وزارت ورزش، آغاز پاسخگویی دولت به ملت
محسن رضایی در حالی وارد صحنه انتخابات شد که در نخستین گام مهم ترین و
جدیترین شعارش در حوزه ورزش که با اقبال روبرو شد چرا که تداعی گر خواست
تمامی اقشار مردم از جمله ساکنان خانه ملت است مبنی بر ایجاد مکانیزم
پاسخگوسازی و برخوردپذیری حوزه مدیریت ورزش با ایجاد وزارت ورزش بود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، بازیهای بزرگ ورزشی در راس آنها بازیهای
آسیایی و المپیک، مهم ترین، جدی ترین و دشوارترین و شاید حتی دقیق ترین
معیار برای سنجش عملکرد ورزش ملل تلقی میشود و این معیار از آن حیث
همواره مدنظر قرار می گیرد که تمامی کشورهای هرآنچه در توان دارند، بسیج
میکنند تا سرآمد ورزششان که محصول نهایی عملکرد بلندمدت حوزه ورزش
همگانی، حرفهای و قهرمانی هر کشوری است را مشاهده نمایند.
این معیار قطعاً در برگیرنده سایر مولفههای یک ورزش نظاممند نیز میباشد
چرا که امکان دارد کشوری که فاقد زیرساخت است به واسطه چند تکستاره، صاحب
چند نشان در این بازیهای شده و در انتهای جدول این ردهبندی قرار گیرد اما
هیچگاه یک کشور بدون در اختیار داشتن زیرساختهای استاندارد نمیتواند
رشد چندانی در المپیک داشته باشد که این بخش علاوه بر زیرساختهای
سختافزاری، زیرساختهای نرمافزاری از جمله کیفیت برنامهریزی و سطح
توانایی مدیران را برای اجرایی ساختن برنامهها تحتالشعاع قرار میدهد.
با این حال حتی مشاهده شده که با یک زیرساخت نرمافزاری قابل اتکاء که
مدیریت بخش اعظم آن را شامل میشود، علیرغم ضعف شدید زیرساختهای
سختافزاری میتوان سطح ورزش یک کشور را در ابعاد مختلف رشد داد؛ پس معیار
رشد ورزش یک کشور، صرفاً توسعه اماکن ورزشی و دستیابی به سرانه یک و دو
متر مربعی نیست.
بر این مبنا توسعه و تقوبت زیرساختهای مدیریتی، مقدمهای بر توسعه اماکن
ورزشی با حفظ کیفیت و استانداردهای معمول نیز خواهد بود و قطعاً یک حوزه
مدیریتی کارآمد به عنوان پایه ساختار نرمافزاری، در ساختار سختافزاری
ورزش نیز موثر ظاهر میشود و توان لازم را خواهد داشت تا گامهای متعدد و
لاکپشتی که برخی مدیران برمیدارند در یک گام بردارد. با این استدلال باید
پرسید کدامین ساختار و شیوه مدیریتی، متضمن دستیابی به اهداف سند
چشمانداز بیست ساله توسعه کشور در بخش ورزش و مبدل شدن ایران به سرآمد
منطقه در حوزه ورزش است؟
آنچه مسلم است اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان از جمله آلمان، روسیه،
چین، ژاپن، هلند، فرانسه، انگلیس، ایرلند، استرالیا، کره جنوبی، اوکراین،
جامائیکا، اسپانیا، رومانی، مقدونیه، کانادا، برزیل، چک و بلاروس که
همواره بخش اعظمی از نشانها و افتخارات بازیهای المپیک و سایر رویدادهای
بزرگ جهانی را در اختیار داشتهاند، یک الگوی واحد برگزیدهاند و آن وزارت
ورزش بوده که در برخی کشورها به صورت کاملاً تخصصی چنین نهادی وجود داشته
و در بسیای از کشورها نیز با یک یا چند حوزه با محورهای توریسم وگردشگری،
جوانان، علم و تکنولوژی، رفاه، خانواده و فرهنگ درآمیخته شده است. به عنوان نمونه در استرالیا و کانادا وزارت ورزش با چرخش مدیریتی
قابل توجهی وجود دارد، در ایتالیا، فرانسه و رومانی وزارت ورزش و جوانان
به عنوان سیاستگذار این مباحث به فعالیت میپردازند.
وزارت ورزش در ایران نیز یک مرتبه در اواخر دوران محمدرضا پهلوی مخلوع
تاسیس شد اما به واسطه آنکه در آن زمان بررسی دقیق و نظاممندی برای تبدیل
این سازمان به وزارتخانه نشده بود و صرفاً نام سازمان ورزش به وزارتخانه
تغییر یافته بود، آثار مثبتی در پی نداشت تا مجدداً سازمان ورزش
تشکیل شود.
حدود 10 سال از اين تجربه گذشت. سال 1364 در حالي كه پس از پيروزي انقلاب
اسلامي طرح هاي مختلفي براي سازمان هاي مختلف كشور ارايه ميشد. طرحي حاوي
16 ماده توسط مصطفي داوودي به مجلس شوراي اسلامي ارايه شد. طرحي كه
خواستار يك پارچه شدن سازمان ورزش بوده و حتي 13 ماده آن نيز به تصويب
مجلس رسيد اما اين موضوع مصادف شد با جانشيني داوودي شمسي به جاي مصطفي
داوودي اتفاقي كه طرح 16 مادهاي يك پارچه شدن سازمان تربيت بدني را براي
هميشه به فراموشي سپرد تا داوودي شمسي فعاليت را در ساختار فعلي ادامه دهد.
پس از آن نیز بارها این موضوع طرح شد و حتی در دوره اصلاحات نیز این طرح در مجلس
مطرح گردید که مخالفان چنین طرحی فرابخشی بودن مسئله ورزش را مهم ترین
دلیلشان برای عدم موافقت با چنین طرحی خواندند و با این استدلال که ورزش
مختص به یک قشر نیست که در یک وزارتخانه همچون وزارت جهاد و کشاورزی بگنجد
و رئیس دستگاه ورزش میبایست معاون رئیسجمهور باشد تا بتواند به سایر
وزرا در حوزه ورزش دستور دهد، از تبدیل این سازمان به وزارتخانه جلوگیری
کردند، حال آنکه این نوع برخورد تنها در قانوان لحاظ شده و قالباً وزرا از
معاونان رئیسجمهور با وجود ارشدیت، چنین حرفشنوی ندارد؛ بنابر این دلیل
قانعکنندهای برای عدم حمایت از طرح تشکیل وزارت ورزش وجود ندارد و
همانگونه که مدل وزارت ورزش و یا وزارت ورزش و جوانان و به همین شکل وزارت
ورزش، جوانان و میراث فرهنگی و گردشگری در سایر کشورها ثمربخش واقع شده،
قطعا در ورزش ایران نیز میتواند، آثار مثبت و تاثیرگذاری به همراه بیاورد.
اما
تشکیل وزارت ورزش چه دستاوردهایی برای چه بخشهایی به همراه خواهد داشت،
که به شاه کلید برنامههای ورزشی رضایی برای جان گرفتن دوباره این بخش
مبدل شده است؟ در پاسخ به این پرسش باید به واسطه چند وجهی بودن محصول این
تغییرات ساختاری که به نوعی موانع تشکیل چنین وزارتخانهای را نیز برطرف
میسازد، بدین شکل آن را تشریح کرد.

الف- اجرای اصل 44 قانون اساسی در نظام اداری ورزش
در صورتی که سازمان تربیتبدنی با یکی یا هر دو سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سازمان ملی جوانان ادغام شده و وزارتی با تحت عنوان وزارت ورزش، جوانان و توریسم تشکیل شود، به شکلی قابل توجه در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی مبنی بر کاهش دامنه مدیریت دولتی و واگذاری امور به بخش خصوصی در نظام اداری ورزش گام برداشته خواهد شد. اگرچه در این زمینه برخی معتقدند، قرار گرفتن ورزش به عنوان یک زیرمجموعه در وزارتخانهای تحت عنوان یک معاونت، توجه به این بخش را به شکلی چشمگیر کاهش خواهد داد اما برای جلوگیری از کاهش توجه به مدیریت ورزش نیز میتوان با الگوبرداری از برخی وزارتخانههای مشابه در سایر کشورها، با تشکیل دو یا سه دپارتمان به جای معاونت، جایگاه هریک از این مقولات را حفظ کرد. ذکر این نکته ضروری است که در صورت عدم نتیجه بخش بودن این مدل، کشورهای اروپایی که عمدتاً از جایگاه ارزشمندی در ورزش به لحاظ وسعت ورزش همگانی و همچنین میزان مدالآوری برخوردارند، از این الگو تبعیت نمیکردند. این نوع برخورد تکالیف غیرضروری قرار گرفته بر دوش سازمان ورزش همچون مباحث عمرانی که در دورهای برعهده وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداری بود، مجدد از گرده دستگاه ورزش برمیدارد و با متولیان اصلیاش میسپارد و وزارت ورزش با تکیه بر گروه کارشناسیاش صرفاً به تعیین استانداردهای اماکن ورزشی، نظارت بر روند احداث اماکن ورزشی برای رعایت استانداردها و همچنین تایید نهایی مجموعههای ورزشی احداثی خواهد پرداخت که این رویکرد علاوه بر آنکه دلمشغولی ساخت و ساز از تفکرات مدیران ورزشی حذف و صرفاً ایشان برای مباحث قهرمانی، همگانی و حرفهای سیاستگذاری و برنامهریزی اجرایی خواهند داشت.
ب- افزایش استقلال کمیته المپیک و فدراسیونها و کاهش برخورد سیاسی
با تشکیل وزرات ورزش، این حوزه نقشی ستادی و پشتیبانی را برعهده خواهد داشت که در بحث امکانات و اعتبارات به پشتیبانی حوزههای مختلف ورزشی میپردازد. این کمکها قطعاً با تغییر ماهیت دستگاه ورزش فارغ از وامخواهی از فدراسیونها خواهد شد و عملاً تصمیمات تخصصی و کلان ورزش همچون بسیاری از کشورهای جهان و مطابق با استانداردها در کمیته ملی المپیک و تصمیمات تخصصیتر و جزئیتر در فدراسیونهای ورزشی که متولی اصلیشان رئیس کمیته ملی المپیک خواهد بود، اتخاذ میشود. در واقع وزارت ورزش همچون وزارت دفاع که عقبه مالی و تجهیزاتی نیروهای مسلح بوده و در بسیاری از تصمیمات نظامی نقشی ندارد یا وزارت دادگستری که عقبه مالی و امکاناتی قوه قضاییه بوده و در امور این قوه نمیتواند مستقیماً ورود کند، تعریف خواهد شد و از این تشکیلات وسیع و دارای بودجه جاری سنگین در ارتباط با امور اداری، تشکیلاتی محدود برجای باقی خواهد ماند که اختیاراتی محدود خواهد داشت. بدین شکل امکان برخورد یا سوءاستفاده سیاسی از ورزش نیز به شکلی وسیع از دسترس دولتها خارج شده و فدراسیونها که حق عزل آنها توسط رئیس دستگاه ورزش در اساسنامههای تخصصی که برای آنها تدوین میشود، حذف خواهد شد، نیز به حداقل ممکن تصور خواهد شد. این رویکرد نیز همشکل بسیاری از کشورهای صاحب جایگاه در ورزش جهان و صحنههای بزرگ همچون المپیک و رویدادهای جهانی معتبر خواهد بود و در بسیاری از این کشورها، حتی کمیته ملی المپیک از دامنه و قدرت عمل به مراتب وسیعتری برخوردار بوده و بخش اعظامی از مکاتباتی که بنابر عرف بینالمللی در حوزه بخش دولتی ورزش است نیز ابتداً به کمیته ملی المپیک اعلام شده و کمیته ملی المپیک آن کشورها به بخش دولتی کشورشان اعلام میکنند که قالباً به واسطه به کارگیری مدیران متخصص و متعادل در جایگاههای ارشد ورزشی، با اصطکاک روبرو نمیشود.
ج- آغاز تخصصگرایی و پاسخگویی
اگرچه امکان دارد رئیسجمهور، وزیری با سوابق اندک در حوزهای معرفی کند اما در خصوص وزارتخانههای حساس، بعید است وزیری بدون سوابق مرتبط مکفی معرفی شده و از مجلس رای اعتماد بگیرد و همچون معاونان رئیسجمهور امکان عزل و نصب سلیقهای حتی بدون در اختیار داشتن حداقل سوابق مرتبط امکانپذیر نیست. از سویی دیگر وزیر ورزش، جوانان و توریسم، میبایست برخلاف معاون رئیسجمهور برابر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی پاسخگو باشد و بدین سبب هر خط مشی ناصحیحی را به واسطه آن نتایجش میتواند، منجر به عدم کسب رای اعتماد در صحن علنی و پایین کشیده شدن از کرسی وزارت شود، به کار نخواهد بست و در سیاستگذاری نیز با بهرهگیری از نگاه کارشناسان، از تصمیمات بدون پشتوانه تا حدود زیادی جلوگیری خواهد نمود. به واقع آغاز فعالیت وزارت ورزش، آغاز پاسخگویی دولت به ملت در این مقوله است که جزو دلمشغولیهای مردم تلقی میشود.
د- توسعه دامنه دیپلماسی ورزشی
یکی از دلایلی که در چند دهه اخیر شاهد یک دیپلماسی وسیع و پایدار در ورزش کشور نبودهایم، نوع ساختار فعلی دستگاه ورزش است که صرفاً بخش ورزش را در اختیار دارد. بر این مبنا در حالی که وزارت ورزش، جوانان و گردشگری سایر کشورها برای عقد توافقنامه همکاری میبایست با دو یا سه نهاد ایران(سازمان ملی جوانان، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و سازمان تربیتبدنی) تفاهم کنند و در صورت تامین زمینه این تفاهم چند جانبه دشوار، عموماً یکی از این سه سازمان با تفاهنامه موافقت نمیکرد، عملاً همکاریهای وسیع بینالمللی با کشورهای صاحب قدرت و جایگاه در جهت تبادل اطلاعات ورزشی و همچنین حمایت متقابل در مجامع بینالمللی محقق نشده که این امر به ورزش ایران لطمات فراوانی در مجامع بینالمللی انتخاباتی وارد ساخته و ایران را از دانش روز ورزش و برخورداری از آخرین دستاوردهای علوم ورزشی کشورهای فعال در این بخش محروم ساخته است. با تشکیل وزارت ورزش، جوانان و توریسم، قطعاً این مشکل نیز به کلی برطرف خواهد شد و دامنه دیپلماسی ورزشی ایران نسبت به سالهای اخیر رشد چشمگیری خواهد داشت. قطعاً چنین رویکردی لزوم بازتشکیل ادارات کل روابط عمومی و روابط بینالملل را در وزارت ورزش، به شکلی جداگانه الزامی خواهد بود که البته به طور حتم بخشی از تکالیف حوزه بینالملل که مرتبط با مباحث قهرمانی است نیز کاملاً به کمیته ملی المپیک واگذار خواهد شد.
البته به جز چهار محور فوقالاشاره که بسیاری از مباحث را در زیرمجموعه خود در بر گرفته، دغدغههای دیگر نیز ضرورت چنین تغییر ساختاری که در برنامه ورزشی محسن رضایی نقش محوری دارد را مورد توجه قرار میدهد که شاید ذکر آنها در این مبحث نگنجد و تنها مبحثی که اجازه چنین تغییر ساختاری را نداده دولتهای وقت بودهاند که علاقهای به محدود شدن اختیاراتشان در حوزه ورزش نداشتهاند که قطعاً این مهم در دولت "تعهد و کارآمدی" تحقق خواهد یافت و دولت خود برای اجرای چنین طرحی گام به پیش گذاشته و لایحه تشکیل وزارتخانه ورزش با یک یا دو همراه که سازمان ملی جوانان و سازمان میراث فرهنگی خواهد بود را تقدیم مجلس خواهد کرد.



