صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

«در صندوق عقب ماشين» اسطوره ها به دنبال چه مي گردند؟

«پروين»ها و «حجازي»ها و بسياري از آنها که آمدند و رفتند و زيرساختي در اين دو باشگاه از خود به جاي نگذاشتند در گناه اين اتفاق سهيمند. اگر آنها ديروز ناجي تيمهاي بزرگ اما محقر بودند بايد پاسخگو باشند که چرا پس از سالها حفظ مسؤوليت در اين دو باشگاه امروز چيزي جز دو ساختمان که اسنادش متعلق به فدراسيون فوتبال است. مشتي ميز و صندلي و لشگري از ستاره هاي گران قيمت و البته پر مدعا چيز ديگر باقي نمانده است؟
کد خبر: ۵۶۸۰۴
| |
2443 بازدید

«پشت صندوق عقب ماشين» محلي است که بسياري از بزرگان فوتبال تيمهاي خود را در آن تحويل گرفته و به سر و سامان رسانده اند. اين مکان عجيب که سالهاست در ادبيات تاريخي فوتبال ايران نفوذ کرده نمادي از بي سر و ساماني اين فوتبال در گذشته هاي دور است.

به نوشته قدس؛ جايي که پرسپوليس و استقلال با همه آوازه خود آواره کوچه و خيابان بودند و سقفي را بالاي سر خود نمي ديدند، اما امروز دستور مصرف اين استعاره تاريخي به منظور يادآوري لطف افراد در حفظ باشگاه خود و منت گذاشتن بر سر مخاطبان و هواداران آن تغيير کاربري داده است.

علي پروين مدتهاست اين جمله به ترجيع بند مصاحبه هايش تبديل شده است و از پرسپوليس مي گويد که هيچ نداشته و او آن را به دندان گرفته است. ناصر حجازي در آخرين گفتگوي مطبوعاتي اش که مثل هميشه طعم گلايه و شکايت از مردان تصميم گيرنده فوتبال را به خاطر فرصت ندادن به او داشت به همين يادآوري مزين کرد: «من و پورحيدري استقلال را پشت ماشين جمع کرديم». و سپس مدعي مي شود اگر او هم سه سال فرصت پيدا مي کرد استقلال را قهرمان مي کرد.

حال پرسش اينجاست که ماجراي خدمات ايشان به آن صندوق عقب(! ) به معني گارانتي اسطوره ها در اين باشگاه هاست؟ يا خدمات اين دو به يکديگر متقابل بوده است؟ حجازي در حالي فرصت بيشتري مي خواهد که بازگشت دوباره اش به استقلال نيم فصلي کابوس وار را بر اين تيم تحميل کرد و عبور از او شايد به خاطر اقتضاي زمانه و جبر آن بوده است و نه الزاماً چشم پوشي بر خدمات و جانفشاني هاي او در گذشته. اين اصل در مورد علي پروين هم صادق است.

اين تذکر به هر دو واجب است که گذشته را نمي توان وجه المصالحه امروز و فردا قرار داد. سهم خواهي آنها از تيمهايي که آنها را متعلق به خود مي دانند در حالي اتفاق مي افتد که باور عمومي فوتبال ايران در آمدنها و رفتنهاي جسته و گريخته ايشان به صرافت پايان اين نسل افتاده است. اين گونه است که جواناني چون استيلي، قلعه نويي و عبدي که شايد نقشي به پررنگي ايشان در گذشته هاي اين دو باشگاه بزرگ ندارند اين روزها بيشتر مورد اعتماد مديران باشگاه ها قرار گرفته اند.

در رد ادعاي اسطوره ها تذکر اين نکته مهم خالي از لطف نيست که اگر پرسپوليس و استقلال سالها پيش در صندوق عقب ماشيني تحويل ايشان شد؛ امروز داشته هاي اين دو باشگاه کوهي از بدهي هاست که بايد کل آن ماشين را هم فروخت تا هزينه صاف کردن آن تأمين شود!

«پروين»ها و «حجازي»ها و بسياري از آنها که آمدند و رفتند و زيرساختي در اين دو باشگاه از خود به جاي نگذاشتند در گناه اين اتفاق سهيمند. اگر آنها ديروز ناجي تيمهاي بزرگ اما محقر بودند بايد پاسخگو باشند که چرا پس از سالها حفظ مسؤوليت در اين دو باشگاه امروز چيزي جز دو ساختمان که اسنادش متعلق به فدراسيون فوتبال است. مشتي ميز و صندلي و لشگري از ستاره هاي گران قيمت و البته پر مدعا چيز ديگر باقي نمانده است؟

آيا اين صندوق عقب همان جايي نيست که به مدفن زياده خواهي اسطوره ها تبديل شده است. جايي که مدام سهم خود را در آن جستجو مي کنند غافل از آنکه چيزي براي ارث رسيدن به ايشان باقي نمانده است؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...