فقط آدامس بزرگ جویدن شرط نیست
«کارلتو میتواند چلسی را به رقابت با یونایتد در لیگ برتر برگرداند.» این جملهای است که جانفرانکو زولا در خوشامدگویی به آنچلوتی میگوید. آیا درست گفته یا فقط یک تعارف ایتالیایی به هموطن است؟!
به نوشته وطن امروز؛ زولا هفت سال در چلسی بازی کرده و اولین تجربه مربیگریاش با وستهم یونایتد نسبتا موفق بوده است، پس میتوان او را صاحبنظر دانست. از طرفی تجربه موفق دنفابیو در تیم ملی انگلستان، آبراموویچ، مالک ثروتمند چلسی را مجاب کرده که راه برون رفت از بن بست، آمدن کارلتوست...
جلوگیری از خسارت بیشتر
خروج ژوزه مورینیو از غرب لندن، هزینه گزافی برای سرمایهدار روس داشت، چون برای قطع همکاری نزدیک به 5 میلیون پوند خسارت به مرد پرتغالی پرداخت شد ولی این پایان ماجرا نبود، چرا که پس از مورینیو، آورام گرانت اسرائیلی، اسکولاری برزیلی و برای یک نیم فصل گاس هیدینک هلندی سکان آبیها را دردست گرفتند! تخمینزده میشود که نزدیک به 50 میلیون پوند خسارت مالی بر سر این تعویض پیاپی مربی و نیز گروه مربیگری هر یک از آنها به باشگاه تحمیل شده است. پس باید هر چه زودتر باید کاری کرد!
اهداف آبراموویچ
حقیقت این است که مورینیو بسیار عالی نتیجه گرفته بود. تیم ژوزه پس از 50 سال دوبار پیاپی به قهرمانی لیگ برتر رسید و به سلطنت مطلق منچستریونایتد پایان داد ولی بهانه آبراموویچ ارائه نشدن بازی زیبا از طرف تیم آبیپوش بود! به نظر میرسد در پس این فرافکنی، حسادت مالک باشگاه نهفته است. مردی که حتی در سیاستهای کلان کشورش دست دارد و دوست گرمابه و گلستان قدرتمندترین فرد روسیه یعنی ولادیمیر پوتین است. تحمل کردن آقای خاص با محبوبیت خیرهکنندهاش و مورد علاقه بودن وی از طرف بازیکنان تیم، در حاشیه قرار گرفتن این پولدار قدرت طلب را باعث شد. پس باید هر چه زودتر کاری کرد!
افکار کارلتو
آنچلوتی با تفکرات نسبتا دفاعی شناخته میشود و بیش از زیبایی بازی، نتیجهگراست. شاهد این مدعا سابقه تیمهایی است که در آن مربیگری کرده است. میلان مهمترین آنهاست که با داشتن لشکری از بازیکنان صاحبنام و با کلاس جهانی و کسب قهرمانی اروپا و ایتالیا، باز هم سیستم دفاعی آن شاخصترین مولفه میلان بود. یکی از ایرادات وارد به کارلتو اعتماد بیش از حد به بازیکنان مسن است. بازیکنانی که از نظر سابقه و تجربه بسیار مورد احترامند ولی نیروی جوانی و جنگندگی چیز دیگری است و همین عامل موجب زیبایی و سرعت بازی فوتبال میشود. ویژگی بارز و امتیاز مهمی که آنچلوتی دارد و بسیار هم مورد نیاز چلسی است، جو رفاقت و دوستی است که او معمولا در تیمهایی که داشته بهوجود آورده است. این همان شخصیتی است که تیم آبیپوش به آن نیاز دارد و در زمان مربیگری اسکولاری فوقالعاده از آن دور شده بود و هیدینک آنرا تا حدودی بازسازی کرد. باشگاهی که در آن تعداد زیادی ستاره و فوق ستاره دیده میشود، احتیاج به کاریزمایی دارد که ضمن تبعیت از سرمربی، حس نزدیکی بین بازیکنان برقرار باشد و این شخصیت در آنچلوتی یافت میشود. سند این ادعا، روز جدایی کارلتو از میلان است که برخی از بازیکنان در پایان آخرین تمرین به گریه افتادند، اتفاقی که در فوتبال حرفهای نادر است. نکته جالب دیگر اینکه میلان و چلسی از نظر داشتن بازیکنان پا به سن گذاشته و با تجربه شباهت فراوانی دارند و شاید یکی از دلایل انتخاب آنچلوتی توسط آبراموویچ همین شباهتهای زیاد بین این دو باشگاه باشد ولی به نظر نمیرسد ورود این ایتالیایی خوشنام در بالا رفتن سرعت و زیبایی فوتبال چلسی تاثیر چندانی داشته باشد و بیشتر نتیجهگرایی بویژه در لیگ قهرمانان اروپا هدف اصلی کارلو آنچلوتی در چلسی است. رویایی که برای هواداران و مدیران چلسی همچون کابوسی دردناک در آمده است!
امید به آینده
با یادگیری زبان انگلیسی که مشکل اول کارلتو است و آشنایی با فرهنگ بازی در لیگ برتر جزیره، آنچلوتی میتواند از ویژگیهای منحصر بفردش استفاده کند ولی باید کمی بله قربانگو باشد تا از طرف آبراموویچ آسیبی به وی نرسد. ضمن اینکه باید جوانگرایی در چلسی را در رئوس برنامههایش قرار دهد تا در طول فصل با مشکلات مربیان قبلی روبهرو نشود. او باید بداند برای رقابت با سه مربی بزرگ دیگر جزیره بویژه سرالکس فرگوسن در لیگ برتر، فقط آدامس بزرگ جویدن مهم نیست! بلکه شغل ایتالیایی او در لندن باید ادامه موفقیتهای جان لوکا ویالی، کلودیو رانیری، جانفرانکو زولا و بویژه فابیو کاپلو باشد تا بتواند امید آبیها را برای آینده زنده نگهدارد.


