نگاه شما: برخیز؛ «مسافر»ت بیدقالباب رسید
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۵۰۹۵۲۷
| | 5825 بازدید
ابوذر مهربانی: سالهاي سال است لابلاي حرف و حديث مردم، رفت و آمد كوچه و بازار، دق الباب آشناي در و غرش نابهنگام آسمان، دنبال نشانه ميگردي. دنبال بهانه اي كه دريا را بگذاري و بگذري.
دلتنگ از اينهمه انتظار، گريه هاي بي بهانه، شبانه هاي بيداري، دلْ دل بيقراري،
اصلاً گيرم كه گمانشان فراموشي، مرهم زخم نمكْ سوده ات باشد! با بغضِ فروخورده ي صدايت چه مي كني؟
با هي نشستن و هي برخاستن سردرگم!
با آب و جاروي هر پسينِ بي مهمانِ حياط و دالان!
با بوي لباسهاي تاخورده توي گنجه!
...
برخيز صبور! برخيز و جامه ي نو به تن كن.
برخيز زيباروي روزهاي كودكي! منم. مسافرِ ديرْ نيامده ات.
چشمت روشن. آمده ام. بي دق الباب. بي اجازه
- اصلاً مگر براي رفتن اجازه گرفتم؟ گفتي رضايي به رضاي او-
برخيز عزيزِ چشم براه! چشمت روشن.
منم گمشده سالهاي دور؛ كودك و معصوم، مثل همان آغوش اول، مثل همان اذان تولد.-راستي با جاي خالي بابا چه مي كني؟!-
برخيز اشك غروب! نماز حاجت بخوان. مسافرت از راه رسيده.
دلتنگ از اينهمه انتظار، گريه هاي بي بهانه، شبانه هاي بيداري، دلْ دل بيقراري،
اصلاً گيرم كه گمانشان فراموشي، مرهم زخم نمكْ سوده ات باشد! با بغضِ فروخورده ي صدايت چه مي كني؟
با هي نشستن و هي برخاستن سردرگم!
با آب و جاروي هر پسينِ بي مهمانِ حياط و دالان!
با بوي لباسهاي تاخورده توي گنجه!
...
برخيز صبور! برخيز و جامه ي نو به تن كن.
برخيز زيباروي روزهاي كودكي! منم. مسافرِ ديرْ نيامده ات.
چشمت روشن. آمده ام. بي دق الباب. بي اجازه
- اصلاً مگر براي رفتن اجازه گرفتم؟ گفتي رضايي به رضاي او-
برخيز عزيزِ چشم براه! چشمت روشن.
منم گمشده سالهاي دور؛ كودك و معصوم، مثل همان آغوش اول، مثل همان اذان تولد.-راستي با جاي خالي بابا چه مي كني؟!-
برخيز اشك غروب! نماز حاجت بخوان. مسافرت از راه رسيده.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


