ثبت تعزيهخواني به نام ايران يا تركيه؟!
همه ساله به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم، به ويژه روزهاي تاسوعا و عاشورا، رسانهها، اعم از صداوسيما و روزنامهها، به موضوع تعزيه (شبيهخواني) ميپردازند... شايد به خاطر اين نوع پردازش است كه جامعه ايران و اذهان عمومي، همواره احساس ميكنند كاركرد تعزيه، بيشتر «مناسبتي» است؛ آن هم خاصه به مناسبت ماه محرم و واقعه روز عاشورا و در ديگر فصول و مقاطع ديگر، كاركردي ندارد... .
در تعزيه، صحنه لخت است و تماشاچي، دايرهوار در سالن مينشيند و تعزيه، اين گونه قابل اجرا و قابل ارتباط است. براي خارجيها هم جالب است. در لندن و مسكو كه كار اجرا ميكرديم، تماشاگر غير ايراني، خوب ارتباط برقرار كرده است. وي ميگويد: البته تعزيه يك دوره افول را نيز تجربه كرده و آن دوره رضاخان بوده است.
هماكنون تعزيهها رو به رشد است. اتفاقا دوم تا نهم بهمن ماه به انگلستان ميرويم و در شهرهاي لندن، منچستر، بيرمنگام و كامنتري اجرا داريم... موسويان ميگويد: مركز هنرهاي نمايشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي فيلمي ساخته به كارگرداني ناصر تقوايي كه در آن تعزيه مطرح شده و به خاطر قابليتهايي كه دارد، در 35 سال اخير شهرت جهاني گرفته و كارگردانهاي معروف جهان همچون «گروتسكي» و «پتربروك» به تعزيه ايران توجه دارند... .
به هر حال اكنون يكي از دغدغههاي هنردوستان ايران، ثبت هنر تعزيهخواني به نام ايران در يونسكو است چراكه خاستگاه اصلي اين هنر، ايران بوده و نبايد اجازه داد تركيه مانند ديگر عرصهها، تعزيه و هنر تعزيهخواني را به نام خود مصادره كند... .
هنر تعزيه، سينه به سينه تا اينجا و تا امروز آمده و امروز هم كه هنرها متنوع شده و انگار زمان كمتر شده... الان همه چيز تند و كوتاه شده و ما بايد متناسب با زمانه، در تعزيه كاري كنيم كه مخاطب خسته نشود.
متن كامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.



