چشم اميد اصولگرايان به محسن رضايي
امير دبيري مهر
کد خبر: ۵۱۰۱۶
| | 5011 بازدید
پيش از آغاز رقابتهاي انتخاباتي، در مطلبي ضرورت حضور دکتر محسن رضايي سردار پرافتخار امام امت را در صحنه انتخابات دور دهم رياست جمهوري يادآور شدم. دکتر رضايي نماينده نيروهاي اصولگرا و ارزشياي است که به همه مقولات از دريچه ارزشهاي انقلاب، امام و ولايت مينگرند؛ ولي نگاه به آينده ايران دارند و اصولگرايي بدون پيشرفت و توسعه را درخت بي ثمر ميدانند. بسياري از اصولگراياني که در دور نهم انتخابات رياست جمهوري به محمود احمدينژاد رأي دادند و او را راهي مسند رياستجمهوري کردند، در اين 4 سال پشيمان از اين انتخاب، در واکنش به اقدامات و مواضع دولت نهم و شخص محمود احمدينژاد، جز سرافکندگي واکنشي نداشتند. دولت نهم ترکيبي ناهمگون بود از توهم، تخيل، ناشيگري، جنجال و هياهو، تظاهر، تبليعات پر طمطراق و از همه تاسفبارتر، بياخلاقي و فاصلهگيري از ارزشهاي اسلامي و انقلابي و انساني که در مناظرههاي شبهاي اخير در منظر ميليونها انسان قرار گرفت. و از همه سوگوارانهتر اين که همه اين رفتارها و مواضع غير قابل دفاع، به نام اصولگرايي و ارزشمداري انجام شد و آن چيزي که در اين 4 سال ضربه خورد، اصولگرايي و مديران ارزشي بودند؛ وگرنه اشخاص ـ حتي اگر محمود احمدي نژاد باشد ـ در برابر ارزشهاي انقلاب بهايي و ارزشي ندارند.
اگر دکتر رضايي در انتخابات حاضر نميشد، انتخابات دور دهم مسلخ ذبح ارزشها و اصولگرايي ميشد و شايد تا سالها، اصولگرايي توان ايستادن در فضاي سياسي کشور را نداشت. بگذريم از برخي تشکلها و جريانات سياسي اصولگرا که بعد از چند سال انتقاد و اعتراض به مشي دولت نهم در پي چند نشست خصوصي و پشت درهاي بسته، اصولگرايي را فداي مصالحه و معامله با رئيس دولت نهم کردند؛ ولي حضور دکتر رضايي به عنوان فردي که اصالت، ارزشمداري، پايگاه او نزد اقشار انقلابي و متدين، انقلابيگري و ولايتمداري او، فرسنگها با احمدي نژاد فاصله دارد. او همچون روحي است در کالبد اصولگرايان؛ همانگونه که در سالهاي دفاع مقدس بسياري از دنيا طلبان خائف از شهادت و ايثارگري، پشت سرداراني چون محسن رضايي و محمد باقر قاليباف را خالي کردند تا از چرب و شيرين دنيايشان کاسته نشود، در اين انتخابات هم اخلاف آنان به طرح دولت ائتلافي او لاادرکني گفتند.
محسن رضايي در برنامههاي تبليغاتي خود در هفتههاي اخير با موضعگيريهاي کارشناسي و مبتني بر مباني علمي و تئوريک، شائبه عوامزدگي و سطحينگري را از اصولگرايان زدود و شواهد حاکي از افزايش آراي اين پاسدار هميشه جاويد انقلاب اسلامي است. آخرين مناظره بين نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري بين دکتر محسن رضايي و دکتر محمود احمدي نژاد، دوشنبه شب برگزار ميشود و چشم اميد همه نيروهاي اصولگرا و ارزشي نظام به دفاع جانانه دکتر رضايي از مباني اصولگرايي و انقلاب اسلامي از منظري متعالي، عقلاني و منطقي است.
در شبهاي گذشته محمود احمدي نژاد با بدترين شيوههاي غير اخلاقي به زمين و زمان تاخت تا چند روزي ديگر بر سرير قدرت بماند غافل از بار سنگيني از معصيت تهمت ودروغ و غيبت که در نامه اعمالش و در ذهن دراز مدت ملت ثبت شد. ارائه آمارهاي اقتصادي جهتدار، ايراد تهمتهاي سنگين به سابقون انقلاب تحت پوشش افشاگري، کشيدن پاي نواميس مردم به مناظره، عدم پاسخگويي به ابهامات و پرسشهاي جدي مردم و عدم عذرخواهي بابت اشتباهات 4 سال گذشته، تنها بخشهايي از اين پرده تراژيک بود. بسياري از نيروهاي ارزشي نظام در اين روزها شرمگينانه به هم نگاه ميکنند.
به نظر ميرسد مناظره دوشنبه شب فرصتي تاريخي پيش روي دکتر محسن رضايي قرارداده است تا جايي براي صداقت، منطق، برنامه و نجابت و حيا و اخلاقگرايي در اصولگرايي باز کند. اين مناظره فرصتي بينظير پيش روي دکتر رضايي قرار ميدهد تا با بيان گيرا و مستدل خود کاري کند که حساب محمود احمدينژاد از جريان اصولگرايي و ارزشمدار جدا شود.
ملت ايران سالهاست دلتنگ بوي صداقت و صفا و رشادت ياران و همراهان امام است و رضايي از معدود بازماندگان نسل شهامت و رشادت است. اگر دکتر رضايي چنين کند، قطعا برنده حقيقي انتخابات خواهد بود؛ حتي اگر آراي مردم به نام رقيب اصلاح طلب و اصولگراي او يعني مير حسين موسوي وارد صندوقها شود، شايد احمدينژاد ناکام بماند؛ اما اصولگرايي و ارزشمداري کامياب خواهد شد و به جاي اينکه مردم در مباني اصولگرايي تجديد نظر کنند، شبه اصولگرايان در نامزد شکست خورده خود در انتخابات تجديد نظر خواهند کرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
من به شخصه به ایشون اعتقاد دارم بعضیا میگن رضایی از همشون بهتره ولی رای نمیاره ولی من میگم باید به اونی که باور داریم رای بدیم نه اونی که فکر میکنیم رای میاره شاید اون کسی که رای میاره دشمنمون باشه اونوقت ما هم ... اگه همه منطقی فکر کنن و نه احساسی اونوقت دکتر رضایی رای بالا میاره
فراموش نکنیم که جبههی «اصولگرایی» تنها به چندگروه و دستهی خاص محدود نمیشود که با پراکندهشدنِ بخشی از آنها -حال، بنا به مصلحتها و یا دوراندیشیها و واقعگراییها- از اطراف «احمدینژاد»، وی تنها و بییاور بماند.
درصد ثابتی از جامعهی ایران، که عمیقاً معتقد به مبانی شریعت و جمهوریاسلامی میباشند و خود را اصولگرا به معنای اصیل آن میدانند، هیچگاه مانند بعضیهایی که بهراحتی خاطراتِ تلخ سالهای زمامداریِ کسانی را که منافع باندی، شخصی و دیکتهشدهیشان را بر حفظ و حراست از کشور ترجیح میدادند، فراموش کردهاند، به باد فراموشی نخواهند سپرد.
با توجه به تحلیل روانشناسانهای که در مورد این قشر خاص وجود دارد، این طبقهی ثابتِ اجتماعی، خطاها و سفسطههای احتمالی احمدینژاد را در برابر توهینها و بحرانهای وسیع اجتماعی که در تقابل با ارزشها و معتقداتِ اصیل این قشر در برههای خاص از زمان شکل گرفت و توسط دگراندیشان و فرصتطلبانِ سودجو هدایت میشد، «هیـچ» هم برنمیشمرند و اتفاقاً...
رضايي رضايي اميد قلب مايي
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






