جای خالی عربدهها
جدا از بازي استقلال و سپاهان كه به يمن حكم بيبديل كميته انضباطي تمام هيجان آن كشته شد ساير مسابقات نيز از فقر تماشاچي رنج ميبردند. مردم چرا نيامدند؟ هان! مردم با شما هستيم.چرا نيامديد؟ سكوها خالي و نيمه خالي بودند و تماشاچي در هفته اول تنها نقش سياهي لشكر را بازي ميكرد.
به نوشته دنیای فوتبال؛ بالاخره آغاز شد. ليگ نهم بعد از پشتسر گذاشتن حاشيههاي عجيب سر انجام افتخار داد و از پرده بيرون آمد. اين يك نگاه خاص به برخي اتفاقات هفته اول است كه نشان ميدهد بايد منتظر ليگي پرهيجان باشيم. لطفا زير شلواري بپوشيد، لم بدهيد و بخوانيد. بستن كمربند اجباري نيست!
جاي خالي آدمها و عربدهها
جدا از بازي استقلال و سپاهان كه به يمن حكم بيبديل كميته انضباطي تمام هيجان آن كشته شد ساير مسابقات نيز از فقر تماشاچي رنج ميبردند. مردم چرا نيامدند؟ هان! مردم با شما هستيم.چرا نيامديد؟ سكوها خالي و نيمه خالي بودند و تماشاچي در هفته اول تنها نقش سياهي لشكر را بازي ميكرد. بيهيجان، بي شور، بياعتراض، بيعربده ، بيخشم و شادي، بيمار! سكوها مريض شدهاند. فريادي درون آنها گم شده و خبري از آن نيست. اين نشان مي دهد باشگاههاي ما براي جذب تماشاچي بدون انجام مسابقه هيچ عرضهاي ندارند. آنها قادر نيستند جامعه طرفداران را قبل از آغاز فصل برانگيزانند. يعني هيچ وقت قادر نبودهاند.
جشن شلوارهاي پارچهاي گشاد
براي يك لحظه به جمعه شب برگرديد.كاري ندارد كه! چشمتان را ببنديد و به لحظهاي فكر كنيد كه پس از مهمترين بازي هفته اول قلعهنويي ،عليفرد و مرفاوي ، كنار هم ايستادند تا مصاحبه زنده تلويزيوني برگزار شود. اما چيزي كه ارايه شد يك خروجي جذاب بصري از سوي تلويزيون دولتي ايران نبود. براي شلوارهاي مرفاوي و قلعه نويي حتما چندين متر پارچه مصرف شده و بد جوري توي ذوق ميزد . اين مسئله سادهاي نيست. هميشه چيزهاي زيادي وجود دارند كه بايد ديده شوند و ديده نميشوند. كمربند عليفرد نيز كه تقريبا روي نافش بسته شده بود. اين تصوير براي نسل سوميها چقدر جذابيت داشت؟ واقعيت اين است:«خيليها با ديدن مصاحبه مهمترين بازي هفته اول نتوانستند جلوي خودشان را بگيرند و طعنهاي نزنند»در واقع ميتوان گفت تصوير فوق يك اختتاميه تمام عيار براي تصوير برداري با يك دوربين در بسياري دقايق بازي در كنار گزارش خسته كننده عليفرد بود.زيرنويسهاي تلويزيون براي جذب افراد علاقهمند به گويندگي و گزارشگري ميتواند چه چيزي را يادآوري كند؟
ستارهها در قبيله بي دوربين
روزي كه فريدون زندي پس از كش و قوسهاي فراوان به تيمملي دعوت شد خيليها سرك كشيدند تا بازي آقاي ويژه را از نزديك ببينند. زندي ذاتا فتوژنيك است. اما او حالا با استيلآذين به رغم آنكه گل هم زد ولي حتي مانند هادي نوروزي نيز مورد توجه قرار نگرفت. او ديده نشد. مثل علي كريمي كه ميليونها نفر دوست دارند بازياش را ببينند و جمعه عصر تنها تصاوير معدودي از بازي او در بخشهاي مختلف خبري پخش شد.مثل كاويانپور كه بعد از مدتها ميخواستيم بدانيم چقدر به گذشتهاش شبيه است و ندانستيم. مثل ... مثل ... مثل ...!همه چيز رنگ و بوي قبيلهاي پرت را دارد كه در«بي دوربيني» فرصت لذت بردن از فوتبالشان محو ميگردد.
فرنگيهاي بچه مثبت
كرانچار و برندتس اميدوارمان كردند. آنها به رغم آنكه تنها چند هفته در كنار راه آهن و پرسپوليس بودند فعلا كمي تا قسمتي نشان دادند براي نتيجه گرفتن به دنبال آويزان شدن به ستارهها نيستند. بعد از موج سهمگين مربيان درجه چندم كروات كه آمدند و بسياري از سرمايههاي فوتبال را به باد دادند و كلي هم ژست طلبكارانه گرفتند حالا ميتوانيم اميدوار باشيم نسل جديد مربيان خارجي ميخواهند به چيزهايي مهم تر از تاراج چلوكبابهاي ايراني فكر كنند.


