صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

چند برش تحلیلی از شرایط جدید بانوی پیر در ایتالیا

در فصل 2003-2002 مدیران یوونتوس و موجی تصمیم گرفتند ورزشگاه‌ها را از این جنگ‌ها و مبارزه بر سر 2 خم و انتهای ورزشگاه پاکسازی کنند، این گروه اعلام کردند هیچ تماشاگری مجاز به نصب پلاکارد هواداری نیست و باید هر چه سریع‌تر جنجال بر سر اینگونه بازی‌ها تمام شود. این قانون اجرا شد و پس از چند سال مدیران متوجه شدند مرتکب چه اشتباه بزرگی شده‌اند. پاکسازی ورزشگاه از گروه‌های منسجم هواداری شکست سختی برای مدیریت یووه محسوب می‌شد.
کد خبر: ۵۸۲۹۴
| |
2784 بازدید

فلسفه یوونتوس

«بزرگ‌ترین انقلاب نسل ما کشف این نکته است که انسان‌ها با تغییر دادن نگرش‌های خود می‌توانند جنبه‌های بیرونی زندگی‌شان را تغییر بدهند».

به نوشته وطن امروز؛ خیلی‌ها می‌خواهند حضور چیرو فرارا در بیانکونری را با پپ گوآردیولا مقایسه کنند اما نمی‌توان کاملا به آنها خرده گرفت ولی به نظر من تنها وجه اشتراکشان در انقلابی است که می‌توانند ایجاد کنند، وگرنه نمی‌توان فلسفه فوتبال یوونتوس را با بارسلونا مقایسه کرد زیرا بارسا با آن نمایش حفظ توپ خارق‌العاده‌اش و روش توتال فوتبال کاملا با نحوه نمایش بیانکونری متفاوت است.

یوونتوس را می‌توان شاکله اصلی فوتبال ایتالیا قلمداد کرد، با آن خط دفاعی مطمئن که میراث کاتاناچیو است یا عدم وابستگی به ستاره‌ها که اگر بخواهیم شاکله اصلی آتزوری را تعریف کنیم باید بگوییم یوونتوس به ما نشان داده سیستم به فرد برتری دارد یعنی اگر قرار باشد به دوره‌های گذشته نقب بزنیم باید اشاره کرد بانوی پیر هیچ‌گاه متکی به ستاره‌ای نبوده، به طوری که پس از وداع پلاتینی می‌بینیم اعجوبه‌ای به نام باجو متولد می‌شود و درست همزمان با حضور بودای کوچک ستاره جوانی با آن چهره دوست‌داشتنی‌اش خیلی زود وارد عرصه می‌شود؛ آلکس دل‌پیرو همان جوان متعصبی است که تا امروز پای تعهدات خود ایستاده و شاید با خداحافظی او دوباره شاهد تولد ستاره‌ای دیگر باشیم، دقیقا این همان سبک فوتبال ایتالیایی است که شاید بتوان به فلسفه فوتبال یوونتوس تعبیر کرد.


دوست دارم قابی بسازم...

«سلام سرباز، درود نظامی بر تو که در بدترین شرایط نیز ترکم نکردی، با تمام ناملایمات ساختی و با وقار در کنارم ماندی... سلام سرباز خوب من... نه تو رفیق روز‌های سرد و سیاه منی...»این جملات را باید از زبان یوونتوس، برای آلکس دل پیرو بخوانیم، دقیقا مثل متن تقدیرنامه‌ای می‌ماند که در میان فوج عظیمی از جمعیت نطق می‌شود.

شاید سؤال کنید که مگر یوونتوس هم زبان دارد که می‌تواند در وصف کهنه‌سرباز باوفایش متنی را نجوا کند؟ بله، سال‌ها از آن روز‌ اول که پسرک پیراهن بیانکونری را به تن کرد می‌گذرد و امروز به راحتی می‌توان عشق کهنه و عمیق را در خط‌های پیشانی‌اش مشاهده کرد و حالا نوبت بانوی پیر است تا با آن کلاف بلند پیچیده و تو در تویش پیراهنی بلند برای «آله» ببافد تا آن را با افتخار برای همیشه به تن کند و این خود باشگاه است که با آن پیشینه تاریخی‌اش می‌خواهد قابی متفاوت از آلکس را به نمایش بگذارد.

تصویری که به چشم‌هایش میخ شده و از قلبش آویزان کرده، ‌این همان هنر نقاش است که پینتوریکیو را روی بوم به رنگ سیاه و سفید می‌کشد و بار دیگر از زبان یوونتوس می‌گویم؛ «دوست دارم قابی بسازم برای تو، آلکس».


تو می‌توانی کار کنی و معجزه‌ ببینی

این همان حلقه مفقوده‌ای است که از یوونتوس سراغ داشتیم و حالا این بار پسری از جنس بیانکونری این شگفتی را رقم می‌زند و او کسی نیست جز چیرو فرارا. چیرو‌ در تورین اینگونه آغاز کرد: «امیدوار و بلندپرواز، اما آگاه به پیچیدگی بالای وظایف‌شان.»

وقتی او به طور رسمی کارش را در یووه آغاز کرد یک «تصویر تغییر» ارائه داد. پسرک یوونتوسی سخنرانی‌ای را انجام داد که بسیار متفاوت بود. او آن زمان گفت: «من به فرهنگ هر روز با تلاش و تعهد کار کردن ایمان دارم... و همچنین به استعداد».

موفقیت مجموعه یوونتوس در این فصل کالچو و اروپا نگاه‌های زیادی را به سمت و سوی خود جلب خواهد کرد و بدون‌شک عامل این تغییر و تحول کسی نیست جز معجونی از تفکر فرارا و تعصب اسطوره‌ای به نام آلکس دل‌پیرو. «مردم می‌خواهند مربی جوان، فوتبال را برای آنها لذت‌بخش‌تر کند. قضیه فقط برد نیست، بلکه چیز دیگری است و این مسأله است که شما را سرشار از احساس غرور می‌کند».

این موضوع در نحوه بازیشان نیز به وضوح دیده می‌شود، فلسفه فوتبال یوونتوس را می‌توان از این به بعد آنالیز کرد و این همان حلقه مفقوده‌ای است که سران بیانکونری به دنبال آن بودند. ناپلون هیل در کتاب «تو می‌توانی کار کنی و معجزه ببینی»

به این موضوع اشاره می‌کند که هیچ‌گاه به پیش‌بینی‌های مضحک دل‌خوش نکنید، همه چیز را آن‌طور که می‌خواهید تصور کنید تا همانی بشود که می‌خواهید. حالا می‌خواهم جمله فیلسوف معروف آمریکایی را به چیرو فرارا بسط دهم، مربی جوانی که می‌خواهد فلسفه واقعی یوونتوس را به تصویر بکشد و در جایی دیگر می‌نویسد: «کسانی که باور دارند دیر یا زود برنده می‌شوند».


تولد خصیصه ذاتی

با این پیراهن چه چیزی، چه نشانه‌ای و چه خصوصیتی متولد شد؟ آیا این تنها یک پیراهن است؟ یعنی اینکه باید آن را از دریچه همان الیاف و پارچه و رنگ نگاه کنیم؟ و شما فکر می‌کنید پیراهنی که احساس نمی‌شود، بتواند تغییری را ایجاد کند؟

اما به نظر می‌رسد یک رنگ و یک پیراهن و حتی یک شماره می‌تواند تغییراتی گسترده را در پیکره تیم انجام دهد. یوونتوس با سیاه و سفید بودنش شناخته شده که این‌بار احساس می‌شود رنگ پیراهن شماره 2 این تیم بزرگ ایتالیایی در فصل آتی که با برنامه و فلسفه‌ای خاص انتخاب شده، تاثیری عمیق در تغییرات احتمالی یووه خواهد گذاشت. «باید فولادی باشیم، به سختی فولاد».

این هدف بانوی پیر در سومین فصل حضورش پس از تبعید به سری B است بنابراین باید منتظر تولد یوونتوسی جدید که نشان شکوه و ویژگی‌های همیشگی و ذاتی این تیم در کنار اهداف جدید که نشان از مدرن و پیشرفته شدن حیات ورزشی است، باشیم.


این پیراهن رنگی نیست، فقط سیاه و سفید

پیراهن نخست یووه مانند همیشه و آنچه که از سال 1935 – 1930 با کسب پنج اسکودتو رسم شد سیاه و سفید است، اما شلوار این پیراهن سفید با خطی سیاه و سفید است و کفش‌هایی سفید رنگ با خط سیاهی که نام یوونتوس را بر ساق‌بند خود دارد.

روی پیراهن نخست تیم، نام شرکت اسپانسر نیوهلند مانند فصل گذشته دیده می‌شود و علامت نایک که بالای نام نیوهلند به زیبایی قرار گرفته و آرم یوونتوس با دو ستاره زردرنگ که بر سمت چپ پیراهن نقش بسته است.


جامعه‌شناسی بیانکونری

سیاه و سفید که نشان همیشگی و ویژه بیانکونری بودن است در کنار پیراهنی به رنگ فولاد که در مجموع نشانگر قوه ذهنی بانوی پیر است.

زمانی که مجموعه یووه در یک روز مانده به آغاز تمرینات رسمی فصل تابستان و حضور در منطقه تابستانی پینتزولو گردهم آمدند تا پیراهن و شماره جدید مهره‌های تیم‌شان را معرفی کنند، یک خصیصه ذاتی چهره جدید خود را نشان داد؛ مشخصه‌ای که در رنگ پیراهن دوم یوونتوس نمایان شد تا جامعه بیانکونری به شکوه گذشته خود نظری عمیق بيندازد و خود را آماده رسیدن به آنچه که در ذهن دارد.

این همان بحث جامه‌شناسی بیانکونری است که نشان از تدبیر خاص دارد، این موضوع بدان معنی است که برای رسیدن به موفقیت و بازگشت به شکوه گذشته تنها نباید به فاکتورها و فرمت‌های فنی توجه کرد بلکه با تلفیقی از مسائل ریشه‌ای گذشته که در تار و پود باشگاه‌های با اصل و نسبی مانند یوونتوس نهفته می‌توان به قله افتخارات رسید، شاید داشتن پشتوانه تاریخی همان حلقه مفقوده‌ای است که باشگاه‌های متمولی نظیر منچسترسیتی، چلسی یا... فاقد آن باشند اما این موضوع درباره امثال یوونتوس کاملا متفاوت است و آن را باید به جامعه‌شناسی بک باشگاه بسط دهیم.


رنگی به سختی فولاد و اهالی پویه‌مونته

رنگ فولاد یا استیل که دلیل و ریشه انتخاب چنین رنگی به سال‌های گذشته بازمی‌گردد؛ به یک جمله ارزشمند و باتدبیر از یک وکیل دوست داشتنی و بزرگ ایتالیایی. به دقایق آغاز دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 1996 فلاش بک می‌زنم، به جایی که دو تیم یوونتوس و آژاکس برای رسیدن به جام قهرمانی به میدان خواهند رفت.

وکیل انیلی در میان جمعیت به خوبی دیده می‌شود، با کت و شلواری که به زیبایی ترکیب رنگ سیاه و سفید را رعایت کرده و با حس و کلامی گیرا خطاب به جماعت حاضر می‌گوید: «اگر آنان تیم نقاش‌های اهل فلمنگ‌اند ما نیز تیمی از منطقه پویه‌مونته سخت و مقاوم هستیم».

بنابراین رنگ جدید پیراهن شماره 2 یووه رنگی فولادی است مانند چهره بیانکونری و قوه ذهنی بیانکونری. پیراهنی فولادرنگ با شلوار و جورابی سیاه‌رنگ با خطی جانبی و کفش‌هایی سیاه‌رنگ و ساق‌بندهایی طوسی.


متعصب‌ترین تیفوسی‌ها

شاید خیلی تعریف هواداران متعصب فیورنتینا یا تماشاگران زیاد اینتر را شنیده باشید، ولی یوونتوس به عنوان پرطرفدارترین تیم ایتالیا شهرت زیادی دارد، گروه‌های پرسر و صدا و معروف که در تاریخ یوونتوس حضوری پررنگ دارند؛ گروه‌های سازماندهی شده و بزرگ که برای در اختیار گرفتن بهترین جای ورزشگاه مبارزه می‌کردند، گروهی خودجوش که بزرگی آنان در اروپا بی‌سابقه بود.

اینجا صحبت از «گروه‌های هواداری» است، نه هر هواداری. گروه‌هايی که خود را سازماندهی و یوونتوس را در بازی‌های خانگی و خارج از خانه پشتیبانی می‌کنند، گروه‌هایی که حتی جای ثابتی در ورزشگاه‌های یووه دارند و در مقابل قدرت، نفوذ و احترام پیدا می‌کنند.

هرچند از اواخر دهه 90 این گروه‌ها سر و صدای کمتری داشتند. اولین گروه‌های هواداری یوونتوس در سال 1976 تشکیل شدندFossa Dei Campioni وPanthers فوسادی کامپیونی و پاندرز، اما یک‌سال بعد، گروه تاریخی و بزرگ Fighters با رهبری بپه روسی تشکیل شد که تاثیرگذاری زیادی در جذب هوادار برای یووه داشت، روسی یکی از مؤثر‌ترین افراد در جذب هواداران جوان و نسل‌های بعد هواداری برای یوونتوس بود. گروه «مبارزان» روسی سال‌ها باقی ماند و جای ثابتی در دل آلپی داشت.

در دهه 80 دو گروه افراطی Vikings و N.A.B تشکیل شدند که تنها هولیگان‌های طرفدار یوونتوس بودند. این 2 گروه هیچ ترسی از مبارزه و خشونت نداشتند و بارها با هواداران دیگر تیم‌ها چه داخل و چه خارج از استادیوم درگیر شده‌اند. این دو گروه نخستین گروه سازماندهی شده برای بازی‌های اروپایی یوونتوس بودند (بازی با استاندارد لیژ بلژیک سال 1983).

1987 در بازی با فیورنتینا، گروه «مبارزان» با طرفداران افراطی فیورنتینا در فلورانس درگیر شدند و کار به خشونت و زد و خورد کشید و نتایج نگران‌کننده‌ای داشت؛ نتیجه این جنگ هواداری این بود که گروه مبارزان بعد از 10 سال درخشش منحل شد و خشم و اتحاد عجیبی بین هوادارای یوونتوس به وجود آمد که در نتیجه هواداران مبارزان با Gioventu Bianconera و Indians با یکدیگر تشکیل بزرگ‌ترین گروه هواداری تاریخ یوونتوس را دادند که بعد‌ها به دروگی (Drughi)مشهور شدند.

طرفداران این 3 گروه یک گروه بزرگ به اسم Arancia Meccanica تشکیل دادند به معنی پرتقال مکانیکی که به دلیل نامی که این گروه با فیلمی که چندان به مذاق سیاستمداران آن روزهای ایتالیا خوش نیامد به دروگی تغییر کرد، هر چند این نام نیز نام گروه خلافکاران فیلم بود که توسط شخصی به نام الکس رهبری می‌شد.


بزرگ‌ترین اشتباه مدیران

در سال 96 با قهرمانی یوونتوس در فینال لیگ قهرمانان، تمام گروه‌های هواداری از دروگی با 10 هزار عضو گرفته تا اعضای باقیمانده «مبارزان» و گروه‌های کوچک دیگر همگی با هم در Curva Scirea (جنوبی مایل به شرق) متحد و با اسم Black and White Fighters Gruppo Storico 1977 شناخته شدند اما در همین زمان در خم شمالی یا Curva Nord (آن سمت ورزشگاه) گروه Irriducibili Vallette توانست تاثیرگذاری زیادی داشته باشد، اما در سال 2001 به دلیل مشکلات‌شان در ارتباط با یوونتوس و گرفتن مجوز برای فعالیت در تورین منحل شدند.

در این دوران، مبارزه و تلاشی که برای رسیدن به 2 خم ورزشگاه یوونتوس می‌شد در اروپا بی‌سابقه بود و از طرفی دیگر سرود‌ها، سر و صدا و آتش‌بازی گروه‌های هواداری دل الپی را برای هر حریفی تبدیل به جهنم می‌کرد.

در فصل 2003-2002 مدیران یوونتوس و موجی تصمیم گرفتند ورزشگاه‌ها را از این جنگ‌ها و مبارزه بر سر 2 خم و انتهای ورزشگاه پاکسازی کنند، این گروه اعلام کردند هیچ تماشاگری مجاز به نصب پلاکارد هواداری نیست و باید هر چه سریع‌تر جنجال بر سر اینگونه بازی‌ها تمام شود.

این قانون اجرا شد و پس از چند سال مدیران متوجه شدند مرتکب چه اشتباه بزرگی شده‌اند. پاکسازی ورزشگاه از گروه‌های منسجم هواداری شکست سختی برای مدیریت یووه محسوب می‌شد و این گروه مدیران یوونتوس را در سراشیبی سقوط قرار دادند. از آن پس ورزشگاه‌های یوونتوس ساکت و بی‌روح شدند.

تنها تماشاگرانی که به صورت انفرادی و شخصی می‌آمدند حضور داشتند و خبری از سرود‌ها و سر و صدا و آتش‌بازی دروگی‌ها، مبارزان و بقیه نبود. رفته‌رفته یوونتوس تنها‌تر شد تا جایی که میانگین تماشاگر یوونتوس در سری A حتی جزو 10 تیم اول نیز قرار نگرفت.

کار به جایی رسید که برخی رسانه‌ها به کنایه یوونتوس را تیم غریبه در خانه نامیدند. گروه‌های بزرگ 2 انتهای دل آلپی، در ایتالیا و اروپا بی‌سابقه بودند، کمتر ورزشگاهی بود که چنین جنگ و مبارزه‌ای برای تصاحب 2 انتهای خود داشته باشد، تشویق و هیجانی که این گروه‌ها به بازی خانگی یوونتوس می‌دادند مثال زدنی بود؛ نکته و مساله بسیار مهمی که یوونتوس نزدیک به یک دهه حسرت داشتنش را می‌خورد. حالا ورزشگاه یوونتوس خلوت، ساکت و سرد است.


هم‌قسم شدیم

هرچند این دروگی با دروگی دهه 90 از زمین تا آسمان تفاوت دارد اما تشکیل یک گروه منسجم هواداری می‌تواند جان دیگری به ورزشگاه یووه بدهد. دروگی‌ها قسم خورده‌اند در هیچ‌یک از بازی‌های یوونتوس چه در سری A، چه در جام حذفی و چه در هرجای دیگر اروپا یوونتوس را تنها نگذارند. دروگی‌ها قسم خوردند همیشه کنار یوونتوس باشند.

در سری B، دروگی‌ها سعی کردند حضور خودشان را بر بازوی خود حک کنند و در المپیک تورین دوباره گردهم آمدند. به وضوح می‌توان دید که دروگی جدید، هیچ نشانی از شکوه دروگی دهه 90 ندارد.


اما آینده چه خواهد شد؟

آیا در ورزشگاه جدید یوونتوس به گروه‌های هواداری اجازه داده می‌شود بار دیگر 2 انتهای خمیده ورزشگاه را پر از سر و صدا و هوادار کنند؟

آیا مبارزه هواداران برای رسیدن به 2 انتهای ورزشگاه بار دیگر شروع خواهد شد و تعصب و اشتیاق هواداران شور و حرارت را یک‌بار دیگر به ورزشگاه‌های تورین برخواهد گرداند؟

یا مدیریت یووه به اشتباه بزرگ خود ادامه خواهد داد و باز این گروه‌های منسجم و تاثیرگذار را سرکوب خواهند کرد؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار