استعدادهاي بالقوهاي كه بيثمر ميماند
در شرايطي كه اين روزها ميشنويم 4 نماينده فوتبال ايران در دوره بعدي جام قهرمانان باشگاههاي آسيا از هم اينك مشغول تدارك هستند، اما تجربيات سالهاي اخير به ما ميگويد تيمهاي ما با همان سازوكاري به پيكارهاي آسيايي قدم ميگذارند كه هر هفته راهي مسابقههاي ليگ داخلي ميشوند؛ بنابر اين نتيجه نميگيرند و بعيد است اين بار هم تغيير رويه بدهند.
به نوشته جام جم؛ در ميان باشگاههاي ايراني تنها تيمي كه عملكردي نسبتا متفاوت با پروسه فوق داشته، سپاهان است و اگر اين تيم در سال 2007 فيناليست و نايب قهرمان قاره شد، به همين خاطر بود. استخدام امير قلعهنويي به عنوان سرمربي جديد اين تيم ميتواند استمرار دهنده اين راه باشد؛ زيرا او يك مربي مسلط و برنامهريز است اما ناكامي زردهاي اصفهاني در دوره اخير اين مسابقهها در عين حضور فرهاد كاظمي نشانگر اين نكته بود كه يك بار ديگر به لحاظ كار تشكيلاتي از رقبا عقب افتادهايم و حتي سپاهان كه در اين خصوص قويترين تيم ايراني است، نتوانسته آنطور كه بايد خود را با تغييرات روز همسو سازد.
آنچه ماجرا را جديتر و نگرانكنندهتر ميكند، اين است كه طبق روال فعلي از هر گروه دو تيم بالا ميروند، حال آن كه تا قبل از سهميهبندي شدن اين رقابتها و رسيدن 4 مجوز حضور به امثال ما، عربستان و ژاپن، فقط يك تيم از هر گروه صعود ميكرد و طبعا شانسها و امكانات فراروي نمايندگان ما اندكتر و كوچكتر از امروز بود.
رقم حيرت انگيز
مشكلات كارهاي تشكيلاتي در تيمهاي ما متاسفانه يك عامل بازدارنده در راه كسب نتايجي بهتر است. استقلال به محض كسب عنوان قهرماني ليگ داخلي، در ستيز مديرعامل و سرمربي با يكديگر مجبور به تغيير سرمربي و به واقع اكثر اعضاي كادر فني شد و در ذوب آهن كه جام حذفي را برده بود براثر اتفاقاتي ديگر، اعضاي هيات مديره كنار رفتند. در سپاهان در طول فصل و بعد از آن 4 بار مربي عوض شد كه رقم حيرتانگيزي براي تيمي است كه در سالهاي اخير همواره پاي قهرماني جامهاي ما بوده است و حتي در مس نيز امواجي پيش آمد كه طي آن سرمربي موفق تيم (پرويز مظلومي) براي يك هفته خلع و سپس عودت داده شد.
جدا از كار تشكيلاتي كه موارد فوق نشان ميدهد در آن قوي نيستيم، بحث فني نيز مطرح است. با اين كه نيروهاي بومي ما در مقام قياس با نفرات بومي تيمهاي رقيب اغلب در سطحي بالاتر يا حداقل در درجاتي برابر قرار ميگيرند اما حريفان ما با خريد ستارههاي به درد بخور خارجي و كساني كه ميتوانند به تنهايي سرنوشتساز باشند، قافيه را به نفع خود تغيير دادهاند.
اين روند حتي در مورد تيمهاي اماراتي نيز صدق ميكند و چنان كه در دوره جاري پيكارهاي ليگ قهرمانان آسيا ديدهايم، اين تيمها در چند نوبت اسباب توقف نمايندگان ما شدند و شكست سپاهان در برابر الشباب امارات و توقف خانگي استقلال در برابر الجزيره نشانگر همين مساله بود. خارجيهاي باشگاههاي ما اغلب بازيكناني متوسطاند و با اين كه معدودي مثل جانواريو در ليگ داخلي سرنوشتساز بودهاند، اما در جام باشگاههاي آسيا كاري از پيش نبردهاند و اگر جز اين بود، نتايج منفي دوره جاري به دست نميآمد.
تيمهاي ما بايد خو بگيرند كه طبق الزامهاي فوتبال حرفهاي در بيشتر هفتهها دوبار به ميدان بروند و به جاي نق زدن بابت اين مساله و انداختن گناه شكستهاي خود به گردن اين نكته، به لحاظ جسماني نيرومندتر شوند.
در حال حاضر بيشتر تيمهاي ايراني توان اين قضيه را ندارند و حتي در ليگ داخلي، هر4تا 5 روز يكبار به ميدان آمدن را برنميتابند و بديهي است كه اضافه شدن جام باشگاههاي آسيا و مسابقات آن با برنامه تيمهاي ما در يك مقطع زماني 5/2 ماهه در اواخر فصل، آنها را بيش از پيش فرسوده و صاحب نتايجي كند كه ديدهايم.
گله و ايراد گرفتن از اين بابت چاره كار نيست و در نگاهي كلي تمامي باشگاههاي ما و در نگاهي خاصتر نمايندگان آسيايي ما بايد در فصل بدنسازي و در طول فصل طوري تدارك ببينند كه هيچگاه از بابت جسماني در هنگامه كارزار كم نياورند و هميشه سرحال بمانند و تقسيم قواي معقولي در اين خصوص داشته باشند. در وضعيت فعلي تيمهاي ما به سبب عدم رعايت موارد فوق نميتوانند از قابليتهاي بالقوه فني خود بهره گيرند و از رسيدن به حق خود باز ميمانند.
اين در حالي است كه شايد برخي رقباي ما به لحاظ فني با تيمهاي ما برابري نكنند اما به لحاظ طرف شدن اصوليتر با موارد فوق بهتر از ما نتيجه گرفتهاند.براثر چنين روندهايي است كه تيم اول دو فصل پيش ليگ ما (پرسپوليس) از الغرافه قطر كه اصلا از گروهش بالا نميآيد 5 گل ميخورد و امصلال در شرايطي به يكچهارم نهايي ميرسد كه در ليگ قطر فقط ششم شده است.
حال آن كه حريف ايراني حذف شده به دست اين تيم (استقلال) جام حذفي كشور ما را برده بود. چه تضميني در دست است كه اين بلا در فصل بعد هم بر سر استقلال نيايد و ذوب آهن، مس و سپاهان واقعا در حد لازم ظاهر شوند؟
زمان به سرعت سپري ميشود و دهه سوم اسفند كه زمان شروع فصل بعدي اين رقابتهاست از راه ميرسد و ميترسيم در آن زمان پاسخ اين سوال اين باشد كه هيچ تضميني در دست نيست و داستان ناكاميهاي فوق و سلسله مسائلي كه سبب شده است 17 سال از آخرين مرتبه قهرماني ما در جام باشگاههاي آسيا بگذرد، استمرار يابد.


