مالكيت دولتي مشكل باشگاهداری ايران
«در ليگ تخت جمشيد، 7 تيم داراي مالكيت خصوصي بودند و يك تيم نيز با مشاركت بخش خصوصي اداره ميشد و مالكين تيمها به نسبت امكانات و جمعيت در آن شرايط و زمان دوران مناسبي را از نظر اقتصادي ميگذراندند اما در حال حاضر اكثريت قريب به اتفاق تيمهاي حاضر در ليگ برتر فوتبال در اختيار ارگانهاي دولتي قرار دارند و به همين علت فوتبال ما داراي مشکلات فراواني است.»
به گزارش ايسنا، در ادامه سلسله ياداشتهاي ارائه شده در ارتباط با خصوصيسازي در نوشتههاي قبلي صنعت فوتبال و اركان تشكيل دهنده آن را معرفي كرده و نقش باشگاه ها را در آن مورد بررسي قرار داده بوديم.
**مالكيت باشگاه هاي فوتبال در جهان:
امروزه در بسياري از كشورهاي پيشرفته جهان از جمله انگلستان، آلمان، اسپانيا، ايتاليا و حتي كشورهاي جنوب شرق آسيا از جمله ژاپن، چين و كره جنوبي باشگاههاي فوتبال نهادي مستقل و متعلق به بخش خصوصي هستند.
اکثر باشگاههاي بزرگ دنيا (رئال مادريد؛ بارسلون؛ بايرن مونيخ؛ چلسي و منچستريونايتد و...) خصوصي و با مديريت افراد حقيقي و شرکتهاي حقوقي خارج از دولتها اداره مي شوند.همچنين کليه باشگاههاي ليگ هاي معتبر خصوصي هستند و مالکيتهاي دولتي باشگاهها در ليگ هاي اروپايي غيرقانوني است.
در روسيه پس از فروپاشي نظام اقتصادي سوسياليستي دولت و روي آوردن به نظام اقتصاد آزاد باشگاههاي ورزشي كه دولتي اداره ميشدند به سرمايه داراني مانند آبراموويچ و عثمانوف واگذار شدند كه اينك وضعيت معمول دارند.
در ايتاليا تمامي باشگاهها خصوصي هستند كه دو علت عمده دارد؛ يا به دليل عشق و تمايل بخش خصوصي به حمايت از يك تيم و يا به دليل مسائل اقتصادي و تبليغاتي. در واقع زماني كه يك شخص يا شركت اداره يك تيم را بر عهده دارد هر روز بدون آنكه پولي خرج كند بارها از او يا شركتش صحبت ميشود و نامش در رسانهها و روزنامهها مطرح ميشود، در حالي كه همان فرد و بخش خصوصي در عرصه تجاري براي انجام تبليغ روزانه به اين ميزان بايد هزينه بسياري انجام دهد.
**مالكيت باشگاههاي فوتبال در ايران
1- مالکيت باشگاههاي فوتبال ايران قبل از انقلاب:
با ملاحظه اي به تاريخ شكلگيري باشگاههاي فوتبال مشاهده ميشود كه بنيانگذاران باشگاههاي ورزشي فوتبال در ايران در ابتدا علاقمندان و بخش خصوصي بودند اما به مرور و شايد در آن دوران به لحاظ كمبود امكانات و مسايل مالي و غيره در اواسط دهه 1330 ه-ش شكل دولتي به خود گرفت.
اما در آن موقع عرصه فوتبال، شاهد حضور مالكين خصوصي و شخصي بود كه از ديد مالكيت اين موضوع براي بهتر آشنا شدن با موضوع به بررسي وضعيت مالكيت تيمها در ليگ جام تخت جمشيد در سال 1354 ميپردازيم.
رديف نام باشگاه نوع مالكيت در سال 54-55
1- برق شيراز دولتي
2- ذوب آهن دولتي
3- آرارات خصوصي
4- سپاهان خصوصي
5- استقلال خصوصي
6- پرسپوليس خصوصي
7- ماشين سازي تبريزنيمه دولتي
8- بانك ملي دولتي
9- دارايي خصوصي
10- شهباز خصوصي
11- ملوان دولتي
12- نيروي اهواز دولتي
13- پاس دولتي
14- هما دولتي
15- صنعت نفت دولتي
16- ابومسلم خصوصي
مطابق جدول از مجموعه 16 تيم حاضر در ليگ تخت جمشيد، 7 تيم داراي مالكيت خصوصي بودند و يك تيم نيز با مشاركت بخش خصوصي اداره ميشد و مالكين تيمها به نسبت امكانات و جمعيت در آن شرايط و زمان دوران مناسبي را از نظر اقتصادي ميگذراندند.
2- مالكيت باشگاه هاي فوتبال بعد از انقلاب:
پس از وقوع انقلاب شرايط خاصي بر كل كشور حاكم شد كه از مهمترين آنها ملي شدن بسياري از بخشهاي اقتصادي كشور بود به گونهاي كه در كشور موجي ايجاد شد كه بسياري از شركتها و موسسات دولتي شدند، در نتيجه عرصه ورزش و به خصوص باشگاههاي فوتبال نيز از اين امر مستثني نشد و بسياري از باشگاههاي فوتبال كه در اختيار بخش خصوصي بود به دولت برگردانده شد.
در ماده 169 قانون برنامه سوم توسعه كشور آمده است "به منظور تأمين امكانات و حمايتهاي قانوني و اعتباري از فعاليتهاي ورزشي عمومي و قهرماني طي سالهاي اجراي برنامه سوم، وجوهي كه توسط اشخاص اعم از حقيقي يا حقوقي صرف احداث و تكميل فضاها، اماكن و باشگاههاي ورزشي و ارايه خدمات ورزشي ميشود و يا به عنوان كمك به سازمان تربيت بدني، كميته ملي المپيك، فدراسيونها، هيأتها، انجمنهاي ورزشي، و تربيت بدني نيروهاي مسلح پرداخت ميگردد، با تأييد سازمان تربيت بدني به عنوان هزينه قابل قبول تلقي ميگردد.“ هرچند هدف قانونگذار توسعه ورزش بوده است با اين حال ماده 169 قانون برنامه سوم توسعه، سرآغازي بر توسعه باشگاههاي بزرگ دولتي شد.
در حال حاضر ليگ حرفهاي فوتبال در ايران 18 تيم را شامل ميشود که به غير از باشگاه استقلال اهواز و استيل آذين، بقيه باشگاهها به نوعي وابسته به دولت بوده يا از بدنه دولت ارتزاق ميکنند.
در يک تقسيمبندي کلي ميتوان اکثر باشگاههاي حرفهاي فوتبال در ايران را در سه گروه وابسته به صنايع، وابسته به نيروهاي نظامي و انتظامي و وابسته سازمان تربيت بدني تقسيمبندي كرد: از گروه اول ميتوان از باشگاههاي پيکان، ذوب آهن، فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، از گروه دوم باشگاههاي پاس، ابومسلم خراسان و ملوان و از گروه سوم نيز باشگاههاي پرسپوليس (پيروزي) و استقلال را ميتوان نام برد. به اين ترتيب دربخش حرفه اي فوتبال مالكيت خصوصي هيچ نقشي ندارد.
جدول زير وضعيت مالكيت تيم هاي شركت كننده در ليگ برتر فوتبال ايران در سال 88-87 را نشان مي دهد.
1- سپاهان دولتي
2- ذوب آهن دولتي
3- فولاد خوزستان دولتي
4- استقلال اهواز تحت قيموميت بخش خصوصي
5- برق شيراز دولتي
6- مقاومت دولتي
7- پاس همدان دولتي
8- ملوان دولتي
9- داماش خصوصي
10- سايپا دولتي
11- پيكان دولتي
12- راه آهن دولتي
13- استقلال دولتي
14- پرسپوليس دولتي
15- پيكان دولتي
16- صبا دولتي
17- ابومسلم خصوصي
18- پيام خصوصي
با توجه به جدول مشخص مي شود كه اكثريت قريب به اتفاق تيمهاي حاضر در ليگ برتر فوتبال در اختيار ارگانهاي دولتي قرار دارند و به همين علت فوتبال ما داراي مشکلات فراواني است.
در شمارههاي بعدي ارتباط دولت با باشگاهداري و مشكلات پيش روي آن و چگونگي قوانين و مقررات بينالمللي در ارتباط با دخالت دولت در باشگاهداري را مورد بررسي قرار خواهيم داد.


