گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۵۶۲۱۹
| | 5663 بازدید
رسالت
«بعثت امين ايمانيان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم سيد مسعود علوي است كه در آن ميخوانيد:
امانت آسماني بعثت را به وارثان زمين سپردند.
دستان مهربان يار به سوي ما گشوده شد.
خورشيد بر پرنياني از هزاران هزار ستاره نشست.
سبزه به شوق قدوم سرو، رقص كنان در آغوش نسيم وصل آرميد.
عكس رخ يار در جام «حرا» درخشيد.
عصاره تابناك تاريخ بر صحيفه سپيد بعثت چكيد.
عرش رحمان را به زمينيان هديه كردند.
آفتاب ناب بر ياسمن هاي بي تاب، تابيد و اشراق اشتياق پديد آمد.
احساس ياس، شكوفه داد و شمايل شقايق برافروخت و لئالي لاله، افشان شد.
در سرا پرده گل طربناكي پروانه، تبسم شمع مشتاقان را بشارت داد.
هستي به تماشاي هستي نشست و به كهكشان بعثت رسولان، مهر منير “محمد” رسيد.
چه مبارك اياميكه بهشت به جانب ايمانيان آمد.
طومار هجران هدايت پيچيد و رواق ديده با چراغ رسالت آذين شد.
تابش آفتاب «علم بالقلم» بر گلبرگ دل ها به عندليبان خوش الحان عشق، نويد صبح اميد بخشيد.
آفتاب يزد
«از مردم كمك بگيريد!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
واكنش غلامحسين الهام به مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام، غيرمترقبه نبود؛ زيرا او يكي از مخاطبان ـ و شايد از اهداف اصلي ـ مصوبه اخير است. همچنين او سخنگويي دولتي را به عهده دارد كه تاكنون از فرصت عضويت همزمان دو نفر در شوراي نگهبان و كابينه، بهرهبرداري حداكثري كرده است. اما اظهارنظر اخير او بايستي از زواياي گوناگون مورد توجه قرار گيرد. الهام ادعا كرده است: «ظاهراً الان مصلحت اين است كه به قانون اساسي عمل نشود و مصوبات مجمع خلاف قانون اساسي ابلاغ ميشود كه البته در مواردي اين اختيارات در اختيار مجمع است. ما هرآنچه قانون شود به آن عمل ميكنيم.»
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، شوراي نگهبان را در فصل مربوط به قوه مقننه تعريف نموده و لذا به نظر ميرسد كه بسياري از حقوقدانان مستقل و غيرحكومتي، عضويت همزمان در دولت و شوراي نگهبان ـ به عنوان بخشي از قوه مقننه ـ را ناقض اصل تفكيك قوا ميدانند. ضمن آنكه بر اساس همان قانون اساسي كه قرار است آقاي الهام و يازده همكار او از آن نگهباني كنند، نهادي به عنوان مجمع تشخيص مصلحت نظام وجود دارد كه ميتواند ـ و بايد ـ در موضوعات اختلافي ميان مجلس و شوراي نگهبان اظهار نظر و تعيين تكليف نمايد. لذا مشخص نيست كه الهام بر چه مبنايي مصوبه اخير مجمع را برخلاف قانون اساسي ميداند؟ البته شايد بتوان از ديدگاه ويژهاي كه در سه چهار سال اخير بر بعضي عرصههاي كشور حاكم شده است، حق را به الهام داد. بر اساس اين ديدگاه ظاهراً مصوباتي كه برخلاف مطالبات، تمايلات و مصوبات دولت نهم باشد، خلاف قانون اساسي است و حتي رئيس دولت حق دارد اجراي آنها را متوقف نمايد!
كيهان
«بعثت دوباره» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي خوانيد؛«او را به رسالت مبعوث گردانيد، در حالي كه مردم گمراه و سرگشته بودند و صواب از خطا نشناخته، راه فتنه مي پيمودند، هوا و هوس آنان را بسوي خود خوانده بود، از راهشان برده بود و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته، از وفور ناداني سبكسر و خوار شده بودند و در عين سرگشتگي و تزلزل در كارها به بلاي ناداني گرفتار آمده بودند.»
اين عبارات نغز، بيان امير سخن علي(ع) است كه به وصف جهان در عصر بعثت مي پردازد و خط جهالت و غفلت مردمان را به نيكي و با ظرافت به تصوير مي كشد.
و در چنين شرايطي كه چرخه روزگار بر نقطه جهالت مي چرخيد و مردم پشت به قبله حقيقت سر بر سجده خدايگان دروغين و چوبين مي ساييدند و روشنايي از جهان رخت بربسته و ظلمت و سياهي عيان گرديده بود، با بعثت پيامبر اعظم(ص) و طنين انداز شدن نداي توحيدي «قولوا لااله الا الله تفلحوا»، «اسلام» در دل مبعث ولادت يافت تا سبيل سعادت را به بشريت و جماعت منحرف از حقيقت آدرس دهد و همگان را از آبشخور دانايي و عقلانيت سيراب نمايد و ننگ تعصب و جهالت را از آنها بزدايد؛ چرا كه بعثت رسول اسلام خط بطلاني بر نظام جاهلي با شاخص هايي چون قبيله گري، تعصب، جنگ و خونريزي بود.
اعتماد
«غلبه حاشيه بر متن نماز جمعه» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم فرزانه روستايي است كه در آن ميخوانيد:
ظاهراً از همان ابتدايي که اولين نهادهاي مدني براي اداره امور مردم يک سرزمين شکل گرفته، بحثي خودنمايي ميکند که شايد بتوان آن را زيربناي بسياري از چالشهاي سياسي دانست. بحث بر سر اينکه مردم اصل هستند يا حکومت، و نيز بحث بر سر اينکه مردم حکومت و سازمان آن به معناي اعم را به وجود آوردهاند پس سرنوشت حکومت در دست آنان است، يا اينکه حکومت مردم را به وجود آورده، پس مردم بايد تابع و مطيع آراي حاکمان و اداره کنندگان ملک باشند. توضيح جملات فوق اين است که اگر مردم و مسائل و مشکلات ادواري و بعضاً تکراري آنان نميبود، هيچ گاه واحدهاي حکومتي شکل نميگرفت و به عبارتي، در صورتي که اراده انسانها به عنوان صاحبان و مالکان و مدعيان روابط اجتماعي و اقتصادي بروز نمييافت و پديدهاي به نام مردم يا جمهور را شکل نميداد، نه تنها مقولههاي «حاکميت» و «حکومت» و «حاکم» شکل نميگرفت، حتي ممکن بود جوامع هنوز دوران پارينه سنگي را مي آزمودند.
ابتكار
«انحصار واردات کالا در دست چه کساني است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محسن مهديان است كه در آن ميخوانيد:
فساد با انحصار همزاد است. انحصار ضد شفافيت است. انحصار سيال است و به سرعت منتقل مي شود. رد پاي انحصار بدون شک در قدرت است. نيروي محرکه انحصار در قدرت سياسي است. بنابراين براي مبارزه با انحصار نيازي نيست به دوردست نگاه کنيم. مبارزه با مافياي اقتصادي به پرونده سازي هم نيازي ندارد. افشاگري هم مشکلي را حل نمي کند. مافياي مدرن به اين سطح از عقلانيت ابزاري رسيده است که منافعش را در چارچوب نهادهاي قانوني دنبال کند. انحصار گر در اقتصاد متعارف يک فاسد شناخته نمي شود.بنابراين تاکيد بر مافيا يا مفسد اقتصادي تنها در زمين خوار و نزول خور وشايد در بهترين حالت رانت خوار باشد و انحصار گر در حاشيه امنيت ساختاري است.
جمهوري اسلامي
«بعثت و ضرورت بازسازي اخلاقي جامعه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد؛يكي از ضرورت هاي بزرگ در نگرش كلان به موضوع بازسازي و مهيا كردن همه زمينه هاي رشد و توسعه در ابعاد و جنبه هاي گوناگون ـ و نه در گرايشات يكسويه و فاقد جامعيت ـ « بازسازي اخلاقي جامعه » است.
اصل بازسازي اخلاقي جامعه نشان مي دهد كه موضوع « اخلاق » برخلاف تفكرات سطحي كه اين اصل حياتي را در حصار مسائل اخلاق فردي به بند مي كشند و محدود مي نمايند داراي گستره اي است كه سراسر جامعه و كشور را دربرمي گيرد و در همه عرصه ها حضور دارد و در تمام تعاملات تاثير مي گذارد و هيچ قشر از اقشار جامعه و هيچ نقطه از حوزه فعاليت دولت و ملت را خالي از نفوذ وجود خود نمي گذارد.
براي اثبات اين اصل مهم و حياتي هيچ استدلالي را مستحكم تر از اين نمي دانيم كه انگيزه بعثت رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) متجلي كردن اخلاق در سطح جامعه و كشور اسلامي است و هيچ پشتوانه فكري و نظري را همچون اين كلام گهربار آن حضرت نمي يابيم كه فرمود .
دنياي اقتصاد
«حمايت يا اصلاح؟» عنوان سرمقاله روزنامه اقتصاد به قلم دكترموسي غنينژاد است كه در آن ميخوانيد:
فعالان بخشخصوصي و اغلب كارشناسان مستقل بر اين نكته تاكيد دارند كه توليد داخلي در حالحاضر با مشكلات بزرگي دست به گريبان است.
اين معضلات كه عمدتا به قيمت بسيار پايين كالاهاي صادراتي بازميگردد، منحصر به بخشخصوصي نيست و شامل بخش دولتي و شبه دولتي نيز ميشود. گزارشهاي نگرانكننده درباره وضعيت مالي بزرگترين توليدكننده اتومبيل در ايران شاهدي بر اين مدعا است. آنچه در بيشتر اوقات به عنوان راهحل براي اين گونه مشكلات پيشنهاد ميشود، تدابير سهلالوصول و عامهپسند ناظر بر سياستهاي حمايتي است. محور اصلي اين سياستها، اعطاي انواع يارانههاي توليدي و نيز بالا بردن ديوار تعرفههاي وارداتي است. تجربه تاريخي دو سده اخير چه در اروپاي قرن نوزدهم و چه در آمريكاي لاتين و ديگر كشورهاي جهان سوم در قرن بيستم نشاندهنده بيحاصلي و حتي زيانبار بودن اينگونه سياستهاست.
«بعثت امين ايمانيان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم سيد مسعود علوي است كه در آن ميخوانيد:
امانت آسماني بعثت را به وارثان زمين سپردند.
دستان مهربان يار به سوي ما گشوده شد.
خورشيد بر پرنياني از هزاران هزار ستاره نشست.
سبزه به شوق قدوم سرو، رقص كنان در آغوش نسيم وصل آرميد.
عكس رخ يار در جام «حرا» درخشيد.
عصاره تابناك تاريخ بر صحيفه سپيد بعثت چكيد.
عرش رحمان را به زمينيان هديه كردند.
آفتاب ناب بر ياسمن هاي بي تاب، تابيد و اشراق اشتياق پديد آمد.
احساس ياس، شكوفه داد و شمايل شقايق برافروخت و لئالي لاله، افشان شد.
در سرا پرده گل طربناكي پروانه، تبسم شمع مشتاقان را بشارت داد.
هستي به تماشاي هستي نشست و به كهكشان بعثت رسولان، مهر منير “محمد” رسيد.
چه مبارك اياميكه بهشت به جانب ايمانيان آمد.
طومار هجران هدايت پيچيد و رواق ديده با چراغ رسالت آذين شد.
تابش آفتاب «علم بالقلم» بر گلبرگ دل ها به عندليبان خوش الحان عشق، نويد صبح اميد بخشيد.
آفتاب يزد
«از مردم كمك بگيريد!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
واكنش غلامحسين الهام به مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام، غيرمترقبه نبود؛ زيرا او يكي از مخاطبان ـ و شايد از اهداف اصلي ـ مصوبه اخير است. همچنين او سخنگويي دولتي را به عهده دارد كه تاكنون از فرصت عضويت همزمان دو نفر در شوراي نگهبان و كابينه، بهرهبرداري حداكثري كرده است. اما اظهارنظر اخير او بايستي از زواياي گوناگون مورد توجه قرار گيرد. الهام ادعا كرده است: «ظاهراً الان مصلحت اين است كه به قانون اساسي عمل نشود و مصوبات مجمع خلاف قانون اساسي ابلاغ ميشود كه البته در مواردي اين اختيارات در اختيار مجمع است. ما هرآنچه قانون شود به آن عمل ميكنيم.»
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، شوراي نگهبان را در فصل مربوط به قوه مقننه تعريف نموده و لذا به نظر ميرسد كه بسياري از حقوقدانان مستقل و غيرحكومتي، عضويت همزمان در دولت و شوراي نگهبان ـ به عنوان بخشي از قوه مقننه ـ را ناقض اصل تفكيك قوا ميدانند. ضمن آنكه بر اساس همان قانون اساسي كه قرار است آقاي الهام و يازده همكار او از آن نگهباني كنند، نهادي به عنوان مجمع تشخيص مصلحت نظام وجود دارد كه ميتواند ـ و بايد ـ در موضوعات اختلافي ميان مجلس و شوراي نگهبان اظهار نظر و تعيين تكليف نمايد. لذا مشخص نيست كه الهام بر چه مبنايي مصوبه اخير مجمع را برخلاف قانون اساسي ميداند؟ البته شايد بتوان از ديدگاه ويژهاي كه در سه چهار سال اخير بر بعضي عرصههاي كشور حاكم شده است، حق را به الهام داد. بر اساس اين ديدگاه ظاهراً مصوباتي كه برخلاف مطالبات، تمايلات و مصوبات دولت نهم باشد، خلاف قانون اساسي است و حتي رئيس دولت حق دارد اجراي آنها را متوقف نمايد!
كيهان
«بعثت دوباره» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسام الدين برومند است كه در آن مي خوانيد؛«او را به رسالت مبعوث گردانيد، در حالي كه مردم گمراه و سرگشته بودند و صواب از خطا نشناخته، راه فتنه مي پيمودند، هوا و هوس آنان را بسوي خود خوانده بود، از راهشان برده بود و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته، از وفور ناداني سبكسر و خوار شده بودند و در عين سرگشتگي و تزلزل در كارها به بلاي ناداني گرفتار آمده بودند.»
اين عبارات نغز، بيان امير سخن علي(ع) است كه به وصف جهان در عصر بعثت مي پردازد و خط جهالت و غفلت مردمان را به نيكي و با ظرافت به تصوير مي كشد.
و در چنين شرايطي كه چرخه روزگار بر نقطه جهالت مي چرخيد و مردم پشت به قبله حقيقت سر بر سجده خدايگان دروغين و چوبين مي ساييدند و روشنايي از جهان رخت بربسته و ظلمت و سياهي عيان گرديده بود، با بعثت پيامبر اعظم(ص) و طنين انداز شدن نداي توحيدي «قولوا لااله الا الله تفلحوا»، «اسلام» در دل مبعث ولادت يافت تا سبيل سعادت را به بشريت و جماعت منحرف از حقيقت آدرس دهد و همگان را از آبشخور دانايي و عقلانيت سيراب نمايد و ننگ تعصب و جهالت را از آنها بزدايد؛ چرا كه بعثت رسول اسلام خط بطلاني بر نظام جاهلي با شاخص هايي چون قبيله گري، تعصب، جنگ و خونريزي بود.
اعتماد
«غلبه حاشيه بر متن نماز جمعه» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم فرزانه روستايي است كه در آن ميخوانيد:
ظاهراً از همان ابتدايي که اولين نهادهاي مدني براي اداره امور مردم يک سرزمين شکل گرفته، بحثي خودنمايي ميکند که شايد بتوان آن را زيربناي بسياري از چالشهاي سياسي دانست. بحث بر سر اينکه مردم اصل هستند يا حکومت، و نيز بحث بر سر اينکه مردم حکومت و سازمان آن به معناي اعم را به وجود آوردهاند پس سرنوشت حکومت در دست آنان است، يا اينکه حکومت مردم را به وجود آورده، پس مردم بايد تابع و مطيع آراي حاکمان و اداره کنندگان ملک باشند. توضيح جملات فوق اين است که اگر مردم و مسائل و مشکلات ادواري و بعضاً تکراري آنان نميبود، هيچ گاه واحدهاي حکومتي شکل نميگرفت و به عبارتي، در صورتي که اراده انسانها به عنوان صاحبان و مالکان و مدعيان روابط اجتماعي و اقتصادي بروز نمييافت و پديدهاي به نام مردم يا جمهور را شکل نميداد، نه تنها مقولههاي «حاکميت» و «حکومت» و «حاکم» شکل نميگرفت، حتي ممکن بود جوامع هنوز دوران پارينه سنگي را مي آزمودند.
ابتكار
«انحصار واردات کالا در دست چه کساني است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محسن مهديان است كه در آن ميخوانيد:
فساد با انحصار همزاد است. انحصار ضد شفافيت است. انحصار سيال است و به سرعت منتقل مي شود. رد پاي انحصار بدون شک در قدرت است. نيروي محرکه انحصار در قدرت سياسي است. بنابراين براي مبارزه با انحصار نيازي نيست به دوردست نگاه کنيم. مبارزه با مافياي اقتصادي به پرونده سازي هم نيازي ندارد. افشاگري هم مشکلي را حل نمي کند. مافياي مدرن به اين سطح از عقلانيت ابزاري رسيده است که منافعش را در چارچوب نهادهاي قانوني دنبال کند. انحصار گر در اقتصاد متعارف يک فاسد شناخته نمي شود.بنابراين تاکيد بر مافيا يا مفسد اقتصادي تنها در زمين خوار و نزول خور وشايد در بهترين حالت رانت خوار باشد و انحصار گر در حاشيه امنيت ساختاري است.
جمهوري اسلامي
«بعثت و ضرورت بازسازي اخلاقي جامعه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد؛يكي از ضرورت هاي بزرگ در نگرش كلان به موضوع بازسازي و مهيا كردن همه زمينه هاي رشد و توسعه در ابعاد و جنبه هاي گوناگون ـ و نه در گرايشات يكسويه و فاقد جامعيت ـ « بازسازي اخلاقي جامعه » است.
اصل بازسازي اخلاقي جامعه نشان مي دهد كه موضوع « اخلاق » برخلاف تفكرات سطحي كه اين اصل حياتي را در حصار مسائل اخلاق فردي به بند مي كشند و محدود مي نمايند داراي گستره اي است كه سراسر جامعه و كشور را دربرمي گيرد و در همه عرصه ها حضور دارد و در تمام تعاملات تاثير مي گذارد و هيچ قشر از اقشار جامعه و هيچ نقطه از حوزه فعاليت دولت و ملت را خالي از نفوذ وجود خود نمي گذارد.
براي اثبات اين اصل مهم و حياتي هيچ استدلالي را مستحكم تر از اين نمي دانيم كه انگيزه بعثت رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) متجلي كردن اخلاق در سطح جامعه و كشور اسلامي است و هيچ پشتوانه فكري و نظري را همچون اين كلام گهربار آن حضرت نمي يابيم كه فرمود .
دنياي اقتصاد
«حمايت يا اصلاح؟» عنوان سرمقاله روزنامه اقتصاد به قلم دكترموسي غنينژاد است كه در آن ميخوانيد:
فعالان بخشخصوصي و اغلب كارشناسان مستقل بر اين نكته تاكيد دارند كه توليد داخلي در حالحاضر با مشكلات بزرگي دست به گريبان است.
اين معضلات كه عمدتا به قيمت بسيار پايين كالاهاي صادراتي بازميگردد، منحصر به بخشخصوصي نيست و شامل بخش دولتي و شبه دولتي نيز ميشود. گزارشهاي نگرانكننده درباره وضعيت مالي بزرگترين توليدكننده اتومبيل در ايران شاهدي بر اين مدعا است. آنچه در بيشتر اوقات به عنوان راهحل براي اين گونه مشكلات پيشنهاد ميشود، تدابير سهلالوصول و عامهپسند ناظر بر سياستهاي حمايتي است. محور اصلي اين سياستها، اعطاي انواع يارانههاي توليدي و نيز بالا بردن ديوار تعرفههاي وارداتي است. تجربه تاريخي دو سده اخير چه در اروپاي قرن نوزدهم و چه در آمريكاي لاتين و ديگر كشورهاي جهان سوم در قرن بيستم نشاندهنده بيحاصلي و حتي زيانبار بودن اينگونه سياستهاست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


