تعادل: اقتصاد اميد و سياهنمايي
اين يك واقعيت ناخوشايند است كه در فضاي رقابتهاي سياسي يكي از ابزارهاي تقابل، بازي با فضاي رواني اقتصاد بوده و شايد برجستهترين اين نوع بازيهاي سياسي در زمين اقتصاد طي دو دهه اخير در سالهاي 82 تا 84 در نقد عملكرد اقتصادي دولت اصلاحات شكل گرفت. فضاي بعدي در سالهاي 90 تا 92 بود كه اينبار بازيگراني كه برنده انتخابات سال 84 بودند در همان بازي بازنده شدند.
البته در اين رقابت به نظر ميرسد طرفين بدون تغيير بوده و تنها جاي خود را حول محور دولت تغيير ميدهند و در نهايت در همين زمين، بازي ميشود، در اين بازي سياهنمايي اقتصادي به عنوان يك اصل پذيرفته شده است، اصلي كه براساس ضعف و قوت دولتها در اجراي درست سياستهاي اقتصادي ميتواند ضريب صحت يا عدم صحت آنچه به نمايش درميآيد را تعيين كند. سياهنمايي اقتصادي و بايكوت دستاوردهاي اقتصادي هر دولتي از سوي رقبا انجام ميشود و اين يك استراتژي ثابت است و تنها شدت و ضعف اين بازي به ميزان انصاف طرفين در بيان حقايق يا وارونه جلوه دادن آن بازميگردد. البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه بعضا دولتها چنان ناكارآمد ميشوند كه تنها تحليل آنچه اتفاق افتاده است به خوديخود يك تصوير سياه مقابل بيننده قرار ميدهد و اصلا نيازي به سياهنمايي و وارونهنمايي ندارد.
در نهايت اما اين بازي به عنوان يك بازي رسانهيي صرف در زمين رقابتهاي سياسي شايد چندان با اهميت جلوه نكند، چون در يك ساختار نظام يافته و پايدار اين رقابتها و جابهجايي قدرت امري مرسوم و هيچ مشكلي براي كليت نظام ايجاد نميكند كمااينكه اين روند جابهجايي در جمهوري اسلامي ايران بارها تكرار شده و ميبينيم جمهوري اسلامي ايران طي چند دهه اخير با وجود تمامي فشارهاي سنگين خارجي با ثباتترين ساختارهاي حكومتي منطقه را دارد.
اما كجاي اين بازي تلخ ميشود؟ واقعيت اين است كه سياهنماييهاي سياسي بعضا از دايره رقابتهاي جناحي خارج شده و منافع ملي را به بازي ميگيرد و بعضا همين سياهنماييها بر تصميمگيريهاي اقتصادي تكتك افراد جامعه تاثيرگذار بوده و موج نااميدي به دنبال دارد.
بايكوت كردن يك سياست كلان و طرح نيمه خالي ليوان و روي برگرداندن از آثار مثبت هرچند اندك يك اقدام از سوي دولت هرچند رقيب باشد ميتواند به ترويج نااميدي در جامعه دامن بزند و تبعات آن زيرساختهاي اقتصادي كشور را متاثر كند. شنيدهها حكايت از آن دارد كه بعد از اعلام برجام بعضي از رسانههاي متعلق به جناح مقابل دولت هماهنگ شده از انعكاس اخبار مثبت اين توافق خودداري كرده و تنها به نقد و بزرگنمايي ضعفهاي توافق ميپردازند.
در اين زمينه اميد است كه آنچه نقل ميشود شايعهيي بياساس باشد، ولي بر فرض اين نكته واقعيت داشته باشد در آن صورت چه نتيجهيي خواهد داشت؟
سياهنمايي آنچه دولت سه سال از دوره فعاليت خود را بر آن استوار كرده است ميتواند به عنوان يك فرمول آزموده شده به تضعيفش در رقابتهاي انتخاباتي سال 96 منجر شود ولي در همين زمان به توقف هرچه بيشتر چرخه اقتصادي ميانجامد.
اقتصاد ايران با توجه به مشكلات ساختاري كه از يكسو به رانتهاي اطلاعاتي وابسته است و از سوي ديگر از فضاي رواني و احساسي عامه مردم تاثير ميگيرد، تاثيري كه بياغراق بسيار فراتر از تمامي شاخصههاي واقعي بر تصميمهاي اقتصادي افراد جامعه موثر است.
نگاهي به روندهاي بازار سرمايه به عنوان يكي از ويترينهاي اصلي بخش واقعي اقتصاد ايران به خوبي از احساسي عمل كردن ايرانيها صحه ميگذارد و اگر سياهنماييها در فضاي رسانهيي چنان پر رنگ شود كه اميد اقتصادي را از مردم بگيرد، تمامي تلاشهاي صورت گرفته براي رفع مشكل ركود از ريشه خواهد سوزاند.
البته اين به معني عدم نقد دلسوزانه و مشوقانه دولت و عملكردهايش نيست و در اين زمينه شايد بهترين شاخصه نحوه برخورد مقام معظم رهبري در قبال دولتها باشد، نقد مشوقانه و طرح ايرادات در كنار تعريف از دستاوردها كه يك تصوير جامع از تحولات در اختيار مخاطب قرار ميدهد.
سياهنمايي در فضاي اقتصادي كه در حال دست و پنچه نرم كردن بيسابقهترين بحران اقتصادي چند دهه اخير خود است در سادهترين و كوتاهمدتترين دستاوردش در افزايش ميزان جرايم خود را نشان ميدهد و در چهرههاي درهمشكستهيي كه خودكشي كردهاند سنگيني ميكند.
اميد اقتصادي اما ميتواند با پرهيز از سياهنمايي با اشاره به حداقل روزنههاي اميدي را كه اقشار آسيبپذيري به آن نياز دارند فشارهاي رواني را كاهش دهد.
عليرضا محجوب نماينده مجلس و عضو فراكسيون كارگري در حاشيه يك مصاحبه به من ميگفت وظبقه ما اميد دادن است، من در ديدارهايي كه با مردم دارم يكبار مراجعهكنندهيي مشكلي داشت كه نميتوانستم آن را حل كنم، من به صراحت به او گفتم كاري از دست من بر نميآيد، آن فرد از من گلايه كرد كه چرا به اين صراحت به او نه گفتهام و در ادامه گفت ما به اميد شنيدن يك حرف دلگرمكننده پيش شما آمدهايم.
به نظرم امروز نسبت رسانهها و مردم هم در شرايط بحراني اقتصاد همين است. نقد كنيم و نقل كنيم اما منصفانه.


