در حاشیه کوشش سینمادارها برای اکران دوباره یک فیلم؛
تنفس مصنوعی زوج عطاران و افشار به سینمای در حال احتضار
حتی میرباقری هم سراغ زوج «نهنگ عنبر» یعنی رضا عطاران و مهناز افشار رفته تا با بودجه پنج میلیارد تومانی سریال «ماه تی تی» را برای شبکه خانگی بسازد و در واقع در شرایطی که هیچ ایده و طرح تازهای وجود ندارد، از سینمادار تا سینماگر، سراغ یک الگوی موفق را میگیرند تا شاید به سلامت از این کویر وحشت گذر کنند.
کد خبر: ۵۴۴۱۰۰
| | 20321 بازدید

با وجود کوششها برای نمایش رونق سینما، نشانههای موجود که تنها در جدول فروش خلاصه نمیشود، حکایت از رکود سینمایی دارد که گزینههای متنوع و جذابی برای تماشاچی ندارد و قریب به اتفاق آثار به نمایش درآمده در آن، فاقد سوددهی و توجیه اقتصادی بودهاند و همین فضا، سینماداران را واداشته تا خواستار اقدامات بیسابقه نظیر اکران دوباره یک فیلم در گروههای اصلی شوند.
به گزارش «تابناک»، سینماداران ایران در شرایطی سومین فصل سال را پشت سر می گذرانند که مطابق با قاعده معمول هر سال، آهسته آهسته افت مخاطب مشهودتر میشود و این افت تا اواخر سال به اوج خود میرسد؛ افتی که با اکران برخی آثار و محدود شدن گزینههای انتخاب برای تماشاگران ثابت سینما آغاز شد و همچنان در حال استمرار است و عملاً به افت معمول فروش نیمه دوم سال گره خورده است.
در چنین فضایی یک اتفاق بیسابقه رخ میدهد و سینماداران خواستار اکران فیلمی میشوند که چند صباحی از پایان اکرانش نگذشته تا شاید بدین ترتیب بتوانند بخشی از صندلیهای سالنهایشان را پر کنند: «نهنگ عنبر»؛ کمدی که سامان مقدم توانست به هزینه دو میلیاردی بسازد و علی رغم قرار گرفتن در لیست سیاه برخی نهادها و اکران محدود و حتی عدم برخورداری از فرصت تبلیغاتی، شش میلیارد و هشتصد میلیون فروش داشته و بعد از فیلم «محمد (ص)» ساخته مجید مجیدی و بالاتر از کمدی «ایران برگر» اثر مسعود جعفری جوزانی که چهار میلیارد و ششصد میلیون فروش داشته، قرار گرفته است.
حتی فیلم بعد این جدول نیز یک کمدی است و «گینس» اولین اثر محسن تنابنده، علی رغم داستان ضعیف و پرداخت ضعیفتر، صرفاً به واسطه حضور رضا عطاران و محسن تنابنده در ترکیب سه بازیگر اصلیاش توانست فروشی قابل توجه و معادل سه میلیارد و صد میلیونی داشته باشد اما بعد از گینس درباره سایر فیلمها نمیتوان به عنوان آثاری سودده نگاه جدی داشت و به نظر میرسد اگر «رخ دیوانه» ساخته ابوالحسن داودی را هم به این مجموعه اضافه کنیم، دیگر فیلمی نمیماند که سوددهی داشته باشد.
این گونه است که سیل پیشنهادها برای اکران دوباره «نهنگ عنبر» سرازیر شده، چرا که علاوه بر کمدی بودن، تا حدودی ساختار روایی جذابی دارد و مخاطب را تا نیمه داستان با خود همراه نگه میدارد و در یک سوم پایانی با افت مواجه میشود. در واقع ساخته آخر سامان مقدم اثری منحصر به فرد نیست، ولی برای مخاطب تشنه ایرانی، فیلم ایده آلی برای دو ساعت حضور در سینما و پشیمان نشدن از خرید بلیت سینماست.
در همین حال حتی میرباقری هم سراغ زوج «نهنگ عنبر» یعنی رضا عطاران و مهناز افشار رفته تا با بودجه پنج میلیارد تومانی سریال «ماه تی تی» را برای شبکه خانگی بسازد و در واقع در شرایطی که هیچ ایده و طرح تازهای وجود ندارد، از سینمادار تا سینماگر، سراغ یک الگوی موفق را میگیرند تا شاید به سلامت از این کویر وحشت گذر کنند.
این اوضاع به شدت یادآور دورانی است که پس از موفقیت اصغر فرهادی با فیلم «جدایی نادر از سیمین»، طیف وسیعی از کارگردانهای پرسابقه و جوان در پی تکرار الگوی فرهادی برآمدند و در نهایت مجموعه آثاری خلق شد که حتی 10 درصد کیفیت اثر فرهادی را نداشتند و قریب به اتفاقشان شکست سختی را در گیشه و جشنوارهها تجربه کردند و تاسف آور ایران همچنان انتهای این موج پیداست و احتمالاً در جشنواره امسال نیز تعداد فیلم آپارتمانی فاقد جذابیت حداقلی رونمایی خواهد شد.
حقیقت آن است که مردم به سینما نمیروند، زیرا سینماگر حرف چندانی برای گفتن ندارد و بسیاری از بازیگران مطرح نیز در صحنه نیستند، چون با فیلمنامه جدی و کارگردان کارکشتهای به صورت همزمان برخورد نمیکنند. در چنین اوضاعی طبیعی است که همزمان با تلاش اصغر فرهادی در راستای یافتن نابازیگر برای فیلم جدیدش، گروهی از بازیگران حرفهای و شناخته سینمای ایران دست به دامانش شوند تا نقشی ولو کوچک در فیلمش داشته باشند. سینما حال خوشی ندارد؛ آیا این نشانهها کافی نیست؟
به گزارش «تابناک»، سینماداران ایران در شرایطی سومین فصل سال را پشت سر می گذرانند که مطابق با قاعده معمول هر سال، آهسته آهسته افت مخاطب مشهودتر میشود و این افت تا اواخر سال به اوج خود میرسد؛ افتی که با اکران برخی آثار و محدود شدن گزینههای انتخاب برای تماشاگران ثابت سینما آغاز شد و همچنان در حال استمرار است و عملاً به افت معمول فروش نیمه دوم سال گره خورده است.
در چنین فضایی یک اتفاق بیسابقه رخ میدهد و سینماداران خواستار اکران فیلمی میشوند که چند صباحی از پایان اکرانش نگذشته تا شاید بدین ترتیب بتوانند بخشی از صندلیهای سالنهایشان را پر کنند: «نهنگ عنبر»؛ کمدی که سامان مقدم توانست به هزینه دو میلیاردی بسازد و علی رغم قرار گرفتن در لیست سیاه برخی نهادها و اکران محدود و حتی عدم برخورداری از فرصت تبلیغاتی، شش میلیارد و هشتصد میلیون فروش داشته و بعد از فیلم «محمد (ص)» ساخته مجید مجیدی و بالاتر از کمدی «ایران برگر» اثر مسعود جعفری جوزانی که چهار میلیارد و ششصد میلیون فروش داشته، قرار گرفته است.
حتی فیلم بعد این جدول نیز یک کمدی است و «گینس» اولین اثر محسن تنابنده، علی رغم داستان ضعیف و پرداخت ضعیفتر، صرفاً به واسطه حضور رضا عطاران و محسن تنابنده در ترکیب سه بازیگر اصلیاش توانست فروشی قابل توجه و معادل سه میلیارد و صد میلیونی داشته باشد اما بعد از گینس درباره سایر فیلمها نمیتوان به عنوان آثاری سودده نگاه جدی داشت و به نظر میرسد اگر «رخ دیوانه» ساخته ابوالحسن داودی را هم به این مجموعه اضافه کنیم، دیگر فیلمی نمیماند که سوددهی داشته باشد.
این گونه است که سیل پیشنهادها برای اکران دوباره «نهنگ عنبر» سرازیر شده، چرا که علاوه بر کمدی بودن، تا حدودی ساختار روایی جذابی دارد و مخاطب را تا نیمه داستان با خود همراه نگه میدارد و در یک سوم پایانی با افت مواجه میشود. در واقع ساخته آخر سامان مقدم اثری منحصر به فرد نیست، ولی برای مخاطب تشنه ایرانی، فیلم ایده آلی برای دو ساعت حضور در سینما و پشیمان نشدن از خرید بلیت سینماست.
در همین حال حتی میرباقری هم سراغ زوج «نهنگ عنبر» یعنی رضا عطاران و مهناز افشار رفته تا با بودجه پنج میلیارد تومانی سریال «ماه تی تی» را برای شبکه خانگی بسازد و در واقع در شرایطی که هیچ ایده و طرح تازهای وجود ندارد، از سینمادار تا سینماگر، سراغ یک الگوی موفق را میگیرند تا شاید به سلامت از این کویر وحشت گذر کنند.
این اوضاع به شدت یادآور دورانی است که پس از موفقیت اصغر فرهادی با فیلم «جدایی نادر از سیمین»، طیف وسیعی از کارگردانهای پرسابقه و جوان در پی تکرار الگوی فرهادی برآمدند و در نهایت مجموعه آثاری خلق شد که حتی 10 درصد کیفیت اثر فرهادی را نداشتند و قریب به اتفاقشان شکست سختی را در گیشه و جشنوارهها تجربه کردند و تاسف آور ایران همچنان انتهای این موج پیداست و احتمالاً در جشنواره امسال نیز تعداد فیلم آپارتمانی فاقد جذابیت حداقلی رونمایی خواهد شد.
حقیقت آن است که مردم به سینما نمیروند، زیرا سینماگر حرف چندانی برای گفتن ندارد و بسیاری از بازیگران مطرح نیز در صحنه نیستند، چون با فیلمنامه جدی و کارگردان کارکشتهای به صورت همزمان برخورد نمیکنند. در چنین اوضاعی طبیعی است که همزمان با تلاش اصغر فرهادی در راستای یافتن نابازیگر برای فیلم جدیدش، گروهی از بازیگران حرفهای و شناخته سینمای ایران دست به دامانش شوند تا نقشی ولو کوچک در فیلمش داشته باشند. سینما حال خوشی ندارد؛ آیا این نشانهها کافی نیست؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


