پیرمرد دایی جان ناپلئون نشود
سوم مرداد با همان تصور که عزل رئیس فدراسیون کشتی جسارت میخواهد و اینکه اعضاء مجمع عمومی فدراسیون کشتی نیز از ادارات کل تربیتبدنی که متصل به دستگاه ورزش هستند، تمکین نمیکنند، خبری بر روی سایت فدراسیون کشتی منتشر شد که حاوی 25 امضاء هیاتهای کشتی استانی بود و این یعنی سازمان ورزش حداقل نمیتواند با برگزاری مجمع فوقالعاده که نیکخو از آن خبر داده بود، یزدانی خرم را بردارد اما برخلاف ظاهر قضایا انتشار اظهارات 25 رئیس هیات کشتی استان به ضرر یزدانی خرم تمام شد تا مردی که در سیاست تبحر ندارد، تصور اینکه معادله تغییرش را خود ترسیم کرده در ذهن نپروراند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ "تعارف که با هم نداریم. با من یکسری صحبت ها شده و من به خاطر مملکتم
آمادگی قبول پست ریاست سازمان را دارم اما انتظاری ندارم که حتما باید مرا
انتخاب کنند." در روزهایی که گزینهسازی برای تغییر علیآبادی از شنیدهها موثقتر نبود، یزدانی خرم همچون چهار سال پیش خود را گزینه جلوس در طبقه چهارم ساختمان سئول سازمان تربیتبدنی خواند اما این بار با چهارسال گذشته یک تفاوت اساسی داشت که همان مدعی بودن رئیس سازمان برای حفظ کرسی است و این شکل تغییرات را به دوره گذشته که مهرعلیزاده حضور داشت با تغییرات جدی روبرو میسازد.
با این حال یزدانی خرم نه تنها صحبتهای اولیهای که در این باره با وی شده بود را علنی ساخت، بلکه از برنامههایش در سازمان ورزش همچون تغییر علی کفاشیان خبر داد تا در گام نخست با ولولهای که برپا شد نامش از میان کاندیداهای تصدی این پست خط بخورد تا این جملهاش که "همیشه اسم مرا جزو گزینه های ریاست سازمان قرار می دهند اما دقیقه آخر یک نفر دیگر را جانشین بنده می کنند." تحقق یابد. اما این کمترین هزینهای بود که پرداخت کرده بود و هزینه اصلی ادعای ریاست سازمان، شاید ختم کارش در ریاست فدراسیون کشتی باشد.
او که بیش از ورزشی بودن سیاسی و صنعتی است یا به قواعد سیاسی به خوبی تسلط نداشت و یا به دلایلی خود را پایبند به قواعد چنین بازیهای ندانست، چرا که عدم رعایت همین قواعد او را به عنوان گزینه حضور در کنار احمدینژاد در هیات دولت به رئیس فدراسیونی مغضوب تنزل داد و باعث شد دست حمایتی از پشتش برداشته شود.
پیرمرد دوست داشتنی که در والیبال موفق عمل کرد و به نشانه سپاس از سوی رئیس مجمعش با وجود مخالفتهای گوششکستهها از پنج سالن راهی طبقه دوم یکی از ساختمانهای شرقی مجموعه ورزشی شد، در کشتی یک دهه فرصت برای پیاده کردن افکاری که از سخن به میان میآورد ندارد و همچون والیبال چند منتقد وجود ندارد که کمیته مطبوعاتی داشته باشند و نقدها را در یک مسیر مشخص بتوان سوق داد.
توقع مردم برای مدالآوری از کشتی روی شانههای قهرمانان این رشته همواره سنگینی کرده و میکند و علت آن نیز مشخص است. دوبنده ملی به ورزش ولی ایران تعلق دارد و سالها هرکس آن را بر تن داشته افتخارآفرین بوده و حال که دیگر اثری از نسل خادم، دبیر، حیدری و جدیدی در تشک کشتی نیست، توقع مردم آن است که مسئولان با امثال مراد محمدی همان شاهکارهای گذشته را تکرار کنند و حتی برجستهتر از گذشته ظاهر شویم.

علیآبادی تاکنون از یزدانی خرم حمایت کرد و او را در فشارهای دحشتناک افکارعمومی پس از بازیهای المپیک که در میان ناباوری عنوان شد کشتی ایران به ته دیگ خورده، تنها نگذاشت اما هنگامی که گفتههای پیرمرد را در خصوص شنید بهتزده شده و تصور کرد این گفتهها با شیطنت رسانهها که همواره در خصوص این قشر به کار میرود همراه بوده اما در گفت وگوهای پس از آن نیز یزدانی بر مواضعش تاکید کرد تا رئیس که برای حمایت از رئیس فدراسیون کشتی هزینههای فراوانی پرداخت کرده بود، پشیمان شود که چرا پس از المپیک تنها به اینکه در قالب پیشنهاد استعفاء در یک جمع این موضوع را مطرح کرده و از حجم انتقادات با تغییر چند رئیس فدراسیون که اصلیترین آنها کشتی بود و توجیهپذیر نیز مینمود، غافل شد.
اما به قول معروف جلوی ضرر را هر زمان گرفت، منفعت است و شاید بر همین مبنا بحث تغییر یزدانیخرم جدی شد و او در گام نخست پست سازمانیاش را از دست داد تا در گام بعدی به جای روش عزل مستقیم که همه چیز را به حساب کینه گذاشته شود، هیاتهای ورزشی برای برداشتن رئیسشان اقدام کنند اما افکارعمومی باهوشتر از آن است که درنیابد روئسای هیاتها برای زمین زدن رئیس فدراسیونشان سامان یافتهاند و پس از چند سال یک شبه به این نقطه نرسیدهاند که یزدانی خرم توان مدیریت کشتی را ندارد.
به همین دلیل اکثر هیاتهای استانی کشتی به عنوان اکثریت آراء مجمع عمومی فدراسیون کشتی در گفت و گویی که سوم مرداد در قالب خبری که در سایت فدراسیون کشتی منتشر شد اعلام کردند قصد تغییر رئیس فدراسیون کشتی را در آستانه مسابقات جهانی دانمارک ندارند و کشتی آرامش میخواهد اما برخلاف تصور یزدانی خرم که در گفت و گوهایش به اظهارات این روئسای هیاتها برای منتفی بود تغییرش استناد میکند، چنین اظهاراتی کاملاً به ضررش تمام شد و شاید بهتر باشد عنوان شود به ضرر تمام خواهد شد.
این اظهارات روئسای هیاتها که در نفی گفتههای مدیران ارشد سازمان تربیتبدنی مبنی بر درخواستهای هیاتهای کشتی برای تغییر یزدانی خرم بود، دو اثر اولیه و ثانویه در برداشت. تاثیر اولیه این بود که روئسای هیاتهای کشتی استانی خود دارای قدرت عزل و نصب رئیس فدراسیون هستند و اگر اراداه کنند حتی فشار ادارات کل تربیتبدنی نیز نمیتواند نظر آنها را تغییر دهد و یعنی سازمان ورزش توان تغییر رئیس فدراسیون کشتی را از طریق برگزاری مجمع عمومی ندارد.
اما اثر ثانویه آن است که در صورت عدم کسب نتیجه تیم ملی در مسابقات قهرمانی جهان دانمارک، اگر پس از این رویداد برخی روئسای هیاتهای کشتی که از لزوم آرامش تا این رویداد سخن به میان آوردهاند، دست به کار شوند و رئیس فدراسیون کشتی را تغییر دهند دیگر دست یزدانی خرم برای نسبت دادن تغییرش به سازمان ورزش بسته است و دلیل آن نیز همان اثر اولیه است که وارد شده است. به عبارت سادهتر در صورتی که پیرمرد پس از سر به دانمارک در مجمع عمومی فوقالعاده برکنار شود دیگر نمیتواند مدعی حذفش توسط سازمان ورزش شده باشد، چرا که هیاتهایش یک بار مقابل سازمان ایستادهاند و در گفت و گویی با سایت فدراسیون خواستار آرامش شده بودند!
پیرمرد این بار نیز نتوانست درک کند سیاست قدری پیچیدهتر از آن است که او عزل شود یا مجمع عمومی برکنارش کند تا در صورتی که یک درصد تیم ملی کشتی در مسابقات قهرمانی جهان نتیجه نگیرد، بگوید چون مرا برکنار کردند و ثبات مدیریتی از دست رفت، کشتی ناکام ماند. به او فرصت داده شده تا زمین بخورد و آن زمان گوش شکستهها برایش دست تکان دهند و شاید بیپولی، مسیر زمین خوردن دوباره یزدانی خرم که این بار دست علیآبادی برای سرپا کردنش دراز نخواهد شد، را هموارتر ساخته باشد. دستی که میتوان با عدم صدور پیام تبریک برای قهرمانی کشتی نوجوانان در مسابقات جهانس، متوجه شد علاقه به همراهی با یزدانی خرم ندارد.
اما پیرمرد نه تنها ابعاد موضوع را درک نکرده بلکه مطالبی را بیان میکند که باعث میشود برخی مدیران برای به استحزاء گرفتنش نیز بهانه داشته باشند و حلقههای تخریب شخصیتش نیز کامل شود و شاید بدترین آنها گفتههایی بود که در میان خبرنگاران به مناسبت روز خبرنگار بیان کرد: "بيش از 50 سال پيش که من يک جوان نورسيده و جوياي نام در ورزش کشتي بودم، به من گفتند که يکي از روزنامه هاي آن روز، عکس من را چاپ کرده و نوشته است که اين جوان، آينده خوبي در ورزش کشتي دارد و قهرمان جهان و المپيک خواهد شد. من تمام تهران را براي پيدا کردن آن روزنامه که آن را نديده بودم زير پا گذاشته و سرانجام آن روزنامه را هرگز گير نياوردم. بنابراين تشويق نوجوانان و جوانان خيلي مهم است."
او از روزنامهای سخن به میان آورد که 50 سال پیش یعنی 1959 که تنها یازده سال از عمر حضور ایران در بازیهای المپیک میگذشته، از او به عنوان امیدهای کشتی ایران برای مدالآوری در المپیک و جهان سخن به میان آورده و او در پنجاه سال پیش که قلت روزنامهها مشخص بود، در تهران نتوانسته آن را خود ببیند اما به نقل این موضوع در جمع اهالی رسانه میپردازد تا گزک برای نقدش دست این و آن بدهد و البته عدهای نیز این گفتار را با خندههای طعنهآمیز به سن و سال این پیرمرد معتقد نسبت دهند.
اگرچه در این شرایط که از یک سو امیدوار باید باشد، شخصی رئیس سازمان ورزش شود که با علیآبادی هماهنگ نیست تا نسخه تغییرش اجرا نشود و از یک سو دل نگران نتایج مسابقات قهرمانی جهان باشد، طبیعی است فشارها عنان از کف پیرمرد برباید اما این دلیل نمیشود رئیس فدراسیون کشتی مسائلی را بیان کند که حتی در صورتی که یک درصد صحت داشته باشد، زمینه تخریبش را فراهم سازد و از این حیث او باید به گونهای رفتار کند که این روزها کسی جرات استفاده اصطلاح داییجان ناپلئون را به واسطه چنین اظهارنظرهایی برای وی به کار نبرد. او هرچه باشد زمانی در ورزش مدیری موفق بوده و حال که زمین خورده و مجدداً برای زدنش پس از زمین خوردن دوبارهاش خیز برداشتهاند، باید حرمتش حفظ شود.




