كجا ميرويد آقاي رئيس؟
پرسپوليس يكي از بدترين دورانهاي تاريخياش را سپري ميكند. حذف در جام حذفي، رسيدن به مقام پنجم در ليگ برتر و بازماندن از ليگ قهرمانان آسيا، و حالا بيرون افتادن از همين ليگ آسيايي با يك شكست مفتضح خانگي. نتايجي چنان اسفبار كه جاي هيچ توجيهي براي آن نيست و حتي مدير باشگاه ( از شرم يا هراس؟) از حضور و پاسخگويي در برنامه تلويزيوني طفره ميرود.
به نوشته اعتماد ملی، همه اينها در شرايطي است كه پرسپوليس فصل قبل را با قهرماني سپري كرده و با ادعاي قهرماني در آسيا فصل اخير خود را آغاز كرده است. اما حقيقت احتمالا همان حرف عليرضا نيكبختواحدي است كه ميگويد: «بيش از اين نبايد انتظار داشت، حد ما همين است.» اما اينكه چرا تيمي با اين همه هزينه، با اين همه هوادار و با توجه و حمايت ويژهاي كه حتي تا اتاق رئيسجمهور هم امتداد دارد، نميتواند در حد خود ظاهر شود و از حيثيت فوتبال ايران دفاع كند، پرسشي است كه اين روزها كسي علاقه ندارد پاسخي به آن بدهد.
شايد متوليان امر بدشان نيايد همه اين اتفاقات را به طبيعت فوتبال نسبت دهند و بخواهند آن را معمولي بخوانند، اما نميتوان فراموش كرد كه براي نجات تيم پرطرفدار از اين ورطه، چه تصميمات عجيبي به اجرا درآمده و چه هزينهاي شده است؛ تصميماتي كه اغلب با انتقادهاي بسيار همراه بوده و مخارجي كه بيشتر، از بودجه عمومي، يعني جيبهاي خالي اين ملت هزينه شده است. تعويض سه مدير و سه سرمربي تنها در عرض يكسال!
اتفاقي كه حتي در كوچكترين باشگاههاي اروپايي هم غيرقابل تصور است. و سرانجام كار، اينجاست كه رسيدهايم. تيميشكستخورده و مديريتي مثالزدني از اشتباهات بيپايان. حالا بابت اين شكست يقه چه كسي را ميتوان گرفت؟ يقه داريوش مصطفوي را كه ندانست چرا آمده و چرا ميرود؟ يقه حبيب كاشاني را، يا گريبان انصاريفرد را، كه مديران باشگاه از سر استيصال آوردندش و حالا روي دستشان مانده است؟ نكند ميخواهيد سراغ قطبي، پيرواني يا نلو وينگادا برويد.
اما يادمان باشد كه همينها هم به اذن رئيس آمدهاند، و به اذن او هم رفتهاند لابد. ارجاعتان ميدهم به حرفهاي حسين هدايتي كه گفت قرار بوده براي نيمكت تيم لوكا بوناچيچ بيايد ولي ناگهان راي برگشته و با توافق آقاي عليآبادي وينگادا جانشين او شده.
شما بگوييد آقاي رئيس. حالا از كي بايد حساب خواست؟ شما كه همچنان خود را در اوج موفقيت ميدانيد و وضعيت پرسپوليس و تيم ملي و المپيك و بقيه نتايج را هم حاضر نيستيد گردن بگيريد. مديران و تصميماتتان را هم كه با هر غوره و هر مويز كه نوشجان ميكنيد، ميآوريد و ميبريد و هيچكس را به پرده اسرارتان راهي نيست.
شما بگوييد، بابت همه اينها كه پيش آمده و پيش ميآيد به كجا بايد پناه برد و از كه ميتوان پرسيد. ما كه از منظر شما هيچ نميدانيم و آنچه ميگوييم مسموم است و محض نابودكردن است. شما كه ميدانيد و آبحيات اين ورزش را در كف باكفايت خود داريد بگوييد، چه كسي مسوول اين زوال است؟ تماشاگر سرسام گرفته بالاخره از كي بايد راه نجات را بجويد؟
شما كه پاسخگوي تصميمهايتان نيستيد، كسي هم كه باقي نمانده. اگر نشانياي در كار هست، به ما هم بگوييد. اگر نه، گمان خواهيم كرد خودتان هم نميدانيد به كجا داريد ميرويد. راستي ميدانيد؟ ما را كجا داريد ميبريد؟ كجا داريد ميرويد آقاي رئيس ورزش ايران؟



