بازيكن بلد نيست دريبل بزند، ميگويند مربي مقصر است
خراسان؛ چرا اکثر کارشناسان متفقالقول درباره ضعف تکنیکی فوتبالیستهای انگلیسی صحبت میکنند؟ این هفته درباره استعداد تکنیکی جوانان کشورهای اروپایی و ناتوانی اتحادیه فوتبال جزیره در امر پرورش نخبهها مطالبی خواندم و متأثر شدم. نویسنده با استناد به بازی فوقالعاده ضعیف سهشیرها در فینال دوره اخیر رقابتهای زیر 21 سال اروپا دلایل خاص خود درباره ضعف زایش استعداد را با تأکید بر زبان آورد.
ظاهرا نکته ظریفی مورد توجه قرار نگرفت. شکست 4 بر صفر مقابل آلمان نتیجه انفعال پیرس بود، نه غفلت بازیکنان. به واقع تاکتیک سرمربی فعلی و بازیکن بزرگ دیروز غلط به نظر میرسید وگرنه تکنیک ستارههای جوان نقص نداشت. تیم بیسازمان جزیره در شب بازی نهایی رقابتهای فوق بازی کاملا ضعیف و دور از انتظاری انجام داد.
بله! در این نکته تردیدی وجود ندارد اما قبول چنین موضوعی باعث نادیده گرفته شدن تواناییهای لیکاترمول و کایرون گیبس نمیشود. چون تاکتیک انگلیس پر از اشکال است. پدیدهها میلغزند؟ به صرف عدم رعایت اصول 2-4-4 باید قدرت فردی پدیدهها را انکار کرد؟ اینجا باید از یک «نه» مشتاقانه دیگر بهره ببرم. والکات در سراسر تورنمنت سوئد یک ناکام بزرگ تلقی میشد.
اما هیچکس نپرسید چرا پیرس با استفاده از او در منطقهای غیرتخصصی عملا استعدادش را کشت. تئو در نقش مهاجم نوک مجبور شد پشت به دروازه به سمت خط دفاعی رقیبان هجوم ببرد و در این حالت نیمی از توان او هدر میرفت.
در قدرت دریبلزنی بازیکن آرسنال کوچکترین تردیدی وجود ندارد اما حتی اگر میتوانست هر 11 بازیکن حریف را دریبل بزند، بازهم احتمالا راه به جایی نمیبرد چون تاکتیک تیم از اساس و بنیان اشتباه بود. باخت در فینال بیش از پیش ضعفهای انگلیس را نمایاند؛ آنچه زیر سایه پیروزی حماسی بر سوئد در نیمه نهایی پنهان ماند.
چرا انگلیس طی یک نیمه، برتری 3 بر صفر مقابل میزبان را از دست داد. گرفتن انگشت اتهام به سمت اتحادیه فوتبال انگلیس و زیر سؤال بردن سیستم استعدادیابی باشگاهها آسان است با این حال ابتدا باید کشف کرد چرا آرسنال، منیو، لیورپول و... میتوانند از 95 درصد توانایی بازیکنان استفاده کنند و تیم ملی قادر نیست از همان افراد یک گروه منسجم بسازد؟ میگویند والکات به اندازهای که انتظار میرفت، رشد نکرده است.
خب، باید چه کسی را مقصر دانست؟ در استعدادپروری ونگر کوچکترین تردیدی وجود ندارد اما این آقا به عنوان حامی بزرگ جوانان به واقع نتوانست پسر خوب جزیره را به بازیکن بزرگی تبدیل کند؛ حداقل تا مقطع فعلی. کاپلو سکاندار تیم بزرگسالان انگلیس قصد برقراری ارتباط مناسب با مربیان آکادمی باشگاهها را دارد.
بالا رفتن سطح تاکتیکی در باشگاههای جزیره ارمغان بازیکنان و مربیان خارجی تلقی میشود؛ هرچند وقتی پای مقایسه تکنیک آنگلوساکسونها با همتایانشان در اسپانیا و ایتالیا وسط کشیده میشود، جای هیچگونه امیدواری باقی نمیماند.
امثال کراوچ و هسکی به عنوان گزینههای خط حمله تیم ملی انگلیس بیشتر از آنکه در این پست عملگرا باشند، دو مستعد علاقهمند هستند و نه چیزی بیشتر. واقعا میتوانید تکنیک کریک، جو کول، بری و جرارد سرحال را با مسی و حتی کاکای ناآماده مقایسه کنید؟ اصلا امکان ندارد.
بازیکنان انگلیسی عاشق محدودیت هستند و این علاقه تا مرز «خودآزاری» پیش رفته است. از طرفی یکجانبهنگری بازیکنان هم دیگر عامل عقبافتادگی سیستم فوتبال انگلیس تلقی میشود. اوون در سرعت بینظیر بود اما وقتی در سایه تدابیر تاکتیکی رقبا از کار افتاد، زمین خورد و دیگر بلند نشد.
در سوی مقابل فوتبالیستی مانند اتوئو حتی در صورت از دست دادن عنصر سرعت، خیلی افت نخواهد کرد. با تمام این اوصاف معتقدم نباید نگران باشیم. تکنیک بخش مهمی از فوتبال است اما تنها عامل موفقیت در این ورزش نیست. کاکا با اینکه بیش از جرارد استعداد خدادادی دارد در مؤلفههای اکتسابی مانند انرژی و قدرت مقابل کاپیتان لیورپول کممیآورد.
شخصا برخلاف رسانههای گروهی، بازیکن جدید رئالمادرید را کامل نمیدانم. جای سؤال «چرا انگلیسیها تکنیک ندارند» را با پرسش «چرا جزیرهنشینان تأثیرگذار نیستند» عوض کنید و سپس جواب را بخوانید: «چون تعریف تاکتیک اصلی مضامینی مانند ترس از شکست را به اذهان متبادر میکند.»
وحشت از باخت ریشه خلاقیت و اقدامات انتحاری را میخشکاند. راه حل؟ ابتدا باید به مرور زمان رژیم تاکتیکی قدیمی تیم ملی انگلیس و همه باشگاههای پایین دست 4 بزرگ جزیره را عوض کرد.


