گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
جام جم
«باز بيراهه رفتيد» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بيژن مقدم است كه در آن ميخوانيد:
نماز جمعه ديروز نهچندان متفاوت با ساير نمازهاي جمعه برگزار شد. هر چند سرمايهگذاري زيادي براي بهرهگيري از اين فضا صورت گرفته بود و رسانههاي بيگانه از هيچ تلاشي براي هدايت و مديريت آن فروگذار نكردند تا جايي كه براي كساني كه احتمالا هيچگاه پايشان به نمازجمعه باز نشده، آموزش نماز دادند! هر چند بخش عمده جماعتي كه در پي دعوت اين رسانهها به نماز جمعه آمده بودند، نماز نگزاردند و به شعارها و تحريكات طراحي شده از قبل پرداختند.
خوشبختانه به دنبال توصيههاي مسوولان، نمازگزاران مومن و هميشگي اسير اين تحريكات و شعارهاي تند نشده و با خويشتنداري مانع از بروز درگيريهايي شدند كه گروههاي سازمانيافته در پي آن بودند.
نماز جمعه البته در حاشيه خود باز نمايشي از حضور گروههاي تند و افراطي بود كه به نام دفاع از آقاي موسوي حتي حرمت اين فضاي معنوي را پاس نداشته و بيش از آن كه به دنبال شنيدن سخنان خطيب جمعه باشند؛ ميتينگي سياسي را رقم زدند.
اعتماد ملي
«تدبير و دلسوزي» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي به قلم غلامحسين كرباسچي است كه در آن ميخوانيد:
نماز جمعه ديروز تهران نه فقط يکي از مهمترين رويدادهاي پس از انتخابات رياست جمهوري که نقطه عطف ديگري در تاريخ کشور و انقلاب است براي توجه و تامل امروز مردم و قضاوت آيندگان از آنچه در اين روزها در ايران گذشته و ميگذرد.
حاشيههاي برگزاري اين مراسم به قدري تلخ و گزنده بود که دل هر يک از دلسوزان نظام و انقلاب و کشور را به درد ميآورد. همين حاشيههاي قبل و بعد از مراسم، از توهين به مردم، شخصيتها، فحاشيها و درگيريها گرفته تا برنامههاي از پيش تعيين شده برخي گروهها که کوشيدند زمينهاي فراهم کنند تا سخنان آقايهاشمي از تريبون نماز جمعه که طبق سنت اسلامي خطبههاي آن بايد محور اصلي بحثهاي جامعه باشد، تحت تاثير خبرهاي ديگر قرار گرفته و انعکاس کمتري داشته باشد، همه گوياي اهميت نماز جمعه ديروز است.
كيهان
«نماز جمعه ديروز و ...» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1-... «هاشمي رفسنجاني در نمازجمعه تهران هيچ سخني كه مانع از تجمع هواداران موسوي و اقدامات آنها شود بر زبان نياورد... او مي خواهد همچنان از هر فرصتي كه پيدا مي كند براي به چالش كشيدن نتايج انتخابات استفاده كند»... «هاشمي گفت مردم به نظام اعتماد ندارند»... «هاشمي رفسنجاني گفت بايد ترديدها در مورد انتخابات رفع شود»... «اين اولين بار بود كه يك مقام عالي رتبه ايران از بحران سخن مي گفت» و... مطالب فوق بخشي از انبوه گزارشها و خبرهايي بود كه خبرگزاريهاي خارجي بلافاصله بعد از سخنان ديروز آقايهاشمي رفسنجاني در خطبههاي نمازجمعه تهران، با ذوق زدگي براي رسانههاي خبري خود در آمريكا، اروپا و برخي از كشورهاي منطقه مخابره كردند و رسانههاي مورد اشاره نيز با استناد به آن به سياه نمايي گسترده اي عليه جمهوري اسلامي ايران دست زدند!
آفتاب يزد
«اتفاق تازهاي نيفتاده بازي نخوريم!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
از اوايل هفته گذشته، رسانههاي دو جناح و فعالان سياسي به شدت مشغول گمانهزني نسبت به حضور هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه تهران و محتواي احتمالي خطبههاي او بودند اما به نظر ميرسد از امروز همه حواسها به طرف انتصابات جديد احمدينژاد و در راس آنها ارتقاي مقام دوست و وابسته خانوادگي او - اسفنديار رحيم مشايي - خواهد رفت. احتمالاً عدهاي به ياد اولتيماتومهاي شديد مردان ظاهراً قوي در مجلس خواهند افتاد كه كمتر از يك سال پيش گفته بودند: «با احمدينژاد رودربايستي نداريم او بايد مشايي را از كار بركنار كند» و دغدغه عدهاي ديگر، سنجش ميزان پايبندي دولت نهم نسبت به توصيه نسبتاً اجماعي مراجع تقليد در خصوص مشايي خواهد بود. اما آيا واقعاً اين كار ضرورت دارد؟ نگارنده به دو دليل، هرنوع واكنش و در واقع سرگرمي به موضوع مشايي را غيرضروري ميداند. نخستين دليل آن است كه برخلاف ظواهر امر، جايگاه مشايي نزد رئيس جمهور و دولت، تغييري نكرده است. او از سالها قبل دوست نزديك احمدي نژاد بوده و در سالهاي اخير، اين دوستي را با پيوند خانوادگي استحكام بخشيده است.
جمهوري اسلامي
«مرد بحرانها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز نماز جمعه تهران از چهار سو مورد توجه بود. موافقان نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري معترضان به نتايج اعلام شده در داخل دوستان انقلاب و دشمنان انقلاب در خارج از كشور.
از اولين روز هفته گذشته اين چهار گروه انتظار كشيدند و گفتند و نوشتند و سرانجام جمعه 26 تير ماه فرا رسيد و چهره سرشناس انقلاب و نظام جمهوري اسلامي كه براي دوستان و دشمنان شناخته شده است و همه او را مرد بحرانها مي دانند بر كرسي خطابه قرار گرفت و با آرامشي كم نظير سخن آغاز كرد. هر چند در تمام روزهاي هفته و حتي تا اذان ظهر جمعه يعني زماني كه اظهارات طولاني و خلاف معمول سخنران قبل از خطبهها پايان يافت همه ي آن چهار گروه با گمانه زنيهائي همراه بودند و بعضي از آنها آنچه را در دل داشتند به زبان جاري كرده بودند و به قلم نيز آورده بودند لكن آنچه شنيدند با گمانه زنيها متفاوت بود.
اعتماد
«جاي خالي يک نويسنده منحصر به فرد» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم کاوه ميرعباسي است كه در آن ميخوانيد:
اسماعيل فصيح در ادبيات معاصر و تاريخ داستان نويسي ما يک نمونه منحصر به فرد است. نه اينکه اين جايگاه نتيجه يک قضاوت کيفي درباره آثارش باشد بلکه به گمان من فصيح را بايد از چندين و چند زاويه ديد تا ارزش و قدر کارش را دريافت. من مجموعه آثارشان را مي پسندم اما براي هر خواننده جدي و حرفه يي داستان نويسي فارسي شايد اين آشکار باشد که کيفيت مجموعه آثارش يکدست نيست. آثار بسيار خوبي دارد مثل «زمستان 62» و «ثريا در اغما» و رمانهاي خوب ديگري چون«سوگ سياوش»، «شهباز و جغدان»، «دل کور» و «داستان جاويد».
ابتكار
«هاشمي يک بار ديگر بر سر دوراهي» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
جمعه مورد انتظار هم فرا رسيد و خطبههاي وعده داده شده ايراد گرديد جمعيت پرشور متشکل از سلايق مختلف حضور پيدا کرده بودند مجموعه اتفاقات موجب شد تا يک بار ديگر نمازجمعه اي شبيه آن چيزي که در 5 مرداد 1358 براي اولين بار توسط مرحوم آيت الله طالقاني ايراد گرديد در دانشگاه تهران اتفاق بيفتد و اين تشابه از نگاه خطيب ديروزهم مغفول نماند، ديروز به يک معنا شاهدحضور چشمگير نمازاوليها نه از نظر سن که از نظر شرکت در اين نوع مراسم بوديم. نماز جمعه ديروز محور گمانه زني و تحليلهاي يک هفته گذشته بود دامنه گمانهها محدود به رسانه و محافل داخلي نبود و ابعاد تحليلها مورد توجه رسانههاي جهاني قرار داشت خبرحضور آقايان موسوي و خاتمي در نماز جمعه بردامنه کنجکاوي پيرامون رخدادهاي نماز جمعه 26تير افزود.
دنياي اقتصاد
«ريشه يابي اقتصادي سقوط اندوهبار» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد بعه قلم محمد صادق جنان صفت است كه در آن ميخوانيد؛ رويداد اندوهبار مرگ 168 سرنشين هواپيماي روسي مشهور به «توپولف» كه در مسير تهران - ايروان درحال پرواز بود، بار ديگر جامعه ايراني را در بهت و حيرت فرو برد و پرسشهاي قديمي را در ذهنها زنده كرد.
شهروندان ميپرسند چه مشكلي وجود دارد كه آنها را ناچار ميكند هواپيمايي سوار شوند كه به امنيت آن اطمينان ندارند؟ ايرانيان ميپرسند آيا جز روسيه، هيچ كشور ديگري هواپيما توليد نميكند كه متوليان و مسوولان از آن كشورها و بنگاهها هواپيما خريداري كنند؟ جامعه ايراني ميپرسد آيا هيچ راهحلي براي حل معضل و تنگناي نوسازي ناوگان هواپيمايي ايران وجود ندارد و چشماندازي در افق آينده ديده نميشود؟ برخي از شهروندان شايد اين پرسش برايشان پيش آيد كه آيا دستهايي وجود دارد كه شركتهاي ايراني را همچنان در مسير خريد هواپيماهايي كه ضريب امنيت آنها نسبت به ساير هواپيماها كمتر است، قرار ميدهد؟ به نظر ميرسد كه بايد اين پرسشها از سوي مسوولان با شفافيت كامل و روشني بررسي و پاسخهاي دقيق به آنها داده شود.


