تلاشهای "داد" در سینما
جمعيت انبوهي كه ديروز براي تشييع پيكر سيفالله داد، كارگردان و مدير سينماي ايران آمده بودند، بيش از همه يادآور به ثمر نشستن راهي بودند كه داد برگزيده بود. نه اينكه بخواهيم به خيل جمعيت اشاره كنيم و آن را نشانه به بار نشستن اين منش و روش بگيريم. هرچند اين خيل جمعيت خود نشانهاي است كوچك از اين به بار نشستن.
اما وقتي از كميت به كيفيت جمعيت ميرسيم آن وقت چيستي راه داد بر ما معلوم ميشود و بر اين زمانه بيداد افسوس دوچندان ميخوريم. ديروز جمعيت متنوعي كه گرد پيكر داد به سوگ نشسته بودند تصويري را در ذهن شكل ميدادند كه درست خلاف تصويري بود كه از اين روزها در ذهنمان نقش بسته است.
جمعيت به سوگ نشسته از هر طيفي را شامل ميشد و حتي اگر اينان نخواهند كه در يك كادر با هم حاضر شوند اما داد موضوعي است كه آنها را همنظر ميسازد و گردهم مينشاند. اين همان راه داد است كه عمري بر آن ايستاد و در هر جا كه رفت نشانهاش شد. چه در فيلمسازي كه بازمانده را ساخت و منش خود را در قالب يك بيان اصيل سينمايي درباره ظلمهايي كه بر قومي ميرود، به نمايش گذاشت و چه در دوراني كه مدير سينما شد و خيليها را با سلايق مختلف دور هم جمع كرد و دوران طلايي سينماي ايران را رقم زد.
در اين سالها هربار كه پاي صحبتاش مينشستيم چه در زمينه فيلمسازي و چه در زمينه مديريت فرهنگي نكات بديعي ميشنيديم و علاقهمند ميشديم كه آن را در قالب يك گفتوگو منتشر كنيم. اما بايد هزار تا توجيه جور ميكرديم تا استاد سيفالله داد مجاب شود به انجام گفتوگويي درباره همين بحثهايي كه گاه و بيگاه طي فرصتي مجال بياناش پيش آمده بود.
گفتوگويي كه ميخوانيد يكي از همانها است. گزيدهاي از گفتوگويي مفصل كه بخش عمدهاي از آن پيش از اين در قالب يك پرونده درباره بخش خصوصي سينماي ايران منتشر شده بود و اين بخشي كه الان پيش روي شماست انتهاي آن گفتوگوي طولاني را شامل ميشود و چون از بحثهاي تئوريك به بحثهاي مصداقي ميرسيد ترجيح دادم كه در قالب آن پرونده، روي كاغذ نيايد. اين گفتوگو درست يك سال پيش انجام شد و در آن سيفالله داد از دوران مديريتاش ميگويد.
سوال: در اين 30سال در حوزه فرهنگ گاه تلاشهايي شده كه بخش خصوصي بهنوعي در نقش متصدي ظاهر شود و جاي دولت را در اين عرصه پر كند. اين اتفاق به خصوص در دوره مديريت شما در معاونت سينمايي وزارت ارشاد افتاد. يعني حداكثر نقش بخش خصوصي در اين حوزه اتفاق افتاد. چه شد كه اين پايدار نبود و به نتايجي كه ميخواستيد نرسيديد؟ آيا بخش خصوصي سينماي ايران توانايي ايفاي چنين نقشي را ندارد و بايد به جاي خصوصيسازي به سراغ آزادسازي اقتصادي سينما رفت يا مسائل ديگري در اين نافرجامي دخيل بوده است؟
داد: البته الان چندين و چند سال از آن دوره گذشته است و خيلي جزئيات آن چيزي كه ميگوييد يادم نميآيد. اما خاطرم هست كه با همكاريهمان بخش خصوصي و نظام صنفي كه در بين انجمن تهيهكنندگان و توزيعكنندگان بود سعي كرديم يك مكانيسمهايي كه مورد اجماع همگان باشد ـ البته همگاني كه منافعشان مطرح بود ـ طراحي كنيم و آن امتحان شود و عملي بشود تا اينكه بخش خصوصي راه خودش را پيدا كند. در واقع ما به دنبال يك جور فرمولبندي بوديم.
بخش خصوصي فعلي يكسري سالن سينماي محدود در اختيار دارد و فيلمهاي محدودي كه توليد ميشود و اين ميزان اصلا كفاف جمعيت بالقوه فعلي را نميدهد. پس تلاش شد كه يك برنامههايي با اجماع دوستان شكل بگيرد و تهيه شود و الان هم دقيق يادم نيست كه بگويم صددرصد موفق بود يا نه.
سوال: به هر حال يكي از دلايل ناموفقبودناش اين است كه به محض رفتن شما از معاونت سينمايي، كل جريان عوض شد و برنامههايي كه شما درصدد اجرايش بوديد به بايگاني رفت.
داد: چه سالي مدنظر شماست؟
سوال: در اين سالهاي بعد از مديريت شما معمولا چنين رويهاي حاكم بوده است؟
داد: پس بگذاريد يك نكتهاي بگويم. اصولا بعد از كنارهگيري من در سال 80، تمام برنامهاي را كه به عنوان برنامه 5ساله سينماي ايران تهيه و منتشر شده بود و تاييد وزارت ارشاد داشت كنار گذاشتند. يعني دولت بعدي و معاونان بعدي اين برنامه را فراموش كردند و هيچكس بعد از آن يك برگه كاغذ به عنوان برنامه يكساله، دوساله و سهساله منتشر نكرد. در واقع سعي كردند باچراغ خاموش برگردند به سيستم قبل از سال 76. اين قضيه در دولت دوم آقاي خاتمي اتفاق افتاد. اينكه چرا اتفاق افتاد مربوط به من نيست و بايد برويد با يك مجله سياسي صحبت كنيد. ولي من ميخواهم اين را بگويم كه بعد از سال 80 هيچ نوع برنامهاي در معاونت سينمايي اعلام نشده است.
سوال: در واقع عقبگرد داشتهايم.
داد: حالا من ميخواهم بگويم نه به سال 76 كه به قبل از سال 76 بازگشتهايم. تا سال 76 هم باز معاونان سينمايي حداقل برنامه سالانه اعلام ميكردند اما از سال 80 به اين طرف چنين اتفاقي نيفتاد و اينكه دلايلش چيست را از مديران بعد از خودم نپرسيدهام. نه از آقاي پزشك، نه از آقاي حيدريان و نه از آقاي جلوه.
سوال: البته يك بخشي از آن شايد مربوط به طول دوران مديريت باشد كه معمولا كوتاه بوده است؟
داد: البته اين ميتواند يك توجيه باشد. ولي بالاخره كسي كه در يك مصدر استراتژيك قرار ميگيرد چارهاي ندارد جز اينكه هم استراتژي داشته باشد هم آن را به ديگران بگويد. ظاهرا بعد از سال 80 وزارت ارشاد تصميمگرفت كه بيبرنامگي پيشه كند.
سوال: سوالي كه اينجا در مورد دوران مديريت شما پيش ميآيد اين است كه آيا بهتر نبود به جاي پرداخت به چگونگي تعامل بخش خصوصي سينما نظير خانه سينما با دولت در مسائل توليد و اكران،به دنبال استقلال اقتصادي بخش خصوصي سينما از دولت باشيم. چون اگر اين استقلال اقتصادي اتفاق بيفتد خود به خود آن تعاملي هم كه دنبالش بودهايم شكل گرفته است.
داد: ما اين كار را ميكرديم و در برنامههايمان هم وجود داشت. اما بودجه خانه سينما غالبا از سوي دولت تامين ميشد. تنها پولي كه وزارت ارشاد ميداد و متعهد هم بود كه بدهد حق بيمه اعضاي خانه سينما بود.
سوال: بودجه جاريشان چطور؟
داد: نه، تنها رقمي كه در اختيار خانه سينما قرار ميداديم و فكر ميكنم همچنان ادامه دارد همان پرداخت حق بيمه بود. خانه سينما از آن به بعد شروع كرد از كانونهاي ديگري به غير از وزارت ارشاد كسب بودجه كند.
سوال: ولي همچنان اتكاي اقتصادياش به وزارت ارشاد وجود دارد و عدهاي به طنز ميگويند اگر ارشاد بودجه ندهد خانه سينما پول چاي اعضايش را هم نميتواند تامين كند.
داد: در سالهاي اخير نميدانم به چه صورت درآمده است.
سوال: خب در دوران شما چگونه بود؟
داد: رقمي كه در بودجه رسمي براي خانه سينما در نظر گرفته ميشد فقط و فقط همين حق بيمه بود. يعني ما در وهله اول سعي ميكرديم اين بودجه را تامين كنيم كه آن هم معمولا يا مستقيم به حساب بيمه واريز ميشد يا به حساب خانه سينما واريز ميشد و خانه سينما به حساب بيمه واريز ميكرد.
سوال: بودجههاي ديگر خانه سينما از كجا تامين ميشد؟
داد: فرض كن مثلا ميرفتند با شهرداري صحبت ميكردند و يك پولي از شهرداري ميگرفتند. آن موقع خانه سينما به دنبال راههايي بود كه به تدريج استقلال پيدا كند ولي خب عمر كفاف نداد.
سوال: آقاي داد، الان اگر شما بخواهيد يك استراتژي براي سينماي ايران پيشنهاد بدهيد چه مواردي را شامل ميشود؟ با توجه به همه اتفاقاتي كه بعد از دوران مديريت شما در سينما رخ داده است اين استراتژي چه تفاوتهايي با استراتژي شما براي اداره سينما در سال 76 يعني سال آغاز مديريتتان دارد؟
داد: اولا الان آمادگي پاسخ به اين سوال را ندارم. اما راهكار رسيدن به آن استراتژي را ميتوانم بگويم. همان موقع هم آن استراتژي را خودمان نداديم. نشستيم به صورت جمعي يك راهكاري طراحي كرديم كه آن راهكار را من همچنان اعتقاد دارم.
آن هم اين است كه بياييم گروهي از نخبگان سينماي ايران و گروهي از نخبگان مديريتي را كنار هم بنشانيم و صورت مساله را كه وضعيت سينماي ايران است مطرح كنيم و همه كمك كنند تا ابعاد مختلف صورت مساله را بشكافيم و بعد با كمك يكديگر به يك راهحلهايي برسيم و آن وقت اين راهحلها را تدوين كنيم تا تبديل بشود به استراتژي. نه آن موقع نشستم خودم يك نفري استراتژي تدوين بكنم چون اصلا به عقلم نميرسيد و نه الان توصيه ميكنم كه كسي بخواهد يك نفره اين كار را انجام بدهد. يك نفره كه ميگويم منظورم اين است كه بدون مشاركت شفاف و علني افراد شناخته شده سينما.
سوال: يعني در واقع شما حركت اجماعي را پيشنهاد ميكنيد؟
داد: من حركت جمعي را ميپسندم به اين دليل كه مربوط به منافع جميع اعضاي سينما است. ضمن اينكه از هر نوع مشورت پنهاني اجتناب ميكنم. از اين كار قبلا هم اجتناب ميكردم. چرا كه مشورتهاي پنهاني و غير علني منجر به شكلگيري گروههاي ويژه قدرت در سينما ميشود كه همين الان هم وجود دارند و در سال 76 هم وجود داشتند. يعني كساني كه مناسبات و روابط ويژهاي با مديران دارند.
مديران تلفنهاي آنها را زود جواب ميدهند. در حالي كه ديگران ميشوند شهروند درجه دو من تصورم اين است كه بايد خيلي شفافبگويم بايد شوراي صنعت سينماي ايران مجددا تشكيل شود و اين شورا در حضور افكار عمومي سينما بنشيند صورت مساله را بررسي بكند و ببيند چه راههاي غلط و چه راههاي درستي رفتهايم. اينها را به يك جمعبندي برسانيم تا ببينيم از الان به بعد بايد چه بكنيم. من در اين شورا راهكار ارائه ميكنم وگرنه ارائه استراتژي براي عمل در توان من نيست و هر كسي هم كه بگويد يك نفره بلدم اشتباه ميكند.
سوال: آقاي داد، به هر حال بخشخصوصي سينماي ايران الان در مرحلهاي است كه درگير جزئيات و امور روزمره خودش است و چارهاي ندارد جز اينكه به راهكارها و استراتژيها به صورت مقطعي و كوتاه مدت نگاه كند. به نظرتان اگر از اين بخشخصوصي توقع تدوين يك استراتژي كلان و بلندمدت را داشته باشيم نتيجه حاصله چندان به لحاظ عملي مثبت نخواهد بود.
داد: خب اين زيرساخت را چه كسي بايد درست بكند. اين زيرساخت يا بايد با حضور اين بخش خصوصي شكل بگيرد يا بدون حضور بخشخصوصي باشد كه اگر اينگونه باشد تبديل ميشود به توسعه آمرانه.
سوال: ولي عدهاي هم در اين ميان معتقدند توسعه آمرانه در مراحل ابتدايي كار لزوما بد نيست.
داد: ببينيد به هر حال نبايد خيلي سخت گرفت. بالاخره به همان اندازهاي كه پول ميدهيم آش ميخوريم به همان اندازهاي كه كسي وقت و فكر ميگذارد ميتواند در يك كاري مشاركت بكند بنابراين اگر بخشخصوصي سينماي ايران بگويد كه من وقت ندارم زير ساخت طراحي بكنم و فرصت ندارم كه به آينده فكر كنم خب نتيجهاش اين ميشود كه آشي ميخورد به اندازه پولي كه از جيب گذاشته است. ما فرض را بر اين ميگذاريم كه شما وقتي اين را از من ميپرسيد بگوييم گروههايي در سينماي ايران وجود دارد كه هفتهاي يك بار دور هم جمع بشوند و به تدوين يك استراتژي بلندمدت كمك كنند.
سوال: در واقع ما دايه مهربانتر از مادر نشويم؟
داد: من اين جمله را نميگويم. بلكه ميگويم اين معادله را نبايد سخت كنيم. به اندازهاي كه يك مدير و سينماگر و افراد ذينفع وقت ميگذارند طبيعتا ميتوانند با هم همفكري كنند. حالا حاصل آن كار معلول اين شرايط ميشود. حالا اگر بگويند وقت ندارند خب حتما وقت ندارند ديگر!
سوال: آقاي داد، كنارهگيري شما از مديريت سينما به چه دليل بود. در مورد كنارهگيريتان كم صحبت كردهايد. چه عواملي در آن دخيل بودهاند؟
داد: من همان موقع هم گفتم كه به هر حال دولت اول آقاي خاتمي كارش تمام شده بود و وزيري كه از من خواسته بود با او همكاري كنم كنارهگيري كرده بود طبيعي بود كه من بايد جا را خالي ميكردم تا دولت بعدي يا من را مجددا انتخاب بكند يا كسي ديگر.
سوال: و دولت دوم آقاي خاتمي تمايلي به حضور شما داشت؟
داد: اجازه بدهيد كه بحث را فردي نكنيم. به هر حال هر كسي متناسب با ديدگاههاي خودش مديراني را انتخاب ميكند. من حدس ميزدم كه مدير دلخواه دولت در آن مقطع همان كساني بودند كه بعدا بر سر كار آمدند. بنابراين من بايد اين امكان را فراهم ميكردم كه اگر شخص ديگري بخواهد انتخاب شود اين كار صورت بگيرد.
تنظیم: حسين ياغچي
منبع: اعتمادملي


