صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

با «شکار» فیلمسازان ایرانی همه چیز روبه‌راه می‌شود؟!

فرض را بر این بگذاریم که عیاری و امیریوسفی ـ که به سمتشان نشانه رفته شده ـ عملکردشان در آثار قبلی شان کاملاً سیاه و غیرقابل دفاع بوده است. در این صورت، آیا باید این‌ها را به کلی حذف کرد؟ آیا تبدیل «منتقد» به «مخالف» و «مخالف» به «معارض» ضدفرهنگی نیست و آیا نباید تلاش کرد دقیقاً مسیر عکس این رویه، پیموده شود؟!
کد خبر: ۵۸۹۳۵۴
| |
7414 بازدید
با «شکار» فیلمسازان ایرانی هم چیز روبه‌راه می‌شود؟!
پس از مشخص شدن لیست فیلم‌هایی که توسط نهادهای زیرمجموعه سازمان سینمایی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد حمایت مالی می‌شوند، نقدهای شدیدی نسبت به حمایت از برخی فیلمسازان مطرح شد که حیات کاری آنها را در محدوده جغرافیایی ایران نشانه رفته بود؛ نقدهایی که حکم تعقیب یک فیلمساز برای جلوگیری از فعالیت در ایران را دارد.

به گزارش «تابناک»، بنیاد سینمایی فارابی به عنوان مرکز حمایت از فیلمسازی ایران و یکی از اصلی ترین ابزارهای سازمان سینمایی برای سال جدید نیز لیستی از تولیدات را در دستور کار دارد که احتمالاً «کاناپه»، تازه‌ترین فیلم کیانوش عیاری و همچنین «پیرمرد و خلیج فارس» تازه‌ترین اثر محسن امیریوسفی از جمله این آثار هستند؛ اما ویژگی هر دو اثر از میان مجموعه وسیع آثار تحت حمایت فارابی در سال ۹۵، نقد شدیدی است که درباره سازندگانشان مطرح شده است.

کیانوش عیاری به واسطه ساخت «خانه پدری» و تلاش برای تولید «چاله چوله» در معرض نقد قرار گرفته و محسن امیر یوسفی نیز به واسطه ساخت فیلم توقیفی «آشغال‌های دوست‌داشتنی» با نوک پیکان نقد مواجه شده و نهادهای سینمایی در معرض این نقد قرار گرفته‌اند که چرا این فیلمسازان با وجود ساخت این آثار سینمایی، از حمایت مالی برای تولید آثار بعدی شان برخوردار شده‌اند.

پیش از این دو سینماگر، رضا درمیشیان وضعیت مشابهی داشت و پس از ساخت «عصبانی نیستم»، در هر جشنواره‌ای حاضر می‌شد یا هر فعالیتی داشت، با نقدهای بسیار شدیدی مواجه می‌شد و مساعدت مالی که در ‌‌نهایت منجر به تولید لانتوری شد، با فشار بی‌سابقه‌ای بر سازمان سینمایی همراه شد که حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی را برای توضیح به کمیسیون فرهنگی مجلس کشاند.

قبل از درمیشیان نیز محمد آفریده، تهیه کننده «یک خانواده محترم» به وضعیت مشابهی دچار شد و هر گونه فعالیت سینمایی، اعم از پذیرش فیلم مستندش در جشنواره سینما حقیقت، نمایش‌‌ همان فیلم در شبکه مستند و دبیری‌اش در جشنواره روح‌الله با فشار شدیدی همراه شد تا او از صحنه فیلمسازی و هر گونه نقش آفرینی در سینمای ایران کامل حذف شود.

حتی در این دایره، می‌توان به ابراهیم حاتمی‌کیا نیز اشاره کرد که پس از ساخت «گزارش یک جشن» با شدید‌ترین نقد‌ها مواجه شد که عمده این نقد‌ها نیز ظاهراً از سوی دوستانش بود؛ نقدهایی که باعث شد با وجود خریدن امتیاز این فیلم توسط سازمان سینمایی، حاتمی کیا ـ که حقوق مادی و قانونی نسبت به این فیلم ندارد ـ اجازه حتی یک سانس اکران خصوصی این فیلم برای اهالی رسانه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز ندهد، چه رسد به اکران سراسری.

پیش از این‌ها نیز می‌توان به نمونه‌های دیگری از فیلمسازان ایرانی اشاره کرد که به همین شیوه فعالیت‌هایشان دنبال شده و این رویکرد آنچنان ادامه یافته که عملاً برخی از آن‌ها از هستی ساقط شده‌اند و برخی نیز آنچنان به بیرون از صحنه هل داده شدند که بریدند و خارج نشین شدند. در واقع یک نگاه به پشت سر، نشان می‌دهد تکیه بر تکنیک‌های «شکار» در حوزه فرهنگ در بلندمدت هزینه‌زا‌تر از حفظ سینماگران ـ ولو سینماگران منتقد ـ بوده است.

رفتار غیرمنصفانه‌ای با این سینماگران، ذره بین قرار دادن بر بخشی از کارنامه‌شان برای تخریب آن‌هاست. کیانوش عیاری با همین سینمای واقع گرایانه منحصر به فردش که در «خانه پدری» برای عده‌ای ترسناک می‌شود، «روزگار قریب» را ساخته که یکی از شاهکارهای سریال‌سازی در ایران محسوب می‌شود.

رضا درمیشیان نیز «لانتوری» را ساخت که نقدی جدی نسبت به رفتارهای سانتی‌مانتال در قبال قربانیان اسیدپاشی دارد و هرچند فیلم بیش از حد شعاری و پوپولیستی است، تفاوت‌های آشکاری با رویکرد حاکم بر «عصبانی نیستم» دارد. در واقع درمیشیان، اگر حمایت نمی‌شد، ممکن بود از دست برود، ولی برای سینمای ایران حفظ شد و چه بسا فیلم‌های بعدی‌‎اش شگفتی‌ساز باشد.

در ارتباط با این برخوردهای شتاب‌زده و شکارچی‌گونه، بهترین نمونه نیز‌‌ همان ابراهیم حاتمی کیاست که بعد از «دعوت» و «گزارش یک جشن» که به شدت بابت هر دو فیلم مورد حمله شدید قرار گرفته بود، دو فیلم سینمایی «چ» و «بادیگارد» را ساخت و کاملاً نگاه آن گروه از منتقدان را نسبت به مسیر فیلمسازی‌اش متحول کرد!

حال فرض را بر این بگذاریم که عیاری و امیریوسفی که به سمتشان نشانه رفته شده، عملکردشان در اثر قبلی شان کاملاً سیاه و غیرقابل دفاع بوده است؛ آیا در صورت پذیرش این فرضیه، باید این فیلمسازان را به کلی حذف کرد؟ آیا تبدیل «منتقد» به «مخالف» و «مخالف» به «معارض» ضدفرهنگی نیست و آیا نباید تلاش کرد، دقیقاً مسیر عکس این رویه، طی شود؟! آیا نمونه‌هایی که در ‌‌نهایت شکار شده‌اند و از ایران رفته‌اند، به سینمای ایران کمک کرده‌اند؟ قبل از عمل، اندکی بیندیشیم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار