گفتگو با مصطفي هاشمي، سرمربي تيم بسكتبال مهرام
ما از نسل مربيان بلند پروازيم
سفرهاي است كه پهن شده، يعني هويت بسكتبال ما شكل گرفته و توانمنديهاي نهفته آشكار شده است. بوسنياك، اونيكا، ترومن، مهران شاهين طبع، فرزاد كوهيان و... هر كس در تيم ملي باشد اين موفقيتها را نصيب بسكتبال ايران ميكند. بستر آماده است. ما مربياني در اندازههاي بينالمللي داريم. اين مربيان باعث افتخار بسكتبال هستند كه كارهاي بزرگي صورت دادهاند.
کد خبر: ۵۸۰۴۵
| | 1987 بازدید
خواهش ميكنم بيوگرافي مرا اينطور بنويسيد: «من مصطفي هاشمي، افتخاراتم اين است كه بسكتباليست هستم. توپ زمين زدم. اگر هر افتخاري دارم، مردم و اجتماع به من دادهاند. دوستان خوب پيدا كردم. عضو تيم ملي بسكتبال، كاپيتان و مربي تيم ملي بودم. سرمربي تيمهاي صنام، پتروشيمي بندر امام و در حال حاضر مهرام. اين كل افتخارات من است. بقيه تاريخ است كه من نميتوانم ورق بزنم.»زياد اصرار نكردم هاشمي در گفتگويش با جامجم غير از آنچه دوست دارد، اشارهاي داشته باشد. معمولا حرفهايش را ساده بيان ميكند. مثلا همه پس از برد ميدانند شاكر پروردگار است و بعد از باخت، اشتباهات خودش را عامل شكست ميداند. مصطفي هاشمي كه اينگونه از بيان افتخاراتش طفره ميرود، تاكنون با صنام قهرمان ليگ برتر شده و با مهرام دومين قهرماني پيدرپي را جشن گرفته و بعد جام باشگاههاي آسيا را همراه تيمش به ايران آورده است. او در عين حال متعلق به نسل مربياني است كه برخي انتقادها را متوجه خود ميبينند، اما دلايلي دارد كه انتقاد از عملكرد اين دست مربيان را بيانصافي ميداند. دلايل هاشمي و نكات ديگري در ارتباط با بسكتبال ايران را ميخوانيد.
با مهرام تمديد كرديد. مشكلي براي ادامه كار نداشتيد؟
قراردادم را شفاهي تمديد كردم. قول و قرار دوستانه گذاشتيم و هيچ قرارداد كتبي بين من و باشگاه مهرام نيست. من از بهترين امكانات در باشگاه برخوردارم و هميشه به بازيكنان گفتهام پيش از آن كه ما قهرمانيها را براي خودمان قائل شويم اين موفقيتها از آن باشگاه است، چون حمايت ميشويم. باشگاه كارهاي ممكن را كه براي قهرماني بود انجام داد. امسال هم هدفمان دفاع از قهرماني در آسيا و ليگ برتر است.
صحبتهايي درباره جدايي مهدي كامراني و صمد نيكخواه بهرامي از تيم مهرام شنيده شده است. آيا اين اخبار را تاييد ميكنيد؟
باشگاه با بازيكنان مليپوش حرف زده است. فكر نميكنم مشكلي وجود داشته باشد، با اين حال هر بازيكني پيشنهاد خودش را مطرح ميكند و باشگاه تصميم نهايي را خواهد گرفت. در مجموع مهرام تيمي است كه بازيكن نميتواند براحتي از آن عبور كند. علاوه بر شرايط قهرماني بايد به پيشرفت، نكات معنوي و مسائل مالي فكر كرد كه در مهرام به تمامي اين ابعاد توجه ميشود. بازيكن آزاد است چون يك فصل بايد با آرامش بازي كند، بنابراين تصميم با خود آنهاست. من درباره جدايي بازيكنان حرفي نشنيدم.
آنچه به اين حرفها و شايعات بيشتر دامن ميزند اختلاف شما با صمد نيكخواه بهرامي در اواخر فصل پيش است. حتي در همان روزها از قول صمد گفته شد ديگر حاضر نيست در مهرام بازي كند؟
اگر اتفاقي بين ما افتاد حالا تمام شده و نه من و نه صمد نميتوانيم روي گذشتهها زياد تاكيد داشته باشيم. بعد از آن اتفاقات او يك فينال ليگ داشته و يك فينال باشگاههاي آسيا كه در استانداردهاي فراتر از آسيا بازي كرد. صمد قبل از اينكه به ايران بازگردد شرايط بدي را در فرانسه سپري كرده بود. من ميبايست اعتماد به نفس او را باز ميگرداندم. او در تيمهاي قبلي من هميشه توپ دستش بود، اما با وجود پريست و اينكه صمد سهميه بازيكن سوم خارجي ما بود مجبور بوديم توپ را بيشتر براي پريست بسازيم تا صمد كمكم شرايط خوب گذشته را در ليگ پيدا كند. اين كار زمان ميبرد. خودش عجله ميكرد، اما با او صحبت ميكرديم و در نهايت قانع شد و به بازيها در ايران بازگشت. از آن روز در هر بازي بهتر از بازي قبل خودش را نشان داد. بحثهايي هم كه از قول او گفته بودند، انكار كرد.
او در گفتگو با يكي از خبرگزاريها به روند استفاده بازيكنان خارجي توسط مربيان ايراني اعتراض كرده بود.
وقتي اين موضوع را با صمد در ميان گذاشتم گفت منظورش فقط در رابطه با مهرام نيست، بلكه در مورد كل تيمهاي بسكتبال ايران صدق ميكند. من نظر خودم را بيان ميكنم. در صنام، پتروشيمي بندرامام و مهرام روش كارم استفاده از بازيكن ايراني بوده و نخواستم نقش بازيكنان خارجي را در تيم بيشتر از آنچه هست پر رنگ كنم. صمد نيكخواه بهرامي اگر امروز اين جايگاه را دارد دليلش اين بوده كه از 18 سالگي نه زير بليت ويتاري مارش بوده نه كلوين و نه توني و ادنر اليسما و جيسون و همه خارجيهايي كه اين چند سال در تيمهاي من بودند. من خودم را وابسته به بازيكن خارجي نكردم. صمد بازيكن خوبي است. از همه مهمتر شخصيت خوبي دارد. فقط بايد صبورتر عمل كند. براي صمد جايي بهتر از مهرام نيست. خودش آدم با هوشي است و اين نكته را خوب ميداند.
موضوع آلمان چطور؟ شنيديم كه در اردوي تيم ملي در آلمان صحبتهايي راجع به جذب صمد بوده است؟
من نشنيدهام؛ اما صمد يك تجربه نامناسب در فرانسه داشته و نبايد بدون مطالعه باز هم گرفتار مشكلات تكراري شود.
شما جزو نسل تاثيرگذار بسكتبال ايران هستيد. از 10 سال قبل به اين سو، نوع تفكرات مربيان كه غالب آن را جوانان ساختند عوض شد و سرمايههاي فعلي در آن مقطع در ردههاي پايه فعاليت داشتند. استعدادهاي بسكتبال توسط همين گروه از مربيان و سرمايهگذاري باشگاهها به هدر نرفت تا اينكه از سال 2002 به دنبال همان برنامهها بسكتبال ايران متحول شد و امروز باز هم موفقيتها ادامه دارد. به نظر شما چگونه بايد اين روند را در سالهاي آينده حفظ كنيم؟
الان جريان مربيگري بسكتبال در ايران به سمت متعالي شدن است. شايد ما در آن سالها تجربه ميكرديم، اما الان مربيان به درك و بينش زيادي در بسكتبال رسيدهاند. اين نسل كه بازي ميكند روزي به آخر راه ميرسد، بنابراين در كنار آنها بايد نيروهاي جوان ساخته شوند. نفرات خوبي در تيمهاي پايه ميبينم كه بلافاصله آنها را بايد در تيمهاي ليگ جذب كرد تا مهدي كامراني ساخته شود يا صمد نيكخواه بهرامي. اين نسل از بازيكنان نيز مسووليت سنگيني بر دوش دارند و پيش از جايگزين شدن جوانان بايد آنقدر پخته كار كنند تا الگوهاي مناسبي براي آنها باشند.
برخي انتقادها كه متوجه مربياني مثل شماست اين است كه در رده پايه نقشي نداريد. پول در تيمهايتان نقش اساسي دارد و بازيكنان خوبي كه از اين طريق وارد تيم ميشوند راه موفقيتتان را هموار ميسازند. چه پاسخي داريد؟
براي من كه در اين چند سال مربيگري كردهام كار پايه اصلا آن مفهومي كه دوستان ميگويند، ندارد. من مربي پايه نبودم. مربياي هستم كه بازيكنان با تجربهام را در چارچوب تاكتيك ميآورم و بازيكنان جوانم را در كنار آنها رشد ميدهم. اين كار پايه من است. من نميتوانم در يك باشگاه حرفهاي مثل مهرام كه مطالبات خاص خودش را از مربي و بازيكن دارد، بيايم و به بازيكن لي آپ چپ و راست ياد بدهم. بازيكنان فعلي بزرگسال يكدفعه كه وارد سيستم بسكتبال نشدند همه اين بازيكنان در باشگاهها و پيش مربيان رشد كردهاند، بنابراين نميتوانم قبول كنم مربيان كار پايهاي نكرده اند و به جوانان بياعتنا بودهاند. صمد نيكخواه بهرامي 18 سالش بود كه در تيمهاي من بازي كرد. چقدر كيفيتش تغيير كرده ؟يا آفاق پيش مهران شاهين طبع و حامد حدادي با سعيد فتحي. الان هم خيلي از جوانان پيش دوستانم كار ميكنند و چند سال ديگر تبديل به بازيكنان بزرگ اين مملكت ميشوند. اگر كساني تعاريف ديگري از سازندگي دارند به نظرم اين تعاريف با تعاريف بينالمللي مغايرت دارد. مربيان كار يكديگر را كامل ميكنند. چه اولين نفر كه توپ دست بازيكن ميدهد و چه آن كسي كه بازيكن را تبديل به يك قهرمان يا چهره حرفهاي ميكند، همه مربيان سازنده و تاثير گذار هستند.
آيا ميپذيريد كه در مورد شما ميگويند فقط از 6 بازيكن در بازيهاي مهرام استفاده ميكنيد؟
من نميتوانم منافع باشگاهي را كه هزينه كرده به خاطر حرف بعضيها به مخاطره بيندازم. با 6 نفر هم درست نيست، اما با 8 نفر چرا. شرايط تيمها و بازيكنان با هم فرق دارد. من به اقتضاي بازي به بازيكنان بازي ميدهم.
از برخي مربيان انتقاد ميشود بنا به شرايطي كه از نظر مالي دارند نميروند و در دورههاي مربيگري شركت نميكنند. آيا اين گونه است؟
نه بيانصافي است. يك موقع ميگفتند مربيان به روز هستند كه نه دسترسي به اينترنت بود و نه اين همه دوره و كلاس. الان بسكتبال كشورهاي مختلف را بسهولت ميتوانيد تهيه و بررسي كنيد و اگر باهوش باشيد از مشاهده همين بازيها ميتوانيد بيشترين بهره را ببريد. حس و شم مربيگري لازم است. ضمن آن كه چند وقت ديگر براي يك دوره مربيگري با هزينه خودم ميروم در خارج از كشور.
فكر نميكنيد بيان اين حرفها كمرنگ كردن نقش ديگران در موفقيت هاست و تشديد آن جرياني يكسويه در بسكتبال به راه مياندازد؟
هميشه گفتم و اميدوارم فردا محكوم نشوم به خودخواهي منهاي مصطفي هاشمي كه هيچي از بسكتبال سر در نميآورد. ما پيشرفت بسكتبال مان مديون مربيان ايراني است كه تيمهاي ملي و ليگ باشگاهي را به اين سطح رسانده اند و كاري ريشهاي را پايهگذاري كردند كه تا مدتها باز هم بسكتبال ايران نتيجه خواهد گرفت. هر كسي بخواهد اين نقش را دانسته يا ندانسته كمرنگ كند وا مصيبتا.
شاهد گفتههايتان موفقيت تيمهاي ملي ماست. اونيكا در عرض كمتر از يك سال، سوم بازيهاي دوحه شد. ترومن 4 ماهه تيم ملي را قهرمان آسيا كرد و نبوشا با 2 ماه كار مستمر از بين 6 ماه، افتخار قهرماني جوانان آسيا را با خودش برد. در صورتي كه همه ميدانند براي تداوم قهرماني فعاليتهاي مستمر چندين ساله لازمه كار است.
سفرهاي است كه پهن شده، يعني هويت بسكتبال ما شكل گرفته و توانمنديهاي نهفته آشكار شده است. بوسنياك، اونيكا، ترومن، مهران شاهين طبع، فرزاد كوهيان و... هر كس در تيم ملي باشد اين موفقيتها را نصيب بسكتبال ايران ميكند. بستر آماده است. ما مربياني در اندازههاي بينالمللي داريم. اين مربيان باعث افتخار بسكتبال هستند كه كارهاي بزرگي صورت دادهاند.
يك دورهاي مربي ملي بودم. بعد با فدراسيون به توافق نرسيدم يا آنها دوست نداشتند يا شايد شرايط كار من مناسب شان نبود.
ديگر پيشنهادي از فدراسيون نداشتيد؟
پس از چند سال پيشنهاد مربيگري جوانان به من شد، ولي قبول نكردم. به عنوان سرمربي هم پيشنهاد شد كه گفتم كار با جوانان روحيات خاصي ميخواهد. من با رده بزرگسال ميتوانم كار كنم و گفتم افرادي جلوتر و محقتر از من هستند كه بتوانند با جوانان كار كنند.
انگيزه مالي هم براي شما مهم بوده؟ مثلا پيش خودتان فكر كرديد كلي بايد سر و كله بزنيد، اما در باشگاه پول بيشتر درميآوريد، بنابراين وقتتان را براي باشگاه گذاشتيد.
اصلا. اين مربياني كه صحبتشان را كردم فقط بسكتبال بلد نبودند، بلكه عاشق بودند جاه طلب بودند. آنها در دوره بازي در شرايطي كه توان كسب مدال داشتند به حق خودشان نرسيدند. بين چهارم تا ششم آسيا بودند. اين افراد در زمان مربيگري عقده گشايي كردند. آنها به بازيكنان جاه طلبي ياد دادند. با قلب و روح خود كار كردند و مطمئن باشيد پول در درجه دوم قرار ميگيرد. افتخار است كسي كه از بين اين آدمها با تفكراتشان بيايد و در تيم ملي خدمت كند. عشق را با پول نميتوان سنجيد. من 2 آرزوي ورزشي در مربيگري دارم. به موفقيت در باشگاه كه رسيدم و موفقيت با تيم ملي. همه ما عاشق اين كاريم و نميتوانيم براي تيم ملي قيمت بگذاريم. بحث پول هم كه مطرح ميشود كملطفي است و ما با دلمان معامله نميكنيم.
گفتيد تيم ملي شرايطي دارد كه با هر مربي ميتواند به توفيق برسد. در مورد ماتيچ هم اين اعتقاد را داريد؟
تيم با 50 درصد قوا در قطر اول شد. شما تصور كنيد همه بازيكنان باشند، چه اتفاقي ميافتد. بسكتبال ما خيلي جلوست و تا دو سه سال آينده وضع به همين منوال است، ولي ما بايد به فكر پشتوانهسازي باشيم.
درباره فرصتهاي جهاني كه نصيب بسكتبال ايران ميشود چه نظري داريد؟ در سال 2003 و همين چند وقت پيش در بازيهاي جهاني جوانان شركت داشتيم. به المپيك رفتيم. در دانشجويان همين طور. جايگاه بسكتبال ايران در جهان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ آيا همين كه تيمهايمان فقط وارد اين بازيها شوند كافي است؟
اگر روزي فرابرسد كه شما انگيزههايتان به پايان رسيده بايد ميدان را ترك كنيد. من باشگاه مهرام را مثال ميزنم. روزي كه قهرمان آسيا شديم و سهميه جهاني گرفتيم، ميدانستيم كه بايد كارهاي جديد و فراتر از آنچه تا بازيهاي آسيا انجام داده بوديم، انجام دهيم. نمي گويم تيمهايي كه از ما سالها جلوترند را ببريم، اما بازيهاي خوبتري انجام بدهيم. به هر حال همه واقعيتهاي ورزش ايران را بدرستي ميشناسيم. پيشرفت در بازيهاي جهاني اين است كه ابتدا سعي كنيم تيمهاي همسطح خودمان را ببريم بعد با تيمهاي جلوتر خوب بازي كنيم. ضمن اين كه ما در امكانات سخت افزاري واقعا كمبود داريم. اگر بخواهيم در اين زمينه بحث كنيم خيلي بايد حرف بزنيم. همان حرفهاي نبود سيستم باشگاه نظاممند يا نداشتن امكانات باشگاهي و غيره. با اين مشكلات غريبه نيستيم، اما برخي شكستها را نبايد گردن اين مشكلات انداخت. شايد خيلي جاها درست تصميم نميگيريم. ما ميتوانيم هميشه در پيكارهاي جهاني حضور داشته باشيم.
آيا تيمهاي جوانان و دانشجويان موفق به ترسيم جايگاه بسكتبال ايران در رقابتهاي جهاني شدهاند؟
همان گونه كه مدير تيمهاي ملي گفتند تيم جوانان ايران ميتوانست در مكاني بهتر از پانزدهم باشد. در رده دانشجويان بازيهاي نزديك مويد اين نكته است. تيم ما ظرفيت خوبي داشته، اما بيست و يكم شده در حالي كه اين تيم هم ميتوانست بهتر نتيجه گيري كند. در مجموع جايگاه بسكتبال ايران در جهان را ميتوان بهتر از اين كه هست، ديد. ما بايد افق ديدمان را فراتر از آسيا ببريم. بايد بلند پرواز باشيم.
چند خط بيشتر از هاشمي
در غياب يائو مينگ چه پيشبيني از نتيجه ايران - چين داريد؟
تيم ملي در جام ملتهاي بسكتبال باز هم فيناليست ميشود. تيم ملي با چين بازي خواهد كرد و در غياب يائو مينگ و اگر شرايط به سودمان باشد ميتوانيم چين را شكست دهيم.
حريفان اصلي تيم ملي در چين كدام تيمها هستند؟
پس از ايران و چين كه با قدرت هستند تيمهايي مثل لبنان، اردن، كره، ژاپن، قزاقستان، قطر و شايد فيليپين همسنگ هستند.
درتركيب اوليه شما براي تيم ملي چه بازيكناني قرار ميگيرند؟
اگر مربي تيم ملي باشم مهدي كامراني، حامد آفاق، صمد نيكخواه بهرامي، حامد سهرابنژاد و حامد حدادي 5 بازيكن شروعكنندهام خواهند بود.
چقدر معتقد به تغيير در تيم مهرام هستيد؟
تغييرات مهرام در راه است، اما ميخواهيم تغييراتمان كم باشد، شايد 10 تا 15 درصد.
گفته ميشود آفاق به مهرام منتقل ميشود؟
بازيكناني كه به عنوان بازيكن كمكي مهرام را در جام باشگاههاي آسيا همراهي كردند، شانس انتقال به تيم در اين فصل را دارند.
غير از حدادي ميتوانيم كسي را به NBA بفرستيم؟
فعلا نه. با اين كه حدادي به NBA رفته اما غرور ندارد. ساده و بي غل و غش است. او الگوي خوبي براي جوانترهاست.
چه نكتهاي را تا به اينجاي گفتگو نگفتهايد؟
2 مربي در بسكتبال من بيش از ديگران تاثير گذار بودند. حسن ذوالفقاري كه بسكتبال را با ايشان آغاز كردم و رضا شجاع پور كه در تكامل بسكتبالم نقش داشته است.
هاشمي و فصل گذشته ليگ
فصل گذشته ليگ برتر بسكتبال براي مصطفي هاشمي با خاطرات تلخ و شيرين همراه بود. او ابتداي بازيها، صمدنيكخواه بهرامي كاپيتان تيم ملي و ستاره مهرام را به دليل انتقال به فرانسه از دست داد. پس از صمد، توني مديسون بازيكن خارجي تيم كه در قهرماني سال 86 نقش بسزايي داشت از تهران به جنوب مهاجرت كرد. دغدغههاي هاشمي با افت و خيزهاي بازيكنان ملي نظير مهدي كامراني بيشتر شد، بخصوص كه بازيساز اول او با مصدوميتهاي گاه و بيگاه روبهرو ميشد. از هاشمي ابتداي ليگ گذشته انتقاد ميكردند كه مربي بينالمللي نيست و با توجه به ظرفيت مالي مهرام، او نميتواند تيم را در عرصه پيكارهاي آسيايي خوشبخت كند. هاشمي با اين نگرانيها و ترديدهاي اطرافيان كارش را ادامه داد. حتي شكست در ليگ مقابل تراكتورسازي و نتيجه نگرفتن در جام امارات انتقادات بيشتري را به سمت سرمربي مهرام روانه كرد.
سختگيري هاشمي در بهكارگيري بازيكن خارجي و تاخير در استخدام اين بازيكنان نگرانيهاي جديدي خلق كرد، اما هاشمي يكباره پاهايش را سفت كرد و با قدرت از جايش بلند شد. صمد نيكخواه بهرامي بازگشته بود و پريست صيد خوب مهرام بود تا اين تيم به شرايط مناسب رفته رفته عادت كند و آن را به بهترين شكل تعالي بخشد. آنها در بازيهاي غرب آسيا اولين قسمت سريال بازيهاي قاره را با موفقيت تمام كردند. مهرام در بهترين بازيهاي فصل، پتروشيمي بندرامام و ذوبآهن را برد و قهرمان ليگ شد. سپس به جام باشگاههاي آسيا شتافت و با انتخابهاي خوبي كه در استخدام بازيكنان كمكي داشت با قهرماني به كشور بازگشت. مصطفي هاشمي در پستي و بلنديهاي فصل پيش با مهرام بوده است. از بازيهاي نا مطمئن كه خيليها را از تصاحب قهرماني نا اميد كرده بود تا بازيهاي قدرتمند و پرصلابت و سرانجام رسيدن به بالاي قله.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


