رئيسجمهور با آخرين ذرههاي اميد
8 آذر 76، ديدار برابر استراليا، صعود به جامجهاني و جشنهاي خياباني در ايران شوري را به نمايش گذاشت كه براي هميشه در خاطرهها خواهد ماند. حسي از پيروزي و رهايي كه بسي فراتر از غرور برد در يك ميدان ورزشي بود. چه آنها كه آن روز در خيابانها بودند و چه كساني كه پس از آن هر سال 8 آذر را همچون يادبود يك حماسه به خاطر آوردند و گرامي داشتند گواهي خواهند داد كه اين انفجار احساسات چگونه بغضي را به نمايش گذاشت كه گويي براي چند دهه در گلوها مانده بود.
به نوشته اعتماد ملی؛ 12 سال بعد اما، شايد اين از شوربختي دولت نهم باشد كه درست در روزهايي كه دل به قضاوت ملي بسته است، يك ديدار فوتبال چنان حساس شده كه ممكن است منجر به فاجعه شود. خرداد 88 با تبي همراه است كه بسياري از ايرانيان هرگز مشابه آن را تجربه نكردهاند.
رقابت تند نامزدهاي رياستجمهوري كه حرفهايشان هر روز تابوهاي ديگري را ميشكند، رسانهاي كه محل جدال است و در تمام سالهاي پس از انقلاب- و حتي پيش از آن- چنين تضاربي را در آرا و بيان نظرات به خود نديده است، و خيابانهايي ملتهب كه هر شب تا صبح محل منازعه مردمي است كه در حمايت از كانديداهاي موردنظر خود نفس ميزنند. يك جنگ انتخاباتي تمام عيار كه شهرهاي ايران را رنگ به رنگ كرده است سفيد و سبز و سرخ.
و در همين احوال تيم ملي ايران ظهر امروز در پيونگيانگ ديداري را آغاز ميكند كه حساسترين ديدار اين تيم در سالهاي اخير است. ديداري براي مرگ و زندگي* 90 دقيقه نفسگير كه موفقيت و پيروزي در آن، اگر با يك برد ديگر در روز چهارشنبه در استاديوم آزادي همراه شود، دو روز پيش از جمعه داغ، موجي از حمايت براي رئيسجمهور برخواهد انگيخت، صعود چهارم به جامجهاني، هديه به مردمي كه مدتهاست شكست پشت شكست را تجربه ميكنند و اين را محمود احمدينژاد بسيار خوب ميداند.
براي همين هم بود كه 100هزار نفري كه براي تماشاي ديدار ايران و عربستان در 8 فروردين به ورزشگاه آزادي آمده بودند، در پايان وقتي اسكوربورد از باخت خفتبار حكايت ميكرد و بازيكنان خجالتزده ايران زمين را ترك ميكردند، شرارههاي خشم را در چشمان او ديدند. دستور به بركناري علي دايي، سرمربي تيم ملي و عصبانيتي كه ميگويند رئيس سازمان ورزش ايران را تا مرز اخراج پيش برد. حالا احمدينژاد بيتابانه انتظار برد مقابل كرهشمالي را ميكشد تا آبهاي رفته به جوي برگردد.
اگر امروز اين اتفاق بزرگ روي دهد تصور حضور رئيس دولت نهم در روز چهارشنبه و ديدار مقابل امارات در آزادي سخت نخواهد بود. حضور در آخرين ميتينگ تبليغاتي كه سرانجام شايد با پيروزي و فريادهاي حمايت تماشاگران همراه شود. اما رويا به حقيقت خواهد پيوست؟ جلب افكار عمومي و برانگيختن سكوهاي ورزشي، آرزويي است كه محمود احمدينژاد- با وجود نزديكياش به اين اقشار- هنوز به آن نرسيده است.
شكست در مسابقات جهاني كشتي، جايي كه احمدينژاد رفته بود تا در قهرماني و طلاي فردين معصومي شريك شود و شكست مقابل عربستان كه طعم ملايم حذف از جام جهاني را داشت همگي براي رئيس دولت نهم تجربههايي تلخاند.
اين را به شكستهاي پيدرپي ايران در ميادين جهاني اضافه كنيد و المپيك پكن، مسابقات تيم ملي فوتبال و وضعيت باشگاههاي فوتبال ايراني در آسيا را به ياد آوريد تا دريابيد امروز در دل محمدعليآبادي چه ميگذرد. رئيس سازمان ورزش كه از چند روز قبل به چين رفته است تا در كنار تيم ملي به كرهشمالي برود و احتمالا از آخرين شكست فاجعهبار ممانعت كند.
محمد عليآبادي همچون محموداحمدينژاد از جايگاه لرزان خود باخبر است و ميداند كه احيانا در صورت پيروزي احمدينژاد در روز 22 خرداد هم تضميني براي بقاي او در ورزش وجود ندارد. پس اين آخرين فرصت عليآبادي است تا شايد با دو پيروزي امروز و چهارشنبه شانس ايران را براي رفتن به جام جهاني زنده نگه دارد و ذهن دوستداران ميليوني فوتبال را به سوي رياستجمهوري رو به اتمام، برگرداند.
همينطور كه محمود احمدينژاد هم سخت به اين دو پيروزي دل بسته است تا اگر مليپوشان كار صعب را ممكن كردند، اوضاع آشفته كمي آرام بگيرد و رايهايي كه هر روز بيشتر از سبد او ميگريزند، كمي بازگردند. اما كافي است به وضعيت ايران در جدول مسابقات و بازيهاي پيشرو نظري بيندازيم تا پي ببريم كه مسير براي تيم ملي ايران تا چه اندازه سخت است.
مديران ورزش ايران تمام چهار سال گذشته را با تصميمات شخصي و سياسي به بطالت گذراندهاند و به تأسي از ديگر دولتيان، به شعارهاي پيشرفت دلخوش كردهاند. اما حالا وضع اسفبار است و همه دل به معجزهاي ديگر بستهاند. كابوس جايي است كه ايران براي چهار سال ديگر جامجهاني را از دست بدهد و براي چهار سال ديگر...!
* ديداري كه در اوج اختلافات ميتواند همه مردم را همراه خود كند و آرزوي جمعي ملت را به دنبال داشته باشد.


