اليور کان:
در بايرن مونيخ به همه چيز رسيدم
هرگز نترسيدم اما احترام زيادي براي بازيکنان خاصي قائلم. بازيکناني مانند فيليپو اينتزاگي و روي ماکاي (که خوشبختانه بعدها براي ما نيز بازي کردند) هميشه مقابل من برنده بودند. آنها لزوماً بهترين مهاجمان دنيا نبودند اما هر بار به من گل مي زدند. احساس وحشتناکي است مقابل کسي بازي کني که بداني هميشه به تو گل مي زند.
کد خبر: ۵۱۵۶۲
| | 2898 بازدید
هواداران آلماني روزهاي پرافتخار حضور اليورکان را درون دروازه تيم ملي کشورشان هرگز از ياد نمي برند. جام جهاني 2002 اوج هنرنمايي هاي اين شير عريان بود. به نوشته اعتماد و به نقل از فیفا؛ او پس از خداحافظي از فوتبال قرار بود در باشگاه بايرن مونيخ در کادر فني پستي را بر عهده بگيرد، اما اين روزها او ترجيح مي دهد به عنوان مفسر فوتبال شبکه ZDF در حاشيه فوتبال حضور داشته باشد.
---
-دل تان براي روزهايي که عنوان يک فوتباليست حرفه يي داشتيد، تنگ نشده است؟
واقعاً نه، بعد از 20 سال زندگي براي فوتبال، بالاخره به نقطه يي مي رسي که بابت برخوردار شدن از حق انتخاب و امتحان راه هاي جديد خوشحال مي شوي. البته گاهي وقت ها دلم براي تيم، شوخي ها، محبوبيت، درخشش، انرژي، شادي و احساس خوب حاصل از دستيابي به هدف مشترک يک گروه تنگ مي شود.
-حالا که فوتبال را پايان داده ايد، زندگي تان چگونه است؟
در حال حاضر در تلويزيون ملي آلمان به عنوان مفسر کار مي کنم، همچنين در پروژه «من مي توانم» که توسط انجمن حمايت از کودکان آلمان تشکيل شده، شرکت دارم. هدف اين پروژه ايجاد انگيزه در کودکان و نوجوانان است که من به اين کار خيلي علاقه مندم. از مدرسه هاي مختلف بازديد مي کنم و با بچه ها درباره مسائلي مانند اينکه چگونه هدف يابي کنند و چگونه براي رسيدن به آن برنامه ريزي کنند، صحبت مي کنم. علاوه بر اين انجمن هاي خيريه ديگري نيز وجود دارد که درگير آنها هم هستم، اما در حال حاضر مهم ترين پروژه من يک شوي تلويزيوني در سراسر آسيا به نام «قانون کان؛ هرگز دست برنمي دارم» است که به زودي از تلويزيون چين پخش مي شود.
-اين يک مسابقه استعداديابي براي کشف دروازه بانان بااستعداد است. چرا در درجه اول دروازه بان شديد؟
اين قضيه يک داستان زيبا دارد که من از گفتن آن خسته نمي شوم. وقتي در سن شش سالگي فوتبال را شروع کردم، پدربزرگم برايم لباس دروزاه باني سپ ماير را خريد. آنها را پوشيدم، درون دروازه جاي گرفتم و اين برايم خيلي لذت بخش بود.
-راز موفقيت شما چه بود؟
نظم و انضباط هميشه براي من مهم بوده است. هميشه در حال تمرين بودم و تا به هدفم نمي رسيدم استراحت نمي کردم. يکي ديگر از مسائل مهم اشتياق زياد من به فوتبال بود. وقتي شما اشتياق، علاقه، لذت، انگيزه و نظم را داشته باشيد، همه چيز ممکن است.
-چگونه بدون اينکه اشتياق تان را از دست بدهيد، انگيزه شغلي خود را حفظ کرديد؟
در ابتدا شما بايد نسبت به آنچه انجام مي دهيد علاقه مند باشيد و براي ادامه کار انگيزه تان را افزايش دهيد. لحظاتي بود که احساس مي کردم بايد همه چيز را کنار بگذارم، اما براي اهداف جديد برنامه ريزي مي کردم تا روي آنها متمرکز شوم. وقتي يک بار طعم پيروزي را بچشيد و احساس کنيد به رغم همه سختي ها به هدف تان رسيده ايد، مي توانيد به تلاش تان براي دستيابي به پيروزي هاي بيشتر ادامه دهيد.
-در چند کلمه خود را چگونه توصيف مي کنيد؟
مردي از اشتياق و احساس.
-لحظات فراموش نشدني دوران فوتبالي شما چه لحظه يي بود؟
يقيناً فينال ليگ قهرمانان در فصل 1999- 1998 که پيروزي سال 2001 اين نااميدي را تحت الشعاع قرار داد. عنوان قهرماني بوندس ليگا در سال 2001 که با گل پاتريک اندرسون در ثانيه هاي پاياني حاصل شد نيز لحظه يي استثنايي بود. فينال جام جهاني 2002 مقابل برزيل و جام جهاني 2006 نيز خاطرات بسيار خوبي را برايم رقم زدند.
-به ياد داريد يک تنه تيمي را نجات داده باشيد؟
يک بار در بازي برگشت مرحله گروهي ليگ قهرمانان سال 1999 مقابل رنجرز اين کار را کردم.
-آيا هرگز از بازي کردن مقابل بازيکنان خاصي وحشت داشته ايد؟
هرگز نترسيدم اما احترام زيادي براي بازيکنان خاصي قائلم. بازيکناني مانند فيليپو اينتزاگي و روي ماکاي (که خوشبختانه بعدها براي ما نيز بازي کردند) هميشه مقابل من برنده بودند. آنها لزوماً بهترين مهاجمان دنيا نبودند اما هر بار به من گل مي زدند. احساس وحشتناکي است مقابل کسي بازي کني که بداني هميشه به تو گل مي زند.
-در طول دوران حرفه يي خود تنها براي دو باشگاه بازي کرديد (بايرن مونيخ و کارلسروهه). آيا هيچ وقت خواستيد براي باشگاه کشور ديگري بازي کنيد؟
سال 2003 پيشنهاداتي داشتم که قابل توجه ترين آنها از طرف منچستريونايتد و بارسلونا بود. البته خيلي هوايي نشدم زيرا بايرن مونيخ هر چه مي خواستم به من داد از جمله کسب عنوان هاي قهرماني در بازي هاي داخلي و اروپايي. من از آن دسته افرادي نيستم که براي 20 باشگاه مختلف بازي کنم و در هيچ کدام شناخته شده نباشم. فکر مي کنم همه موافقند که من در بايرن مونيخ خوب کار کردم و اين باعث افتخار است.
-بعد از فينال جام جهاني 2002 نگراني هاي شما چه بود؟ همه ما ديديم که افت کرديد. در ذهن شما چه مي گذشت؟
اول از همه سعي کردم با اين مساله کنار بيايم که چگونه توانستم در فينال آن اشتباه وحشتناک را انجام دهم. در شش مسابقه قبلي بسيار خوب عمل کردم بدون اينکه کوچک ترين اشتباهي مرتکب شوم. اين بسيار نااميدکننده بود و نشان داد دروازه بان بودن چقدر مي تواند سخت باشد. نبايد يک لحظه تمرکز خود را از دست بدهي، در غير اين صورت تنبيه خواهي شد. براي من فراموشي اين اشتباه کار بسيار سختي بود.
-وقتي به عنوان بازيکن برتر جام جهاني 2002 انتخاب شديد، چه حسي داشتيد؟ کاملاً غيرمعمول است که يک دروازه بان اين جايزه را ببرد...
خيلي احساس غرور مي کردم و از اعتماد به نفس بالايي برخوردار بودم چراکه اين مساله کم اتفاق مي افتد. آن زمان بعد از فتح ليگ قهرمانان و جام باشگاه هاي جهان شانس همراهم شد. انگيزه زيادي در من ايجاد شد و به همين خاطر مصمم بودم خيلي خوب عمل کنم. اين فاکتور در جام جهاني لازم است. فقط فينال باعث شرمساري من شد.
-نصيحت شما به دروازه بانان جواني که مي خواهند حرفه يي شوند، چيست؟
بايد هم از نظر روحي و رواني و هم از نظر جسمي آمادگي داشته باشي چون هر دو جنبه به يک اندازه اهميت دارد. بنابراين بايد سخت تمرين کني، حتي اگر فيزيک خوب و تمام ملاک هاي يک دروازه بان را داشته باشي. بايد اين توانايي را داشته باشي که در موقعيت هاي حساس، عکس العمل صحيحي نشان بدهي، در غير اين صورت موفق نخواهي بود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


