ورزشی »
بیست و یک میلیون رای پشتوانه تشکیل وزارت ورزش و جوانان
لابی دولتیها برای جلوگیری از تصویب تشکیل وزارت ورزش و جوانان به صفر نزدیک میشود و علیالظاهر دولت نیز پذیرفته که در حوزه ورزش پاسخگوتر از هر زمان باشد و این فرصتی است که جامعه ورزش نباید آن را به سادهانگاری و طرح حواشی بیفایده ضایع سازد، چرا که بعید است در سالهای آینده چنین بستری به هر دلیلی برای التزام ورزش به پاسخگویی همزمان با کوچکسازی شکل بگیرد.
کد خبر: ۵۷۸۳۶
| | 13264 بازدید
نزدیک شدن مراحل حساس تشکیل وزارت ورزش و جوانان، باعث شده برخی عناصر برای به تاخیر انداختن شکلگیری این ساختار استاندارد به عنوان نسخه بسیاری از کشورهای پیشرفته برای ورزششان در دهههای اخیر بوده، به راهاندازی موج رسانهای دست بزنند که حتی حامیان رسانهای دولت نیز با بیتوجهی به این جریانسازی توجه نشان داده و این بیانگر تغییر نگرشهای به وقوع پیوسته در خصوص تشکیل این ساختار مسئولیتپذیر و پاسخگو است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ بحث تشکیل وزارت ورزش و جوانان که در چند سال اخیر جزو درخواستهای اصلی نمایندگان مردم و بسیاری از اهالی ورزش بوده و هیچگاه به قدر کافی برای تصویب و تحقق آن پشتوانه سیاسی وجود نداشته است، مجدداً به شکلی جدی با یک فوریت و با رای بالا در صحن علنی مجلس به تصویب رسید تاعدهای که برای چهار سال آتی مدیریت ورزش نقشههای شومی را در سرپروارنده بودند با مشکلات جدی روبرو شده و خود را در آستانه خروج از قواعد بازی مشاهده کنند.
1/1/89 تاریخی است که به عنوان آغاز فعالیت وزارت ورزش و جوانان در طرحی که 117 نماینده مجلس شورای اسلامی تدوین کردهاند تا در قالب این طرح، متولیان ورزش و جوانان که تا دراکثر اوقات در یک راستا فعالیت دارند، ضمن کاهش حجم اختیارات و مسئولیتهایشان از دو معاونت ریاست جمهوری به دو معاونت یا دپارتمان وزارتخانه ورزش و جوانان، بیش از هر زمان پاسخگوی ملت باشند.
این طرح برخلاف ادوار گذشته میان چهرههای ارشد دولت به عنوان تاثیرگذاران در شکلگیری یک وزراتخانه جدید مخالف جدی نداشته و نزد مخالفان نیز با کمتر مخالفی روبرو است و به واسطه همین وحدت نظر در شکلگیری چنین نهادی، روند شکلگیری آن شدت گرفته و در سکوت رئیس دستگاه ورزش که علیالظاهر برنامهای برای ماندنش در این حوزه وجود ندارد، پی گرفته میشود و حتی عنوان میشود که حامیان آن در خانه ملت به 143 نماینده مجلس که هریک به عنوان نماینده 150 هزار ایرانی در قوه مقننه حضور در دارند، رسیده است.
به واقع این بار نمایندگانی با پشتوانه رای برابر با بیست و یک میلیون خواستار تشکیل وزارت ورزش و جوانان شدند که اگرچه در جزئیات برای بهبود ساختار ورزش و نه صرفاً تغییر نام یک دستگاه از معاونت ریاستجمهوری به وزرات، اختلافهایی دارند اما بر روی اصل موضوع به وحدت نظر رسیدهاند و این دیدگاه مشترک نه تنها با برخی تحلیلهای غیرقابل اتکاء اشخاصی که عمدتاً با تغییر این ساختار متضرر میگردند، متزلزل نشده بلکه تقویت نیز شده است.
نزدیکی فضا و نیازهای دو حوزه جوانان و همچنین ورزش مشترکات این دو حوزه اگرچه هرگز به شکلی جدی مورد توجه واقع نشده اما در تعداد فراوانی از کشورهای توسعهیافته اروپایی که در هر دو مقوله با توجه به پارامترهای درنظرگرفته شده برای هر بخش، جز کشورهای شاخص در رشد جوانان پیرامون محورهای اساسی نیازهای این نسل و همچنین جز کشورهای پرمدال در عرصههای المپیک میشوند، ساختاری جز ترکیب وزارت ورزش و جوانان سیاستگذار و مجری کلان تلقی نمیشود.
علت چنین رویکرد نیز آن است که بخش اعظمی از جامعه ورزشی هر کشور را جوانان تشکیل میدهند و نشاط و سلامت که جزو نیازهای نسل جوان هر کشور است در سایه توسعه ورزش به شکل وسیعی فراهم میآید و به واقع دو مقوله جوان و ورزش در اکثر این کشورها به عنوان یک الگو و استاندارد مشخص، در یک قالب جای گرفته و نتایج ویژه آن در عرصههای مختلف عمر وزارت ورزش و جوانان را در این کشورها به دههای متمادی رسانده است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ بحث تشکیل وزارت ورزش و جوانان که در چند سال اخیر جزو درخواستهای اصلی نمایندگان مردم و بسیاری از اهالی ورزش بوده و هیچگاه به قدر کافی برای تصویب و تحقق آن پشتوانه سیاسی وجود نداشته است، مجدداً به شکلی جدی با یک فوریت و با رای بالا در صحن علنی مجلس به تصویب رسید تاعدهای که برای چهار سال آتی مدیریت ورزش نقشههای شومی را در سرپروارنده بودند با مشکلات جدی روبرو شده و خود را در آستانه خروج از قواعد بازی مشاهده کنند.
1/1/89 تاریخی است که به عنوان آغاز فعالیت وزارت ورزش و جوانان در طرحی که 117 نماینده مجلس شورای اسلامی تدوین کردهاند تا در قالب این طرح، متولیان ورزش و جوانان که تا دراکثر اوقات در یک راستا فعالیت دارند، ضمن کاهش حجم اختیارات و مسئولیتهایشان از دو معاونت ریاست جمهوری به دو معاونت یا دپارتمان وزارتخانه ورزش و جوانان، بیش از هر زمان پاسخگوی ملت باشند.
این طرح برخلاف ادوار گذشته میان چهرههای ارشد دولت به عنوان تاثیرگذاران در شکلگیری یک وزراتخانه جدید مخالف جدی نداشته و نزد مخالفان نیز با کمتر مخالفی روبرو است و به واسطه همین وحدت نظر در شکلگیری چنین نهادی، روند شکلگیری آن شدت گرفته و در سکوت رئیس دستگاه ورزش که علیالظاهر برنامهای برای ماندنش در این حوزه وجود ندارد، پی گرفته میشود و حتی عنوان میشود که حامیان آن در خانه ملت به 143 نماینده مجلس که هریک به عنوان نماینده 150 هزار ایرانی در قوه مقننه حضور در دارند، رسیده است.
به واقع این بار نمایندگانی با پشتوانه رای برابر با بیست و یک میلیون خواستار تشکیل وزارت ورزش و جوانان شدند که اگرچه در جزئیات برای بهبود ساختار ورزش و نه صرفاً تغییر نام یک دستگاه از معاونت ریاستجمهوری به وزرات، اختلافهایی دارند اما بر روی اصل موضوع به وحدت نظر رسیدهاند و این دیدگاه مشترک نه تنها با برخی تحلیلهای غیرقابل اتکاء اشخاصی که عمدتاً با تغییر این ساختار متضرر میگردند، متزلزل نشده بلکه تقویت نیز شده است.
نزدیکی فضا و نیازهای دو حوزه جوانان و همچنین ورزش مشترکات این دو حوزه اگرچه هرگز به شکلی جدی مورد توجه واقع نشده اما در تعداد فراوانی از کشورهای توسعهیافته اروپایی که در هر دو مقوله با توجه به پارامترهای درنظرگرفته شده برای هر بخش، جز کشورهای شاخص در رشد جوانان پیرامون محورهای اساسی نیازهای این نسل و همچنین جز کشورهای پرمدال در عرصههای المپیک میشوند، ساختاری جز ترکیب وزارت ورزش و جوانان سیاستگذار و مجری کلان تلقی نمیشود.
علت چنین رویکرد نیز آن است که بخش اعظمی از جامعه ورزشی هر کشور را جوانان تشکیل میدهند و نشاط و سلامت که جزو نیازهای نسل جوان هر کشور است در سایه توسعه ورزش به شکل وسیعی فراهم میآید و به واقع دو مقوله جوان و ورزش در اکثر این کشورها به عنوان یک الگو و استاندارد مشخص، در یک قالب جای گرفته و نتایج ویژه آن در عرصههای مختلف عمر وزارت ورزش و جوانان را در این کشورها به دههای متمادی رسانده است.

در این میان طرح موضوعات حاشیهای همچون مغایرت تشکیل چنین وزارتخانهای با اصول 44 و 75 قانون اساسی که توسعه بخش خصوصی و لزوم جلوگیری از توسعه بدنه دولت قلمداد میشود، مستمسک به ظاهر منتقدانی که به جز معدودی از آنها قالباً از یک جریان میباشند، برای زیرسوال بردن تشکیل چنین نهادی قرار گرفته است و حتی برخی مدعی شدهاند که با شکلگیری چنین نهادی ورزش دولتی میشود، حال آنکه در حال حاضر ورزش در اوج وابستگی به دولت است و منطق نیر حکم میکند هنگامی که یک معاونت ریاستجمهوری به یک دپارتمان یا معاونت وزارت مبدل میشود، ساختار اداریاش به شکلی قابل ملاحظهای محدود شود.
همچنین باید این نکته را مدنظر قرار داد که علیرغم مخالفت تلویحی اصول 44 و 75 قانون اساس با شکلگیری دستگاههای جدید در بدنه دولت، کاملاً مشخص است که شکلگیری یک دستگاه دولتی به واسطه الحاق یا ادغام دو دستگاه دولتی، نه تنها منافاتی با این اصول نداشته بلکه به اجرای اصل 44 قانون اساسی و همچنین تکالیف دولت در برنامه چهارم پیرامون کوچکسازی دولت و حذف برخی دستگاههای دولتی نیز کمک میکند و هیچ گسترش مدیریت دولتی در ورزش به آن شکل که عدهای درصدد القائش هستند در ورزش به وقوع نمیپیوندد.
از این حیث ضروری است با توجه به آنکه در سال 87، امکان آغاز فعالیت رسمی وزارت ورزش و جوانان با توجه به الزامات برنامه چهارم توسعه وجود ندارد، با ادغام سازمان ملی جوانان و سازمان تربیتبدنی، ظرف مدیریت ورزش و جوانان یکپارچه و این دو دستگاه با تاییدیه معاونت برنامهریزی ریاستجمهوری یکپارچه شوند تا با آغاز فعالیت وزارت ورزش و جوانان در اول فروردین ماه سال1388، هماهنگیهای مدیریتی و سازمان در آرامش و به دور از هرگونه شتابزدگی انجام شود و از ابتدای سال آتی، پیرو مصوبه نمایندگان مردم صرفاً نیاز به تغییر نام سازمان ملی ورزش و جوانان به وزارت ورزش و جوانان در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی در سایه ثبات مدیریتی بود.
در صورت تطبیق تشکیل چنین نهادی با تکالیف نهاده شده برعهده ورزش در برنامه پنجم توسعه نیز نمیتوان تناقض آشکاری را مشاهده کرد و وزارت ورزش میتواند همان تکالیف را پیگیری و حتی بخشی از آن که برخلاف روال معمول برعهده آن نبوده به سایر دستگاهها واگذار کند و از این حیث میبایست برای محدود ساختن وظایف این وزارتخانه برخی از اصلیترین فعالیتهای چند سال اخیر آن که در مانحن فیه ارتباطی به آن ندارد را از سرفصل وظایفش حذف کند.
در این چهارچوب قطعاً واگذاری ورزش همگانی به شهرداریها به انضمام بخش اعظم اعتبارات و امکانات ملحقه و همچنین واگذاری حوزه عمرانی به وزارت مسکن و شهرسازی به عنوان متولی اصلی این امر از اصلیترین تکالیف سازمان ورزش بوده که در وزارت ورزش و جوانان تنها بحث نظارت بر کیفیت اجرای آن توسط دستگاههای فوقالاشاره، برعهده وزارت ورزش و جوانان خواهد بود.
به واسطه همین کاهش تکالیف وزارت ورزش رو جوانان و به اعتبار آن، کاهش تصدیگیری دولت در ورزش، عملاً حجم بروکراسی اداری نیز به شکل قابل ملاحظهای کاهش مییابد و دیگر لزومی به دریافت دهها مجوز از حوزههای مختلف سازمان عرض و طویل ورزش براي برگزاري مسابقات جهاني يا شرکت در برنامههای برون نخواهد بود.
اگرچه تشکیل وزارت ورزش و جوانان، اعتبارات این دو حوزه را تخصصیتر از قبل خواهد کرد و سهم کمتری از بودجههای عمومی نصیب این حوزه خواهد شد اما اعتباراتی که از کف ورزش خواهد رفت، از محل بودجهریزیهای دولتی خارج نخواهد شد و معاونت برنامهریزی دولت میتواند با تخصیص این اعتبارات به سایر بخشها، اعتباراتی برابر را از آن بخشها به وزارت ورزش تخصیص دهد که این جابجایی ردیف بودجه در قانون بودجه سالیانه امر دشواری و غیرقابل وصولی تلقی نمیشود.
علاوه بر این می بایست به این موضوع توجه داشت که تشکیل وزارت ورزش و جوانان با فعالیت فدراسیونهاي ورزشي به عنوان NGO های تخصصی تناقضی نداشته و برای تجدیدنظر در مدیریت کلان و نظارت بر آنها نیز که یک ضرورت محسوب میشود و اصلاح کلی و جزئی اساسنامههای فدراسیونهای ورزشی و بعضاً ادغام برخی از آنها فرصت و سرعت خواهد داد که شاید یکی از دلایل مخالفت برخی روئسای فدراسیونها با این طرح قرارگرفتن مجموعهشان در مسیر این ادغامها و کوچکسازی مجموعههایی است که حول و حوش پنج سال عمر مفیدشان محسوب میشود اما با وجود بودجهریزیهای صورت پذیرفته حتی به قدر یک درصد این زمان نیز صاحب توفیقاتی برای ورزش نشدهاند.
به واقع به نظر می رسد منطق نهفته در تشکیل چنین نهادی که علاوه بر ارتقاء تامل در برنامهریزی مدیران ورزش، پاسخگو نمودن ایشان را به ارمغان خواهد آورد و سازمان ملی جوانان را نیز از حالت یک نهاد بزرگ و کمظرفیت به یک معاونت مکلف برای پیگیری مطالبات جوانان مبدل خواهد ساخت، آخرین دست و پا زدنها در مسیر عدم تشکیل وزارت ورزش و جوانان توسط گروهی خاص را بیحاصل خواهد ساخت و اگر طرح چنین مباحثی در مسیر تضیف روند تشکیل چنین وزاتخانهای توسط برخی اشخاص که شاید از سر دلسوزی هم باشد ادامه یابد - به طور حتم با عنایت به اقبال غیرقابل باور افکارعمومی- اعتبار، مقبولیت و محبوبیت این عده تحتالشعاع قرار میگیرد که این اتفاق خوبی نخواهد بود.
به هر ترتیب این طرح با هر کم و کیفی، پشتوانهای بیست و یک میلیونی را برای تصویب دارد که دولت نیز با اجرای آن مشکلی ندارد و حتی در لفافه از وقوع آن استقبال کرده و سکوت هیات وزیران به نشانه رضایت تلقی شده است. از این منظر لابی دولتیها برای جلوگیری از تصویب تشکیل وزارت ورزش و جوانان به صفر نزدیک میشود و علیالظاهر دولت نیز پذیرفته که در حوزه ورزش پاسخگوتر از هر زمان باشد و این فرصتی است که جامعه ورزش نباید آن را به سادهانگاری و طرح حواشی بیفایده ضایع سازد، چرا که بعید است در سالهای آینده چنین بستری به هر دلیلی برای التزام ورزش به پاسخگویی همزمان با کوچکسازی شکل بگیرد.
در عین حال از مجلس شورای اسلامی نیز انتظار میرود، پیش از افزایش سنگاندازیهای عدهای که سودای ریاست در سازمان ورزش را در سر دارند و با تشکیل وزارت ورزش نقشههایشان نقش بر آب خواهد شد، به این طرح یک فوریتی رسیدگی کند و با تصویب آن به خواسته بخش اعظمی از مردم، جامعه ورزش که برای یک بار با مکنونان قلبی دولتمردان نیز گره خورده جامه عمل بپوشاند و وزارت ورزش را به عنوان ساختار استاندارد ورزش در قریب به اتفاق کشورهای پیشرفته ورزشی همچون آلمان، روسیه، چین، ژاپن، فرانسه، انگلیس، استرالیا، کره جنوبی، اسپانیا، کانادا، برزیل را با یک رایگیری در صحن علنی خانه ملت شکل دهد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


