شبکههای اجتماعی و دروغهای نوستالژیک
نوستالژی چیست؟ نوستالژی را غم غربت ترجمه کردهاند. بگذارید با مثال مسأله را روشن کنیم. هنوز هم در جهان ما کسانی هستند که دربهدر بهدنبال صفحههای قدیمی موسیقی میگردند. هنوز هم برخی آرشیوی از پوسترهای قدیمی درست میکنند و آنها را به عکسهای با کیفیت و رتوش شده فعلی ترجیح میدهند. برخی عکاسان کنونی هم از دوربینهای عکاسی قدیمی برای عکس گرفتن استفاده میکنند و عدهای وسایل سنتی طبخ غذا را مؤثرتر از انواع لوازم آشپزی فوق پیشرفته میدانند.
به گزارش جام جم اگر از دلیل این کار سؤال شود اغلب با سخنانی شاعرانه روبه رو می شویم و اگر جویا شویم که چه تفاوتی به لحاظ کیفی آنها را به این انتخاب های سخت و قدیمی کشانده باز هم با توجیهاتی مبهم و مشکوک و اثبات نشده روبه رو هستی. اما واقعیت این است بسیاری از سازهای به کار رفته در یک موسیقی، با صفحه های قدیمی شنیده نمی شوند. کیفیت پوسترهای اصلاح شده فعلی از فیلم های قدیمی زیباتر و شفاف ترند. انواع دوربین های دیجیتال تصاویری حقیقی تر و دقیق تر از وقایع و موقعیت های زندگی ثبت می کنند و آشپزی با وسایل جدید سریع تر است و تنوع غذایی بیشتری ایجاد می کند. این نگاه نوستالژیک و گذشته گرا در مورد ارتباطات انسانی و وسایل ارتباطی هم وجود دارد. همین نگاه منتهی شده است به نقدها و کناره گیری هایی نه چندان منطقی از شبکه های اجتماعی. هنوز عده ای حسرت زمانی را می خورند که نامه های کاغذی تنها وسیله ارتباطی انسان ها بود. مزیتی که ذکر می کنند مثلا این است که نامه آدم ها را مجبور می کند سواد بیشتری کسب کنند.
چرا نوستالژی افسرده می کند؟
اما نامه ابزاری کند بود؛ ابزاری که مدت ها طول می کشید تا به دست مخاطب خود برسد و همین کندی و تأخیر می توانست در خیلی از موارد فاجعه آفرین باشد. نامه، اشکال دیگری هم دارد و آن توانمند کردن دروغگویان در دروغگویی بیشتر است. آدم ها در غیاب و فقدان حضور می توانند راحت تر دروغ بگویند و بر بال کلمات و ادبیات پیچیده بنشینند و واقعیت را هر چه بیشتر به حاشیه برانند.
اما امروز با ارتباطات آنلاین و دیدن تصاویر و گفتن سخن رودرو، دروغگویی سخت شده است، واقعیت حضوری پررنگ تر یافته است و دیگر دلتنگی به عنوان احساسی غم انگیز و گاه فلج کننده زودتر رفع می شود. بنابراین چنین نیست که شبکه های اجتماعی احساسات و مراوده حسی را تقلیل دهد، بلکه انتقال صادقانه احساسات به واسطه شبکه های اجتماعی ساده تر شده است.
از سوی دیگر، در برابر ستایش کردن نامه به عنوان عاملی که سواد می طلبد، باید گفت شبکه های اجتماعی بری از زبان نیستند و اساسا در جهانی ظهور پیدا کرده اند که سواد به گونه ای دیگر تعریف می شود. سواد دیگر فقط توان خواندن و نوشتن و حتی خوب نوشتن نیست؛ بلکه تسلط به امکانات ارتباطی بهتر، سریع و دقیق تر خود سواد است و گفتن منویات درونی به صریح ترین شکل، جزئی از مهارت انسان معاصر محسوب می شود که با شبکه های اجتماعی میسر می شود. شبکه های اجتماعی مردم جهان را به هم متصل و آگاهی را سریع تر و غنی تر کرده است. آدم ها زودتر و بیشتر آگاه می شوند و میزان دانایی آنها نسبت به مسائل غنی تر شده است.
البته مسلم است این گسترش آگاهی باید با بینش و درک عمیق از موقعیت انسان در جهان همراه باشد وگرنه ابزار جدید ارتباطی می تواند عامل گسترده کردن جهل هم باشد. گذشته گرایی و مقاومت نوستالژیک در برابر ابزار جدید، همواره نوعی انزوای روحی و تنهایی به بار می آورد که اصل ارتباط در جهت خنثی کردن این عامل است. نوستالژی و گذشته گرایی در اغلب موارد انسان ها را به سمت افسردگی می برد، چرا که دور افتادگی از زمان معاصر که تبلور اصلی آن در شبکه های اجتماعی است، با توجه به تغییری که در عالم و کیفیت ارتباطات انسانی ایجاد کرده اند، به نوعی خلل و اشکال در روابط انسانی منتهی می شود و فرد دورافتاده را به سمت بیماری غربت می برد.
نوستالژی انسان رو ترغیب میکنه قدر داشته ها و لحظه هاش رو تو هر شرایطی بدونه
چون شرایط سخت هم خود زیباترین خاطرات ما میشن
البته که اگر کسی بخواهد همیشه در گذشته زندگی کند یا بقول شما حال را انکار و راجع به قدیم دروغ بگوید اولا که امکانش را ندارد ودوما اگر اصرار ورزد حتما افسرده و غمگین می شود .
ولی اینگونه هم که شما می فرمایید نیست که تا فردی, یادی از جایی کرد و یا به یاد کوچه , خیابان , محله ,شهر و روستا و متعلقات و ابزار وسایل قدیمی و گذشته افتاد دچار افسردگی شود.
یادآوری گذشته و خاطرات قدیم یا همان حس نوستالژیک که بنظرم شما خیلی غلیظ با آن برخورد فرمودید همیشه هم بد نیست بلکه طبق تحقیقات متعدد اثبات شده که داشتن گاه به گاه آن در سلامتی روح وروان اتفاقا بسیار اثرمثبت دارد.
اما از حرف شما یک نکته هم می شود یاد گرفت که در هر امری باید تعادل را رعایت کرد.
درست است که گذشته ما بنیان تغییرات عالی امروزی ما هست , اما نباید بیش از حد به قدیم بچسبیم آنطور که حال و تحولات خیلی خوب امروزی را غافل شویم واز شکر داشته های اکنون مان غافل گردیم.
چه کسی منکر تحولات و تغییرات جدید که موجب آسایش و آرامش بشر گردیده می باشد؟
چه کسی می تواند این همه تسهیلات و راحتی را که تکنولوژی های تازه و علم و دانش جدید به کمک بزرگان دانشمند و همه افراد فرهیخته و زحمتکش و دلسوزدر سراسر جهان و هموطن های خوب خودمان ...بدست آمده را نبیند و یا نفی کند؟
فراموش نکنیم "نوستالژی " حس زیبای ناشی از " نیمه چشمی به عقب انداختن "است با هدف سپاس و یادآوری داشته های خیلی خوبی که امروز همه دنیا دارند ازش بهره می گیرندو ماهم خوشبختانه اغلب آنها را در دسترس داریم.
یادمان باشد اگر می خواهیم بزرگ تر شویم حتما باید پاهایمان را بر قامت بلند گذشتگان و هر چه در قدیم و پیش از این بوده بگذاریم تا با این احساس های قشنگ نوستالژیک دقیق تر و قدرشناسانه تر ببینیم تا روح و روان سالم تر و بینا تری داشته باشیم.
موفق و سلامت باشد.محمد مرادیان زاده
www.aashenaa.persianblog.ir




