رکورد بدهی سرخابیها را باید در گینس ثبت کرد
امیررضا واعظ آشتیانی، مدیرعامل سابق استقلال در گفتوگو با تابناک در خصوص خصوصیسازی سرخابیها، وضعیت درآمدزایی باشگاه و سازمان لیگ و البته فساد در فوتبال صحبت کرد.
* شما از منتقدین نحوه واگذاری باشگاههای استقلال و پرسپولیس هستید!
بله من بارها در مصاحبهها به این نکته اشاره کردم که واگذاری سرخابیها به دلیل مهیا نبودن بسترهای لازم در کشور به سرانجام نخواهد رسید. نکته مهم اینکه اصل 44 قانون اساسی شامل ورزش نمی شود! این اشتباهی است که هم مجریان و هم مجلسیها در برداشت از اصل 44 داشته اند. دلیل این مسأله هم این است که بحث آموزش و پرورش و فرهنگ که ورزش و فوتبال هم زیرمجموعه آن است در این اصل نمی گنجند.
* پس برای خصوصیسازی چه باید کرد؟
دولت باید بسترهای لازم و شرایط را برای ورود بخش خصوصی به ورزش و فوتبال آماده کند. متأسفانه به جای جذب سرمایهگذار، امکانات و بخشهای ورزشی خود را واگذار میکنیم. همه دنیا برای توجیه اقتصادی سرمایهگذاری در ورزش، بخش صنعت و تولید خود را سر و سامان داده اند اما ما در این بخش با چالشی جدی مواجه هستیم. هیچ برنامه حمایتی در بخش صنعت و تولید نداریم؛ پس چگونه انتظار داریم ورزش را اقتصادی کنیم؟ دو فاکتور در اقتصاد ورزش تأثیرگذارند و باعث جذب سرمایهگذار میشوند؛ اول ورزش همگانی است که ما نداریم و دوم حمایت از صنعت و تولید است که این مسأله هم دیده نمی شود. پس تا این مشکلات برطرف نشود، در بحث اقتصادی کردن ورزش در حال وقت تلف کردن هستیم.
* به نظر میرسد خصوصیسازی استقلال و پرسپولیس بیشتر سیاسی بوده تا اقتصادی و ورزشی!
بحث واگذاری این دو باشگاه از اواخر دهه 70 شروع شد و تا به امروز ادامه دارد. البته این مسأله بیشتر شبیه نمایش و بازی سیاسی بوده و از دو حالت بیشتر خارج نبوده است: یا تصمیم گیران به شرایط واگذاری واقف نبوده اند یا اینکه فقط به فکر تابوشکنی واگذاری استقلال و پرسپولیس بوده اند کما اینکه یکی از نمایندگان مجلس هم به این مسأله اشاره داشت. متأسفانه میبینیم در این بحث تابوشکنی باعث افتخار برخیها شده ولی واقعیت آن از چاله به چاه افتادن است. اما بعد از چند دور مزایده که همه سرانجام آن را دیدند نقطه نظرات کارشناسان غالب شده است. پیش از این نیز در مصاحبههای مختلف پیشنهادی به دولت دادم و آن ارائه لایحه به مجلس برای ایجاد تنفس و وقفه در این امر است تا دولت بتواند شرایط و زمینه را فراهم کند. اعتقاد دارم علت اصلی واگذاری استقلال و پرسپولیس پاک کردن این صورت مسأله است که تا کنون نظارت و کنترلی روی مدیریت اقتصادی این دو باشگاه وجود نداشته است. اصلا باید این رکورد را در گینس ثبت کرد که در چهار سال بدهیهای دو باشگاه به 80 تا 100 میلیارد تومان رسیده و بر هیچ کس خرده ای نگرفتند! اگر مدیری در بخشهای دیگر چنین عملکردی داشته باشد، حتما موآخذه میشود. اعتقاد دارم دلیل اصرار بر واگذاری استقلال و پرسپولیس در این شرایط سرپوشی است برای پنهان کردن عدم انجام وظایف مدیریتی و نظارتی! متأسفانه نه متولی ورزش در این سالها و نه مجلس شورای اسلامی و نه نهادهای نظارتی ذی ربط روی عملکرد مدیران در این دو باشگاه نظارت و کنترلی نداشته اند ضعف مدیریتی و عدم شایسته سالاری باعث بوجود آمدن میلیاردها تومان بدهی شده است.
* دلیل این مسأله را چه میدانید؟
ببینید کسانی که ادعای تحصیلات ورزشی دارند از اول انقلاب تا کنون ورزش را در دست داشته و تلاش کرده اند ناکامیها را گردن غیرورزشیها بیندازند. «ورزش را به دست ورزشیها بسپاریم»؛ این شعار تبلیغاتی است که مسئولین و دولتها از آن استفاده میکنند. این در حالی است که ورزش در این سالها در دست ورزشیها بوده است. این نگاه حدود 40 سالی است که در دنیا وجود ندارد؛ اما در کشور ما باعث بلاتکلیفی ورزش شده است. متأسفانه در چند سالی که از عمر انقلاب اسلامی میگذرد، تعریفی از جامعه ورزش نداشته ایم. مشخص نیست ورزش هدف است یا ابزار؟! ورزش در رتبه آخر تصمیم گیری دولت مردان قرار دارد و به همین دلیل وضعیت بهتری از امروز پیدا نخواهد کرد. این در حالی است که در سایر کشورها ورزش و فوتبال حرف اول را میزند. رسانههای دنیا به خوبی اخبار ورزش را پوشش میدهند و این نکته مورد توجه دولتها قرار گرفته است. موفقیتهای ورزشی میتواند برد سیاسی و اقتصادی برای آنان به همراه داشته باشد. شعار ورزش را به ورزشیها بسپاریم اجازه نمی دهد پیشرفت کنیم اجازه نمی دهد ورزش در رتبه اول تصمیم گیری دولتهای ما باشد.
* ولی مدیران غیر ورزشی ناموفق هم داشته ایم!
ببینید ما گرفتار افرادی شدیم که ورزش را برای خودشان، طایفه شان و قبیله شان میخواهند نه برای جامعه و مصالح کشور! افرادی که سنشان تکافوی یاری ورزش را نمی دهد، با بیش از 70 سالريال رئیس دفتر وزیر ورزش میشوند. آن وقت چگونه انتظار داریم ورزش پیشرفت کند؟ وزارت ورزش و جوانان به وزارت کهنسالان تبدیل شده است. امروزه شاهد هستیم که هیأت مدیره استقلال و پرسپولیس را بر اساس فوتبالی بودن میبندند. اگر استقلال و پرسپولیس باشگاه هستند که نباید اینگونه هیأت مدیره انتخاب کرد؟ شما در هیأت مدیره بزرگترین باشگاههای دنیا مدیرانی با تخصص جامعه شناسی، اقتصاد و ... میبینید.
کار اعضای هیأت مدیره تصمیم گیریهای استراتژیک و کلان است. هیأت مدیره در کشور ما به خوبی تعریف نشده است. فوتبالیستهای قدیمی قابل احترام هستند اما باید اعضای هیأت مدیره باشگاه متخصص باشند. بکن بائر قیصر فوتبال آلمان است و همه به دیده احترام به او مینگرند، ولی او رئیس افتخاری باشگاه بایرن مونیخ است، نه عضو هیأت مدیره باشگاه! ورزشیها ورزش را به سیاست آلوده کرده اند. نگاههای سیاسی در انتصابات دخیل است. البته این انتقادها نسبت به دولتهای قبلی هم وارد بوده است. اعتقاد دارم افراد خارج از ورزش، افرادی موثر و تأثیر گذارند؛ البته مدیرانی ورزش و غیر ورزشی داشته ایم که نا موفق بوده اند و باید از ورود مجدد آنان جلوگیری کرد. دو سال از عمر دولت میگذرد ولی نه در ورزش نه در اقتصاد ورزشی اتفاق خاصی رخ نداده است. بارها پیشنهاد داده ام مجلس مصوبه ای را تصویب کند که دولت مکلف باشد زمینه و بستر جذب سرمایهگذار را تا تاریخ و زمان مشخصی فراهم کند. اینکه بخواهیم بدون بستر سازی و بدون امکانات، دو باشگاهی را که در ذهن مردم جایگاه خاصی دارند خصوصی یا واگذار کنیم، نتیجه ای نخواهد داشت.
* شما در مصاحبههای قبلیتان اشاره کرده بودید که استقلال و پرسپولیس زیان ده هستند و از طرف دیگر اعتقاد دارید این دو باشگاه از طریق بورس باید واگذار شوند!
بله اعتقادم این است که این دو باشگاه باید به سود دهی برسد. سپس حداقل از طریق فرابورس واگذار شود. به دلیل عدم نظارت دستگاههای ذی ربط و عدم توجه به برگزاری مجمع باشگاهها، استقلال و پرسپولیس به زیان دهی رسیدند. وقتی مجمعی برگزار نشود مشخص نیست باشگاه سود داشته یا زیان! مدیریت ضعیف در چهار سال باعث شده تا باشگاه از نقطه سر به سر به میلیاردها تومان بدهی برسد! بینید برلوسکونی از مدیریت باشگاه تا نخست وزیری هم رسید و به رغم محکوم شدن در دادگاه به دلیل مفسدههای بسیار، هیچ مرجعی نتوانست وی را حبس کند. این تبعات سیاسی مدیریت در باشگاههای بزرگ است. متأسفانه کسانی که متولی فروش بودند فروش استقلال و پرسپولیس را با فروش یک کارخانه یکسان میدانستند! استفاده از تجربه نباید بهانه ای باشد که مدیران فرسوده یا بی کفایت باز هم دور آقایان جمع شوند.
* بحث خصوصیسازی یک طرف و در طرف دیگر، موضوع درآمدزایی باشگاهها قرار دارد. سازمان لیگ نتوانسته از حق پخش و تبلیغات محیطی درآمدی داشته باشد و همین باعث افزایش مشکلات باشگاهها شده است.
شما تحقیق کنید ببینید فیفا کجا اعلام کرده فدراسیون باید به دنبال درآمدزایی برای باشگاهها باشد؟ پخش تلویزیون، کپی رایت، اسپانسر و بلیت فروشی، چهار راه درآمدزایی هستند؛ اما سؤال اینجاست که سازمان لیگ چه وظیفه ای دارد که دنبال کار اقتصادی برود؟ آقایان میگویند باشگاهها به آنان وکالت داده اند؛ این یعنی باشگاههایی ناتوان به مجموعه ای ناتوان تر برای درآمدزایی وکالت داده اند! متأسفانه شاهدیم فردی که روزنامه ای زرد داشت حالا برای فوتبال تصمیم گیری میکند. ما در کشور جمهوری اسلامی زندگی میکنیم. طبق قانون اساسی رادیو و تلویزیون مربوط به حاکمیت است. قانون اساسی را نمی توان تغییر داد. اگر دوربینها را به ورزشگاه راه ندهند یا صدا و سیما فوتبال پخش نکند همان قرارداد 160 میلیاردی که یک پنجم آن را هم دریافت نکرده اند چه ارزشی دارد؟ آقایان این کاره نیستند! معنی و مفهوم ورزش را نمی دانند و تا وقتی که این افراد در ورزش متولی هستند، اوضاع بهتر نمی شود. باید تجربه را در کارهای مشورتی استفاده کرد نه اینکه یک نفر سالهای سال و به رغم بالا رفتن سن، هنوز در ورزش تصمیم گیرنده باشد. ما چند مدیر جوان در ورزش داریم؟ چند مدیر جوان پرورش داده ایم؟
مسأله دیگر اینکه مجلس تصویب کرده هیچ تشکیلاتی حق ندارد در ورزش حرفه ای هزینه کند. اگر قرار است پولی بدهند باید دولت ردیف بودجه در نظر بگیرد و مجلس تصویب کند یا قانون را اصلاح کنند. ما قانون کپی رایت در کشور داریم ولی ورزشیها قانون را رعایت نمی کنند. باید از مجلس بپرسند، چرا کپی رایت رعایت نمی شود؟ برخی مدیران در فوتبال فسیل شده اند. بزرگترین خیانت این است که ورزش را به ورزشیها بسپاریم. نباید در ورزش خط کشی و دیوارکشی کرد، چرا که خطرناک است. اگر ورزش را فقط به ورزشیها بدهیم پس ورزشیها نیز نمی توانند به شورای شهر و مجلس راه پیدا کنند اما میبینیم که تعداد ورزشیها در این بخشها کم نیست! مسئولین نباید با شعار برخیها اغوا شوند.
* سؤال آخر اینکه میگویند فساد در فوتبال وجود ندارد!
برخی برای اینکه مردم را بخندانند، این جمله را میگویند. فی نفسه ورزش فاسد نیست. این افراد هستند که ورزش را به فساد میکشانند. افراد ناباب، افرادی که روزنامه زرد داشتند در فساد فوتبال دخیل هستند. افرادی که میگویند فساد در ورزش و فوتبال نیست خود درگیر این مسائل هستند. باز هم تإکید میکنم ذات یک تشکیلات فاسد نیست، بلکه این افراد هستند که فساد را به وجود میآورند. فیفا با آن همه عظمت خود فساد داشته و خبر دستگیری مدیران بلند پایه آن رسانه ای شد آن وقت برخیها از عدم وجود فساد در فوتبال ایران دم میزنند. میگویند اگر کسی راجع به فساد صحبت کند و مدرکی نداشته باشد شکایت میکنند بروند شکایت کنند. مگر فوتبال ما مدینه فاضله است؟ این صحبتها نشان از یک فضای دمکراتیک ندارد.
همین قلعه نوعی، ارزش بستن به گاوآهن رو هم نداره و همینطور این بازیکن های گوساله




