رسيدن به جامجهاني برنامه پخش كند به همين دليل جلوي برنامه را گرفتهاند.»
پچپچها در مورد برنامه نود شروع ميشود. پيمان يوسفي كه متوجه قضيه شده آب پاكي را روي دست شايعهپردازان ميريزد: «نود هيچ مشكلي براي پخش ندارد. دكور برنامه هم تا دو، سه هفته ديگر آماده خواهد شد و عادل برنامهاش را روي آنتن ميبرد.»
30 ثانيه بيشتر به اجراي برنامه باقي نمانده كه مسوول فني برنامه به تماشاچيان اشاره ميكند كه چه زماني دست بزنند و با اشاره او دست زدن را قطع كنند. داخل استوديو نسبتا گرم است و چون همه ميخواهند در قاب دوربين باشند جمع و جور نشستهاند. اين وسط آن بنده خدايي كه كنج نشسته به دكور پرس و صورتش حسابي قرمز شده بود.
بازي كه شروع ميشود همه تماشاگران نفسي به راحتي ميكشند چون ميتوانند راحت بنشينند و دوباره سوالهايشان را از مجري برنامه بپرسند. پيمان هم كه مورد حمله سوالات قرار گرفته با حالتي مظلومانه ميگويد: «به خدا من فقط يك گوش دارم.» داخل استوديو مثل جمعه بازارهاي شمال شده و همه از سر و كول هم بالا ميروند.
چراغپور هم نميتواند تمركز كند و مدام از تماشاچيان درخواست ميكند كه خودشان را كنترل كنند تا او با حواس كامل بازي را ببيند. پيمان يوسفي به اتاق فرمان رفته و براي تماشاگران از استرس اجرا صحبت ميكند. آن وسط شايعه شده كه چراغپور از يوسفي درخواست كرده كه در مورد ويژگيهاي يك كارشناس فني از او سوال بپرسد اما يوسفي زرنگي ميكند و اين سوال را به يكي از تماشاگران ميگويد تا او از چراغپور بپرسد.
يوسفي به استوديو برميگردد و مجبور ميشود مدام جلوي فلاش دوربين موبايلها لبخند بزند. شخصي كه مسوول آوردن تماشاگران بوده، اعلام ميكند كه قرار است در طول هركدام از دو بازي كيك و سانديس بدهند و بعد از اتمام برنامه هم شام انتظار تماشاگران را ميكشد. صداي دست و سوت بلند ميشود. آن وسط يك نفر ضرغامي - رييس صداوسيما - را تشويق ميكند.
صبايقم به استيلآذين گل ميزند و چراغپور مثل افرادي كه ميخواهند خبر خوشي را به كسي بدهند، در مورد فريدون فضلي براي آجورلو و عسگري صحبت ميكند. بين دو نيمه بازي صبا و استيلآذين كه ميشود، هاشمي مدام به يوسفي تاكيد ميكند كه صحنههاي داوري را خيلي سريع رد كند و منتظر تفسير و تحليل نباشد.
تماشاچيان كه هنگام بازي استوديو را ترك كردهاند، دوباره به استوديو برميگردند. در مورد ظاهر آنها ميتوان صفحهها مطلب نوشت اما جالب اينكه تعدادي از آنها قبل از شروع نيمه دوم به آشنايشان زنگ ميزند تا خبر حضورشان در تلويزيون را به همه اعلام كنند.
پنج دقيقه رسمي نشستن جلوي دوربين مصادف است با 45 دقيقه تصور فضاي پارك در استوديو. اين داستان در مورد بازي پرسپوليس - استقلالاهواز هم تكرار ميشود. مسوول سايت برنامه مدام به آمار بالاي متقاضيان حضور در برنامه اشاره ميكند و اينكه سايت برنامه كاملا به روز است. قرار است از هفتههاي بعد خانمها هم در برنامه حاضر باشند. يكي از عوامل برنامه ميگويد: «خدا را شكر خانمها جدي هستند.»
منظور او اشاره به جنب و جوش بيش از حد تماشاگران است. شايد هفتههاي بعد عوامل برنامه بتوانند نفسي به راحتي بكشند.



