خاطره قالیباف از رویت امام زمان در خواب
محمدباقر قالیباف که در دوران دفاع مقدس فرمانده لشکر نصر خراسان بوده در وبسایت خود خاطره ای را در مورد خود نقل کرده است.
قالیباف نوشته است:
یکی از مشکلاتی که در راه اثبات کارآمدی دین در اداره جامعه با آن مواجه هستیم، هزینه کردن دین برای پوشاندن نقص ها و کم کاریهایمان است، که مصداق آن را در جاهای مختلف می توانیم ببینیم.
در ایام جنگ یک روز به یکی از رزمندگان دستور دادم تا برای شناسایی قبل از عملیات، مسیری را شناسایی کند تا از آن معبر عملیات کنیم. فردای آن روز وقتی به سنگر رفتم دیدم همه بچه های لشکر جمع هستند؛ رزمنده ای که قرار بود کار شناسایی را انجام دهد برای بچه های لشکر صحبت می کرد.بدون اینکه کسی متوجه حضورم شود به حرفهای او گوش دادم.
داشت به بچه ها می گفت: «من دیشب خواب آقا امام زمان(عج) را دیدم، ایشان به من گفتند که فردا نباید از آن مسیر عملیات کنید و مسیر دیگری را برای عملیات به من نشان دادند و...»
کاسه صبرم لبریز شد. رفتم جلو و پس گردنی محکمی بهش زدم. کلی دعوایش کردم که «این حرفها چیه می زنی؟» بعد با همان عصبانیت گفتم: «برو به همان محوری که امام زمان در خواب به تو گفته و آن محور را شناسایی کن. ما که توی خواب تو نبودیم که ببینیم امام زمان چه محوری رو برای شناسایی و عملیات معرفی کرده!»
چند ساعت بعد از این حرفها و درگیری لفظی، این رزمنده آمد پیشم وگفت: «حاج باقر معذرت میخواهم؛ ببخشید. اون حرفهایی که داشتم به بچه های لشکر در مورد خوابم می گفتم همش دروغ بود. حلالم کنید.»
از او پرسیدم: «چرا این حرفها رو زدی ؟»
جواب داد : «حاج آقا راستش رو بخواهید ترسیده بودم برای شناسایی برم. برای اینکه شما من رو از شناسایی آن محور معاف کنید مجبور شدم این حرفها رو بزنم؛ ببخشید. آخه خیلی ترسیده بودم»
بعد از شنیدن حرفهاش از او خواهش کردم به مشهد برگردد و دیگر به لشکر ما نیاید.
همیشه دیده ام آدمهایی را که برای نقصها و کم کاریهایی که درکارهایشان دارند از دین هزینه می کنند. برای اینکه خود را حفظ کنند دین را سپر خود قرار می دهند. و چه ضربه های از این راه به دین وارد شده و چه انحرافهایی که در دین آمده است.
از روشنگری شما بی نهایت ممنونیم
متاسفانه از این موارد در جامعه خیلی زیاد است و هر روزهم بیشتر می شود که ضربات جبران ناپذیری به دین می زند
عزیز من حالا تو لشکر شما مثلا یک نفر دروغی گفته میشه همه کسانی را که خواب امام را می بینند متهم به دروغی کرد . حتی یک نفر !
آقای خامنه ایی گفت : بعضی از ما مسئول نزدن بعضی حرف ها هستیم . و یقینا منظورش فقط موضوعات سیاسی نیست . اگر حرف آقا را محدود کنیم جفا کرده اییم در حقش.
خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
آقا آيا اين همه ظلم را مي بيي؟
دوست دارم اين مطلب اگر چه شايد به نفعتان نباشد ولي در دسترس مردم فهيم قرار گيرد تا نسل جوان كه كمتر از فرهنگ جبهه و جنگ اگاهي دارند آنرا بخوانند ...
جناب اقاي فرمانده ، در لشگر ما اصلا كسي خواب نداشت و خوابي نمي ديد اگر خوابي هم كسي مي خواست ببيند براي دشمن بعثي مي ديد .
در لشگر ما بسيجيان شيران روز و زاهدان شب بودند زيرا فرماندهان آنها مانند همت و كريمي و كوثري شبها بيدار بوده و به ديدار بسيجيان خود مي رفتند و از نزديك با دعاها و راز ونيازهاي شبانه آنها انس مي گرفتند.
دكتر و خلبان عزيز ، در كل به جاي پس گردني به نيروهاي خود بر كف پاهاي انها را بو سه عشق مي زدند .
باري در فيلم ها نيز امروز بداخلاقي هاي فرماندهان جبهه و جنگ نسيت به بسيجيان را مي بينيم ولي در جنگ مردانه فرماندهان مخلص تر از نيروهاي خود بودند و بداخلاقي يا ديده نمي شد و يا انقدر مشهود نبود كه از آن خاطره تعريف كرد . دوستدار شما يك بسيجي






