اینجا حلبیآباد است؛ پایان پایتخت
عمر خانههایشان به بادی بند است و بویی که هر روز استشمام میکنند، بوی تعفن زباله است. بچههایشان دوست دارند مدرسه بروند اما سرنوشتشان چیزی دیگری است...
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹۵
انتشار یافته: ۱۰
امیدوارم با تغییری که از خودم شروع میکنم باعث تغییر و بهبود زندگی هموطنان خودم بشم
خیلی متاسفم
کاش میشد یه جوری به این بچه ها کمک کرد
کاش ایران یه انجمن حمایت از کودکان داشت
کاش...
صدا در حلقوم باز ماند آمد چرا؟
چگونه پاسخگویم
من که حلبی آباد سای 53-54 رادیدم
و هجوم ایادی رژیم شاهی را
وکشته شدن حلبی آباد
من چه بگویم که با آرزو ی حق خانه داشتن
فریاد انقلاب اسلامی کردم
راه را باز کنید
کمکشان کنیم همه ملت
ابروی ماست
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



