کلکسیون ناقص«منسيتي»
پس از آنکه شیخهای اماراتی باشگاه دوم شهر منچستر را از «تاکسین شیناواترا»، نخستوزیر پیشین تایلند خریدند، شروع به خرید بازیکن کردند ولی بازیکنان زیادی راهی این تیم نشدند.
به نوشته وطن امروز و به نقل از گاردین؛ سران باشگاه برای آنکه بتوانند به اهداف خود که همانا تبدیل شدن به یک باشگاه بزرگ در اروپاست دست پیدا کنند، برای جذب بازیکن مطرح با ارائه پیشنهادهای سرسامآور و دستمزدهای هنگفت در جهت اغوای بازیکنان گام نهادند و از این راه توانستند بازیکنی همانند روبینیو را به خدمت بگیرند، ولی در ادامه راه خود ناکام ماندند.
آنها با ارائه پیشنهادهای سرسامآور به کاکا و ریبری نتوانستند آنها را به تیم خود ببرند و در حال حاضر نیز روی پیشنهاد خود به «جان تری» پای میفشارند. به راستی چرا بازیکنان بزرگ و صاحب شهرت راهی منچسترسیتی نمیشوند؟
اگر سران سیتی قصد دارند باشگاه را به راهی ببرند که منچستریونایتدیها رفتهاند، به نظر میرسد راه درستی را انتخاب نکردهاند. پس از آنکه هواداران سیتی احساس کردند که میتوانند به باشگاه بزرگی تبدیل شوند، باید این موضوع را در نظر داشته باشند که دنیای فوتبال به سختی باشگاهی را به عنوان یک باشگاه بزرگ میپذیرد و آنها باید تصور اینکه بتوانند بهتر از همسایه خود بشوند را از سر بیرون کنند.
مارک هیوز، سرمربی این تیم در فصل گذشته گفته بود: «حتی اگر جام اتحادیه انگلیس را نیز به دست آوریم بسیار خوشحال خواهیم شد!» جام اتحادیه در فوتبال انگلستان نسبت به جامهای دیگر اهمیت بسیار پایینتری دارد. وقتی سرمربی یک تیم چنین سخنی را به زبان میآورد به نظر میرسد سران تیم نباید به دنبال بازیکنانی چون جان تری و دیگران بروند.
سیتی میخواهد به نوعی خود را در حد یونایتد مطرح کند. این بدان معنی است که باید هر ساله وارد لیگ قهرمانان اروپا بشوند و جامهای زیادی را به ویترین باشگاه اضافه کنند؛ کاری که باشگاههایی چون اورتون، استونویلا و تاتنهام چند سالی است در مسیر آن گام برمیدارند ولی تاکنون نتوانستهاند خود را به عنوان تیم بزرگی مطرح کنند، ولی سیتی میتواند به نوعی این تیمها را کنار زده و به هدفش برسد زیرا آنها آنقدر متمول هستند که هر مبلغی را که بخواهند به هر بازیکنی پیشنهاد بدهند اما مشکل اینجاست که بازیکنان برجسته راهی این تیم نمیشوند.
بازیکنان بزرگ ترجیح میدهند با همان شرایط در تیم خود بمانند و به جای اینکه دستمزد بیشتری گرفته و تیمی مانند سیتی را ساخته و وارد مدعیان بکنند، در تیم خود که اعتبار بیشتری نسبت به سیتی دارد باقی بمانند.
سال گذشته زمانی که مارک هیوز هدایت سیتی را برعهده گرفت اعلام کرد، با همان سیاستی که در بلکبرن داشته وارد بازار نقل و انتقالات خواهد شد و بازیکنانی را به خدمت خواهد گرفت که سن پایینتری داشته باشند تا بتوانند بهترین سالهای دوران بازی خود را در سیتی سپری کنند و از طرفی اگر بخواهند تیم را ترک کنند سودآوری لازم را برای باشگاه داشته باشند.
این سیاستی است که یونایتدها دنبال میکنند و به نظر میرسد که سران سیتی نباید چنین سیاستی را در پیش بگیرند زیرا در آن موفق نخواهند بود. اگر آبیهای منچستر قصد دارند گرت بری که مدتهاست زمزمههای پیوستنش به لیورپول شنیده میشد را به تیم خود ببرند اتفاق جالبی رخ داده زیرا بری میتواند تا حدودی برای آنها چارهساز باشد.
حال نگاهی نیز به سیاست خرید بازیکن توسط منچستریونایتد میاندازیم. اگر قرار باشد آنها بازیکنی که سنش بالا رفته را به خدمت بگیرند، حداکثر سن وی 28 سال خواهد بود و بیشترین مبلغی که برای وی خواهند پرداخت 12 میلیون پوند خواهد بود.
این در حالی است که سیتیها «روکه سانتاکروز»که ماه بعد 28 ساله خواهد شد را با مبلغ 17 میلیون پوند از بلکبرن خریداری کردهاند. پرداخت این مبلغ نمیتواند برای مهاجمی که سالهای پایانی دوران بازیکنی خود را سپری میکند توجیهپذیر باشد.
قضیه انتقال جان تری به منچسترسیتی به دوران اوج و در عین حال مضحک خود رسیده است. آنها بر سر انتقال کاکا به تیم خود نیز شکست مشابهی را تجربه کرده بودند. چیزی که به وضوح مشخص است اینکه تری سال آینده 30 ساله خواهد شد و تا حدی پا به سن خواهد گذاشت. از سوی دیگر تری به هیچوجه علاقهای به ترک استمفوردبریج از خود نشان نداده.
حال اصرار سیتی به امضای قرارداد با وی چه دلیلی میتواند داشته باشد، مشخص نیست. شاید آنها قصد دارند پس از امضای قرارداد با تری به همه بگویند که ما با کاپیتان تیم ملی انگلستان قرارداد امضا کردهایم و اینکه با هر کسی بخواهیم، میتوانیم قرارداد ببندیم. ما آنقدر پول داریم تا بتوانیم هر بازیکنی را برای پیوستن به تیممان اغوا کنیم.
جان تری بازیکن بسیار خوبی است ولی به هیچوجه تنها مدافع میانی خوب در دنیا نیست، او سالهای زیادی تا پایان دوران فوتبالش فرصت ندارد و به هیچوجه رقمی که سران سیتی به وی پیشنهاد دادهاند قابل درک نیست. در عین حال اگر تری بخواهد به دلیل دریافت دستمزد هفتگی بیشتر راهی سیتی شود بدون شک مورد تمسخر بسیاری قرار خواهد گرفت.
بسیاری از مردم در زندگی خود علاقه دارند درآمدی معادل 250 هزار پوند در هفته داشته باشند ولی شما نمیتوانید تری را با مردم مقایسه کنید. او کاپیتان چلسی و تیم ملی انگلستان است. درست است که او در تیم فعلی خود تنها نیمی از آن درآمد را دارد ولی به هیچوجه نمیتوانید تصور کنید که تری به خاطر پول، استمفوردبریج را ترک کند چرا که اگر او این کار را انجام دهد تبدیل به منفورترین بازیکن انگلستان خواهد شد و باید برچسب طمعکار بودن را نیز برای خود بخرد. حال نیمنگاهی به سیاست نقل و انتقال بازیکن در منچستریونایتد میاندازیم.
در حالی که آنها از فروش کریستیانو رونالدو چیزی نزدیک به یکصد میلیون پوند به جیب زدهاند ولی به دنبال پیدا کردن جانشینی برای رونالدو نیستند. درست است که به واقع جانشینی برای او پیدا نمیشود ولی یونایتدها با تامل بسیاری به دنبال پر کردن جای خالی وی هستند زیرا از ارائه پیشنهادهای مضحک به بازیکنانی چون لیونل مسی و دیگران که تا حدودی میتوانند جای رونالدو را پر کنند، سر باز زدهاند.
اگر نگاهی به بازیکنانی که هر یک از این دو تیم به دنبال امضای قرارداد با آنها هستند بیندازیم، در خواهیم یافت که یونایتدها در موقعیت بسیار بهتری نسبت به سیتی قرار دارند ولی موضوع اصلی این نیست. اگر انتقال آلن شیرر از بلکبرن به نیوکاسل و کریم بنزما از لیون به رئالمادرید را در نظر بگیرند به این موضوع میرسیم که برخی بازیکنان ممکن است به جای انتخاب باشگاهی که با آن میتوانند به اوج افتخار و قهرمانی برسند، راه دیگری را در پیش بگیرند. شیرر میتوانست با پیوستن به منچستریونایتد بارها و بارها قهرمان لیگ برتر شده و قهرمانی در اروپا را جشن بگیرد و دوران باشکوهتری را پشت سر بگذارد ولی با پیوستن به نیوکاسل تمام این افتخارات را به باد داد.
پیوستن مایکل اوون طی یک قرارداد آزاد به یونایتد میتواند جالب توجه باشد، این در حالی است که سران سیتی جهت به خدمت گرفتن بازیکنانی با درجه اعتبار پایینتر باید بارها و بارها پیشنهاد خود را تکرار کرده و رقم پرداختی خود را بالا ببرند. هواداران اورتون ممکن است پس از فروخته شدن وین رونی به یونایتد به نشانه اعتراض در برابر باشگاه تجمع کرده باشند ولی در پایان همه متقاعد شدند که فروش وی در ادامه سیاستهای باشگاه بوده و اینکه بازیکنی که قصد ترک باشگاه را دارد، باید فروخته شود.
این موضوع درباره دیمیتار برباتوف نیز صدق میکند. زمانی که وی دریافت یونایتدها به دنبال امضای قرارداد با وی هستند، از ادامه همکاری با تاتنهام سر باز زد تا سران تیم، او را به شیاطین سرخ بفروشند. فرگوسن برای خرید او ابراز تمایل کرد و تاتنهامیها نیز همانند تمام باشگاههایی که قصد فروش بازیکن خود را دارند، بالاترین مبلغ را پیشنهاد دادند تا این انتقال صورت پذیرد.
زمانیکه ناتینگهام فارست قصد فروش روی کین را داشت، هنگامی که لیدزیونایتد نمیدانست چطور باید از اریک کانتونا بازی بگیرد و هنگامی که سران لاندرود توانایی پرداخت حقوق درخواستی ریو فردیناند را نداشتند، سر و کله باشگاه متمول و بااعتباری چون منچستر یونایتد پیدا شد تا با ارائه پیشنهاد خود آنها را به خدمت گرفته و به بالاترین حد دوران فوتبال خود برساند. پس از پیشنهادهایی که سیتی تاکنون به بازیکنان مختلف داده است، سران این باشگاه باید متوجه شده باشند که از این پس باید چه سیاستی را در پیش بگیرند.
میزان پولی که شما برای یک بازیکن هزینه میکنید نشان میدهد که این بازیکن تا چه حد برای شما اهمیت دارد. اگر پیشنهاد شما توانست بازیکن مورد نظر را برای پیوستن به تیم شما اغوا کند، در کارتان موفق بودهاید ولی اگر او پیشنهاد شما را نپذیرفت، باید بدانید که پول به تنهایی نمیتواند بازیکنان را برای پیوستن به تیمی ترغیب کند.
این چیزی است که سران سیتی باید بدان توجه داشته باشند. بازیکنانی که در تابستان جاری راهی یونایتد شدهاند، بازیکنان بزرگی نیستند، اوون که پا به سن گذاشته از نیوکاسل آمده، آنتونیو والنسیا از ویگان و گابریل اوبرتان از تیم ذخیرههای بوردو.
چیزی که این سه بازیکن را به یکدیگر پیوند میدهد این است که هر سه آنها از اینکه فرصت بازی در اولدترافورد به آنها داده شده هیجان زده هستند و میخواهند جزئی از باشگاه پرهوادار منچستر یونایتد باشند. هیچکدام از آنها به اینکه جانشین رونالدو خواهند شد فکر نکردهاند و تنها به این موضوع که زیر نظر الکس فرگوسن تیم جدید و موفقی خواهند ساخت دلخوش کردهاند.
در سوی دیگر منچستر سیتی ایستاده که تنها میخواهد قدرت خرید خود را به رخ بکشد. بدونشک این موضوع چیزی نیست که هواداران فوتبال آن را پیگیری کنند. آنها میخواهند بدانند فرگوسن و یونایتد در فصل پیشرو به چه شکل ظاهر خواهند شد و چه جامهایی را به ویترین باشگاه اضافه خواهند کرد.
ممکن است یونایتدها در سالیان آتی به موقعیت مالی سیتی برسند ولی سران سیتی باید بدانند برای رسیدن به جایگاه یونایتد راه آسانی را پیشرو ندارند. آنها باید در نهایت تواضع درسهایی را از رقیب همشهری و دیرینه خود بگیرند تا روزی بتوانند به باشگاه بزرگی تبدیل شوند.


