اكبرپور: دوست دارم آقاي گل شوم
از همان روزي كه قرار شد به استقلال برگردد، در انديشه بزرگي كردن با اين تيم بود. مهاجم دوم (به قول خودش) استقلال توانست در فصلي كه با قهرماني تيمش به پايان رسيد، بار ديگر به عنوان يكي از موثرترين نفرات استقلال در راه رسيدن به اين عنوان باشد.
به نوشته جام جم؛ او كه پيشتر قهرماني در ليگ برتر همراه با همين تيم را تجربه كرده بود، همچون آن زمان در خلال برگزاري مسابقات ليگ برتر به اردوي تيم ملي هم دعوت شد و مزد زحماتش را بيشتر از پيش گرفت.
چرا به استقلال برگشتي؟
چند دليل داشت.
دليل اول چه بود؟
اين كه ميدانستم امير قلعهنويي هدايت تيم را به عهده گرفته و در حال سر و شكل دادن به استقلال است تا با اين تيم بار ديگر عنوان قهرماني را به دست بياورد. همين شد كه پس از تماسهاي برقرار شده ميان ما فكر كردم بازگشت به استقلال در اين شرايط فكر خوبي است.
و دليل دوم؟
از حضور در تيم الظفره امارات خسته شده بودم.
از چه چيزش خسته شده بودي؟
همانطور كه ميدانيد، من از ابتداي فوتبالم مهاجم بودهام و بيشتر هم در همين استقلال نقش مهاجم دوم را بازي كردهام. چرا كه خصوصيت فوتبالم روبهجلو است و اين كار را برايم راحتتر ميكند؛ چون ذاتا ميل به تهاجم دارم. همين شد كه با انديشه حضور در چنين سيستمي به تيم الظفره امارات پيوستم و كارم را در آن تيم شروع كردم.
اما لابد در الظفره مهاجم بازي نميكردي؟
دقيقا. سرمربي تيم الظفره از من ميخواست در پست هافبك دفاعي بازي كنم و اين برايم سخت بود. البته وظايفم را به نحو احسن انجام ميدادم و حتي با آن شرايط براي الظفره گل هم زدم، اما به هر حال اين پست چيزي نبود كه در آن راحت باشم.
به خاطر درخشش بيشتر؟
به هر حال، وقتي شما در امارات و كلا جايي غير از ايران فوتبال بازي ميكنيد، كمتر در كانون توجه قرار داريد و اگر در پستي بازي كنيد كه كمتر به گل زدن بينجامد، اين مساله كار شما را جلوه كمتري ميدهد و براي انتخاب در تيمملي ضربه ميخوريد. همين شد كه نخواستم بيشتر از يك فصل در الظفره بمانم و به استقلال برگشتم.
دليل ديگري هم داشتي؟
خب دليل ديگر هم رسيدن مجدد به تيم ملي بود كه خوشبختانه توانستم به خواستهام برسم و در اواسط فصل گذشته به تيم ملي دعوت شدم.
بعد آمدي و خواستي شماره 10 را بپوشي؟
وقتي فهميدم عليرضا منصوريان با فوتبال خداحافظي كرده است، چنين پيشنهادي را مطرح كردم و گفتم دوست دارم شماره 10 استقلال را بر تن كنم.
منصوريان موافقت كرد يا...
وقتي شخصا با عليرضا صحبت كردم او در خصوص ارزشهاي اين پيراهن با من حرف زد و در نهايت با موافقت باشگاه شماره 10 به من رسيد.
فكر ميكني در حد و اندازه شماره 10 استقلال بودي؟
اين سوال را بايد از كارشناسان امر بپرسيد. چرا كه من هيچوقت از خودم راضي نيستم و همواره فكر ميكنم ميتوانم بهتر از آني باشم كه هستم. بههميندليل در طول فصل گذشته هم تمام سعي و تلاشم را به كار بستم تا يك شماره 10 كامل براي تيم باشم و فكر ميكنم تا اندازهاي هم موفق بودم.
به خاطر آمار گلهايت ميگويي؟
من بيشتر از اين به اين موضوع نگاه ميكنم كه يك شماره 10 بايد همه جوره در خدمت تيمش باشد. من در فصل گذشته ليگ برتر 12 گل زدم و 5 پاس گل دادم. فكر ميكنم يك پنالتي هم (در مصاف با پيام خراسان) براي استقلال گرفتم. البته اينها وظيفه يك مهاجم است و در كل من دوست دارم هميشه در خدمت تيمم باشم و وقتي به خانه برميگردم از بس دويده باشم ناي حرف زدن هم نداشته باشم.
در فصل ششم هم در استقلال بودي و زير نظر مرفاوي با استقلال چهارم ليگ برتر شدي. آن زمان سياوش اكبرپور شرايط اخلاقياش به خوبي امروز نبود. چه شد كه تا اين حد فرق كردي كه در طول فصل گذشته و با اين همه مسابقه حتي يك كارتقرمز هم نگرفتي؟
دوست دارم هميشه در خدمت تيمم باشم و وقتي به خانه برميگردم از دويدن زياد ناي حرف زدن نداشته باشم
من در فصل گذشته 7 بار كارت زرد گرفتم. اين براي خودم يك موفقيت محسوب ميشود؛ هرچند هدفم به مراتب دريافت كارت زردهاي كمتر از اين بود. من زماني كه به الظفره رفتم، چنين تصميمي را گرفتم و از آن زمان خواستم كه ديگر آن سياوش قبل نباشم. آن زمان هم بداخلاق نبودم و فقط به دليل جوانيام و شايد اين كه تجربه كمتري داشتم گاهي اوقات از كوره درميرفتم.
چه شد كه ديگر از كوره در نرفتي؟
تجربه. باور كنيد اين عين واقعيت است كه سن و سال آدمي هر چه بالاتر ميرود، منطق و شعور هم بزرگتر ميشود. من نيز در اين 2 فصل گذشته در امارات و ايران به عينه اين مساله را لمس كردم و فهميدم كه با اندكي تعمق و صبر ميتوان به اين خودباوري رسيد كه در مواجهه با مشكلات و اتفاقات ميتوان به شكل و شيوه ديگري هم رفتار كرد. همين شد كه توانستم چهرهاي متفاوت از خودم را به نمايش بگذارم. هرچند در پارهاي اوقات از كوره در رفتم و بابت آن هم بعدا پشيمان شدم.
چرا استقلال فصل را بد شروع كرد؟
مصدوميت و ناآمادگي چند تن از نفرات تيم به اضافه تغييرات گسترده در تركيب تيم سبب شده بود كه ما اندكي ناهماهنگ باشيم. شايد بيشتر از 70 درصد تيم در زمين مسابقه نفرات جديد بودند و اين مساله به اضافه بدشانسيهايي كه گريبانگير استقلال ميشد همه و همه شرايط بدي را براي ما رقم زد. در همان ايام چند خطاي پنالتي را هم براي استقلال ناديده گرفتند و همه اين مسائل دست به دست هم دادند تا استقلال به مكان هفدهم جدول سقوط كند.
اما همان زمان هم امير قلعهنويي حرف از قهرماني ميزد؟
امير قلعهنويي مربي سرد و گرم چشيدهاي است كه با يك يا 2 نتيجه ضعيف تيمش تصميمات كلياش را فراموش نميكند. او ميدانست كه چه تيمي را بسته و من خودم بارها در مصاحبههاي اول فصلم به اين مساله اذعان كردم كه استقلال اين فصل يك تيم رويايي با نيمكتي روياييتر است. ما هم در داخل زمين يك تيم كامل بوديم و هم روي نيمكت. باور كنيد نيمكت استقلال هم اگر به عنوان يك تيم ديگر در ليگ شركت ميكرد كمتر از پنجم و ششم نميشد. امير قلعهنويي هم اين مسائل را ميدانست و به بازيكنانش اعتقاد داشت.
پس از آن شما يكباره متحول شديد؟
بله. ما از هفته ششم روي غلتك برد افتاديم و چهره حقيقي آن استقلالي كه گفتم رويايي بود را همه با 5، 6 گل در هر بازي ديدند. ما يك تيم يكدست و هماهنگ داشتيم كه در همه خطوط بهترينها را در اختيار داشت. البته منظورم به خودم نيست و اين را در مورد ديگر همتيميهايم ميگويم. استقلال با درخشش تكتك نفراتش و هدايت صحيح و مطلوب قلعهنويي به آنچه حقش بود دست يافت و ما با اقتدار در صدر جدول قرار گرفتيم.
اما اين نتايج فقط تا بازي برگشت داربي بود و پس از آن شما خيلي ضعيف ظاهر شديد.
اين هم چند دليل داشت. اول اين كه ما پس از آن كه بازي برده برابر پرسپوليس را در دقايق اضافي با تساوي عوض كرديم، ضربه روحي شديدي به تيم وارد شد. آنجا بود كه خيلي از نفرات تيم تا هفتهها هرگز آن بازي هميشگيشان را انجام ندادند و ما با تساوي و شكست به كارمان ادامه داديم. دوم اين كه با نزديك شدن به پايان فصل دست استقلال براي بيشتر تيمها رو شده بود و تاكتيكهاي حريفان درست بر ضد تاكتيك ما طراحي ميشد.
سوم اينكه در آن برهه ما 5 بازيكن مليپوش داشتيم كه بايد هم در اردوي تيم ملي حضور پيدا ميكردند، هم ليگ برتر و هم جام حذفي. تازه پس از مدتي ما درگير مسابقات ليگ قهرمانان هم شديم.
نكته مهم و يكي از دلايل اصلي اين افت هم حاشيههايي بود كه در آن دوران براي استقلال ايجاد شد و تمركز كل تيم را بر هم ريخت. ما در آن دوران شرايط سختي را تحمل كرديم و كسب عنوان قهرماني با وجود اين همه مشكل خيليخيلي كار را برايمان سخت ميكرد. از اينها گذشته، استقلال چندين مصدوم داشت و مجتبي جباري را هم به دليل مشكلي كه برايش به وجود آمد (بازي رفت با الاتحاد) در اختيار نداشت. با كنار هم گذاشتن اين همه مشكل ميتوانيد درك كنيد كه ما چه وضعي را پشت سرگذاشتيم.
تو در فصلي كه عنايتي آقاي گل ليگ برتر ايران شد، در كنارش بازي كردي و اين فصل هم آرش برهاني به اين عنوان دست يافت! رمز خاصي در كارت وجود دارد؟
اين شيوه و روش كاري من است . دويدن در عرض محوطه جريمه حريف و سردرگم كردن مدافعان اين فرصت را براي هم پستيام ايجاد ميكند كه راحتتر به گلزني فكر كند و از موقعيتهايش استفاده بهتري ببرد.
خودت علاقهاي به آقاي گل شدن نداري؟
هر كسي دوست دارد آقاي گل شود و من هم از اين قاعده مستثنا نيستم، اما منطقه كاريام با شيوه فوتبالم بهگونهاي است كه در كنار گل زدن بيشتر فضاسازي ميكنم و موقعيت را براي هم تيميهايم فراهم ميكنم.
در فصل گذشته بار ديگر به تيمملي دعوت شدي، برنامهات براي آينده چيست؟
پيش از ديدار با كره جنوبي از سوي آقاي دايي دعوت شدم و برابر كره هم به ميدان رفتم. خب پيش از هر چيز آرزو دارم تيم ملي به جام جهاني صعود كند و از 3 بازي باقيماندهاش در مرحله مقدماتي جامجهاني سربلند خارج شود. در وهله دوم هم اميدوارم من هم بتوانم در حد توانم به تيم ملي كشورم كمك كنم و سهمي كوچك در راهيابي به جام جهاني داشته باشم. چرا كه معتقدم حضور ايران در جامجهاني به سود كل فوتبال ايران است و اگر هم صعود نكنيم، ضربه بزرگي به فوتبالمان وارد خواهد شد.


