سرنوشت رکنآبادی، بهانه جدید انتقاد کور از وزارت خارجه
چهل روز بعد از فاجعه منا و در شرایطی که فتیله انتقادات مخالفان مذاکرات هستهای از برجام در حال پایین آمدن است، نامعلوم بودن سرنوشت غضنفر رکنآبادی، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در بیروت، با بهانههای عجیب و دلایل غیرمنطقی، ابزار جدید حمله به وزارت خارجه شده است.
به گزارش «تابناک»، حمله جدید به وزارت خارجه با این بهانه شروع شده که لبنان یکی از زمین های مهم جدال ایران و عربستان است؛ رکن آبادی، به عنوان کسی که تا دو سال پیش سفیر ایران در لبنان بود، یک گنج اطلاعاتی کم نظیر در عرصه لبنان و حوزه های مرتبط با آن مانند سوریه، حزب الله، گروه های فلسطینی و ... بود، حتی یک بار هم یک تروریست سعودی کوشید سفیر ایران در لبنان را ترور کند که ناکام مانده و فرستادن «شاه ماهی اطلاعاتی ایران در لبنان» به سفر حج، اقدامی عقلانی و منطبق با منافع ملی و دوراندیشی بوده است.
سرنوشت سفیر سابق ایران در بیروت ـ که مانند ده ها هزار حاجی ایرانی دیگر رسمی و قانونی به سفر حج رفته و پیام رهبر انقلاب در مراسم برائت از مشرکین را نیز قرائت کرد ـ با وجود گذشت بیش از چهل روز از فاجعه منا، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد؛ اما آیا میتوان بنا به بهانههای امنیتی، سفر رکنآبادی را اشتباه و وزارت خارجه را مسئول سرنوشت نامعلوم وی دانست؟ پاسخ به این سوالات بنا به دلایل مختلف منفی است.
نخست اینکه بر خلاف ادعای مطرح درباره «گنج اطلاعاتی بودن رکنآبادی» که از سوی منادیان اوجگیری تنش در روابط ایران و با عربستان که جریان عربستیز و حامیان دولت ترکیه نیز نقش زیادی در آن دارند، مسئولان آگاه ایرانی و لبنانی، اصل مسأله اهمیت اطلاعاتی رکنآبادی را مردود دانستهاند.
از جمله سید عبدالله صفی الدین، نماینده دبیرکل حزب الله لبنان در تهران در گفت و گو با خبرگزاری میزان گفته است: این فرضیه را که احتمالا رکن آبادی ربوده شده باشد، رد نمی کنیم؛ اما برای اثبات آن نیاز به دلیل است. الان حدود 40 زائر ایرانی مفقود هستند. نیاز به جمع آوری اطلاعات است، ولی نمی توان به طور حتم آن را تأیید کرد. به هر حال، آقای رکن آبادی اطلاعات محرمانه زیادی از نیروی مقاومت حزب الله لبنان و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران نداشته است. به دلیل ناامنی های حال حاضر سفرا نباید اطلاعات زیادی داشته باشند، اما ایشان فرد سیاسی هستند و نه نظامی امنیتی؛ بنابراین، اطلاعاتی محرمانه نظامی در دست ندارد. پس نمی توان این گونه تحلیل کرد که مقامات آل سعود به دنبال تخلیه اطلاعاتی ایشان هستند.
ثانیا بر فرض که سفیر سابق ایران در لبنان دارای اطلاعات زیاد و باارزشی بوده باشد، باز هم محروم کردن وی از سفر حج با اما و اگرهای قانونی و شرعی فراوانی همراه است.
محروم کردن رکنآبادی از سفر حج با بدیهیات حقوق شهروندی و بشر مغایرت دارد. در سالهای گذشته طیف وسیعی از مقامات ارشد ایرانی با اهمیت بسیار بیشتر اطلاعاتی و امنیتی به سفر حج رفتهاند. فرماندهان ارشد نظامی و مقامات ارشد اطلاعاتی و امنیتی ایران اغلب با افتخار حاجی نامیده میشوند و این حاجیان نه تنها در روزهای آرامش بین ایران و عربستان، بلکه برخی از آنها در حساسترین روزها و از جمله در دوره دفاع مقدس و گاه به صورت گروهی به حج رفتهاند.
از سوی دیگر، حتی در اوج رفتارهای دور از انسانیت مأموران عربستانی با حاجیان ایرانی عمره نیز کمتر کسی شده است که تحریم حج تمتع را به طور کلی مطرح کرده باشد، زیرا فریضهای مانند حج را نمیتوان به راحتی کنار گذاشت و مسلمان مستطیعی مانند رکنآبادی را هم نمیتوان با احتمال وجود یک خطر از حج منع کرد.
سرانجام اینکه آیا رکنآبادی تنها مقام مهم ایرانی است که سرنوشت وی بعد از فاجعه منا نامشخص است؟
علاوه بر این، رسانه هایی که حملات خود را متوجه وزارت خارجه کرده اند، لازم است از خود بپرسند که آیا مقام صاحب صلاحیت برای اجازه خروج دادن به فردی که به قول این رسانه ها فردی با اطلاعات زیاد است، وزارت خارجه است یا نهادهای دیگر؟ آیا مثلا معاون مالی اداری وزارت خارجه می تواند یک نفر را از سفر به حج تمتع باز بدارد؟ این رسانه ها خود می دانند که وزارت خارجه چنین توانایی ندارد و نهادهای دیگر هستند که در این باره تصمیم می گیرند؛ اما بالاخره وقتی بهانه گیری باشد، قرق نمی کند بهانه چه باشد.


