به: احمدي نژاد؛ رونوشت: فصل عبرت تاريخ
م.الف
کد خبر: ۵۱۴۵۱
| | 14567 بازدید
«خداوندا اگر ذرهاي غش در بيانم بود، مرا مجازات كن»
آقاي احمدي نژاد
رئيس جمهور محترم
امروز چهارشنبه است، و تا جمعه دو روز باقي مانده! كار از تحليل، تخريب و سياهنمايي گذشته!
ميخواهم دقايقي با تو راحت باشم!
من سال 84 به تو راي دادم!
اگر بگويم از روي تحقيق بود، دروغ است!
در مرحله اول به لاريجاني و در مرحله دوم براي اينكه رقيب راي نياورد، به تو راي دادم!
مشكلي با تو نداشتم، جملاتي را هم كه در تخريب تو ميشنيدم، هيچ تاثيري در من نگذاشت؛ چون طبيعي بود؛ تو غير منتظره انتخاب شدي، پس مخالف خواهي داشت! تا بروز يك ماجرا!
من آپارتمان 70 متري خودم را به 5/27 ميليون فروختم، و بعد از مدتي قيمت آن به صد ميليون رسيد! اين اتفاق براي خيليها افتاد، شما به عنوان رئيس دولت چه سرنوشتي را براي اين افراد تصور ميكنيد؟! بارها دلايل بروز اين اتفاق تلخ را گفتهايد، بيان اين دلايل حتي موجه، چه كمكي به آنها كرد؟ آنها اين شكست تلخ را چگونه بايد جبران ميكردند؟! انتظار ميرفت كه شما براي جلوگيري و يا جبران اين اتفاق تدبير كنيد، در واقع اين است هنر رئيس جمهور! اين اتفاق قدري مرا مردد كرد!
شما از جمله دلايل اجراي سهميه بندي بنزين را كاهش هزينههاي دولت، كمك به كاهش ترافيك و آلودگي هوا و از همه مهمتر اجراي عدالت بيان كرديد، شما ملاحظه كرديد كه ترافيك كم نشد! آلودگي هوا پابرجاست! پس احتمالا مصرف هم تغيير نكرده! واما عدالت: بسياري از خودروهايي كه به تناسب كاركرد سهميه بيشتري داشتند، مانند تاكسيها نيسان وانت و... سهميه بنزين خود را به قيمت آزاد فروختند! و رانندگان با سهميه پايين ناچار به خريد سهميه آنها شدند! آيا عدالت يعني اجراي سياستي كه منجر به ايجاد منبع درآمد بدون زحمت براي عدهاي و جبران اين درآمد از طريق فشار به عدهاي ديگر شود؟!
آيا نصف شدن سركشي من به والدينم در شهرستان به خاطر محدوديت بنزين، معناي عدالت ميدهد يا كمرنگ شدن فرهنگ صله رحم؟!
ما در دولت نهم شاهد 12 جابجايي كه 8 عنوان آنها وزير هستند، توسط شما بوديم! آيا انصافا هر 12 نفر آنها ناسازگار و متمرد و يا ناكارآمد بودند؟! آيا در جابجايي آنها شما به هزينههاي ناشي از تغييرات در اين سطح توجه كرديد؟! فرض را بر حقانيت شما در هر 12 عنوان ميگيريم! مگر، غير از اين است كه آنها را شما لايق اين پستها ديديد! آيا ضريب اشتباه تا اين حد قابل توجيه است؟!
ارتباط دولت نهم با قواي ديگر و مجمع تشخيص مصلحت نظام تيره بود. آيا اين عدم تعامل كه دولت را از ظرفيتهاي ساير قوا و متقابلا، بينصيب ميكند، قابل توجيه است؟! آيا در بروز اين معضل، همه اشكالات و تقصيرات از ناحيه قواي ديگر بود؟! آيا تعبير «طنز» براي نامه رسمي شما به مجلس، توسط رئيس مجلس هزينه شدن جايگاه رئيس جمهور نيست؟!
دولت نهم در چند مورد از اجراي قوانين مجلس خودداري كرد! آيا به هر دليلي، قانونا شما مجاز به اين كار بوديد؟! آيا اين بدعت در احترام به قانون نيست؟!
تمام نمودارهاي مربوط به عملكرد شما، كه در مناظرهها و ساير برنامهها نمايش داديد، بيانگر پيشرفت دولت نهم در تمام حوزهها بود! آيا واقعا دولت شما در هيچ يك از حوزهها حتي يك مورد موفقيت كمتري نسبت به دولتهاي قبلي نداشت؟!
شما در پايان دوره خود يك عنوان افزايش حقوق براي معلمان اجرا كرديد، كه در حكم حقوقي مربوط به اين افزايش براي اولين بار عنوان «معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور» در بالاي حكم به عنوان متولي اين اقدام لحاظ كرديد كه هيچ ارتباطي به موضوع ندارد! شما معني اين اقدام در آستانه انتخابات رياست جمهوري را چگونه تحليل ميكنيد؟!
موضوع حضور شما در دفتر يكي از مراجع و استفاده از تعبير «هالهاي از نور» در ارايه گزارش سفرتان به آمريكا، حقيقت دارد و بسياري از مردم آن را ديدند، ولي شما در اظهار نظرتان اين موضوع را به كلي تكذيب كرديد. آيا معني اين حركت دروغ نيست؟! در حالي كه شما جرمي نكرده بوديد و ميتوانستيد صادقانه آن را به عنوان بروز احساسات توجيه كنيد.
عبارت مشاهده پول نفت بر سر سفرههاي مردم را شما قبل از انتخابات 84 گفته بوديد! ولي در اظهارات بعدي آن را به راحتي تكذيب كرديد! چرا؟!
آقاي احمدي نژاد!
اينها مواردي بود كه من اطمينان داشتم كه بيان آنها عاري از كوچكترين غش ميباشد، والاّ بسياري از نقاط ابهام ديگري وجود دارد كه چون در صحت آن ترديد داشتم، از بيم جمله اولم ـ همان مجازات رب الوجود ـ از بيان آنها خودداري كردم،
آقاي احمدي نژاد!
من هيچ يك از انتقادات و تخريبهايي كه عليه شما صورت گرفته است را تاييد نميكنم، مگر اينكه به يقين برسم. بسياري از سخنان شما در دفاع از عملكرد دولت نهم را قبول دارم و اعتقاد دارم تلاشهاي زيادي در دولت شما شكل گرفته. من به دلايل خودم از اواخر دولت شما قصد نداشتم به شما راي بدهم، البته اين دليل نميشود كه حتما تشخيص من درست است، من خواهري دارم كه به شدت از شما حمايت ميكرد! خيلي سعي كردم تا دلايل خودم را براي تجديد نظر وي ابراز كنم، ولي او متقاعد نميشد و دليل خود را اينگونه بيان ميكرد كه: روساي جمهور قبلي نيز اشكالاتي داشتند و احمدي نژاد به قصد ناكارآمدي به صحنه نيامده، شايد نتوانسته! ولي براي من اين مهم است كه او داراي مشي انقلابي، اخلاق انقلابي و پايبند به اصول حاكم بر ارزشهاي انقلابي است.
آقاي احمدي نژاد!
شما اخلاق را هم باختيد! شما مشي انقلابي خود را هم باختيد! و اين يعني شكست آرماني خواهر من!
تمام اشكالات و ضعفهاي شما را ميتوان توجيه كرد؛ با اين استدلال كه فرضا قصد شما خدمت بوده و عوامل مختلف از جمله مخالفين مانع شدهاند، اما زير پا گذاشتن ارزشهاي انساني و اخلاق انقلابي را نميتوان توجيه كرد!
دلايل در توجيه رفتار سوال برانگيز خود در مناظرهها را، تخريبها، تهمتها، و كارشكنيهاي آنها در 4 سال قبل، در مقابل سكوت خود و حيف و ميل اموال مردم، سوء استفاده از جايگاه و بسياري از اين قبيل دلايل بيان كرديد! و براساس مشي انقلابي خود را مكلف به افشاكري ديديد!
1- افراد مورد نظر شما صرف نظر از صحت و يا عدم صحت اتهامات وارده از سرمايههاي انقلاب هستند كه بخش زيادي از عمر خود را وقف انقلاب و نظام اسلامي كردهاند.
2- اتهامات شما فقط در حد يك ادعاست! تا وقتي كه در دستگاه قضا مورد قضاوت قرار بگيرد وسپس توسط مقام قضايي اعلام شود، نه شما!
3- فرض را بر قطعي بودن جرم و مجاز بودن شما به افشاي آن مينهيم! اخلاق انقلابي و اسلامي به شما اين اجازه را نميدهد كه حتي در صورت تلافي اقدام متقابل آنها، آبروريزي كنيد و عيب آنها را فاش سازيد!
4- فرض را بر اين ميگيريم كه آنها مجرمند، شما مجاز به افشاييد و منع انقلابي هم نداريد! شما از امكاني براي انجام افشاگري استفاده كرديد كه در واقع حق مردم براي آگاهي بيشتر در رابطه با نامزد اصلح بود! و شما از آن براي تسويه حساب شخصي با كساني استفاده كرديد كه هيچ موضوعيتي با فضاي برنامه، هدف برنامه و محمل موضوع نداشتند! و درحالي كه شما از ضوابط آن برنامه مبني بر عدم استفاده از نام اشخاص و خارج شدن از موضوع اصلي مناظره اطلاع داشتيد، اگر حتي مخاطب اتهامات شما رقبايتان بودند، گرچه موضوع برنامه بود ولي باز هم پذيرفته نبود!
5- اقدامات آنها عليه شما از طريق تريبون، و يا رسانههاي در اختيارشان بوده است، شما هم رسانه در اختيار داريد و هم تريبون! شما هم متقابلا ميتوانستيد از روشهاي خودشان براي افشاي حقيقت استفاده كنيد!
6- شما معيار كارآمدي دولت نهم را مقايسه با دولتهاي قبل اعلام كرديد و به اين بهانه عملكرد آنها را در حوزههاي مختلف زير سوال برديد! چه مقامي ويا چه قانوني اين معيار را براي شما تعيين كرده! معيار واقعي وضعيت حال مردم است كه من هيچ قضاوتي نميكنم!
7- اينجا جمهوري اسلامي ايران است! و با همه نقاط جهان تفاوت معنا دارد، چهار كانديدا به عنوان رقيب هم هستند نه دشمن! و بايد فرهنگ انقلابي، ناظر بر قواعد رقابت باشد! به زعم من شما جلسات مناظره را به جاي رقابت، مديريت كرديد؛ آنهم از نوع رندانه!
در جلسه اول، تمركز رقيب را به خاطر هجمه بيامان و غير منتظره خود برهم زديد! و نتوانست بر اعصاب خود تا دقايق مياني جلسه مسلط باشد! اين يعني بيعدالتي و تضييع حق رقيب! و ايجاد شرايط نابرابر!
در همان جلسه لحن شما براي هشدار افشاي اتهامتان به همسر رقيب (بگم؟....! ) و چرخاندن عكس همسر وي در دستانتان و از همه مهمتر، طرح اتهام همسر رقيب، فارغ از صحت يا عدم صحت با آن لحن غير صميمي و معني دار، نقطعه عطف بداخلاقي شما و سوال برانگيزترين اقدام شما بود كه دور از شأن يك رئيسجمهور است و هيچ ارتباطي به بحث نداشت!!
در جلسه دوم فارغ از صحت يا عدم صحت، اشاره به اتهام رقيب در دريافت 300 ميليون «ش ـ ج» و حتي يادآوري اول، قابل توجيه (آنهم نه در چارچوب اخلاق اسلامي، حتي درصورت صحت) اما نحوه تذكرات بعدي اين اتهام با لحني رندانه و با هدف ايجاد فشار رواني و به انفعال كشاندن رقيب ارزيابي ميشود!
در جلسه سوم شما عليرغم عبور از يك تايم صحبت خودتان از زمان ادعاي رقيب مبني بر اداره كشور، با لحن غير صميمي، چنان او را به چالش كشيديد كه بيشتر معناي مچگيري وبه انفعال كشيدن حريف را تداعي ميكرد تا كشف حقيقت!
سوالات پي در پي و مغاير با عرف برنامه، كه منجر به اتلاف زمان مناظره شد، نشان از رنديگري براي مديريت زمان مناظره و كاهش تايم نهايي مناظره بود! و درنهايت نيز منجر به كاهش تايم جمع بندي رقيب وتضييع حق قانوني وي از 10 دقيقه به 4 دقيقه شد!
طرح سوال بي ارتباط به موضوع مناظره (ادعاي حمله آمريكا به ايران)، درست در پايان وقت خود وقبل از وقت جمع بندي رقيب، بيانگر قصد رندانه شما در مديريت زمان پاياني رقيب وبه انفعال كشاندن وي بود!
وموارد ديگري نيز به چشم ميخورد كه سوال برانگيز بود ولي من از بيان آنها براي پرهيز از طولاني شدن مطلب خودداري ميكنم.
آقاي احمدي نژاد!
مشاهده اين رفتارها اين معني را متصور ميكند:
كه جنابعالي مطالب لازم براي دفاع از عملكرد گذشته و اثبات كارآمدي آينده را نداشتيد و به ناچار براي غلبه بر رقبا متوسل به شيوههاي غير متعارف در رقابت شدهايد!
البته بيان نظرات من دليل بر اين نيست كه رقيبان هيچ گونه ترفندي را براي غلبه بر شما به كار نگرفتهاند، ولي انصافا بناي حاشيه روي را شما گذاشتيد!
آقاي احمدي نژاد!
واقعا احساس تكليف براي خدمت به مردم در چهارسال دوم تا اين حد است كه باورها و آرمانهايتان شما را مجاز به استفاده از روشهاي غير متعارف و مذموم براي نيل به هدف ميكند! واقعا اينگونه است؟!
مگر غير از اين است كه خداوند در قرآن به پيامبرش ميفرمايد: «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم»؟ آيا افراد مقابلتان كفار بودند؟ يا الفباي رحمانيت اينگونه است كه شما با آن نگاه مغرورانه سعي در تحقير رقبا والقاي عدم كفايت وصلاحيت آنها به مخاطب و... داشتيد؟!
آقاي احمدي نژاد پس ديديد كه شما اخلاق و صداقت را باختيد!
خداوندا تو شاهد باش! من سعي كردم كه مواردي را بيان كنم كه به آنها اطمينان داشتم!
خداوندا تو شاهد باش! مخاطب من در اين نوشتار، فقط او بود، وهيچ اشاره و قصدي در تاييد سايرين نداشتم!
خداوندا! اگر كوچكترين غش و بزرگنمايي در بيان من بود مرا مجازات كن!
آقاي احمدي نژاد!
اگر مطالب مرا قبول نداريد، و خود را مستحق چنين قضاوتي نميدانيد، از طريق رسانهها دلايل متقن و نه توجيه خود را بيان كنيد!
اگر قضاوت را وارد ميدانيد، به خود آييد، و به تكليف واقعي خود عمل كنيد، والاّ وجدان را هم باختهايد!
حاميانتان اگر با خواندن اين مطالب شما را پاسخگو بدانند، به وظيفه خود عمل كردهاند! والاّ معني تحجر ميدهد!
رسانههاي شما اگر با قبول اين مطالب، آن را انعكاس دهند، به رسالتشان عمل كردهاند، والاّ آنها نيز قلم به مزد گيرند!
رونوشت:
ـ جهت درج در فصل عبرت تاريخ براي آيندگان
آقاي احمدي نژاد
رئيس جمهور محترم
امروز چهارشنبه است، و تا جمعه دو روز باقي مانده! كار از تحليل، تخريب و سياهنمايي گذشته!
ميخواهم دقايقي با تو راحت باشم!
من سال 84 به تو راي دادم!
اگر بگويم از روي تحقيق بود، دروغ است!
در مرحله اول به لاريجاني و در مرحله دوم براي اينكه رقيب راي نياورد، به تو راي دادم!
مشكلي با تو نداشتم، جملاتي را هم كه در تخريب تو ميشنيدم، هيچ تاثيري در من نگذاشت؛ چون طبيعي بود؛ تو غير منتظره انتخاب شدي، پس مخالف خواهي داشت! تا بروز يك ماجرا!
من آپارتمان 70 متري خودم را به 5/27 ميليون فروختم، و بعد از مدتي قيمت آن به صد ميليون رسيد! اين اتفاق براي خيليها افتاد، شما به عنوان رئيس دولت چه سرنوشتي را براي اين افراد تصور ميكنيد؟! بارها دلايل بروز اين اتفاق تلخ را گفتهايد، بيان اين دلايل حتي موجه، چه كمكي به آنها كرد؟ آنها اين شكست تلخ را چگونه بايد جبران ميكردند؟! انتظار ميرفت كه شما براي جلوگيري و يا جبران اين اتفاق تدبير كنيد، در واقع اين است هنر رئيس جمهور! اين اتفاق قدري مرا مردد كرد!
شما از جمله دلايل اجراي سهميه بندي بنزين را كاهش هزينههاي دولت، كمك به كاهش ترافيك و آلودگي هوا و از همه مهمتر اجراي عدالت بيان كرديد، شما ملاحظه كرديد كه ترافيك كم نشد! آلودگي هوا پابرجاست! پس احتمالا مصرف هم تغيير نكرده! واما عدالت: بسياري از خودروهايي كه به تناسب كاركرد سهميه بيشتري داشتند، مانند تاكسيها نيسان وانت و... سهميه بنزين خود را به قيمت آزاد فروختند! و رانندگان با سهميه پايين ناچار به خريد سهميه آنها شدند! آيا عدالت يعني اجراي سياستي كه منجر به ايجاد منبع درآمد بدون زحمت براي عدهاي و جبران اين درآمد از طريق فشار به عدهاي ديگر شود؟!
آيا نصف شدن سركشي من به والدينم در شهرستان به خاطر محدوديت بنزين، معناي عدالت ميدهد يا كمرنگ شدن فرهنگ صله رحم؟!
ما در دولت نهم شاهد 12 جابجايي كه 8 عنوان آنها وزير هستند، توسط شما بوديم! آيا انصافا هر 12 نفر آنها ناسازگار و متمرد و يا ناكارآمد بودند؟! آيا در جابجايي آنها شما به هزينههاي ناشي از تغييرات در اين سطح توجه كرديد؟! فرض را بر حقانيت شما در هر 12 عنوان ميگيريم! مگر، غير از اين است كه آنها را شما لايق اين پستها ديديد! آيا ضريب اشتباه تا اين حد قابل توجيه است؟!
ارتباط دولت نهم با قواي ديگر و مجمع تشخيص مصلحت نظام تيره بود. آيا اين عدم تعامل كه دولت را از ظرفيتهاي ساير قوا و متقابلا، بينصيب ميكند، قابل توجيه است؟! آيا در بروز اين معضل، همه اشكالات و تقصيرات از ناحيه قواي ديگر بود؟! آيا تعبير «طنز» براي نامه رسمي شما به مجلس، توسط رئيس مجلس هزينه شدن جايگاه رئيس جمهور نيست؟!
دولت نهم در چند مورد از اجراي قوانين مجلس خودداري كرد! آيا به هر دليلي، قانونا شما مجاز به اين كار بوديد؟! آيا اين بدعت در احترام به قانون نيست؟!
تمام نمودارهاي مربوط به عملكرد شما، كه در مناظرهها و ساير برنامهها نمايش داديد، بيانگر پيشرفت دولت نهم در تمام حوزهها بود! آيا واقعا دولت شما در هيچ يك از حوزهها حتي يك مورد موفقيت كمتري نسبت به دولتهاي قبلي نداشت؟!
شما در پايان دوره خود يك عنوان افزايش حقوق براي معلمان اجرا كرديد، كه در حكم حقوقي مربوط به اين افزايش براي اولين بار عنوان «معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور» در بالاي حكم به عنوان متولي اين اقدام لحاظ كرديد كه هيچ ارتباطي به موضوع ندارد! شما معني اين اقدام در آستانه انتخابات رياست جمهوري را چگونه تحليل ميكنيد؟!
موضوع حضور شما در دفتر يكي از مراجع و استفاده از تعبير «هالهاي از نور» در ارايه گزارش سفرتان به آمريكا، حقيقت دارد و بسياري از مردم آن را ديدند، ولي شما در اظهار نظرتان اين موضوع را به كلي تكذيب كرديد. آيا معني اين حركت دروغ نيست؟! در حالي كه شما جرمي نكرده بوديد و ميتوانستيد صادقانه آن را به عنوان بروز احساسات توجيه كنيد.
عبارت مشاهده پول نفت بر سر سفرههاي مردم را شما قبل از انتخابات 84 گفته بوديد! ولي در اظهارات بعدي آن را به راحتي تكذيب كرديد! چرا؟!
آقاي احمدي نژاد!
اينها مواردي بود كه من اطمينان داشتم كه بيان آنها عاري از كوچكترين غش ميباشد، والاّ بسياري از نقاط ابهام ديگري وجود دارد كه چون در صحت آن ترديد داشتم، از بيم جمله اولم ـ همان مجازات رب الوجود ـ از بيان آنها خودداري كردم،
آقاي احمدي نژاد!
من هيچ يك از انتقادات و تخريبهايي كه عليه شما صورت گرفته است را تاييد نميكنم، مگر اينكه به يقين برسم. بسياري از سخنان شما در دفاع از عملكرد دولت نهم را قبول دارم و اعتقاد دارم تلاشهاي زيادي در دولت شما شكل گرفته. من به دلايل خودم از اواخر دولت شما قصد نداشتم به شما راي بدهم، البته اين دليل نميشود كه حتما تشخيص من درست است، من خواهري دارم كه به شدت از شما حمايت ميكرد! خيلي سعي كردم تا دلايل خودم را براي تجديد نظر وي ابراز كنم، ولي او متقاعد نميشد و دليل خود را اينگونه بيان ميكرد كه: روساي جمهور قبلي نيز اشكالاتي داشتند و احمدي نژاد به قصد ناكارآمدي به صحنه نيامده، شايد نتوانسته! ولي براي من اين مهم است كه او داراي مشي انقلابي، اخلاق انقلابي و پايبند به اصول حاكم بر ارزشهاي انقلابي است.
آقاي احمدي نژاد!
شما اخلاق را هم باختيد! شما مشي انقلابي خود را هم باختيد! و اين يعني شكست آرماني خواهر من!
تمام اشكالات و ضعفهاي شما را ميتوان توجيه كرد؛ با اين استدلال كه فرضا قصد شما خدمت بوده و عوامل مختلف از جمله مخالفين مانع شدهاند، اما زير پا گذاشتن ارزشهاي انساني و اخلاق انقلابي را نميتوان توجيه كرد!
دلايل در توجيه رفتار سوال برانگيز خود در مناظرهها را، تخريبها، تهمتها، و كارشكنيهاي آنها در 4 سال قبل، در مقابل سكوت خود و حيف و ميل اموال مردم، سوء استفاده از جايگاه و بسياري از اين قبيل دلايل بيان كرديد! و براساس مشي انقلابي خود را مكلف به افشاكري ديديد!
1- افراد مورد نظر شما صرف نظر از صحت و يا عدم صحت اتهامات وارده از سرمايههاي انقلاب هستند كه بخش زيادي از عمر خود را وقف انقلاب و نظام اسلامي كردهاند.
2- اتهامات شما فقط در حد يك ادعاست! تا وقتي كه در دستگاه قضا مورد قضاوت قرار بگيرد وسپس توسط مقام قضايي اعلام شود، نه شما!
3- فرض را بر قطعي بودن جرم و مجاز بودن شما به افشاي آن مينهيم! اخلاق انقلابي و اسلامي به شما اين اجازه را نميدهد كه حتي در صورت تلافي اقدام متقابل آنها، آبروريزي كنيد و عيب آنها را فاش سازيد!
4- فرض را بر اين ميگيريم كه آنها مجرمند، شما مجاز به افشاييد و منع انقلابي هم نداريد! شما از امكاني براي انجام افشاگري استفاده كرديد كه در واقع حق مردم براي آگاهي بيشتر در رابطه با نامزد اصلح بود! و شما از آن براي تسويه حساب شخصي با كساني استفاده كرديد كه هيچ موضوعيتي با فضاي برنامه، هدف برنامه و محمل موضوع نداشتند! و درحالي كه شما از ضوابط آن برنامه مبني بر عدم استفاده از نام اشخاص و خارج شدن از موضوع اصلي مناظره اطلاع داشتيد، اگر حتي مخاطب اتهامات شما رقبايتان بودند، گرچه موضوع برنامه بود ولي باز هم پذيرفته نبود!
5- اقدامات آنها عليه شما از طريق تريبون، و يا رسانههاي در اختيارشان بوده است، شما هم رسانه در اختيار داريد و هم تريبون! شما هم متقابلا ميتوانستيد از روشهاي خودشان براي افشاي حقيقت استفاده كنيد!
6- شما معيار كارآمدي دولت نهم را مقايسه با دولتهاي قبل اعلام كرديد و به اين بهانه عملكرد آنها را در حوزههاي مختلف زير سوال برديد! چه مقامي ويا چه قانوني اين معيار را براي شما تعيين كرده! معيار واقعي وضعيت حال مردم است كه من هيچ قضاوتي نميكنم!
7- اينجا جمهوري اسلامي ايران است! و با همه نقاط جهان تفاوت معنا دارد، چهار كانديدا به عنوان رقيب هم هستند نه دشمن! و بايد فرهنگ انقلابي، ناظر بر قواعد رقابت باشد! به زعم من شما جلسات مناظره را به جاي رقابت، مديريت كرديد؛ آنهم از نوع رندانه!
در جلسه اول، تمركز رقيب را به خاطر هجمه بيامان و غير منتظره خود برهم زديد! و نتوانست بر اعصاب خود تا دقايق مياني جلسه مسلط باشد! اين يعني بيعدالتي و تضييع حق رقيب! و ايجاد شرايط نابرابر!
در همان جلسه لحن شما براي هشدار افشاي اتهامتان به همسر رقيب (بگم؟....! ) و چرخاندن عكس همسر وي در دستانتان و از همه مهمتر، طرح اتهام همسر رقيب، فارغ از صحت يا عدم صحت با آن لحن غير صميمي و معني دار، نقطعه عطف بداخلاقي شما و سوال برانگيزترين اقدام شما بود كه دور از شأن يك رئيسجمهور است و هيچ ارتباطي به بحث نداشت!!
در جلسه دوم فارغ از صحت يا عدم صحت، اشاره به اتهام رقيب در دريافت 300 ميليون «ش ـ ج» و حتي يادآوري اول، قابل توجيه (آنهم نه در چارچوب اخلاق اسلامي، حتي درصورت صحت) اما نحوه تذكرات بعدي اين اتهام با لحني رندانه و با هدف ايجاد فشار رواني و به انفعال كشاندن رقيب ارزيابي ميشود!
در جلسه سوم شما عليرغم عبور از يك تايم صحبت خودتان از زمان ادعاي رقيب مبني بر اداره كشور، با لحن غير صميمي، چنان او را به چالش كشيديد كه بيشتر معناي مچگيري وبه انفعال كشيدن حريف را تداعي ميكرد تا كشف حقيقت!
سوالات پي در پي و مغاير با عرف برنامه، كه منجر به اتلاف زمان مناظره شد، نشان از رنديگري براي مديريت زمان مناظره و كاهش تايم نهايي مناظره بود! و درنهايت نيز منجر به كاهش تايم جمع بندي رقيب وتضييع حق قانوني وي از 10 دقيقه به 4 دقيقه شد!
طرح سوال بي ارتباط به موضوع مناظره (ادعاي حمله آمريكا به ايران)، درست در پايان وقت خود وقبل از وقت جمع بندي رقيب، بيانگر قصد رندانه شما در مديريت زمان پاياني رقيب وبه انفعال كشاندن وي بود!
وموارد ديگري نيز به چشم ميخورد كه سوال برانگيز بود ولي من از بيان آنها براي پرهيز از طولاني شدن مطلب خودداري ميكنم.
آقاي احمدي نژاد!
مشاهده اين رفتارها اين معني را متصور ميكند:
كه جنابعالي مطالب لازم براي دفاع از عملكرد گذشته و اثبات كارآمدي آينده را نداشتيد و به ناچار براي غلبه بر رقبا متوسل به شيوههاي غير متعارف در رقابت شدهايد!
البته بيان نظرات من دليل بر اين نيست كه رقيبان هيچ گونه ترفندي را براي غلبه بر شما به كار نگرفتهاند، ولي انصافا بناي حاشيه روي را شما گذاشتيد!
آقاي احمدي نژاد!
واقعا احساس تكليف براي خدمت به مردم در چهارسال دوم تا اين حد است كه باورها و آرمانهايتان شما را مجاز به استفاده از روشهاي غير متعارف و مذموم براي نيل به هدف ميكند! واقعا اينگونه است؟!
مگر غير از اين است كه خداوند در قرآن به پيامبرش ميفرمايد: «اشداء علي الكفار و رحماء بينهم»؟ آيا افراد مقابلتان كفار بودند؟ يا الفباي رحمانيت اينگونه است كه شما با آن نگاه مغرورانه سعي در تحقير رقبا والقاي عدم كفايت وصلاحيت آنها به مخاطب و... داشتيد؟!
آقاي احمدي نژاد پس ديديد كه شما اخلاق و صداقت را باختيد!
خداوندا تو شاهد باش! من سعي كردم كه مواردي را بيان كنم كه به آنها اطمينان داشتم!
خداوندا تو شاهد باش! مخاطب من در اين نوشتار، فقط او بود، وهيچ اشاره و قصدي در تاييد سايرين نداشتم!
خداوندا! اگر كوچكترين غش و بزرگنمايي در بيان من بود مرا مجازات كن!
آقاي احمدي نژاد!
اگر مطالب مرا قبول نداريد، و خود را مستحق چنين قضاوتي نميدانيد، از طريق رسانهها دلايل متقن و نه توجيه خود را بيان كنيد!
اگر قضاوت را وارد ميدانيد، به خود آييد، و به تكليف واقعي خود عمل كنيد، والاّ وجدان را هم باختهايد!
حاميانتان اگر با خواندن اين مطالب شما را پاسخگو بدانند، به وظيفه خود عمل كردهاند! والاّ معني تحجر ميدهد!
رسانههاي شما اگر با قبول اين مطالب، آن را انعكاس دهند، به رسالتشان عمل كردهاند، والاّ آنها نيز قلم به مزد گيرند!
رونوشت:
ـ جهت درج در فصل عبرت تاريخ براي آيندگان
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
راستي يادت باشه خداوند در قرآن فرموده : قسم به نان و قلم و هر آنچه از آن بر جاي مي ماند
واي بر كساني كه دروغ و افترا را به واسطه دريافت پول از مزدوران به حقانيت و حقيقت ببندند.
واي بر معاويه صفتاني كه علي را با زور و زر مي خواهند خوار نمايند و آري خداوند در قرآن مي فرمايد : كه شما خود خوار و ذليل ميگرديد
آنچه که اتفاق افتادبسیارنکوهیده وزشت بود
1- ولی آیا احمدی ن ژاد مسئول است ویا مافیای مسکن که با جمع شدن دور استخری در نیاوران دستور خرید میدهند تا قیمتها را بالا ببند
2-گوجه فرنگی را که یادتان است
3-برنج را چطور
4-در بدترین حالت قیمت مسکن بعد از دخالت دولت در این خرابکاری2 برابر است
5-تقاضای من از شما این است که افزایش قیمت مسکن را از شوع دوره رفسنجانی تا آخر دوره خاتمی تناسبی ببندید وببینید چند برابر شده است
5-من در مورد ی که مربوط به خودم میباشد محاسبه ای دارم وبه خدا قسم میخورم که یکصد وپنجاه برابر شده است ....مورد مستند موجود است
6-حال اگر یکصد وپنجاه برابر زمان آقایان را با دو برابر شدن زمان ایشان وبا توجه به در گیر کردن دولت به سیب زمینی وگوجه و.... بگیریم متوجه میشویم که درست میگویند که ایرانیان حافظه تاریخی ندارند
برادر عزیز میدانم که مثل من از آسیبی که خورده ای عصبانی هستی ولی مافیا را دست کم نگیر
مورد ها ومحاسباتم موجود است اگر تمایل داشتید تماس بگیرید
با تشکر
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





